لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن .doc :
دید کلی
ممکن است مستقیما مواد رادیو اکتیو غیر از سلاح اتمی برای مقاصد نظامی از راه آلوده کردن افراد ، تجهیزات ساختمانها و مناطق گوناگون بکار برده شود. برای ایجاد ضایعه و یا مجبور ساختن دشمن به ترک یک منطقه مهم مثل شهر ، کارخانه ، تأسیسات یا مناطق نظامی میتوان مواد و عوامل رادیو اکتیو را بکار برد.
خواص اشعه
موادی که برای آلوده کردن بکار میرود به نام عامل جنگ اشعه نامیده میشود (wagents)، چهار نوع تشعشع هستهای مهم که برای بدن انسان زیان آور است عبارتند از:
اشعه گاما
نوترونها
ذرات آلفا
ذرات بتا
چون تنها طریق عملی تهیه و انتشار نوترون ها بمب های اتمی است. لذا آنها را نمی توان در رده جنگ های رادیو لوژی به حساب آورد. ارزش ذرات آلفا نیز از جنبه عوامل جنگهای رادیولوژی ناچیز است چون از خارج بدن آسیب چندانی نمی رساند.مگر اینکه با وسیله ای مثلا از راه دستگاه تنفس یا دستگاه گوارش وارد بدن گردند. بنابر این عوامل مهم جنگ اشعه عواملی هستند که بتوانند از خود ذرات بتا و اشعه گاما صادر کنند. این عوامل خصوصیات زیرین را دارا هستند:
باید اشعه گاما از خود ساتع کنند.
انرژی تشعشع باید به اندازه کافی باشد تا قدرت نفوذ قابل ملاحظه داشته باشد.
نیم عمر آنها نباید خیلی کوتاه باشد (نیم عمر شایسته و مناسب بین 14 روز تا 6ماه است). زیرا اگر نیم عمر مواد رادیو اکتیو خیلی کوتاه باشد، زوال رادیو اکتیو به قدری سریع صورت میگیرد که عوامل مزبور قبل از استعمال خاصیت خود را از دست میدهند و انبار کردن آنها غیر عملی است.
چنانچه نیم عمر آنها خیلی طولانی باشد، چون خاصیت رادیو اکتیو به همان نسبت ضعیف است باید مقدار زیادی بکار برد تا موثر باشد. به علاوه بکار بردن موادی با نیم عمر طولانی ممکن است مانع اشغال بعدی هدف گردد.
چگونگی تهیه
غیر از سلاح هستهای که میتواند جنگ رادیو لوژی غیر مستقیم باشد، عوامل جنگ رادیو لوژی به دو طریق زیر تهیه میشود و در هر دو طریق باید از کوره اتمی یا پیل اتمی استفاده گردد:
اولین روش بکاربردن محصولات حاصل از شکافت هستهای اتمهای سنگین است، که بطور مستقیم از کوره اتمی بدست میآیند. این محصولات مخلوط پیچیدهای ازچندین عنصر است، که نیم عمر هر یک از آنها متفاوت میباشد و میتوان آنها را مستقیما برای منظورهای نظامی استعمال کرد.عیب این روش آن است که چون از مخلوطی از عناصری درست شده که نیم عمرهای مختلف دارند، بعضی از آنها به سرعت خاصیت رادیو اکتیویته خود را از دست میدهند. و بعضی دیگر سالها این خاصیت را دارا هستند. البته این عیب را به روش مخصوصی میتوان بر طرف کرد، بطوری که از بین عناصر مخلوط باید ایزوتوپهایی را جدا کرد که دارای خواص مورد دلخواه باشد. لیکن عمل جداکردن بسیار مشکل و مستلزم صرف هزینه زیادی است. از طرفی تعداد عناصر مخلوط آنقدر زیاد است که مقدار هیچ یک از 3% تجاوز نمیکند.
روش دوم رادیو اکتیو کردن یک عنصر معین بوسیله تابش نوترون در کوره اتمی است در این روش با انتخاب صحیح عنصر معینی میتوان عامل جنگ اشعه مورد نظر را تهیه کرد. باید توجه داشت که هزینه راکتوری که منحصرا به این منظور ساخته می شود خیلی گران است و ازجنبه اقتصادی زیاد مقرون به صرفه نیست.
معایب تولید اشعه با سلاحهای هستهای
عوامل جنگ اشعه با سلاحهای هستهای دو اختلاف اساسی دارند که عبارتند از:
کلیه سلاحها از قبل تهیه شدهاند و ممکن است بدون اینکه فاسد شوند ، مدتهای طولانی در انبار بمانند، تا اینکه روزی مورد استفاده قرار گیرند. در حالی که در مورد تهیه عوامل جنگ رادیولوژی نحوه عمل چنین نیست. زیرا به سبب زوال خود بخودی و کاهش رادیو اکتیویته انبار کردن آنها غیر مقدور است.
تهیه عوامل مزبور در کوره اتمی به کندی صورت میگیرد و کم شدن مداوم و غیر قابل اجتناب رادیو اکتیویته آنها یک زیان جبران ناپذیری را فراهم میکند. علاوه بر اینها سلاحهای دیگر را میتوان با اطمینان و بدون اینکه خطری را ایجاد کنند، جابجا و دستکاری کرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
رنگ در زندگی انسان دارای مفهوم و اهمیت ویژه ای بوده و جایگاه خاصی دارد. درواقع رنگ موهبتی الهی است تا با آن زندگی جالب تر و زیباتر شود. جهان بدون رنگ امکان پذیر نیست و زندگی بدون رنگ دچار اختلال شده وخسارت می بیند. کلیه ارتباطات به کمک رنگ صورت می گیرد.
انتخاب رنگ و ترجیح آن به رنگی دیگر امری طبیعی است. رنگ معیاری است برای شناخت شخصیت افراد. امروزه بیش از هر چیز اثرات روانی رنگ روی کودکان نوجوانان وجوانان مورد مطالعه قرار گرفته و جاذبه ودافعه آنها در پذیرش رنگ ها بررسی می شود. کودکان به رنگ های زنده ( گرم ) و شاد توجه وعلاقه بیشتری نشان می دهند. جوانان به رنگهای شاد و ملایم تمایل داشته بتدریج و با افزایش سن معمولا رنگ های آبی و سبز را به رنگ های گرم ترجیح می دهند. ولی افراد مسن تر بیشتر به رنگ های تیره علاقه نشان میدهند. این موضوع کما بیش در تمام نقاط دنیا وجود دارد. پس می توان سن افراد را در ترجیحات رنگی موثر دانست.
بررسی ها نشان داده جنسیت یکی دیگر از عوامل موثر در انتخاب رنگ می باشد. مثلا پسران بیشتر رنگ های آبی و سبز را انتخاب می کنند در حالیکه دختران رنگ های زرد و قرمز را بر می گزینند .
از دیگر عوامل موثر در انتخاب و ترجیحات رنگ باید فرهنگ و باورهای سنتی - خصوصیات روانی - اجتماعی - شرایط اقتصادی - موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی برشمرد .
اعجاز رنگ ها وخواص درمانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست بسیاری از بیماری های جسمی وروانی به کمک رنگ ها درمان می شوند. مثلا افراد افسرده با پوشیدن لباس به رنگ های روشن احساس شادابی کرده به زندگی امید پیدا می کنند . افراد عصبی با تماشای طبیعت سر سبز و جلوه های زیبای آن آرامش می یابند.
برخی رنگها اثرات قابل پیش بینی بر روی سیستم عصبی خودکار دارند . به طوریکه فشارخون - نبض و تعداد تنفس را تحت تاثیر قرار می دهند.
با توجه به مسایل شهرنشینی و زندگی ماشینی عصر جدید و دور شدن انسان از محیط طبیعی زندگی ، و فعالیت در فضاهای بسته ، بیش از هر زمان دیگر تحت تاثیر فشارهای عصبی ، روانی و جسمانی قرار گرفته است. یکی از راه های باز گرداندن آرامش و سازگاری، استفاده از رنگ های مناسب در پوشاک و لوازم زندگی و محیط فعالیت است. رفتارهای اجتماعی نیز تحت تاثیر رنگها قرار می گیرند . روان شناسان می گویند با کاربرد صحیح رنگ می توان بسیاری از نا هنجاری های رفتاری را اصلاح کرد. این موضوع در بین قشرهای مختلف اجتماع از جمله کارگران ، ورزشکاران، پزشکان ، دانش آموزان و غیره مورد بررسی قرار گرفته و تایید شده است . استفاده از رنگ های مناسب در فضاهای کاری و آموزشی می تواند در کاهش ناسازگاری ها و پرخاشگری های دانشآموزان موثر واقع شود .
کاربرد رنگ در ایمنی برای آگاه کردن از خطراتی که ممکن است در کمین رانندگان، کارگران و... باشند، توسعه روز افزونی یافته است. در دنیای تجارت نیز رنگ عامل تعیین کننده ای در جلب مشتری وانتخاب کالا محسوب می شود.
رنگ ها در اعتقادات مذهبی نیز جایگاه خاصی دارند در دین مبین اسلام به استفاده از رنگ های روشن مانند سفید و زرد و ... خصوصا در پوشش ، توصیه و تاکید شده است. پیامبر گرامی اسلام (ص) وائمه اطهار (ع) از پوشیدن رنگ تیره و سیاه اکراه داشتند وبه مسلمانان دیگر نیز در این خصوص سفارش نموده اند.
به هر حال از نظر اسلام و عرف جامعه وفرهنگ بشری ، امروزه آثار روانی رنگ سیاه بویژه در پوشاک ، مسام گردیده و بشر ، کاربرد این رنگ را مخصوص سوگ و ماتم و فقدان عزیز از دست رفته دانسته و سیاه را به عنوان سمبل عزا انتخاب نموده است . همه این مطالب حاکی از آن است که روحیه وفطرت انسان در انتخاب رنگ به طیف روشن گرایش وتمایل بیشتری داشته وبا آن سازگارتر است .
با انتخاب درست و صحیح از رنگهای روشن و شاد در پوشش دانش آموزان ومکانهای آموزشی وفضاها و ابزار های کمک آموزشی می توان در جهت پویایی، نشاط ، تحرک و ایجاد روحیه امیدواری ، خلاقیت ، افزایش بهره هوشی یادگیری ، شکوفایی رشد دانش آموزان و جوانان حرکت کرد
روان شناسان معتقدند بدترین رنگ ها، سیاه، سرمه ای، قهوه ای و خاکستری است و رنگ قرمز اگر چه در گروه رنگ های شاد طبقه بندی می شود اما چون محرک خشونت است کاربردآن در مدارس توصیه نمی شود
رنگ بی روح در و دیوارها در پس گذر سال ها و در هوای دودآلود منطقه، آن قدر فراموش شده اند که فقط با تکیه بر شرطی شدن ذهنت و ته مانده رنگ دیوار می توانی حدس بزنی زیر این همه تیرگی و کثیفی و در پس یادگاری های ریز و درشت، روزگاری رنگ خنثی و بی اثر کرم بوده است. آیا هرگز از خودتان پرسیده اید چرا دانش آموزان ما صبح ها به سختی از خواب برمی خیزند؟ بدون خوردن صبحانه با چهره های خواب آلود به مدرسه می روند و در کلاس های اول صبح چرت می زنند و در ساعات پایانی دهن دره های کسالت آور می کنند؟ به عقیده روانشناسان جواب اکثر این خستگی ها یک کلمه است، بی انگیزگی! و شاید از منشأهای اصلی این بی انگیزگی ها محیط پیرامون آنهاست، زیرا مدارس ما محیط های خشک و بی روحی هستند که دانش آموزان فقط از روی اجبار و عادت و از سر ناچاری مجبور به تحمل آنها هستند.«نکته مهم در آموزش مدارس ابتدا جذب دانش آموزان و ایجاد علاقه و انگیزه در آنهاست که این امر ناخودآگاه منجر به یادگیری بهتر می شود، اما برای ایجاد چنین محیطی در ابتدا یکسری نمادها مانند رنگ آمیزی لازم است. این فاکتورها در مقاطع مختلف تحصیلی و حتی پایه های گوناگون متفاوت هستند، به طور مثال مدارس و کلاس های ابتدایی و راهنمایی بخصوص در سال های اول و دوم نیاز بیشتری به تزئینات و جاذبه های ظاهری دارند تا جذب محیط شوند.» اینها را عاطفه فردوسی پور کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی می گوید: او معتقد است: «همانطور که خلق و خوی (عواطف) افراد در انتخاب رنگ ها مؤثر است، رنگ های محیط نیز بر خلق و خوی افراد تأثیر می گذارد و این مسئله در محیط آموزشی مانند مدرسه اهمیت بیشتری پیدا می کند، ما باید بدانیم چه رنگ ها و عواملی باعث هوشیاری و یادگیری بهتر در دانش آموزان می شوند. به طور مثال، در مقطع ابتدایی رنگی بودن در و دیوارها و تصاویر روی آنها برای دانش آموزان جذاب است زیرا این تصاویر انعکاس خیالات دانش آموزان هستند، اما در مقطع راهنمایی بخصوص پایه سوم بهتر است این تصاویر را حذف کنیم و فقط رنگ آمیزی شاد داشته باشیم. دیوارهای کثیف و کلاس بی روح احساس خواب آلودگی و خمودگی صبح را در دانش آموزان تشدید می کند و نتیجه آن کاهش یادگیری آنهاست.» انتخاب رنگ ها برخلاف تصور اکثر ما کاری ساده نیست. زیرا از ترکیب رنگ ها و هر رنگ به تنهایی در روان شناسی و یادگیری می توان بهره خاصی گرفت. سیدنیا مدیر دبیرستان دخترانه کوثر می گوید: «زمانی که من
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
سن ازدواج اولین مسأله ای است که در ازدواج مطرح می شود و می توان گفت که بهترین شرط ازدواج نیز می باشد. طبق قانون، سن ازدواج قبل از اصلاحیه اخیر 9 سال بوده، زیرا سن بلوغ، سن ازدواج تلقی شده است. اما به دلایلی که پیش از این ذکر شد ، قانونگذار، سن ازدواج را اصلاح کرده است .این اصلاحیه به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و سن ازدواج به سیزده سالگی ارتقا یافت و اگر دختری که به سیزده سالگی نرسیده است قصد ازدواج داشته باشد ،حتماً باید از دادگاه اجازه بگیرد . البته شورای نگهبان این امر را غیر شرعی می دانست و به همین دلیل این اصلاحیه به مجمع تشخیص مصلحت فرستاده شد. لذا مجمع، سن ازدواج را 13 سالگی تعیین کرد. ازدواج در سنین پایین عواقب خاصی دارد. ضرب المثلی است که می گوید بسیاری از افراد برای به دست آوردن یک زندگی آسوده ازدواج می کنند و بسیاری به همین دلیل از همدیگر جدا می شوند بنابراین برای اینکه قسمت دوم ضرب المثل پدید نیاید، سن ازدواج بالا رفته است .
دخترانی که در سن پایین ازدواج می کنند ،زایمان هایشان به صورت پری ناتال است، یعنی با مراقبت های ویژه انجام می گیرد و طبق آمار بهداشت جهانی با فشارهای زایمانی توأم می شود. نفس مادر شدن که می تواند موجب آرامش در یک دختر باشد ،با ازدواج در سنین پایین و مرده زایی یا عقب ماندگی ذهنی فرزندان، متناقض است. این دختران از بسیاری از موقعیت های اجتماعی نیز عقب می مانند.
سن ازدواج
سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است : یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی .
1- جنبه روانی:
انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی کودک با روان شناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یک نوجوان با ویژگی های روانی یک فرد سالخورده در اکثر زمینه ها قابل مقایسه نیست. بنابراین ازدواج یک مرد پنجاه یا شصت ساله با یک دختر 18 ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به انتظار مرگ شوهر کهنسال خود روزشماری می نماید ، یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد کهنسال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود ؛ و در مجالس و محافل ممکن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگیرند و همه جا مجبور است وضعیت خود را توجیه کند. او برای کسب رضایت همسرش ، چنانچه ثروتمند باشد به خریدن جواهرات و لباس های گران قیمت و خانه و اتومبیل متوسل می شود و چنانچه عالم باشد کتاب ها و آثار خود را به او تقدیم می کند؛ ولی هیچیک از اینها او را ارضا نمی نماید. عکس این حالت ، یعنی ازدواج زن پیر با مرد جوان نیز همین وضع را خواهد داشت. بنابراین کسانی که قصد ازدواج دارند نباید تحت تأثیر پول، مقام اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند. 2- جنبه فیزیولوژیکی: علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. پیرمردی که توانایی عمل جنسی او کاهش یافته و ازدواج وی با یک همسر جوان بیشتر جنبه ی صحبت و دیدار دارد، قادر نیست به غرایز جنسی همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدی " زن جوان را تیری بر پهلو ، به که پیری !". واقعیت امر چنین است جوانی که در کنار پیری نیاز به ارضای غرائز جنسی دارد ( و او توانایی این کار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگی در ازدواج چیز دیگری نصیبش نمی شود. بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.
سن مناسب برای ازدواج
سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است؛ معمولاً در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پایین تر ، و در مناطق سرد و کوهستانی بالاتر است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود ، این است که دختر و پسر احساس کنند از نظر فیزیولوژیکی و روانی نیاز به ازدواج دارند. تشخیص زمان مناسب ازدواج از سوی دختر و پسر تازه بالغ مشکل است . در این مورد راهنمایی پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروری است. معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است ، زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین علت در اسلام سن تکلیف دختران نـُه سال و پسران 15 سال می باشد.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که چون اسلام دین جهان شمولی است ، بنابراین حداقل سن تکلیف برای تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص گردیده ؛ یعنی در روی زمین مناطقی هست که دختر در نـُه سالگی بالغ است ولی این بدان معنا نیست که این دختر 9 ساله باید الزاماً ازدواج کند. ازدواج زمانی واجب است که شرایط آن از نظر فیزیولوژیکی، روانی ، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه بیفتد. در ایران به طور عرف اکثر دختران بین 18 تا 25 سال ازدواج می کنند. پسرها نیز در روستاها در سنین پایین تر و در شهرها بین 25 تا 30 و گاه تا 35 سالگی ازدواج می کنند.
تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است. گاه تفاوت سن تا ده سال هم مشکلی ایجاد نمی کند. یکی از فرمول هایی که در این مورد پس از آمارگیری های سن ازدواج پیشنهاد شده ، آن است که در سنین پایین تر ، نصف سن پسر به اضافه هفت سال سن مناسبی برای دختر خواهد بود. ولی این به هیچ وجه فرمول قطعی و یا استاندارد محاسبه شده ای نیست؛ آنچه در این مورد می توان به طور قطعی پیشنهاد نمود آن است که بین سن زوجین تناسب منطقی و معمولی وجود داشته باشد.
مشاوره ازدواج در ارتباط با سن
بعضی از مراجعان به مشاوران اظهار می دارند که سن من 30 سال است آیا با مردی 50 ساله ازدواج کنم یا خیر. گاه زنان جوانی هستند که می گویند از پیرمردها خوشم می آید و یا پیرمردانی اظهار علاقه می کنند که با دختر جوان ازدواج کنند و حتی بعضی ها معتقدند که ازدواج با زن جوان ، آنها را جوان می کند.
مشاوران در ارتباط با مراجعانی که برای ازدواج در مورد سن مشکل دارند ، باید به روش های زیر عمل نمایند:
1- در مورد دختر و پسری که برای بار اول می خواهند ازدواج کنند و بین 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ یعنی به علّت رشد سریع دختران، اگر پسر پنج تا شش سال بزرگتر باشد از نظر روانی و فیزیولوژیکی وضع مناسبی خواهد داشت.
2- در مورد مرد و زنی که برای بار دوم ازدواج می کنند. دو حالت وجود دارد. زن برای بار دوم و مرد برای بار اول ، و یا برعکس مرد برای بار دوم و زن برای بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر یک از حالت های فوق زندگی متفاوت است. ممکن است صحبت از داشتن فرزند قبلی باشد و شرایط اقتصادی و فرهنگی متفاوت ؛ به هر حال باید وضعیت هر یک را به طور انفرادی بررسی کرد و اطلاعات لازم را در اختیار مُراجع قرار داد.در مورد سن در ازدواج دوم اهمیت مسئله به اندازه ازدواج اول نیست. ممکن است زن مطلقه ای با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردی ازدواج کند و چون گرفتاری فرزندان او نیز به زندگی او اضافه می شود، احتمال آن که با همسرش که گذشت کرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده ، با گذشت بیشتر بسازد و زندگی شاد و سعادتمندی داشته باشند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 50 صفحه
قسمتی از متن .doc :
فعل :چیزی که در فعل است ،مانند اجرا شدن فرمان و نفوذ حکم، چیزی که در انفعال است :مانند احساس محسوسات ملایم با طرح، همانند شنیدن آواز خوش.
خیرات یا در معقولاتند یا در محسوسات .
اقسام سعادت: چنان که گفته شد سعادت خیر نسبی است و به اختلاف موارد مختلف می شود و سعادت تمام کارهای خیر و مقصد و هدف آنهاست که آدمی از روی اختیار انجام می دهد و شیئی تمام و کمال به چیزی می گویند که وقتی انسان به او رسید به چیز دیگری محتاج نباشد از این رو سعادت برترین و بالاترین خوبیهاست ولی در این خیر تمام و کمال که هدف کامل است به سعادتهای دیگری نیازمندیم که در بدن یا در خارج بدن است به این معنی که اگر انسان در امور مربوط به بدن و دنیا راحت باشد می تواند سعادت روحانی به دست بیاورد.
ارسطو می گوید : نمی شود انسان کار خوبی انجام دهد یعنی ببخشد، به کامیابی برسد، برای خود دوستان فراوان داشته باشد اما از سلامت جسمانی و ثروت و مال بی بهره باشد از این رو می گوید: ظهور شرافت و مقام حکمت نیاز به ابزار قدرت ندارد و خوشبختی خالص آن موهبتی است که در شریفترین منازل و بالاترین درجات خیرات از سوی خداوند و به انسان برسد و آن ویژه ی انسان کامل است اما کسانی چون کودکان یا کسانی که به کمال نرسیده و عملشان رشد نکرده است از این موهبت بی بهره اند.
اقسام پنجگانه سعادت به گفته ی ارسطو: ارسطو سعادت را پنج قسم می داند به شرح زیر:1- سعادتی که به تندرستی و اعتدال مزاج و سلامتی نیروها و مشاعر مربوط است مانند درستی اعضا و قوای پنجگانه ی ظاهری (سامعه، باصره ،لامسه، شامه، ذائقه)که سالم بودن آنها نوعی از سعادت است.
2-مال و ثروت در صورتی که بخشیده و انفاق شود، کسی که مال را در جای خود، خرج کند و به افراد مستحق بویژه دانشمندان بسیار ببخشد در این صورت یاد خیر او در میان مردم شایع می شود و از او به نیکی یاد می کنند.
3-سعادت مربوط به شهرت :کسی که در میان مردم به خوبی مشهور است و ذکر خیر او در میان فضلا و دانشمندان به خاطر احسان و بخشش منتشر می شود و او بسیار می ستایند از بخشی از سعادت برخوردار است.
4-سعادتی که به آرزوها مربوط است یعنی در هر کاری که وارد شود و به اتمام آن موفق شده به هوش برسد.
5-سعادتی که به اندیشه مربوط است: یعنی در عقاید دینی و کلیه علوم و معارف دارای عقیده ای درست و اندیشه ای سالم بوده و از اشتباه بدور باشد و در رایزنی اندیشه ای نو داشته باشد و خیراندیشی و خیر خواهی کند. به اعتقاد این حکیم، خوشبخت واقعی کسی است که اقسام پنجگانه سعادت که یاد شد در او جمع باشد و هر کس، بعضی از آنها را نداشته باشد به همان اندازه فاقد سعادت است.
حکمای پیش از ارسطو ،مانند فیثاغورث، بقراط، سقراط، افلاطون و نظایر آنها به اتفاق گفته اند: تمام فضیلتها و آنچه مربوط به سعادت است در نفس انسان تحقق می یابد و اموری را که خارج از نفس است از اقسام سعادت نمی شمارند و دارنده ی آن را سعادتمند نمی دانند از این رو ،آنگاه که حکما سعادت بشر را تقسیم می کنند تمام آن را در قوای نفسانی و جنبه های روحانی قرار می دهند چنان که ما نیز در اول کتاب گفتیم سعادت بشر در (حکمت و شجاعت و عفت و عدالت)است و نیز تمام حکما معتقدند که سعادت بشر در همین ملکات چهارگانه ای است که بر شمریم و کفایت می کند و اگر صاحب آن ملکات شد دیگر در سعادتمند شدن به فضیلت مربوط به بدن و خارج آن محتاج نخواهد بود
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 52
مقدمه پژوهش
در زمانهای قدیم و دوران باستان عشق یک احساس بی پیرایه و شخصی نبود که به ازدواج در آینده ختم شود بلکه ازدواج بر حسب رسوم متداول انجام می شد و عشق بعد از ازدواج و در زندگی مشترک روی می داد. از سه نسل گذشته تا به امروز تحولی در مورد انتخاب معشوق به وجود آورد و مفهوم (عشق رمانتیک) در دنیای غرب عمومیت یافت. در نهایت دیده می شود که امروزه مردم به دنبال عشق رمانتیک می گردند و می خواهند که شخصاً عشق خود را بیابند و آن را به ازدواج منتهی کنند.
ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده اجتماع و جامعه است که دارای نتایج و آثاری از قبیل ارضای غریزه جنسی،تولید مثل و بقای نسل، و آرامش انسان می شود و ازدواج و زناشویی به معنای شروع کردن زندگی مشترک بین زن و برای تشکیل خانواده و بقای اجتماع و جامعه است.
و ازدواج به جز ارضاء غرائز جنسی به انسان و امنیت روحی و روانی می دهد و فرد را از لحاظ فکری ،اخلاقی، روانی و ... به آرامش می رساند و با وجود عشق و محبت انسان را به درجات و شکوفایی و کمال می رساند و فرد با دوست داشتن و مورد محبت قرار دادن و یا قرار گرفتن می تواند بهداشت روانی زندگی خود را تأمین کند و هدف نهایی یعنی رشد و کمال و آرامش برسد.
بنابر این ازدواج هایی که بر اساس داغی عشق و دلباختگی بنا شود، پایه های این ازدواج معمولاًدر همان اوایل ازدواج بعد از چندین ماه پس از فرو نشستن عشق از بین می رود و زندگی و آرامش روانی آن را مختل می کند و معمولاً به طلاق می انجامد. و اگر این عشق و محبت در طول زندگی به وجود بیاید فرد را بهتر و عمیق تر به هدف می رساند. و با بیشتر شدن این عشق و علاقه نسبت به هم زندگی معنا دار تر می شود و این رابطه سالم و خوب انسان را به معرفت و بینش کامل نسبت به یکدیگر می رساند.
و با بیشتر شدن این عشق و علاقه نسبت به هم زندگی معنا دار تر می شود و یا رابطه سالم و خوب انسان را به معرفت و بینش کامل نسبت به یکدیگر می رساند.
بنابر این مسئله ازدواج یکی از مسائلی است که از سوی بهداشت روانی نهایت اهمیت را دارد و چون در ازدواج رابطه بسیار نزدیک و طولانی بین زن و مرد برقرار می گردد از قبل از ازدواج شرایطی را که لازم زناشویی موفقیت آمیز است باید در نظر گرفت و از آنجائیکه نیاز زن و مرد به آشنایی و رابطه قبل از ازدواج یک نیاز طبیعی و غریزی است لذا باید این نیاز و رابطه از راه درست و صحیح انتخاب شود.
اکثر جوانان معتقدند که رابطه بین دختر و پسر قبل از ازدواج می تواند در زمینه شناخت همسر آینده مؤثر باشد و بعضی ها هم عکس این عقیده را دارند که این روابط قبل از ازدواج نباید باشد و دختر و پسر نباید قبل از ازدواج با هم رابطه داشته باشند در نتیجه نگرش جوانان به این مسئله می تواند راهگشایی برای زندگی آینده فردای آنها باشد.
بیان مسئله ی پژوهش
در زندگی بشر هیچ چیز به اندازه ی روابط بین افراد اهمیت ندارد. یعنی اگر بین افراد روابطی وجود نداشته باشد و هرکس بخواهد برای خود زندگی جداگانه و به تنهایی تشکیل دهد قادر به ادامه زندگی در طولانی مدت نخواهد بود. بنابر این ازدواج امری طبیعی، مهم و سرنوشت ساز برای هر انسانی است. ازدواج به مفهوم وصال یک فرد از جنس مذکر با یک فرد از جنس مؤنث مستلزم عشق و محبت واقعی دو طرفه است. عشق و محبتی که اگر نباشد زندگی انسان ادامه نخواهد یافت. زیرا همه ی انسان ها فقط به خاطر عشقی که به یکدیگر دارند و دلخوشی که به هم دارند قادر به ادامه ی زندگی هستند هرچند گاهی در این محبت ها و عاطفه ها افراط می شود و احساسات و هیجانات یکی از دو طرف بر انگیخته شده و مانع از تصمیمگیری های عاقلانه می شود. از آنجایی که یکی از عواملی که برای ازدواج هر انسانی لازم است بلوغ فکری و عقلی است اگر عقل در کنار احساسات و عواطف وجود نداشته باشد تشکیل یک زندگی دو نفره تقریباً چندان پایدار نخواهد ماند و برعکس در برخی از ازدواج ها به دلیل اصرارهای بی جای پسران یا دختران فرصت مطالعه و بررسی هر کدام از طرفین از دیگری گرفته خواهد شد. به عبارتی زمانی که یک دختر و پسر به اصطلاح عرفی عاشق و معشوق یکدیگر می شوند و اکثر خانواده های خود را مجبور به رضایت به این ازدواج می کنند به نوعی زندگی خود را تباه کرده و والدین خود راگرفتار می کنند همان طور که گفته شد در این طور ازدواج ها عقل دخالتی نداشته و این عدم دخالت موجب زایل شدن زندگی است زیرا زمانی که دختر و پسری عاشق یکدگیر شده اند و بی صبرانه منتظر رسیدن به هم هستند ، دیگر هیچ یک از موقعیت های اجتماعی و فرهنگی را نمی سنجند. پس از گذشت مدت کوتاهی از وصال، تازه متوجه خواهند شد که این دو، گاهاً از نظر اجتماعی یا از نظر فرهنگی یا اعتقادی شباهتی به یکدیگر نداشته و در این جاست که همان عاشقان دیروز، دوستان امروز یکدیگر خواهند شد. همچنین است در عشقهای خیابانی یا دوستی های دختران پسران جوان که معمولاً احساساتشان بر آنها غالب و عقل شان مغلوب می شود. در این روابط دختران ساده لوح قربانی خواهند شد چرا که لازمه ی ازدواج یک دختر عفت و پاکدامنی است که معمولاً در این دوستی ها این عفت از بین خواهد رفت زیرا معمولاً این دوستی ها به فریب دختران منتهی شده که دیگر روی برگشت به خانه ی پدری ندارند. زیرا دختران فریب خورده و به محیط فحشا کشیده شده دیگر امیدی به زندگی سالم نداشته و به دلیل این نا امیدی به دنبال آن نخواهند رفت. بنابر این می توان گفت زمانی که ازدواج دختران و پسران جنبه ی رسمی و عقلایی نداشته باشد و از عرف جامعه و محیط فرهنگی زندگی فرد به دور باشد چندان پایدار نخواهد بود. در اینکه ازدواج و نیازهای متقابل زن و مرد یک انسان باید دارای خود کنترلی بوده و احساسات و غرایظ خود را تا حد متعارف کنترل کند تا باعث تباهی زندگی خود در آینده نشود. البته باید خاطر نشان کرد که در کشورهای غربی و توسعه یافته نه تنها داشتن رابطه بین پسر و دختر اشکالی ندارد که جلوگیری کردن از این امر را زشت و بد می شمارند زیرا معتقدند که دوستی های قبل از ازدواج باعث شناخت بیشتر دختر و پسر از یکدیگر می شود بنابر این این قضیه نیاز به بررسی های متعدد دارد.
سؤالات آغازین
آیا دوستی های قبل از ازدواج در استحکام زندگی زناشویی مؤثر است.
آیا علایق پس از ازدواج به شدت قبل از ازدواج خواهد بود.
آیا روابط قبل از ازدواج تأثیری در بهداشت روانی افراد پس از ازدواج دارد.
آیا در این نوع ازدواج ها رضایت خانواده ها تا چه حد می تواند مؤثر باشد.
آیا برای چنین ازدواجهایی تنها عشق کافی است.
آیا عشق در این ازدواج باید 2 طرفه باشد یا عشق یک طرف کفایت می کند.
جوانان امروز چه تفکری در مورد چنین ازدواج هایی دارند.
اهداف پژوهش
بررسی میزان تأثیر دوستی های قبل از ازدواج در موفقیت پس از ازدواج
بررسی تفکرات و نگرش های اسلام در مورد این نوع ازدواج ها