لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 16 صفحه
قسمتی از متن .doc :
بسم الله الرحمن الرحیم
«اَلْحمْدُالله رَبِّ الْعَاَمِینَ وَ الصّلَوةُ وَ الَّسلاَمُ عَلَی خَیرْ خَلقهِ وَ اَشْرَفِ بَرِیتّهِ سَیَّدنا وَ مولاَنا حَبیبِ اِلهِ الْعاَلمِنَ اَ بّا الْقاسِمِ المُصطَفی مُحمد اللهم صل علی محمد وآله محمد وعج فرجهم صَلّی الله علیهِ وآلهِ وسَلّمْ سیما نامُوسِ الدّهْرِ و الامامِ العَصْر حُجةِ اْبنِ ِ الْحَسَنِ ِ العسْگری الْمَهدی رُوحی وَارْاحنُنا لَهُ الْفِداه اللهم صل علی محمد وآله محمد وعج الفرجهم وَ لَعنَتهُ الله عَلَی اَعْدائِهِمْ اَجْمعَینَ مِنَ الاْنِِِ الَی قِیام یَوْم الدین .»
خدا را قسم میدهیم به آبروی موسی بن جعفر (ع) همه ما را امشب مورد مغفرت و آمرزش قرار دهد ، اموات وگذشتگان همه ما را غریق رحمت فرماید . عاقبت همه ما را ختم به خیر فرماید ودعاهای ما را به آبروی آن حضرت مستجاب فرماید ، 3تا صلوات بلند مرحمت فرمایید .
خوب راههای معالجه بیماری قساوت قلب را عرض می کردم . دیشب گفتم که ، یکی از راههای معالجه بیماری ، تشخیص آن عواملی است که آن بیماری را ایجادکرده اند . بعضی داروها ممکن است که خب بیماری را تسکین دهد اما معالجه نکند برای معالجه باید آن عواملی که خلاصه آن بیماری را تولید می کنند آنها را شناسایی کردورفع کرد . دیشب آن عامل کلی را ما به طور کلی عرض کردیم که آن گناه است آن عاملی که قساوت د رانسان ایجاد میکند معصیت است اما از امشب می خواهیم خب از آن کلی گویی بیرون بیاییم و آن مصداق های روشنی که باعث قساوت می شود را ذکر کنیم .
اولا عرض می کنم آن عواملی که تولید قساوت می کند شاید بشه به دو دسته کلی تقسیم کرد .
یکی بگوییم مثلاعواملی که جلی و آشکارند این خیلی روشنه ، ویکی هم عواملی که خفی وپنهان اند ، که مثلا تشخیصش خیلی روشن نیست ودقت بیشتری می خواهد .
حالا ما آن عواملی که آشکارند جلی اند آنها را ذکر می کنیم . اگریک وقت مثلا فرصتی پیش آمد اون آخر عرایضم به چند تا عوامل خفی هم اشاره می کنم مثلا دراین چند شبی که باقی مانده اماواقعا این بحث ها را من آماده کرده ام وروی سخنم با اهل ایمانه یعنی ما با دیگران کاری نداریم ، آن هایی که خلاصه راه نجات راتسمک به قرآن واهل بیت می دانند ما بیشتراین بحث ها را آماده کرده ایم برای آن گروه ، که پیغمبر فرموده اند :
« انّی تارِک ُ فیکُمُ الثقلیْن کتابَ اللهِ وَ عْتَرتی مَا انْ تَمَسّکْتُم بِهما لَمْ تَضلُّوا ابداً »
اهل ایمان آنهایی که به قرآن علاقه دارند آنهایی که به اهل بیت علاقه دارند راه نجات راتسمک به قرآن واهل بیت می دانند والا آقا واقعا تو این محیطی که دیگر سراسرش آلوده است به گناه واون زشتی گناهان از بین مردم الان دیگر برداشته شده یعنی گناه آن قبحش را از دست داده زشتیش را از دست داده واصلا امروز دیگه جلوه های شیطان نام تمدن وترقی به خودش گرفته یعنی انسان مدرن انسان متمن کسی را می شناسد که مثلا آلودگی اش به گناهان بیشتر باشد وپرده حیا وشرم بین مردم واقعا دریده شده به خاطر این امروز نمی دانم استماع موسیقی وبی بند وباری زنان اصلا نام تمدن به خودش گرفته است حالا تو این اوضاع کسی بخواهد بیاید وموعظه کندکار خیلی سختی است . یعنی ما اگربخواهیم همه این جامعه را خطاب کنیم کار مشکلی است .
یک کتابی دارند سید قطب به نام « جاهلیت قرن بیستم » خب این کتاب الان ترجمه هم شده انتشارات امیر کبیر هم چاپ کرده ایشان اصلا می خواهد آنجا در آن کتاب بگوید جاهلیتی که امروز بشر گرفتارش است به مراتب شدید تر ازجاهلیت زمان پیغمبره ، چون همه حرفش این است که می گوید که مردم زمان پیغمبر جاهل بودند اما جهل بسیط اماامروز مردم جاهل اند اماجهل مرکب واین همیشه بدانید که عمیق تره ، جهل بسیط یعنی بت پرستی مثلایک کسی آقا چوبی راکه خودش تراشیده بود می گفت خدای من است . این جهل جاهلیت اما خیلی ساده است راه مقابله اش هم ساده است .
می گویند یکی مسافر بود احتیاج پیدا کرد به بت تشنه اش شدمثلا می خواهم جهل بسیط رابگویم در بیابان تشنه اش شد یک خورده قره قوروت خرما هم همراهش بود اینها رابرداشت به شکل هبل درست کرد یک شکم گنده درست کردچون بت هبل خیلی چاق است یک کله هم گذاشت روی آن افتاد در مقابلش به خاک گفت که هبل بزرگ من تشنه ام ازبین دارم می روم ، خدا هم کمکش کردچون خدا که به خدا کارخودش را می کندخدا که به مانگاه نمی کند میخواهد روزی بدهد به همه می دهد . سیراب شدبعد هر وقت گرسنه اش می شد یک کمی از این رامی کند ومی خورد عذر خواهی هم می کرد ، گریه می کرد ومی گفت ببخشید من معذرت می خواهم چه کنم که آذوقه ای ندارم غیرازاین ،
اگر کسی بخواهدبیاید با این جهل مبارزه کند خیلی سخت نیست بخاطراین ابراهیم خیلی مشکل نداشت بت شکن بودتمام بت ها را شکست بعد گذاشت تبر را روی دوش بت بزرگ ، گفتند کار ابراهیم است چون اون قبلا تهدید کرده بود که من بت ها را می شکنم . آمدند گفتند آقا بت های مارا شکستی ، حالا اون بتی که نتواند از خودش دفاع کند چگونه آسمان وزمین راخلق کرده ، گفت من شکستم در حالی که ابزار تبر که باشد اون تو گردن بت بزرگ است یکی از راه های کشف مجرم این است که ابزار قتاله دست کیست وشمامی بینید که تبر روی دوش بت بزرگ است ت مگراین می تواند برود بت ها را بشکند گفت پس چه جوری آسمان وزمین راخلق کرده ، سرشان راپایین انداختند قرآن می فرماید : گفتند که ما پدرانمان این جوری بودند .انّا عَلَی آثارِهِمْ مُقْتَدُون . ما باباهامون بت می پرستیدند ماهم از اون یاد گرفتیم این همان است که آقا ما امروز هم به عنوان تمدن گرفتارش هستیم . حالا اگر امروز ما بگوییم مثلا آقااین چهارشنبه سوری چه هست ؟ این همه خسارت واردمی کند این همه شیشه می شکند این همه بانک ها از بین می رود این همه صدمه به مردم می خورد این همه اعصاب ها تقطیر می شوند .
بگویند رسمه ماباباهامون انجام می دادند ماهم انجام می دهیم حالا بابای تو اگرنمی فهمید توهم میخواهی نفهمی ، حالا گیریم پدرتو نمی فهمید ترقه می زد مردم وحشت می کردند تو می گویی این رسم است از آداب کهن این حالااین راچه کارش کنیم که دکترا هم دارند این جاهلیت قرن بیستم است یعنی نام تمدن به خودش گرفته است حالا مگرکسی می تواند نفس بکشد می گویند مرتجع است ماکه می گوییم چهارشنبه سوری نباشد مامرتجع هستیم تو که ترقه می اندازی پیرزن سکته می کند می میرد تو متمدنی ، والا این ارتجاع از این تمدن بهتر است . توجه می کنی چه عرض میکنم ، این که می گوید آقا آتش بازی نباشد ، صدمه ای به این مملکت نباشد شما تواین محله ها دیدید یک بانک صادرات بودتو محله ما ، چندروز آنجا را می شستند . تمیزمی کردند چرا ؟ چقدر شیشه اش شکسته شد چقد رماشین ها صدمه می بیند ، چقدراعصاب هاتقطیر می شوند خب ما که می گوییم این نباشد این ارتجاع است توکه مثلا فرض کنید حاال می گویی که من لیسانس هم دارم فوق لیسانس هم
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چدنها
مبانی سیستمهای راهگاهی و تغذیه گذاری
فهرست
مقدمه
فشار و سرعت در راهگاههای فرعی
محاسبات سیستمهای راهگاهی
اجزا سیستم راهگاهی
راهگاه باریز
راهگاه اصلی
مراحل طراحی یک سیستم راهگاهی فشاری
سیستم راهگاهی با سطح جدایش عمودی
روش راهگاه گذاری در ریخته گری چون با گرافیست
ریخته گری دستی با استفاده از سیستم راهگاهی
معایب مربوط به سیستم راهگاهی و روشهای رفع آنها
مقدمه
در میان انواع فلزات و آلیاژهای ریختگی،چدنها بیشترین مقدار مصرف را دارا بوده و اندوختههای علمی و تجربی درباره آنها نیز بسپارند.
برای آنان که در ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با ساخت قطعات چدنی هستند این احساس وجود دارد که چدن ریز در مقایسه با دیگر فلزات ریختگی روش سادهای است. چنانچه این موضوع نیز واقعیت داشته باشد ، بهرحال تولید قطعات ریختگی چدنی با کیفیت سطحی خوب و با حداقل معایب انقباضی داخلی و خارجی آنقدرها هم ساده نخواهد بود.
کیفیت هر محصول تولید ریشه در نیاز و فرهنگ آن جامعه دارد. کشوری که متکی به سیستم حمل و نقل دستی است، میتواند قطعات ریختگی با کیفیت نازل را پذیرا باشد، در حالیکه در سیستمهای حمل و نقل ماشینی که قطعات تحت شرائط فیزیکی و مکانیکی حساس قرار میگیرند، بحثهای مربوط به کیفیت متالوژیکی مذاب و بررسی رفتاری قطعات تحت عوامل دینامیکی – محیطی نیز مطرح میگردند. افزایش سرعت سیستمهای حمل و نقل نظیر صنایع هواپیمائی، مسائل نو دیگری نظیر عمر قطعات تحت شرائط دینامیکی بحرانی در درجات حرارتی بالا و پائین و در محیطهای خاص را مطرح میسازد. همچنین حضور استانداردهای ملی در هر کشوری بمنظور حفظ منافع جامعه و صرفه جویی در مصرف منابع طبیعی کشور نیز از عوامل تعیین کننده تعریف مشخصههای قطعات صنعتی میباشد. برای مثال اگر چه در گذشته دریچههای آب را از چدنهای خاکستری میساختند، امروزه به دلایل ایمنی عابرین این نوع قطعات را از چدن با گرافیت کروی میسازند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ماهیت مرگ
قرآن کریم تعبیرخاصی دربارۀماهبت مرگ دارد .قرآن در این موردکلمۀ((تَوَفَی))رابه کار برده و مرگ را ترفی خوانده است .
توفی و استیفا هر دو از یک ما ده اند (وفاء) هر گا ه کسی چیزی را به کمال وتما م وبدون کم و کسر دریافت کند وبه اصطلاح آنرا استیقا نماید درزبان عربی کلمۀ توفی رابه کار می برند ،مثل ((تَوَفــّیتُ الما لِ)) یعنی تما م مال رابدون کم و کسر دریافت کردم در24 آیه از آیات قرآن کریم این تعبیردرمورد مرگ آمده است.از همۀ آنهاچنین استنباط می شود که مرگ از نظر قرآن تحویل گرفتن است. یعنی انسان در حین مرگ به تمام شخصیت و واقعیتش درتحویل ما موران الهی قرار می گیرد و آنا ن انسان رادریافت می کننداز این تعبیر قرآن مطا لب زیر استنبا ط میشود.
الف-مرگ نیستی و نابودی و فنا نیست انتقال از عالمی به عالم دیگر واز نشئه ای به نشئه ای دیگر است به گونه ای دیگر ادامه می یابد .
ب-آنچه شخصیت واقعی انسان را تشکیل میدهد و ((من)) واقعی او محسوب میشود ،بدن و جهازات بدنی و هر چه از توابع بدن به شمار می زود نیست ،زیرا بدن و جهازات بدنی و توابع آنها به جائی تحویل نمی شود و در همین جهان تدریجاًمنهدم می گردند .آن چیزی که شخصیت واقعی مارا تشکیل میدهد و((من)) واقعی ما محسوب می شود همان است که در قرآن از آن به ((نفس))و احیاناً به روح تعبیر شده است .
ج-روح یا نفس انسان که ملاک شخصیت واقعی انسان است و جاودانگی انسان به واسطۀ جاودانگی او است از نظر مقام ومرتبه وجودی در افقی مافوق افق ماده ومادیات قرار گرفته است .
مسلۀ روح و نفس و بقا ء روح پس از مرگ از امهامات معارف اسلمی است و چناکه قبلاً بیان شد نیمی از معرف اصیل غیر قابل انکار اسلامی بر اصالت روح ،و استقلال آن از بدن و بقاء بعد الموت آن استوار است . همچنان که انسانیت و ارزشهای واقعی انسانی بر این حقیقت استوار است و بدن آن موهوم محض است .
تمام آیاتی که صریحاً زندگی بلا فاصله پس از مرگ را بیان می کنند که نمونه هائی از آنها دراینجا می آوریم دلیل است که قرآن روح را واقعیتی مستقل از بدن و باقی بعد از فنای بدن می داند . برخی می پندارند که از نظر قرآن روح و نفسی در کار نیست انسان با مردن پایان می پذیرد ،یعنی پس از مرگ شعور و ادراگ و سرور و رنجی در کار نیست تا آنگاه که قیامت کبرا به پا شود و انسان حیات مجدد بیابد تنها آنوقت است که انسان بار دیگر خود را و جهان را می یابد
ولی آیاتی که صریحاً حیات بلا فاصله پس از مرگ را بیان می کند دلیل قاطعی است بر رد این نظریه ، البته تنها قرآن نیست که اصلاحات رو حی را در آیات متعدد خود تأکید کرده است بلکه در حد تواتر در کتب حدیث و دعا ونهج البلا غه از جانب رسول اکرم (ص) م ائمه اطهار (ع) این مطلب تأ یید شده است .حقیقت این است که انکار روح یک اندیشه پوچ و پسیدۀ غربی است که از حسی گرائی غربی سرچشمه می گیرد و متأ سفانه دامنگیر برخی پیروانباحسن نیت قرآن هم شده است .
اکنون برای نمونه از آیاتی که در آن از مرگ به ((توفی)) تعبیر شده است و در بعضی از آنها یک سلسه اعمال حیاتی به انسانها بلاقاصله پس از مرگ نسبت داده شده از قبیل مکالمه ،آرزو و تقاضا ،میآوریم :
((و َقا لُوا ضَلَلنا فِی الاَرضِ اَ ئِنّا لَفی خَلقٍ جَدیدٍ ؟ بَل هُم بَلقاءِ رَبِّهِم کافِرُونَ.قُل یَتَو فّاکِم مَلَکُ المَوتِ الَّذی و کلَ بِکُم ثُمَّ اِلی رَبّکُم تُرجَعُون))
((و گفتند : آیا آنگاه که ما گم شدیم در زمین آیا ما در آفرینشی جدید قرار خاهیم گرفت ((این سخنان بهانه است) حقیقت این است که اینها (از روی عناد ) ملاقات پروردگار خویش را منکرند .بکو همانا فرشتۀ مرگ که موکول بر شماست شما را در حین مرگ به تمام و کمال دریافت می کند ؛ سپس به سوی خدا باز گردانده می شوید)).
در این آیه قرآن کریم یکی از اشکالات و شهبات منکران را در مورد معاد و حیات اخروی ذکر می کند وپاسخ می گوید :شبه و اشکال اینجاست که پس از مرگ هر ذره ما نابود می شود ،به جائی میرود و اثری از ما نیست چگونه ممکن است مورد آفرینش تازهای قرار گیریم.
پاسخ قرآن ضمن اشاره به اینکه این شبهات بهانه جو ئی هائی است که در اثر حالت عناد و انکار ابراز میدارند این است که بر خلاف ادعای شما (من واقعی و شخصیت واقعی شما)آن چیزی نیست که شما فکر می کنید گم می شود . شما به تمام شخصیت و کلّ واقعیت در اختیار فرشتۀ خدا قرار می گیرید .
مقصود شبهه کنندگان از گم شدن این است که هر ذره ای از بدن ما به جایی می افتد و اثری از آنان باقی نمی ماند پس بدن ما را بار دیگر زنده می کنند. عین این شبهه که مربوط است به متفرق شدن و گم شدن اجزاء بدن ، در آیات دیگر قرآن نیز آمده است و جواب دیگری به آن داده شده است وآن این که همۀ این ((گم شدنها )) از نظر شما گم شدن است ،برای بشر دشوار و بلکه نا ممکن است که این ذرات را جمع آوری کند اما برای خدا که علم و قدرتش نامتناهی است هیچ اشکالی نیست .
درآیات مذکور سخن منکران مستقیماً دربارۀ اجزا ء بدن است که چگونه و ازکجا جمع آوری می شود. ولی در اینجا به گونۀ دیگر جواب داده است زیرا در اینجا سخن صرفاً در این نیست که اجزاء بدن هر کام به جائی می افتد و اثری از آنها نییست ،بلکه در این است که با قم شدن اجزاء بدن، ((ما )) گم می شویم و دیگر
((ما)) و ((من)) در کار نیست . به عبارت دیگر سخن شبه کنندگان این است که بامتفرق شدن اجزاء بدن شخصیت واقعی ما نیست و نابود می شود . قرآن دراینجا اینگونه پاسخ می گوید که بر خلاف گمان شما شخصیت واقعی شما هیچ وقت گم نمی شود تا نیازی به پیدا کردن باشد . از اول در اختیار فرشتگان ما قرار می گیرد . این آیه نیز درکمال صراحت بقاء شخصیت واقعی انسان را (بقاء روح )پس از مرگ علی رغم فانی شدن اعضاء بدن ذکر میکنند.
((اللۀُ یَتَوَفَّی الاَنفُسَ جینَ مَوتِها وَالَّتی لَم تَمُت فی مَنا مِها فَیُمسِکُ الَّتی قَضی عَلَیهَاالمَوتُ وَیُرسِلُ الاُخری اِلیاَجَلٍ مُسَمّی اِنَّ فی ذلِکَ لاَیاتٍ لَقَومٍ یَتَفَکَّرُونَ))
((خداوند نفوس را درحین موت و آن که نمرده است در حین خواب ،به تمام و کمال در یافت می کند ، پس آنکس را که مقرر شده است بمیرد نگه میدارد ، و دیگری را تا مدت معینی باز می فرستد))
این آیه شباهت و سنخیت خواب و مرگ (و ضمناً شباهت و سنخیت بیداری و بعث اخروی )را بیان می کند ،خواب مرگ ضعیف و کوچک است و مرگ خواب شدید و بزرگ ،و در هر دو مرحله روح و نفس انسان از نشئه ای به نشئۀ دیگر انقال می یابد با این تفاوت که در حین خواب انسان غالباً توجه دارد و هنگامی که بیدار می شود نمی داند که در حقیقت از سفری بازگشته است .برخلاف حالت مرگ که همه چیز بر او روشن
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 30
مدیتیشن
مدیتیشن حالتی از توجه متمرکز روی بعضی از موضوعهای فکری یا آگاهی را توضیح میدهد. آن معمولاً تغییر توجه درونی ذهن به خودش را در برمیگیرد. مدیتیشن اغلب به عنوان جزئی از مذاهب شرقی شناخته شده است. جایی که آن برای بیشتر از 5000 سال تمرین میشده. آن همچنین مسیر اصلی برای فرهنگ غربی شده است. مدیتیشن یک تنوع وسیعی از تمرینهای روحی را در بر میگیرد که تأکید به فعالیتهای ذهنی یا بیحرکتی دارد. آن میتواند حتی برای پرورش فردی یا تمرکز ذهن روی خدا یا نشانههای خداوندی استفاده شود.
طبق عقیدة Tort در (1969) فرآیند مدیتیشن یک فرآیند القاء از خود بیخود شدن است.
نگاه اجمالی
مدیتیشن Zen Buddhist یا ZaZen لغت مدیتیشن از لاتین meditation میآید که به طور کلی هر نوع تمرین فیزیکی یا عقلانی را نشان میدهد که بعدها به معنی بسیار جزئیتری به نام اندیشه توسعه یافت.
به طور کلی استفاده از کلمة مدیتیشن در سنت مسیحیان غربی به یک تمرین فعال از انعکاس روی بعضی موضوعهای خاص مثل تفکر به عذاب مسیح اشاره دارد.
به طور مشابه در فلسفهی غربی (برای مثال تفکرات Descarter روی اولین فلسفه) شخصی مجموعهای از 6 تمرین ذهنی را یافت که به طور منظم حقیقت اشیاء خارجی را تجزیه و تحلیل میکرد.
مدیتیشن در معنی مدرن و پیشرفته به مدیتیشن yogic اشاره دارد که اصل آن از هند است. در اواخر قرن 19، عارفان لغت مدیتیشن را که اشاره دارد به تمرینهای ممتد و مختلف روحی از Hinduism و Buddhism و دیگر مذاهب شرقی پذیرفتند.
بنابراین لغت انگلیسی مدیتیشن مختصراً با یک جمله یا مفهوم ترجمه نمیشود و میتواند به کلمات دیگری مانند Sonskrit، dhyana، Samadhi و bharana ترجمه شود. مدیتیشن معمولاً به عنوان یک یا چندین عبارت زیر تعریف میشود:
حالتی از تمرکز همراه با آرامش روی واقعیت لحظه حاضر
حالتی است که زمانی که ذهن مسئلهای را حل نمیکند و خالی از هر نوع افکار است تجربه میشود.
تمرکز در حالتی که توجه رها شده از هرگونه بیقراری و روی خداوند متمرکز شده است.
تمرکز ذهن روی یک موضوع (مانند شمشال مذهبی یا نفس کشیدن فردی یا یک mantra
یک ذهن با سرچشمة خدایی و درخواست کردن راهنمایی از یک قدرت برتر
استنتاج تجزیه و تحلیل از تعلیمات مذهبی (مانند ناپایداری برای Buddhists)
مدیتیشن ممکن است برای اهداف مذهبی باشد اما حتی تا قبل از اینکه به غرب آورده شود آن برای زمینههای دنیوی مانند هنرهای جسمانی و مادی استفاده میشده.
همزمان با آغاز عارفان اگرچه مدیتیشن به وسیلة تعدادی از حرکات مذهبی و روحی مانند یوگا و حرکات New Age به کار برده میشد. به علاوه به استفادة مسیحیان محدود شده بود.
از نظر دیدگاه روانشناسی، مدیتیشن میتواند حالت تغییر یافتهای از آگاهی را القاء کند. اهداف مدیتیشن متفاوت است و از روش فکری روحی به تغییر نگرشها تا سلامتی بهتر Cardiovascular قرار میگیرد!
انواع مدیتیشن
تمرین Zazan, Bodhidharma .
طبق گفته Preze-de-Albeniz و Holmes در سال 2000، تکنیکهای مختلف مدیتیشن، بر اساس تمرکزشان میتوانند دستهبندی شوند. بعضی تمرکزها بر روی یک زمینه و یا background (یا پسزمینه) درک و تجربه را همچنین mindfulness مینامند. تمرکزهای دیگر بر روی اجزای مخصوص از پیش انتخاب شده را مدیتیشن concentratire مینامند. همچنین تکنیکی وجود دارد که بین زمینه و اشیاء تغییر میکند.
دستهبندی مدیتیشن متنوع، دشوار است. یک روش رایج طبقهبندی بر اساس مذهب یا اصل و نسب است. بعضی سنتهای تفکری مثل یوگا و یا تانترا در چندین مذهب رایجاند و یا در بیرون از زمینههای مذهبی اتفاق میافتند. بنابراین برای اجتناب کردن از هر بحثی، این مقاله تلاش نخواهد کرد تا همهی مدیتیشنها را در داخل یک مذهب یا اصل و نسب دستهبندی کند.
Hindism
هندیسم که به عنوان قدیمترین مذهب مورد توجه قرار گرفته با اطمینان میتواند مدیتیشن را به عنوان یک تمرین روحی و مذهبی ادعا کند. یوگا یکی از 6 مکتب فلسفی از فلسفههای هندویی است که بر روی مدیتیشن تمرکز میکند. در هند یوگا به عنوان معانی از هر دو تبحر روانی و روحی مورد توجه شده است.
چند گونه از مدیتیشن در هندیسم وجود دارد که شامل موارد زیر است (البته محدود به این موارد نمیشود).
Vedenta : یک فرم از یوگای جنانا (Jnana Yoga)
Raja Yoga: که به وسیلهی Pantajali مطرح شده است که 8 عضو از تمرینهای روحی را توصیف میکند. نیمی از آن که شاید به عنوان مدیتیشن طبقهبندی شود. در مأخذ و منبع آنها فرض بر آن است که یوگا بهتر است که نوسانات ذهنشان را آرام کند.
Surat Shabd YOGA: یا مدیتیشن با صدا و روشن
Japa یوگا: تکرار یک mantrait که خیلی مهم است.