لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
جاذبه های اکوتوریستی استان خوزستان
هورالعظیم، باتلاقها، نیزارها و سواحل زیبای خلیج فارس در جنوب و کوههای بلند و برفگیر در تمامی شمال و شرق جلگهی بسیار پست و گرم خوزستان، دورنما و چشماندازها و اقلیمهای متفاوتی در چهار سوی استان فراهم آورده است. به گزارش خبرنگار ایسنا دسترسی به آبهای آزاد در طول سواحل جنوبی و داشتن رودخانههای متعدد و پر آب که از هزارههای پیش از میلاد زیستگاه اقوام کهن ایرانی و مهد تمدن وکشت و کار و آبیاری بوده، از مشخصههای اصلی اکوتوریسم خوزستان است. به عبارتی دیگر عرصه اکوتوریسم خوزستان شامل 296000 هکتار تالاب بینالمللی شادگان و هورالهویزه میباشد. همچنین مرز آبی استان شامل 230 کیلومتر که با وجود دریاچههای پشت سد از جمله سد شهید عباسپور روی هم رفته حدود یک سوم آبهای شیرین در خوزستان جاری میباشد.
جاذبههای طبیعی و اکوتوریستی این استان عبارتند از:
«دریاچهی سد دز»
این سد به ارتفاع 203 متر بلندترین سد خاورمیانه و ششمین سد مرتفع جهان در 15 کیلومتری شمال شهر دزفول بر روی رودخانه دز بنا گردیده است که پس از اتمام قادر خواهد بود حدود ¾ میلیارد متر مکعب آب در دریاچهای به وسعت 63 کیلومتر مربع ذخیره سازد. احداث این سد و تنظیم جریان رودخانه این امکان را بوجود میآورد که دو رودخانه دز و کرخه از طریق کانالی به طول 8 هزار و 500 متر و عرض 9متر و ظرفیت 20 متر مکعب در ثانیه به هم متصل گردد و آب کافی برای آبیاری متجاوز از 30 هزار هکتار از اراضی واقع در منطقه کرخه تامین گردد. دریاچه پشت سد نیز امکانات فراوانی برای بهرهبرداریهای جهانگردی و تفریحی دارد.
«دریاچهی سد کرخه»
سد کرخه در سال 1334 شمسی بر روی رودخانه کرخه بنا شد، این سد از نوع سدهای انحرافی است که آب رودخانه کرخه را به داخل دو شهر منحرف میکند. طول سد 192 متر و ارتفاع آن 9 متر است. سد در وسط یک قسمت آبریز دارد که طول آن 123 متر و ارتفاع آن از بستر رودخانه 5 متر است. دریاچهی این سد نیز امکانات فراوانی برای بهرهبرداریهای جهانگردی فراهم آورده است.
همچنین سدهای عباسپور (سد کارون) و خلیلخان (چهاربری) نیز قابلیت بهرهبرداری برای جهانگردی دارند.
«تالاب شادگان»
تالاب بینالمللی شادگان 296 هزار هکتار مساحت دارد و از شمال به شادگان و خور «دورق» و از جنوب به رودخانهی بهمنشیر، از غرب به جاده دارخوئین و آبادان و از شرق به آبهای خورموسی محدود میشود. سطح تالاب با گیاهان آبدوست چون لویی، چولان و گیاهان غوطهور پوشیده شده و محل بسیار مناسبی برای پذیرش پرندگان آبزی مهاجری است که در پاییز از شمال اروپا، کانادا و سیبری به این منطقه روی میآورند. در این تالاب انواع ماهیان آب شیرین و شور مانند بنی، شیربد، حمری، شانک، ماهیهای پرورشی و پرندگانی چون فلامینگو، حواصیل، لکلک، غاز وحشی، اردک، گراز و … زیست میکنند. تنها زیستگاه و محل زاد و ولد اردک کرکری در جهان این تالاب است و پرندگانی چون «گیلانشاه خالدار» و «اکراس آفریقایی» نیز از نمونههای بسیار کمیابی هستند که در این منطقه یافت میشوند. تالاب شادگان زیستگاه یک سوم از گونههای جانواری و گیاهی در معرض خطر نابودی است. این تالاب طبق مصوبهی شورای عالی حفاظت از محیط زیست تحت عنوان «پناهگاه بینالمللی حیات وحش شادگان» به سازمان محیط زیست واگذار شده است.
«هورها، باتلاقها»
در استان خوزستان به علت ارتفاع پایین، در قسمتی از کرانهها به وسیله دریا و در سایر نقاط به واسطه جریان رودخانهها، باتلاقهای وسیعی به وجود آمده است که به واسطهی آب دائمی و زیاد به اسم «هور» معروفاند. هورالعظیم، هور مزرعه و الدورق از این جمله هستند.
«هورالعظیم»
هورالعظیم بزرگترین هور خوزستان از آبهای کرخ، دویرچ و قسمتی از آبهای اروند رود تشکیل شده است. این هور بزرگ که به طول یکصد کیلومتر و با عرص 15 الی 75 کیلومتر، از طرف غرب به وسیله رودخانه دجله، از طرف شرق به وسیله جلگه صاف ایران محدود شده است و در خاک عراق از طرف جنوب تا کنار دجله و از شمال تا چند کیلومتری شهر عماره ادامه دارد و در خاک ایران شهرهای بستان، سوسنگرد و هویزه کاملا در کنار این هور واقع شدهاند.
هورالعظیم محصول آب اضافی رودخانه کرخه، دجله، دویرچ اس، سراسر هور از نی پوشیده است. عمق آب در کنارههای هور کم است ولی تدریجا در وسط آن به چند متر میرسد، اکثر طوایف در داخل این هور مامن بسیار امنی برای خود تهیه میکنند که از بهم پیوستن نیها ساخته میشود. این طوایف اکثرا به پرورش گاومیش در هور و اطراف آن اشتغال دارند. حرکت در هور با راهنمایی اشخاص مطلع سهل و با قایقهای مخصوص انجام میگیرد.
«رودها و چشمهها»
خوزستان با وجودیکه آب و هوای گرمی دارد ولی بستر رودهای مهمی چون رودخانهی کارون و اروند، با قابلیت کشتیرانی در آنها و رودهای دیگری مانند زهره، جراحی - مارون، خور، نهرگاهی، بهره، شاهور، مرغاب، آب سوسن، آب شلا، ابوالعباس، اعلا، دره حراز (دمهلی)، بولاواس، صیدون، لیراب، رامهرمز و … است.
همچنین چشمههای آبگرم و معدنی عین خوش، دهلران، گراب، سیزنگر، گلگیر، هر کدام استفادههای درمانی متفاوتی دارند که تا کنون بهرهبرداری گستردهای از این چشمهها صورت نگرفته است.
«ارتفاعات و قلهها»
مهمترین ارتفاعات بالای دو هزار و 500 متر استان خوزستان؛ تاراز، تلگه، تورک، دوتو، کله، مونگشت است که دامنهی برخی از این کوهها از جنگل پوشیده شده و در نوع خود جذابیتی خاص ایجاد کرده است.
«جلگهها و دشتها»
جنوب و غرب استان خوزستان اراضی جلگهای است که به سطح فرسایشی رسوبات جوان دورهی ترشیاری گسترش یافته است و هنوز تپههایی از ساختمان گذشته آن در اطراف اهواز به چشم میخورد. قسمت اعظم این جلگه از آبرفتهای رودهای کارون، کرخه و جراحی تشکیل شده است. این جلگه با شیب ملایمی به سوی جنوب تا سواحل خلیج امتداد دارد و شمالیترین نقطهی آن حوالی دزفول است. قسمت جنوبی آن از اراضی بسیار پست و سطحی تشکیل شده که از تاثیر جزر و مد دریا به وجود آمده است. خاک این قسمت فوقالعاده شور است.
«فضاهای جنگلی»
براثر تنوع آب و هوا نوع خاک، برخی از مناطق خوزستان را جنگلهای تنگ و بوتهزار، درختچه و درختان پوشانیده است. خوزستان در ادوار گذشته پوشش جنگلی انبوهتری داشته است. برخی سیاحان نوشتهاند که کرانههای کارون ما بین خرمشهر و اهواز با درختان تبریزی، گز و انواع دیگر کاملا مشجر بوده است. در دامنهی کوه سولک و کوه دزگه جنگل بزرگی از درختان بلوط، بادام جنگلی، بن و غیره وجود دارد. در کرانه رودخانهی کرخه جنگل وجود دارد و در دو طرف رودخانه دز درختان بزرگ و درهمی به چشم میخورد.
مسیر اکثر رودخانهها سراسر از درختان جنگلی گز پوشیده شده است. درخت سدر یا کنار از گیاهان خاص این منطقه است که از میوه، برگ و چوب آ ن استفاده فراوان میشود. درختان کهور،بده، خرزهره، استبرق و انواع اکالیپتوس نیز در خوزستان یافت میشود.
جنس درختان جنگلی بیشتر بلوط است. مراتع خوزستان از نوع مراتع قشلاقی نامرغوب است که در مناطق کوهستانی پوشش گیاهی غنی تری دارد.
در فصل بارندگی که از نیمه آبان شروع می شود و تا اواخر فروردین ماه ادامه مییابد، کم کم بر روی تپهها و زمینهایی که از خاک مناسب برخوردارند، گیاهان خودرو میرویند. در نواحی مرطوب جنس گیاهان از نوع گلسنگ، قارچ و خزه است. در نواحی غیر مرطوب انواع گیاهان بومی میروید. پوشش گیاهی در ارتفاعات شمال شرقی موجب گردیده که عشایر این منطقه به پرورش دام بپردازند. این منطقه به عنوان مراتع گرمسیری ایل بختیاری مورد استفاده قرار میگیرد. پوشش گیاهی شمال و شمال شرقی به صورت استپ کوهی و کوهپایهای است و درختانی از
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
محمد رضا کلهر
در یکی از روزهای تابستانی سال 1245 (ه. ق) در کرمانشاه متولد شد. پدرش محمد رحیم بیگ سردسته سواره رو فوج کلهر بود . ایل کلهر که شهرتش را از سوار کاری و شمشیر زنی بدست آورده ، تمام جوانانش را به آموختن سوارکاری و شمشیر زنی وادار می ساخت و محمد رضا نیز از این قاعده مستثنی نبود. برادر بزرگش – نوروز علی – سوار کار و شمشیرزن ماهری بود . هنگامی که محمدرضا سنین کودکی را پشت سر گذاشت ، نوروز علی به امر پدر، این فنون را به محمدرضا آموزش داد . او گاهی از بی توجهی محمد رضا گله می کرد. محمدرضا روحیه خود را با این فن سازگار نمی دید، چون آنقدر که از تماشای یک لاله ی وحشی لذت می برد، از سوارکاری و شمشیرزنی چیزی دستگیرش نمی شد.
بعد از درگیری که بین ایل کلهر و دیگر قبایل ایجاد شد، محمد بیش از پیش خود را با جنگ و گریز بیگانه می یافت، چون به خلوت ، انزوا ، صلح وآشتی تمایل داشت. او بعد ازاتمام این درگیری، مصمم شد، شمشیر و اسب را با وجود مهارتی که کسب کرده بود، برای همیشه رها کند . تصمیم گرفت خواندن و نوشتن را از پسر عمویش که خط خوشی داشت ، بیاموزد. در همین روزها، به قلم باریک نی و خط خوش پسر عمو، دلبستگی پیدا کرد. گویی از پیچ و تاب خط به آرامشقلبیمی رسید. آنقدر از روی خط پسرعمویش نوشت تا یقین کرد مثل او نوشته است. "شاید هم بهتر" اما افسوس که در میان ایل، استاد خوشنویسی نبود، تا بتواند نزد او خطش را به سرانجام برساند . سرانجام تصمیم گرفت برای نیل به مقصودش به تهران عزیمت کند. این مسئله را با پدر بازگو کرد، رضایت پدر او را خشنود ساخت و با اعتماد به نفس بیشتری راهی "دارالسلطنه" – پایتخت شد.
محمدرضا در تهران، شاگرد مکتب میرزا محمد خوانساری شد. میرزا، خط نستعلیق را به استادی و مهارت تمام می نوشت، و دارای شهرت بسیار در این خط بود. محمد هر روز صبح کنار اسباب کتابت استاد خود می نشست و هنگام نوشتن استاد، تمام حواسش را به قلم و حرکت دست او معطوف می کرد. وقتی استاد می نوشت، در خیالش بال هایی ناپیدا او را به سمت لذتی درک ناشدنی پرواز می داد.
محمد، هر روز مشق هایش را به استاد می داد، استاد آنها را تصحیح می کرد. زیر بعضی از کلمات ، کلمه را دوباره می نوشت ، ضعف های کار را توضیح می داد و عقیده داشت :«خطش وحشی است و باید رامش کند، بدون قاعده و قانون نوشته، باید به خط استاد نگاه کرده و جزئیات رادقیق اجرا کند، نه کم و نه زیاد.»
سه سال از شاگردی محمدرضا گذشت ، به قول استاد ، خطش رام شد و شکل و شمایلی پیدا کرد. او بدون ذره ای تردید، هر روز ساعت ها مشق می کرد، هم مشق نظری (سیر در خط استاد) و هم مشق قلمی (بر روی کاغذ قلم می زد و به سطر نویسی و سیاه مشق می پرداخت) روزها با قلم کتابت، مشق خفی و ریز و شب ها با قلم درشت، مشق جلی می کرد.
گذر زمان محمدرضا را از خوشنویس ناشی و تازه کار چند سال پیش که حروف و کلمات را با ذوق و سلیقه شخصی می نوشت(بدون رعایت تناسبات و نسبت های خط )، به شاگردی در پایه استاد تبدیل کرد. آخرین مشقی که به استاد نشان داد، مورد تمجید او قرار گرفت و به او گفت: از این به بعد جستجو کن و از آثار استادان قدیم، نکته هایی تازه بیرون بکش و در نهایت خطی بپرور، که بدون امضا معلوم شود خط توست.
از آن به بعد از هر کس که در خوشنویسی سر رشته ای داشت ، سراغ مرقعات ( مجموعه ای از آثار خط یا نقاشی که به شیوه ای هنرمندانه کنار هم قرار گیرد) استادان گذشته را می گرفت. با این که خرید اغلب مرقعات و قطعات برای او ناممکن بود، اما تا جایی که دخلش اجازه می داد، آنها را خریداری می کرد و بقیه را از دیگران به امانت می گرفت ، تا از روی آنها مشق کند. محمدرضا از آثار استادان درگذشته، بیشتر از همه به خط میرعماد الحسنی علاقه داشت ومناسب ترین خط را، خط میرعماد می دانست. او هنگامی که شنید روی سر در یکی از حمام های قزوین، کتیبه ای به خط میرعماد وجود دارد، به قزوین رفت .
محمدرضا کلهر در سال 1264 (ه. ق) پیغامی از طرف دربار دریافت کرد که برای تعلیم خط به ناصرالدین شاه راهی دربار شود. در مجلسی که برای معرفی او به شاه ترتیب دادند، امیر کبیر صدراعظم و چند نفر دیگر حضور داشتند. امیر به گرمی از "کلهر" استقبال کرد و قرار شد هر هفته در دو جلسه به شاه تعلیم خط بدهد. شاه به خوشنویسی علاقه داشت، اما با تنبلی مشق می کرد. گاهی وقتها که میرزا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
«نابسامانیهای زبانی»
- طبقه بندی نابسامانیهای زبانی
نابسامانی زبان به هر نوع بی نظمی یا انحراف در کار تولید یا ادراک زبان گفته می شود. بنابراین در وهله اول باید آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
1- نابسامانیهایی که مربوط به جنبه تولیدی زبان است که خود شامل الف: نابسامانی های گفتار ب: نابسامانی های نوشتار می باشد.
2- نابسامانیهایی که مربوط به جنبه ادراکی یا دریافت زبان است که خود شامل الف: نابسامانیهای شنیدن ب: نابسامانیهای خواندن می باشد.
- نابسامانیهای گویایی:
1- بعضی از ویژگی های نامطلوب گفتار در کودکی با تقلید از یکی از اطرافیان آغاز می شود و تا بزرگسالی همچنان باقی می ماند که به ویژگی های گروه اول نقص گفتار یا گویایی گفته می شود.
2- بعضی دیگر از ویژگیهای نامطلوب گفتار علل عضوی و بدنی دارد که به آن نابسامانیهای گفتار یا گویایی اطلاق می شود. مثلا به افرادی بر می خوریم که بعضی مصوت های فارسی را(تو دماغی) تلفظ می کنند که این گاهی اوقات فقط عادتی است که فرد در کودکی آن را یاد گرفته و باقی مانده و یا ممکن است بر اثر فلج شدن عصبی باشد که زبان کوچک را کنترل می کند که در نتیجه آن فلج عصبی، زبان کوچک نمی تواند راه حفره بینی را ببندد و ناچار هوا از راه بینی و دهان هر دو خارج می شود.
- ویژگی های نامطلوب گفتار:
1- وقتی صدا به اندازه کافی بلند نباشد.
2- وقتی به علت تلفظ ناقص، تمام یا بخشی از گفتار گوینده نامفهوم بماند.
3- وقتی کیفیت صدا ناخوشایند باشد.
4- وقتی درجه بلندی، زیر و بمی، طنین و دیگر ویژگی های صدا نسبت به سن و جنس گوینده انحراف داشته باشد یعنی بیشتر توجه به نحوه بیان او جلب شود نه به مطلبی که بیان می کند.
5- وقتی گفتار همراه با صداهای نامربوط یا شکلک یا حرکات و رفتار ناخوشایند یا مسخره باشد.
6- وقتی به علت درهم ریختگی قواعد صرف و نحو و کاربرد واژه تمام یا بخشی از گفتار گوینده نامفهوم باشد. در تمام موارد بالا فقط کارشناسان گفتار درمانی می توانند با آزمایشهای لازم میزان درمان پذیری آنها را مشخص نمایند.
ناهماهنگی در آغاز گفتار:
از نظر آغاز تلفظ صداهای زبان در میان کودکان تفاوت های چشمگیری مشاهده می شود، بعضی کودکان صداهای زبان را در سن 5/2 سالگی یاد می گیرند در حالیکه بعضی ممکن است حتی صامت های زبان را تا سالها بعد نیز یاد نگیرند که اگر این تاخیر زیاد شود طبیعی تلقی نمی شود.
حد طبیعی این واجها تا این سنین طبیعی است.
- سن 5/3 سالگی واجهای«پ،ب،م،هـ»
- سن 5/4 سالگی واجهای«ت،د،ن،ک،گ،ی»
- سن 5/5 سالگی واج«ف»
- سن 5/6 سالگی واجهای«ش،ژ،و،ل»
- سن 5/7 سالگی واجهای«س،ز،ر»
البته پسران دیرتر از دختران زبان باز می کنند.
زبان پریشی های کودکی:
اختلالاتی که در طول زبان آموزی عارض می شود و زبان آموزی را دچار آشفتگی می کند. معمولا فراگیری زبان طبیعی است ولی بطور طبیعی دنبال نمی شود.
زبان پریشی ها به سه دسته تقسیم می شود:
1- آنهایی که ناشی از آسیب یا عارضه ای مغزی هستند مخصوصا در نیمکره چپ که مرکز زبان در آن قرار گرفته است، این آسیب ها یا عوارض ممکن است ناشی از بیماری باشند مانند سیفلیس مادرزادی که ممکن است بافت های مغز را مورد حمله قرار دهد و با فاسد کردن آنها موجب زبان پریشی گردد. یا بیماری فلج اطفال که ویروس عامل آن ممکن است بافت های مغز را فاسد گرداند و منجر به فلج شدن اعصابی گردد که در کار گویایی دخالت دارد.
گاهی اوقات هم زبان پریشی های کودک ناشی از پیدا شدن غده، زخم یا خونریزی در مغز است و یا نتیجه آسیب هایی است که در اثر سقوط، ضربه، و مانند آنها به مغز وارد می شود و اعصاب آن را از کار می اندازد. فقر واژگان تسلط به قواعد نحوی از ویژگی های زبان پریشی این گروه است.
2- زبان پریشی هایی که علل روانی دارند، یکی از بیماری های روانی که در دوره کودکی ممکن است عارض شود«اسکیزوفرنی» یا«تجزیه شخصیت» است. یکی از ویژگی های این بیماری در کودکام بریدن از واقعیت و غوطه ور شدن درعالم خیال و رویاست. کودک در این حالت هیچ نوع علاقه ای به محیط و اطرافیان خود ندارد و از معاشرت با دیگران، مخصوصا با اشخاص تازه و ناآشنا، گریزان است. این حالت روانی با زبان پریشی همراه است و کودک ممکن است گفته های ما را بفهمد ولی چون رغبتی به جواب دادن ندارد سکوت کند و ظاهرا قیافه کودکان لال را به خود می گیرد. ارتباط با چنین کودکانی بسیار مشکل است.
3- زبان پریشی هایی که ناشی از نوعی کری است. گوش انسان طبیعی چنان ساخته شده که می تواند صداهایی که دارای 20 تا 000/20 نوسان در ثانیه است، بشنود. ولی کسانی هستند که از نظر شنوایی کر مطلق شمرده نمی شوند ولی گوششان در برابر بخشی از این ارتعاش ها حساس نیست یا ناشنوا است. از آنجائیکه حساسیت صداهای گفتار بین 1000 تا 4000 ارتعاش در ثانیه است کودکانی که گوش آنها برای درک ارتعاش های بین این دو حد ناتوان یا ضعیف باشد دچار نوعی زبان پریشی از کری می شوند. آغاز زبان در این کودکان نسبت به کودکان طبیعی چندان عقب افتاده نیست ولی درک گفتار و کاربرد زبان در آنها با دشواری مواجه می شود و سخن گفتنشان نابسامان می گردد. نوع و درجه زبان پریشی های این کودکان بستگی به نوع و درجه ناشنوایی آنها دارد.
4- سنگین گوش(کم شنوا):
بخشی که گفتار را می شنود ولی نه به خوبی و دقت افراد طبیعی، که ممکن است مادرزادی باشد و یا بعدا عارض شود و یا در سنین مختلف عارض شود و درجات گوناگون داشته باشد.
کودکانی که کر باشند اگر از کمک های ویژه ای برخوردار نشوند، لال نیز خواهند شد، زیرا اگر گفتار را درک نکنند نمی توانند آن را تولید کنند، حتی اگر اندام های گویایی و مراکز گفتار در مغز آنها کاملا سالم باشند در واقع لال بودن آنها نتیجه کری آنهاست.
کری مادرزادی می تواند ارثی(ژنتیکی) باشد و یا نتیجه آسیب هایی باشد که در دوران حاملگی یا هنگام تولد به قسمت های مختلف گوش کودک، مخصوصا گوش درونی، وارد شده است- مثلا بعضی عفونت های ویروسی، داروها، سموم یا بیماریهایی که مادر به آنها مبتلا می شود= مثل سرخجه.
وظیفه پدر و مادر: در این است که: 1- قبل از اینکه نقص شنوایی زبان کودک را مختل کند او را به پزشک متخصص نشان دهد. 2- نسبت به واکنش نکردن کودک در مقابل صدا به خصوص در ماههای اول تولد حساس باشند.
تاثیر فقدان شنوایی بر زبان: بستگی به این دارد که در چه سنی رخ داده، آیا در دوره ای که کودک زبان را فرا می گیرد اتفاق افتاده یا بعد از آن. اگر در دوره فراگیری زبان باشد رشد زبان متوقف می شود و اگر ناشنوایی در این دوره درمان ناپذیر باشد باید هر چه زودتر کودک به مدارس مخصوص ناشنوایان سپرده شود تا مقدار زبان فرا گرفته شده فراموش نشود و زبان آموزی های بعدی از طریق لب خوانی ادامه پیدا کند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 3
تعریف بخش کشاورزی
به نظر میرسد لازم باشد پیش از پرداختن به وضعیت کارفرمایان در بخش کشاورزی، تعریف این بخش از نظر قوانین ملی و بینالمللی مورد توجه قرار بگیرد. تعریف کشاورزی بر اساس این قوانین عبارت است از بهرهبرداری از آب و خاک و خورشید برای تولید کالاها و فرآوردهای گیاهی و حیوانی اعم از صیادی، دامداری، زراعت، باغبانی، جنگلکاری و جنگلداری. در نتیجه وقتی از «کشاورزی» صحبت میشود، این مقهوم تمام این فعالیتها را در برمیگیرد.
متأسفانه، کارفرمایان بخش کشاورزی که 9/99 درصد کارفرمایان بخش خصوصی را تشکیل میدهند و بیش از 96 درصد تولیدات بخش خصوصی را تولید میکنند، و نهادهای بخش دولتی کمترین نقش را در این بخش دارند، از نظر خصوصیسازی به دو دلیل آسیب جدی دیدهاند. اول اصلاحات ارضی پیش از انقلاب و دوم، تقیسم اراضی پس از انقلاب غیر از خروج سرمایه از بخش کشاورزی و ناامنی سرمایهگذاری و سرمایهدار چیز دیگری عاید کشور نکرد.
تحقق خصوصیسازی در بخش کشاورزی
وقتی صحبت از خصوصیسازی میشود، باید توجه داشت که خصوصیسازی در بخش کشاورزی، به جز در جاهایی که دولت به عنوان کارفرمای بزرگ و تنها کارفرما حضور دارد، انجام شده است.
طبق آخرین آمارهای مرکز آمار ایران حدود 5/4 میلیون نفر بهرهبردار کشاورزی داریم که تمامشان کارفرمای خویشفرما هستند. کارفرمایان بزرگ بخش کشاورزی کمتر از حدود یک درصد کارفرمایان بخش کشاورزی هستند و چیزی حدود 25 تا 28 درصد تولیدات این بخش متعلق به آنان است. بقیهی کارفرمایان همان خویشفرمایان یا کشاورزان و روستانشینانی هستند که امروز به دلایل زیاد گرفتارند.
در حال حاضر، کارفرمایان بخش کشاورزی برخلاف کارفرمایان صنعت و حتی بخش خدمات، گرفتارترین افراد کشور محسوب میشوند. دلیلش هم واضح است: وقتی «کار کشاورزی» بیمار باشد، کارفرمای کشاورزی نیز قاعدتاً بیمار خواهد بود. خود بخش کشاورزی به دلایلی که گفتم و نیز به این دلیل که کارفرمای بزرگش دولت است که تلاش میکند به هر نحوی که برایش مقدور باشد امنیت غذایی را در کشور حاکم کند، بیمار است.
در چنین شرایطی، وقتی صحبت از قیمت تمام شده است، وقتی صحبت از سرمایهگذاری است، وقتی صحبت از توان تولید و کمک به تولید است، وقتی صحبت از تأمین نهادهای تولید استف جای دولت خالی است. اما وقتی صحبت از قیمت تمام شده باشد، دولت حضور دارد و بدون حضور کارفرمان بخش، تعیین کنندهی قیمت است. این عوامل سبب شده که بخش کشاورزی به مرضی به نام کمبود سرمایه مبتلا شود. چون سرمایه حتی از سرمایهدار هم محافظهکارتر است و جایی ساکن میشود که کمترین خطر تهدیدش کند.
آفات بخش کشاورز
سرمایهی بخش کشاورزی را آفات متعددی تهدید میکند. بلاهای طبیعی، خشکسالی، آتشسوزی، سرما و گرما از جملهی این آفات هستند.
از طرف دیگر یک کارفرمای بزرگ به نام دولت نیز که میخواهد امنیت غذایی جامعه را، حتی به قیمت ضرر زدن به کشاور، و واردات بدون تعرفه، وارات با دلارهای یارانهای و به قیمتهای بیست سال پیش و رقابت با تولید داخل، تأمین کند. در چنین شرایطی نه خود «کار» امنیت دارد و نه کارفرمای آن که کشاورز باشد امنیت خواهد داشت. به یقین میتوانم بگویم که بیش از دو سوم کارفرمایان بخش کشاورزی در حال پایمال شدند هستند، برای اینکه کار آنان پایمال میشود. یک توسعه ناپایدار، یک توسعه بدون سرمایهگذاری، و توسعهای که در جریان آن سالانه بیش از پنج هزار میلیارد تومان، معادل بیش از پنج هزار میلیارد دلار استهلاک بخش کشاورزی است.
طبق آخرین برآوردهای بانک مرکزی سرمایهگذاری زیربنایی به قیمتهای جاری در بخش کشاورزی بین 100 تا 110 هزار میلیارد تومان است. عمر سرمایهگذاری کشاورزی حداکثر 15 سال است. هفت هزار میلیارد تومان استهلاک سالانه است و کل ورودی سرمایه به بخش کشاورزی کمتر از سودخالصش دو هزار میلیارد تومان است.
با توجه به این واقعیتها این پرسش مطرح میشود که چگونه کار کشاورزی میتواند با 5 هزار ملیارد تومان کمبود سرمایهگذاری سالانه در این بخش همچنان سالم باشد و کارفرمای بتواند از کار استفاده کند یا بتواند تولید درستی انجام دهد؟ در نتیجه میبینیم که متوسط تولید ناخالص داخلی ایران به صورت سرانه، حدود 2700 دلار در سال است. همانطور که از نظر تورم پنجمین کشور دنیا از آخر هستیم، از نظر قمیت تمام شدهی مواد غذایی در جهان جزء ده کشور اول هستیم، به این دلیل که هم کار مریض است و هم کارفرما
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
باران های اسیدی
یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی میباشد. باران اسیدی به پدیدههایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق میشود.
باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دیاکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بیکربنات ( HCO3 ) در آب خالص است.باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی میباشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی میگذارد.
دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران میشوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ میدهد؟
معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دیاکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 میباشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظهای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی میشوند. تاریخچه پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت میباشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.
« موتا » و « میلو » در سال 1987 عنوان داشتند که دیاکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در میآیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی میبخشند. عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت میکنند.
آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقهای و جهانی در فضا منتشر میکنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانهها در سطح وسیعی در فضا پراکنده میشوند.
اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک میباشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلایندههای نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود میآیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلایندهها میباشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلایندههای هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمیشناسد.
منابع تولید دیاکسید گوگرد
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید میشود. این دیاکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار مییابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز میباشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ میباشد.دیاکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار مییابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت میشود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد میشود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل میگردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمیگردد. منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل میشود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب میشود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی میشود.
باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر میکند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن میباشد. در ارتباط با این مطلب میتوان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 4،7 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:
اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل میشود.اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود میآید.
عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی