لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک
حسین مهدیخانی، سید مهدی رضوی، داودرضا عرب
1و2و3 شرکت مهندسان مشاور کریت کارا- صندوق پستی1415/14515
mehdikhani@kuritkara.com
چکیده
مهندسی ارزش ابزار موثر تصمیم سازی برای مدیران میباشد. مطالعات ارزش فرصتهای مناسبی برای کاهش هزینه طول عمر، بهبود کیفیت، بهبود ساختپذیری، کاهش زمان ساخت، افزایش طول عمر و گاه ترکیب موارد بالا در اختیار قرارمیدهد. تحت فشار قرارگرفتن مدیران در پذیرش و اعمال تغییرات پیشنهادی از یک سو و مسوولیت ایشان در قبال حوزه تحت اختیار به همراه ریسک و ابهام ذاتی گزینههای پیشنهادی از سوی دیگر اغلب این افراد را در وضعیت دشوار قرار می دهد. از اینرو مدیران زیادی بدلیل ابهام در مورد مقدار ریسک گزینههای ارائه شده در مطالعات ارزش از قبول انجام این مطالعات سرباز زده یا در طول مطالعات مقاومت مینمایند. از اثرات این تصورات میتوان به انتخاب گزینههای کمخطرتر و اغلب کم ارزشتر، رد گزینههای خلاقانه، عدم تناسب ریسک در تصمیمها و پروژهها و در نهایت تاخیر در تصمیمگیری اشاره کرد. در این مقاله به اثر بکارگیری مدیریت ریسک در مطالعات ارزش و شفافسازی ذهن مدیران نسبت به اثرات طرح مبنا و گزینههای پیشنهادی و اقدامات چهارگانه حذف، تسکین، انتقال و پذیرش ریسک یا ترکیبی از اقدامات با اشاره به چند مطالعه موردی بررسی میشود و در نهایت روش پیشنهادی تلفیقی و تحلیل کیفی ریسک به کمک AHP را تلفیق مهندسی ارزش با مدیریت ریسک بعنوان نتیجه این نوشتار، ارائه میگردد.
کلمات کلیدی: مهندسی ارزش، مدیریت ریسک، تحلیل ریسک،AHP،
1- مقدمه
مدیریت ریسک و مهندسی ارزش هر دو پدیدههای نوظهور و جدیدی در ایران هستند. در ایران از طرفی با توجه به بحرانهای مکرر و کمبود روزافزون منابع، مدیریت نوین ناگزیر از استفاده از تمامی ابزارها و تواناییهای خویش در جهت دستیابی به اهداف میباشد. تقریباً تمام مدیران بهدنبال ابزاری هستند تا خطرات و پیامدهای ناشی از تصمیمات را تا حداقل ممکن کاهش دهد. مدیریت ریسک ابزار جدیدی است که در زمان کوتاه توانسته است جایگاه مناسبی برای خود پیدا کند. غیر از ابزارهای کمیسازی ریسک که بهدلیل محاسبات پیچیده مانع فراگیری همگانی آن میشوند، ابزارهای ساده و بررسی کیفی ریسک، ساده و برآمده از تفکر منطقی میباشد.
ترکیب عوامل مختلف طرح در پروژههای عمرانی به صورتی پیشبینی شده است که اغلب ریسکها به عوامل غیرتصمیمگیر منتقل میشود. با ترکیب سه عاملی (کارفرما، مشاور و پیمانکار) که ترکیبی معمول و جا افتاده میباشد، ریسکهای طراحی به مشاور طرح و ریسکهای اجرا به پیمانکار انتقال مییابد. در ترکیبهای چهارعاملی ریسکهای مدیریتی به مدیریت طرح و ریسکهای باقیمانده مدیریت به این دو عامل نیز انتقال مییابد. ظهور مهندسی ارزش و اجباریشدن آن در طرحهای پرهزینه و پیچیده، بهدلیل ماهیت دگراندیش آن و تفکر خارج از چهارچوب عادات و روشهای معمول و پذیرفته شده، موقعیت دشواری برای کارفرما ایجاد میکند.
توجه به این نکته ضروری است که در فرآیند تصمیمگیری برای اجرای پروژهها باتوجه به اینکه در کشور ما دولت، کارفرما و تصمیمگیر اجرای بسیاری از پروژههای عظیم میباشد، در بسیاری از مواقع محافظهکاری و ریسکگریزی غیرمنطقی مدیران دولتی سبب انتخاب گزینههای پرهزینه و کم ارزش گردیده است. دلیل این محافظهکاری و ریسکگریزی معقول ریشه در ریسکی که مدیران از گزینههای مختلف متصورند، باید جستجو نمود. این ریسکهای تصوری بههمراه عدم آگاهی و دانش نسبت به طرحهای پیشنهادی و ریسکهای عناصر مختلف این طرحها سبب انتخاب گزینههای نابهینه و از بین رفتن فرصتها میگردد.
2-تحلیل و مدیریت ریسک
تعاریف مختلفی از ریسک ارائه شده است که میتوان از مهمترین آن به موارد ذیل اشاره نمود]1[:
اتفاق افتادن احتمالات واقعهای نامطلوب
رویدادی که با احتمال شناخته شدهای روی میدهد.
امکان حادثشدن واقعهای نامعین از پیش برنامهریزی نشده که ماهیتی منفی در آن نهفته (صدمهزا و مخرب) بر حسب احتمال وقوع آن واقعه و شدت عوارض و پیامدهای آن واقعه
معیاری برای تعیین احتمال و شدت وقوع یک پدیده مخرب که بصورت کمی توسط رابطه ذیل بیان میگردد:
احتمال وقوع* عواقب وقوع = ریسک
مدیریت ریسک یکی از بخشهای اصلی و جدانشدنی حرفه مهندسی میباشد. این مدیریت، فرآیندی سیستماتیک جهت تعریف، تحلیل و پاسخگویی ریسک سیستمها میباشد]2[. وظیفه مدیریت ریسک افزایش احتمالات و دوره تکرار رخدادهای مطلوب و کاهش احتمال وقوع رخدادهای نامطلوب و یا کاهش شدت اثرات منفی وقایع نامطلوب را دارا میباشد]1[. این فرآیند را میتوان یک فرآیند تصمیمگیری، جهت انتخاب و اجرای با صرفهترین تکنیکها و اقدامات در رویارویی با ریسکهای مختلف سیستم جهت به حداقل رساندن آن ریسک در سیستم دانست. مدیریت ریسک درباره حذف، کاهش، انتقال عواقب منفی حوادث و بهرهجستن از فرصتهای احتمالی سخن میگوید.
دلایلی را که معمولاً برای بکارگیری مدیریت ریسک برمیشمارند عبارتند از:
حداقلرساندن بحرانها
حداقل رساندن مسایل غیر منتظره و مشکلات
افزایش میزان موفقیت و یا کاهش شکستها
انجام هزینهها و برنامه زمانی کار مطابق برآوردها و پیشبینیهای صورتگرفته.
میتوان فرایند مدیریت ریسک را به مراحل زیر طبقه بندی نمود]3[:
برنامهریزی مدیریت ریسک
تعریف ریسک
تحلیل کمّی و یا کیفی ریسک و رتبهبندی ریسکها
ارزیابی ریسک و مقایسه با ریسکهای قابل قبول جامعه
برنامهریزی پاسخ و مقابله با ریسک
کنترل و نظارت ریسک
مدیریت ریسک دربرگیرنده ارزیابی ریسکهای سیستم و قیاس با ریسکهای دیگر سیستم و با ریسکهای قابل قبول اجتماعی است که از این ارزیابی جهت تعیین مکانیزمهای کاهش شدت ریسک و یا مهار ریسک سیستم با در نظر گرفتن مسایل اقتصادی و فنی استفاده می گردد. ریسک قابلقبول اجتماعی پاسخی به نیاز جامعه برای برآورد کمّی ریسک تحمیلی و ابزاری برای برآورد ارزش جانی بدون استفاده از ارزش مادی میباشد]4[.
انتخاب بهترین تکنیکها برای مدیریت ریسک یکی از مراحل پر اهمیت فرآیند تصمیمگیری میباشد. در مرحله نظارت بر بهبود برنامه مدیریت ریسک، مدیریت توانایی بررسی روش بکارگیری و اجرای تکنیکهای انتخاب شده را بدست میدهد(شکل1).
شکل1- نمونهای از ساختار مدیریت ریسک سدها]1[
منشا ریسکها را میتوان در وجود محدودیت و نقص در آگاهی، دانش، تجربه، اطلاعات و وجود عدم قطعیت در آینده دید. عدم قطعیت در هر سیستمی به عنوان یک واقعیت شناخته شده است
محدودیت جدی برای اعمال مناسب عدم قطعیتها در تحلیل ریسک وجود دارد. این محدودیتها تحلیل ریسک را میان روشهای قطعی (عدم قطعیت ناچیز) و روشهای فازی (بدون کنترل برعدم قطعیت) قرار میدهد. در حقیقت تحلیل ریسک بهعنوان تلفیقی از قضاوت مهندسی و علم، امکان ارزیابی همسنگ شرایط نامطلوب را فراهم میسازد و امکان بررسی عمیقتر و همه جانبهتر ایمنی سیستمها را ممکن میسازد و در گستره وسیعی تمامی عواملی که ایمنی سیستم را تهدید نموده و یا آنرا بهبود میبخشد، شامل میگردد. گامهای مختلف تحلیل و بررسی ریسک یک پدیده شامل موارد ذیل میباشد:
شناسایی تمام ریسکهای وقایع نامطلوب اثرگذار در یک سیستم( استفاده از چکلیست، مشابهت با سیستمهای مشابه، طوفان ذهنی و ...)
برآورد احتمال رخداد واقعههای نامطلوب
برآورد عواقب شکست و یا خسارات ناشی از واقعه نامطلوب.
محاسبه ریسک
اولویت بندی ریسکهای مؤثر بر سیستم
برای مقایسه و رتبه بندی ریسکها میتوان از مکانیسم ماتریس رتبه بندی ریسک و یا درخت حوادث بهره جست(شکل2و3)]5[.
شکل2- ماتریس رتبه بندی ریسک
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
اثر بخشی رفتار والدین در ارتقای سلامت روانی فرزندان
عقل دانش مدار انسان را می بایست با توجه به تحولات پرشتاب عصر فرامدرن با روح آرام بخش تلفیق کرد.
عقل دانش مدار انسان را می بایست با توجه به تحولات پرشتاب عصر فرامدرن با روح آرام بخش تلفیق کرد.
لازمه ماندگاری و بقاء، حرکت کردن هم جهت و همسو با این تحولات است.
با توجه به شرایط پیچیده زندگی والدین به جهت نداشتن فرصت کافی برای تربیت و آموزش فرزندان خود تربیت و آموزش آنها را به نهادهای آموزشی سپرده اند تا علاوه بر آموزش مهارتهای تحصیلی، آموزش مهارتهای زندگی راهم ییاموزند.
آیا می توان گفت دانش آموزی که صرفاَ در فعالیت های تحصیلی موفق است از نظر روانی، سلامت کاملی را دارا می باشد؟
آیا می توان نقش خانواده را در سلامت روان این فرزندان که خود سرمایه های این مرز و بوم هستند، نادیده گرفت.
سرمایه هایی که در صورت برخورداری از سلامت کامل می توانند منجر به نوآوری و اندیشه کار درجامعه شوند.
باید بتوان نسلی خود آغازگر، خود مشاهده گر، خود قضاوت کننده، خود راهبر مدیر و خود تغییر دهنده تربیت کرد و آنها را قادر ساخت تا ظرفیت های جدیدی در خود بوجود آورند و آگاهانه، مستمرانه و سریع تغییرات ایجاد نموده و پاسخگوی سریع در جامعه در حال یادگیری باشند.
این زمانی مؤثر است که این سرمایه ها در سلامت کامل روانی باشند.
خانواده به عنوان اولین، مؤثرترین، مهمترین کانون رشد و تربیت ومنبع کسب اطلاع در شکل گیری و ایجاد سلامت روانی نقش ارزنده ای را دارد و هیج جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند مگر این که از خانواده های سالمی برخوردار باشد، خانواده ای که بتواند خود را با تغییرات اجتماعی وسیعی که ناشی از گذر سنت به مدرنیزه است تطبیق دهد و در این راستا به تربیت فرزندانی توجه داشته باشد که بتوانند برای خود و جامعه شان مفید واقع شوند.
سازمان جهانی بهداشت (WTO)، سلامت روانی را توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمانی تعریف کرده است که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.
این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود بیماری و یا عقب ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می شد.
سلامت روانی همان سلامت فکر کردن و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است نه تنها جسم، بلکه روح نیز احتیاج به مراقبت دارد و این دو جدای از هم نیستند.
ایجاد سلامت روانی، هدف سازگاری فرد با محیط اطراف خود است در صورتی که بتواند خود را با محیط تطبیق دهد، قابلیت های خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفی و رفتاری باشد، در این صورت می توان گفت، از سلامت روانی برخوردار است.
● ویژگیهای فردی که دارای سلامت روانی است
ـ نسبت به خود، خانواده و جامعه بی تفاوت نیست.
ـ با دیگران سازگاری دارد.
ـ به خود و دیگران احترام می گذارد.
ـ شاد و مثبت اندیش است.
ـ به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد.
ـ در برابر ناکامی ها تسلیم نمی شود و خود را نمی بازد.
ـ در برابر موقعیت ها و شرایط، انعطاف پذیر است.
ـ از توانایی های خود شناخت دارد و به دنبال رشد استعدادهایش است.
ـ دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می داند.
ـ نیازهایش را به گونه پاببای برآورده می کند که با ارزش های جامعه منافات نداشته باشد.
ـ صداقت و درستکاری در رفتار و گفتارش دارد.
ـ امید و شوق به زندگی دارد.
ـ فردی خود کنترل در تمام شرایط زندگی است.
ـ مسئولیت پذیر ومتعهد است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
نحوه ارتقای فعالیت های بدنی در کودکان
( تأثیرگذاری والدین)
سئوالی که امروز در ذهن بسیاری از متخصصان تربیت بدنی وجود دارد، این است که آیا فعالیت های بدنی والدین، سبب گرایش کودکان به انجام فعالیت های بدنی بیشتر می شود؟
در این باره، بسیاری از دانشمدان و متخصصان تربیت بدنی، نظر مثبتی دارند. دلیل بوجود آمدن چنین دیدگاهی را می توان چنین توجیه کرد که در سالهای اخیر، منافع بالقوه مربوط به بهداشت عمومی و افزایش میزان درگیرشدن والدین در فعالیت های بدنی، بعنوان یکی از توصیه های کلیدی در مرکز کنترل بیماری ها و راهنمایی های پیشگیرانه برای مدرسه ها وهمچنین در اتحادیه مربوط به برنا مه های فعالیت های بدنی ارائه شده است. ( مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های 1997)
هدف از نگارش این مقاله، بیان عاملهای گوناگون و مؤثر اجتماعی براساس علاقمندی و درگیر شدن بچه ها و فعالیت های بدنی است و یکی از عمده ترین عاملهایی که در سالهای اخیر در این باره مورد توجه قرار گرفته است.
نقش الگوپذیری کودکان از فعالیت های بدنی والدینشان
تحقیقات جدید نشان می دهند که تأثیرگذاری فعالیت های بدنی والدین بر کودکان موضوعی بسیار پیچیده است، اما با وجود این پیچیدگی، نقش الگوپذیری می تواند بخشی از این آثار را اعمال کند. برای مثال، در یک تحقیق( اندرسون- ولد 1992)آمده است ارتباط مستقیمی بین میزان فعالیت بدنی والدین و کودکان وجود دارد و از سوی دیگر نشان داده است که حمایت اطرافیان( والدین، برادران، خواهران، و دوستان نزدیک) نیز می تواند تأثیر زیادی برروی رفتارهای حرکتی کودک بگذارد. درواقع تشویق، حمایت و اتقادات والدین نسبت به کودکانشان، ممکن است بیشترین تأثیر را روی رفتار های حرکتی آنها داشته باشد.
تأثیرگذاری والدین:
دیدگاههای نظری
یک مدل نظری ارزشمندی به خوبی می تواند میزان تأثیرگذاری والدین در فعالیت های بدنی کودکان را شرح دهد، مدل ارزشی- انتظاری اکلز و هارولد است ک در سال 1992 تدوین شد. این مدل اصولاً بگونه ای طرتاحی شد که به روشنی مطالعات مربوط به ورزش و فعالیت های بدنی استفاده کرد. از سوی دیگر، توسعه این مدل به صورتی است که بوسیله آن میتوان رفتارهای اجتماعی والدین و تأثیر آن را روی رفتارهای کودکان شرح داد.
براساس این مدل رفتارهای اجتماعی والدین هم روی توقع آنها برای دستیابی فرزندانشان به موفقیت و هم روی ارزشی که والدین برای این موفقیت ها قائل هستند تأثیر گذارند.
معمولاً والدین از فرزندانشان انتظار دارند که در فعالیت های بدنی و ورزش های گوناگون به موفقیت دست پیدا کنند وا ز سوی دیگر به ارزش و اهمیتی که برای این موفقیت ها قائل می شوند تأثیر بسیار زیادی روی فرزندان خود میگذارند تا آنها بتوانند این رفتارهای مطلوب را ادامه دهند و برای توسعه آنها تلاش کنند.
براساس مدل ارزشی – انتظاری، والدین با در نظر گرفتن نقش جنسیتی فرزندان( دختر و یا پسربودن) روی طبیعت و دامنه رفتارهای اجتماعی آنها تأثیر می گذارند و می تواند رفتارهای فرزندان را تحت تأثیر قرار دهند. مثلاً برخی از والدین اعتقاد دارند که پسرها نسبت به دخترها باید بیشتر درگیر فعالیت های بدنی و ورزشی بشوند، به همین دلیل برای ارتقای فعالیت های بدنی فرزندان پسر خود به سختی تلاش می کنند.
انواع تأثیرگذاری اجتماعی
والدین با استفاده از روشهای گوناگون و از طریق هدایت فرزندان خود به شرکت در فعالیت های بدنی می توانند آنها را به سمت اجتماعی شدن سوق دهند.
چهار رفتار اجتماعی گوناگون و ویژه وجود دارند که می توانند روی رفتارهای ناشی از فعالیت بدنی بچه ها تأثیرگذار باشند. این رفتارها که عبارتند از: تشویق والدین، مشارکت و همراهی والدین در فعالیت های حرکتی،نقش تسهیل کنندگی، نقش مدل گونه والدین.
1- تشویق والدین:
والدین به روش های گوناگون می توانند فرزندان خود را تشویق کنند. تشویق والدین درباره هدایت کردن بچه ها نسبت به فعالیتهای بدنی می تواند بصورت کلامی و کاملاً شکار و یا بصورت غیرکلامی انجام گیرد.گاهی اوقات می توان از بچه ها درخواست کرد که بیرون از محیط منزل، به فعالیت های بدنی بپردازند یا اینکه مدت زمان کمی را صرف تماشای تلویزیون کنند تا بتوانند زمان بیشتری را به فعالیت های بدنی بپردازند. از سوی دیگر، می توان به صورت غیرمستقیم تلاش کرد تا میزان علاقمندی و درگیری آنها را در فعالیت های بدنی افزایش داد. مطالعات گوناگون نشان داده است که بچه ها د رسنین پائین اعتماد بسیار زیادی به بزرگسالان خود دارند( خصوصاً والدین) مثلاً بچه ها به اطلاعاتی که والدین از میزان توانایی آنها برای فعالیت های بدنی در اختیارشان قرار می دهند اعتماد زیادی دارند.(weiss,ebbeck&horn,1977 )
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
اثر بخشی رفتار والدین در ارتقای سلامت روانی فرزندان
عقل دانش مدار انسان را می بایست با توجه به تحولات پرشتاب عصر فرامدرن با روح آرام بخش تلفیق کرد.
عقل دانش مدار انسان را می بایست با توجه به تحولات پرشتاب عصر فرامدرن با روح آرام بخش تلفیق کرد.
لازمه ماندگاری و بقاء، حرکت کردن هم جهت و همسو با این تحولات است.
با توجه به شرایط پیچیده زندگی والدین به جهت نداشتن فرصت کافی برای تربیت و آموزش فرزندان خود تربیت و آموزش آنها را به نهادهای آموزشی سپرده اند تا علاوه بر آموزش مهارتهای تحصیلی، آموزش مهارتهای زندگی راهم ییاموزند.
آیا می توان گفت دانش آموزی که صرفاَ در فعالیت های تحصیلی موفق است از نظر روانی، سلامت کاملی را دارا می باشد؟
آیا می توان نقش خانواده را در سلامت روان این فرزندان که خود سرمایه های این مرز و بوم هستند، نادیده گرفت.
سرمایه هایی که در صورت برخورداری از سلامت کامل می توانند منجر به نوآوری و اندیشه کار درجامعه شوند.
باید بتوان نسلی خود آغازگر، خود مشاهده گر، خود قضاوت کننده، خود راهبر مدیر و خود تغییر دهنده تربیت کرد و آنها را قادر ساخت تا ظرفیت های جدیدی در خود بوجود آورند و آگاهانه، مستمرانه و سریع تغییرات ایجاد نموده و پاسخگوی سریع در جامعه در حال یادگیری باشند.
این زمانی مؤثر است که این سرمایه ها در سلامت کامل روانی باشند.
خانواده به عنوان اولین، مؤثرترین، مهمترین کانون رشد و تربیت ومنبع کسب اطلاع در شکل گیری و ایجاد سلامت روانی نقش ارزنده ای را دارد و هیج جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند مگر این که از خانواده های سالمی برخوردار باشد، خانواده ای که بتواند خود را با تغییرات اجتماعی وسیعی که ناشی از گذر سنت به مدرنیزه است تطبیق دهد و در این راستا به تربیت فرزندانی توجه داشته باشد که بتوانند برای خود و جامعه شان مفید واقع شوند.
سازمان جهانی بهداشت (WTO)، سلامت روانی را توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمانی تعریف کرده است که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.
این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود بیماری و یا عقب ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می شد.
سلامت روانی همان سلامت فکر کردن و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است نه تنها جسم، بلکه روح نیز احتیاج به مراقبت دارد و این دو جدای از هم نیستند.
ایجاد سلامت روانی، هدف سازگاری فرد با محیط اطراف خود است در صورتی که بتواند خود را با محیط تطبیق دهد، قابلیت های خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفی و رفتاری باشد، در این صورت می توان گفت، از سلامت روانی برخوردار است.
● ویژگیهای فردی که دارای سلامت روانی است
ـ نسبت به خود، خانواده و جامعه بی تفاوت نیست.
ـ با دیگران سازگاری دارد.
ـ به خود و دیگران احترام می گذارد.
ـ شاد و مثبت اندیش است.
ـ به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد.
ـ در برابر ناکامی ها تسلیم نمی شود و خود را نمی بازد.
ـ در برابر موقعیت ها و شرایط، انعطاف پذیر است.
ـ از توانایی های خود شناخت دارد و به دنبال رشد استعدادهایش است.
ـ دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می داند.
ـ نیازهایش را به گونه پاببای برآورده می کند که با ارزش های جامعه منافات نداشته باشد.
ـ صداقت و درستکاری در رفتار و گفتارش دارد.
ـ امید و شوق به زندگی دارد.
ـ فردی خود کنترل در تمام شرایط زندگی است.
ـ مسئولیت پذیر ومتعهد است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک
حسین مهدیخانی، سید مهدی رضوی، داودرضا عرب
1و2و3 شرکت مهندسان مشاور کریت کارا- صندوق پستی1415/14515
mehdikhani@kuritkara.com
چکیده
مهندسی ارزش ابزار موثر تصمیم سازی برای مدیران میباشد. مطالعات ارزش فرصتهای مناسبی برای کاهش هزینه طول عمر، بهبود کیفیت، بهبود ساختپذیری، کاهش زمان ساخت، افزایش طول عمر و گاه ترکیب موارد بالا در اختیار قرارمیدهد. تحت فشار قرارگرفتن مدیران در پذیرش و اعمال تغییرات پیشنهادی از یک سو و مسوولیت ایشان در قبال حوزه تحت اختیار به همراه ریسک و ابهام ذاتی گزینههای پیشنهادی از سوی دیگر اغلب این افراد را در وضعیت دشوار قرار می دهد. از اینرو مدیران زیادی بدلیل ابهام در مورد مقدار ریسک گزینههای ارائه شده در مطالعات ارزش از قبول انجام این مطالعات سرباز زده یا در طول مطالعات مقاومت مینمایند. از اثرات این تصورات میتوان به انتخاب گزینههای کمخطرتر و اغلب کم ارزشتر، رد گزینههای خلاقانه، عدم تناسب ریسک در تصمیمها و پروژهها و در نهایت تاخیر در تصمیمگیری اشاره کرد. در این مقاله به اثر بکارگیری مدیریت ریسک در مطالعات ارزش و شفافسازی ذهن مدیران نسبت به اثرات طرح مبنا و گزینههای پیشنهادی و اقدامات چهارگانه حذف، تسکین، انتقال و پذیرش ریسک یا ترکیبی از اقدامات با اشاره به چند مطالعه موردی بررسی میشود و در نهایت روش پیشنهادی تلفیقی و تحلیل کیفی ریسک به کمک AHP را تلفیق مهندسی ارزش با مدیریت ریسک بعنوان نتیجه این نوشتار، ارائه میگردد.
کلمات کلیدی: مهندسی ارزش، مدیریت ریسک، تحلیل ریسک،AHP،
1- مقدمه
مدیریت ریسک و مهندسی ارزش هر دو پدیدههای نوظهور و جدیدی در ایران هستند. در ایران از طرفی با توجه به بحرانهای مکرر و کمبود روزافزون منابع، مدیریت نوین ناگزیر از استفاده از تمامی ابزارها و تواناییهای خویش در جهت دستیابی به اهداف میباشد. تقریباً تمام مدیران بهدنبال ابزاری هستند تا خطرات و پیامدهای ناشی از تصمیمات را تا حداقل ممکن کاهش دهد. مدیریت ریسک ابزار جدیدی است که در زمان کوتاه توانسته است جایگاه مناسبی برای خود پیدا کند. غیر از ابزارهای کمیسازی ریسک که بهدلیل محاسبات پیچیده مانع فراگیری همگانی آن میشوند، ابزارهای ساده و بررسی کیفی ریسک، ساده و برآمده از تفکر منطقی میباشد.
ترکیب عوامل مختلف طرح در پروژههای عمرانی به صورتی پیشبینی شده است که اغلب ریسکها به عوامل غیرتصمیمگیر منتقل میشود. با ترکیب سه عاملی (کارفرما، مشاور و پیمانکار) که ترکیبی معمول و جا افتاده میباشد، ریسکهای طراحی به مشاور طرح و ریسکهای اجرا به پیمانکار انتقال مییابد. در ترکیبهای چهارعاملی ریسکهای مدیریتی به مدیریت طرح و ریسکهای باقیمانده مدیریت به این دو عامل نیز انتقال مییابد. ظهور مهندسی ارزش و اجباریشدن آن در طرحهای پرهزینه و پیچیده، بهدلیل ماهیت دگراندیش آن و تفکر خارج از چهارچوب عادات و روشهای معمول و پذیرفته شده، موقعیت دشواری برای کارفرما ایجاد میکند.
توجه به این نکته ضروری است که در فرآیند تصمیمگیری برای اجرای پروژهها باتوجه به اینکه در کشور ما دولت، کارفرما و تصمیمگیر اجرای بسیاری از پروژههای عظیم میباشد، در بسیاری از مواقع محافظهکاری و ریسکگریزی غیرمنطقی مدیران دولتی سبب انتخاب گزینههای پرهزینه و کم ارزش گردیده است. دلیل این محافظهکاری و ریسکگریزی معقول ریشه در ریسکی که مدیران از گزینههای مختلف متصورند، باید جستجو نمود. این ریسکهای تصوری بههمراه عدم آگاهی و دانش نسبت به طرحهای پیشنهادی و ریسکهای عناصر مختلف این طرحها سبب انتخاب گزینههای نابهینه و از بین رفتن فرصتها میگردد.
2-تحلیل و مدیریت ریسک
تعاریف مختلفی از ریسک ارائه شده است که میتوان از مهمترین آن به موارد ذیل اشاره نمود]1[:
اتفاق افتادن احتمالات واقعهای نامطلوب
رویدادی که با احتمال شناخته شدهای روی میدهد.
امکان حادثشدن واقعهای نامعین از پیش برنامهریزی نشده که ماهیتی منفی در آن نهفته (صدمهزا و مخرب) بر حسب احتمال وقوع آن واقعه و شدت عوارض و پیامدهای آن واقعه
معیاری برای تعیین احتمال و شدت وقوع یک پدیده مخرب که بصورت کمی توسط رابطه ذیل بیان میگردد:
احتمال وقوع* عواقب وقوع = ریسک
مدیریت ریسک یکی از بخشهای اصلی و جدانشدنی حرفه مهندسی میباشد. این مدیریت، فرآیندی سیستماتیک جهت تعریف، تحلیل و پاسخگویی ریسک سیستمها میباشد]2[. وظیفه مدیریت ریسک افزایش احتمالات و دوره تکرار رخدادهای مطلوب و کاهش احتمال وقوع رخدادهای نامطلوب و یا کاهش شدت اثرات منفی وقایع نامطلوب را دارا میباشد]1[. این فرآیند را میتوان یک فرآیند تصمیمگیری، جهت انتخاب و اجرای با صرفهترین تکنیکها و اقدامات در رویارویی با ریسکهای مختلف سیستم جهت به حداقل رساندن آن ریسک در سیستم دانست. مدیریت ریسک درباره حذف، کاهش، انتقال عواقب منفی حوادث و بهرهجستن از فرصتهای احتمالی سخن میگوید.
دلایلی را که معمولاً برای بکارگیری مدیریت ریسک برمیشمارند عبارتند از:
حداقلرساندن بحرانها
حداقل رساندن مسایل غیر منتظره و مشکلات
افزایش میزان موفقیت و یا کاهش شکستها
انجام هزینهها و برنامه زمانی کار مطابق برآوردها و پیشبینیهای صورتگرفته.
میتوان فرایند مدیریت ریسک را به مراحل زیر طبقه بندی نمود]3[:
برنامهریزی مدیریت ریسک
تعریف ریسک
تحلیل کمّی و یا کیفی ریسک و رتبهبندی ریسکها
ارزیابی ریسک و مقایسه با ریسکهای قابل قبول جامعه
برنامهریزی پاسخ و مقابله با ریسک
کنترل و نظارت ریسک
مدیریت ریسک دربرگیرنده ارزیابی ریسکهای سیستم و قیاس با ریسکهای دیگر سیستم و با ریسکهای قابل قبول اجتماعی است که از این ارزیابی جهت تعیین مکانیزمهای کاهش شدت ریسک و یا مهار ریسک سیستم با در نظر گرفتن مسایل اقتصادی و فنی استفاده می گردد. ریسک قابلقبول اجتماعی پاسخی به نیاز جامعه برای برآورد کمّی ریسک تحمیلی و ابزاری برای برآورد ارزش جانی بدون استفاده از ارزش مادی میباشد]4[.
انتخاب بهترین تکنیکها برای مدیریت ریسک یکی از مراحل پر اهمیت فرآیند تصمیمگیری میباشد. در مرحله نظارت بر بهبود برنامه مدیریت ریسک، مدیریت توانایی بررسی روش بکارگیری و اجرای تکنیکهای انتخاب شده را بدست میدهد(شکل1).
شکل1- نمونهای از ساختار مدیریت ریسک سدها]1[
منشا ریسکها را میتوان در وجود محدودیت و نقص در آگاهی، دانش، تجربه، اطلاعات و وجود عدم قطعیت در آینده دید. عدم قطعیت در هر سیستمی به عنوان یک واقعیت شناخته شده است
محدودیت جدی برای اعمال مناسب عدم قطعیتها در تحلیل ریسک وجود دارد. این محدودیتها تحلیل ریسک را میان روشهای قطعی (عدم قطعیت ناچیز) و روشهای فازی (بدون کنترل برعدم قطعیت) قرار میدهد. در حقیقت تحلیل ریسک بهعنوان تلفیقی از قضاوت مهندسی و علم، امکان ارزیابی همسنگ شرایط نامطلوب را فراهم میسازد و امکان بررسی عمیقتر و همه جانبهتر ایمنی سیستمها را ممکن میسازد و در گستره وسیعی تمامی عواملی که ایمنی سیستم را تهدید نموده و یا آنرا بهبود میبخشد، شامل میگردد. گامهای مختلف تحلیل و بررسی ریسک یک پدیده شامل موارد ذیل میباشد:
شناسایی تمام ریسکهای وقایع نامطلوب اثرگذار در یک سیستم( استفاده از چکلیست، مشابهت با سیستمهای مشابه، طوفان ذهنی و ...)
برآورد احتمال رخداد واقعههای نامطلوب
برآورد عواقب شکست و یا خسارات ناشی از واقعه نامطلوب.
محاسبه ریسک
اولویت بندی ریسکهای مؤثر بر سیستم
برای مقایسه و رتبه بندی ریسکها میتوان از مکانیسم ماتریس رتبه بندی ریسک و یا درخت حوادث بهره جست(شکل2و3)]5[.
شکل2- ماتریس رتبه بندی ریسک