لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن .doc :
از گروه قلیایی ها
sodium Bicarbonate ( NaHCo 3)
اندیکاسیونها : 1- ایست قلبی اسیدوز متابولیک مسمومیت با متوبار بیتورات و سالیسیلاتها
هیپرکالمی کاهش بیکربنات سرم
کانتراند یکاسیونها : آلکالوز متابولیک یا تنفسی هیپرتانسیون هیپوکلسمی هیپرکلرمی
ادم نارسایی احتقاقی قلب اولسر پیتیک بیماریهای کلیوی
نحوه تجویز : در ایست قلبی : دوز اولیه 1MEq / kg می باشد سپس هریک 10 دقیقه . /5MEg /kg تجویز می گردد . در اسیدوز متابولیک : 2 -5 Meq / kg در عرض 8-4 ساعت انفوزیون می گردد .
الکترولیتها و ABG بیمار باید کنترل شود .
تداخلات دارویی : آمینوفیلین برتیلیوم لیدکائین فینل افرین محلول دکستروز 5%
محلول کلرورسدیم 45/% یا 9/ % محلول 2/% و 45/% و 9/% همراه دکستروز 5% محلول رینگر همراه دکستروز 5%
عوارض جانبی
کاهش سطح هوشیاری تشنج تتانی احتباس مایعات اتساع معده (نکروز بافتی در صورت نشت دارو به خارج رگ ) .
اندیکاسیونها : کمبود پتاسیم potassium CHLORIDE (Kcl)
نحوه تجویز : ماکزیمم دوز کلراید پتاسیم 3 Meq /kg می باشد کلرید پتاسیم نباید بیش از 20Meq /hr تجویز شود .
تداخلات دارویی : با محلولهای ذیل سازگاری دارد
دکستروز 5% دکستروز 10% محلول رینگر و رینگر لاکتات محلول کلرور سدیم 45 /% یا 9/%
محلول رینگر همراه با دکستروز 5% محلول کلرور سدیم 2/% و 45 /% و 9/% همراه با دکستروز 5%
کلرید پتاسیم با اکثر داروها و محلولهای سازگاری دارد موارد استثناء عباتند از :
الف : امولیسونهای چربی ب:مانیتول ج: دیازپام
عوارض جانبی : ایست قلبی دیرسیون قلبی دیس ریتمی پار ستزی وضعف
اضطراب کنفوزیون خستگی تنگی نفس درد و فلبیت درمحل تزریق
1CC 2Meq 1CC 2Meq
1/5= x 3Meq 2=x 4m Eq
لیدوکائین 5%
موارد مصرف :
بی حسی قسمت تحتانی نخاع جهت زایمان طبیعی واژینال ، . سزارین ، جراحی شکم ، و در بیمارانی که مشکل قلبی عروقی دارند .
مقدار و روش مصرف :
بالغین در زایمان طبیعی از طریق مهبل 1ML (محلول 5% لیدوکائین )
در سزارین و زایمانی که به دستکاری رحمی نیاز دارد 1/5 ml (محلول 5% لیدوکائین )
و برای بیحسی درجراحی شکم 1/5- 2ml (محلول 5% لیدوکائین )مصرف می شود .
محاسبات
غلظت دارو در هر میلی لیتر = مقدار دارو در هر میلی لیتر (غلظت )
مثال : = mg/8/. یا 800mcg/ml
محاسبه دوز در قطره از مثال : بیماری قرار است 800mcg /ml دوپامین دریافت کند از آنجائیکه هر میلی لیتر برابر 60 قطره (gtt) در میکروست می باشد بنابراین به این بیمار میتوان دارو را با غلظت 3/13
mcg/gtt میکروگرم در هر قطره تجویز نمود .
محاسبه دوز در هر دقیقه از
سرعت انفوزیون = دوز در دقیقه
مثال : به بیماری قرار است 30 قطره در دقیقه از 500 میلی لیتر محلول دکستروز 5% که دارای 400mg دوپامین است (800mcg /ml) انفوزیون شود بنابراین این بیمار 400 میکروگرم در دقیقه دارو دریافت خواهد نمود .
=400mcg/min
محاسبه سرعت انفوزیون از
دوز در ساعت =سرعت انفوریون
مثال : به بیماری قرار است یک گرم در ساعت از 500ml دکستروز 5% که دارای 15 گرم Amicar است (%3gm/ml) انفوزیون شود =
= =
محاسبه سرعت انفوزیون از
دوز در دقیقه سرعت انفوزیون ml/hr =
مثال : به بیماری قرار است 400mcg/min دوپامین از 500ml دکستروز 5% که دارای 400mg دوپامین می باشد 800mcg/ml داده شود بنابراین
محاسبه سرعت انفوزیون از
مثال : با بیماری باوزن 60 کیلوگرم قرار است 10mcg/kg/min دوپامین از 500 میلی لیتر دکستروز 5% که دارای 400 میلی گرم دوپامین است (13/3mcg/gtt) داده شود .
تبدیل طولها
تبدیل سانتیگراد به
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .doc :
قلب
قلب یا دل یک تلمبه ماهیچه ای است که در هستند که خون در بر گیرنده اکسیژن بسیار را دریافت میدارند. دو سرخرگ تاجی (چپ وراست) کمابیش کوچک بوده و هقلب یا دل یک تلمبه ماهیچه ای است که در هستند که خون در بر گیرنده اکسیژن بسیار را دریافت میدارند. دو سرخرگ تاجی (چپ وراست) کمابیش کوچک بوده و هر کسینه قرار دارد و به گونه همیشگی در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب به گونه شبانهروزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه میکند. قلب نزدیک صدهزار بار در روز میتپد. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد , نیاز دارد که بدست سرخرگهای تاجی (کرونر), به ماهیچه خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد .
قلب چگونه کار میکند
کارکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و روشن که در بر گیرنده مقادیر فراوانی اکسیژن و مواد غذایی است از راه سرخرگهای بزرگ به سرتاسر بدن میباشد وقتی اکسیژن این خون بدست بافتها برداشته شد, سیاهرگها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیرهتری در آمده است را دوباره به قلب بر میگردانند .
مرحله نخست تپش
مرحله دوم تپش
قلب دارای دو قسمت میباشد که هر قسمت آن به گونه یک تلمبه جداگانه عمل میکند. هر یک ازاین قسمتها نیز به دو بخش تقسیم میشود. بنابراین قلب رویهمرفته دارای چهار اتاقک میباشد. حفرههای بالایی را که اصطلاحاً دهلیز مینامند , به گونه جمع کننده خون ورودی به قلب عمل میکنند و حفرههای پایینی که به آنها "درون" گفته میشود , با انقباض خود مایه میشوند که خون از قلب به بیرون تلمبه شود. قسمت راست قلب , خونهایی را که از شاهرگهای تمام بدن میآید را گرفته و به سمت ششها تلمبه میکند تا اکسیژن ششها بتوانند وارد این خون شوند. قسمت چپ قلب , خونی را که از ششها بیرون میشود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمتهای بدن میفرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید . برای اینکه خون به همراه اندامها و ماهیچههای بدن برسد , باید با فشار فراوانی تلمبه گردد. شما وقتی یک سرخرگتان بریده میشود , میبینید که خون باچه فشاری به بیرون فواره میزند. برای اینکه این تلمبه زدن با قدرت کافی انجام شود , عضلات قلب باید خیلی نیرومند باشند و هیچگاه همانند دیگر عضلات (برای نمونه ماهیچههای پاها) دچار خستگی نگردند. بنابراین , عضلات قلب نیاز دارند که خودشان به خوبی خونرسانی شوند و اکسیژن و مواد غذایی به اندازه کافی به آنها رسانده شود. این خونرسانی خود عضلات قلب , بدست سرخرگهای تاجی و شاخههای آنها صورت میپذیرد.
سرخرگهای تاجی
سرخرگهای تاجی (تاجی) از آئورت بیرون میآیند. آئورت , سرخرگ اصلی بدن میباشد که از درون چپ , خون را بیرون میشازند. سرخرگهای تاجی از آغاز آئورت منشا گرفته و بنابراین نخستین سرخرگهایی دام تنها 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند .
این سرخرگهای تاجی از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل میشوند و کم وبیش یک راه دایرهای را ایجاد میکنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب بدست پزشکان قدیم دیده شد , آنها فکر کردند که این همانند تاج میباشد از این روی واژه لاتین "سرخرگهای تاجی" (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این واژه بهره گیری میشود . از آنجایی که سرخرگهای تاجی قلب از اهمیت فراوانی برخوردار هستند , پزشکان تمام شاخهها و دگرگونیهایی که میتواند در کسان گوناگون داشته باشد را شناسایی کردهاند. سرخرگهای تاجی چپ دارای دو شاخه اصلی میباشد که به آنها اصطلاحا "نزولی قدامی" و "سرخرگ چرخشی میگویند و این سرخرگها نیز به نوبه خود به شاخههای دیگری نقسیم میشوند. این سرخرگها , مایه خونرسانی به قسمت بیشتر عضله درون چپ میشوند. درون چپ دارای عضلات بیشتری در برابر درون راست میباشد زیرا وظیفه آن , تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. سرخرگهای تاجی راست , بیشتر کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و درون راست را خونرسانی میکند. وظیفه درون راست تلمبه کردن خون به ششها میباشد . سرخرگهای تاجی دارای ساختمانی همانند تمام سرخرگهای بدن هستند ولی تنها در یک چیز با آنها تفاوت دارند که تنها در زمان میان ضربانهای قلب که قلب در حالت آسوده (ریلکس) قرار دارد , خون دراین سرخرگها جریان مییابد. وقتی عضله قلب منقبض میشود , فشار آن به قدری بسیار میشود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمیدهد , از این روی قلب دارای شبکه کارسازی از رگهای باریک خونی است که مایه میشود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد. در بیماران تاجی قلب , سرخرگهای تاجی تنگ و باریک میشوند و وعضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم میگردند (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل گوناگونی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در حالت استراحت , میشود اشکالی برای فرد ایجاد نشود , ولی هنگامیکه قلب ناچار باشد کار بیشتری انجام دهد و برای نمونه شخص بخواهد چند پله را بالا برود , سرخرگهای تاجی نم توانند بر پایه نیاز اکسیژن این عضلات , به آنها خون و اکسیژن برسانند و برآیند اینکه شخص در هنگام بالا رفتن از پلهها دچار درد سینه (آنژین) میگردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند , درد بیشتر از میان خواهد رفت. اگر یک سرخرگ تاجی به چرایی مسدود شدن آن بدست یک لخته خون , به گونه کامل جلوی خونرسانی اش گرفته شود , قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمیرسد , خواهد مرد .
این سرخرگهای تاجی از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل میشوند و کم وبیش یک راه دایرهای را ایجاد میکنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب بدست پزشکان قدیم دیده شد , آنها فکر کردند که این همانند تاج میباشد از این روی واژه لاتین "سرخرگهای تاجی" (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این واژه بهره گیری میشود . از آنجایی که سرخرگهای تاجی قلب از اهمیت فراوانی برخوردار هستند , پزشکان تمام شاخهها و دگرگونیهایی که میتواند در کسان گوناگون داشته باشد را شناسایی کردهاند. سرخرگهای تاجی چپ دارای دو شاخه اصلی میباشد که به آنها اصطلاحا "نزولی قدامی" و "سرخرگ چرخشی میگویند و این سرخرگها نیز به نوبه خود به شاخههای دیگری نقسیم میشوند. این سرخرگها , مایه خونرسانی به قسمت بیشتر عضله درون چپ میشوند. درون چپ دارای عضلات بیشتری در برابر درون راست میباشد زیرا وظیفه آن , تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. سرخرگهای تاجی راست , بیشتر کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و درون راست را خونرسانی میکند. وظیفه درون راست تلمبه کردن خون به ششها میباشد . سرخرگهای تاجی دارای ساختمانی همانند تمام سرخرگهای بدن هستند ولی تنها در یک چیز با آنها تفاوت دارند که تنها در زمان میان ضربانهای قلب که قلب در حالت آسوده (ریلکس) قرار دارد , خون دراین سرخرگها جریان مییابد. وقتی عضله قلب منقبض میشود , فشار آن به قدری بسیار میشود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمیدهد , از این روی قلب دارای شبکه کارسازی از رگهای باریک خونی است که مایه میشود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد. در بیماران تاجی قلب , سرخرگهای تاجی تنگ و باریک میشوند و وعضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم میگردند (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل گوناگونی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در حالت استراحت , میشود اشکالی برای فرد ایجاد نشود , ولی هنگامیکه قلب ناچار باشد کار بیشتری انجام دهد و برای نمونه شخص بخواهد چند پله را بالا برود , سرخرگهای تاجی نم توانند بر پایه نیاز اکسیژن این عضلات , به آنها خون و اکسیژن برسانند و برآیند اینکه شخص در هنگام بالا رفتن از پلهها دچار درد سینه (آنژین) میگردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند , درد بیشتر از میان خواهد رفت. اگر یک سرخرگ تاجی به چرایی مسدود شدن آن بدست یک لخته خون , به گونه کامل جلوی خونرسانی اش گرفته شود , قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمیرسد , خواهد مرد .
منبع
پایگاه الکترونیکی خدمات پزشکی ایران (برداشت آزاد با ذکر منبع).محمد وزان
دستگاه قلب و رگها
دستگاه قلب و رگ ها یکی از دستگاههای بدن است. کار این دستگاه به گردش درآوردن خود در بدن به منظور رساندن غذا به یاخته هاست. ساختمان قلب:قلب به وسیلهٔ دو صفحهٔ عمود بر هم به چهار حفره تقسیم میشود،دهلیز چپ و راست،بطن چپ و راست.دهلیز راست در قدام دهلیز چپ قرار داردو بطن راست در قدام بطن چپ.دیوارهٔ قلب شامل سه لایه می باشد:
لایهٔ خارجی احشایی از پریکارد سروزی(اپی کارد)
لایهٔ میانی ضخیم از عضلهٔ قلب(میوکارد)
لایهٔ نازک داخلی(اندوکارد)
ضربان قلب
همانگونه که میدانید قلب نوعی تلمبه است. خون به وسیله آن در بدن جریان مییابد و زندگی را برای جاندار مسیر میسازد. اما چه تلمبه حیرتزایی! قلب در هر تپش تقریبا صد سانتیمتر مکعب خون را در بدن پخش میکند. روزانه حدود 10 هزار لیتر خون به وسیله این تلمبه در درون رگهای هدایت میشود. در مدت عمر متوسط یک انسان شاید 250 میلیون لیتر خون به وسیله قلب، تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان، کمی بیش از هشتدهم ثانیه است. بنابراین، قلب روزی صدهزار بار میتپد و در فاصله هر یک تپش به مدتی برابر زمان یک تپش، به استراحت میپردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت آرامش دارد. این که میگوییم «تپش» قلب، مقصودمان بسته و باز شدن آن است؛ یعنی انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بیرون میراند؛ اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب میکشد. البته گمان نکنید که این کار به سادگی مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت میگیرد. خیر؛ بلکه انقباض قلب بهصورت نوعی موج از پایین قلب شروع شده، تا به بالای آن حرکت میکند. اکنون باید دید عامل این تپش چیست؟ به سخن دیگر، چه چیز سبب ادامه تپیدن قلب است؟ آیا انقباض و انبساط آن یک عامل خارجی دارد، یا از درون خود قلب برمیآید؟ این مساله یکی از جالبترین پرسشها در زیستشناسی است که در پاسخ آن هنوز بسی ابهام وجود دارد. با این وصف، اکنون برایتان آزمایشی را تعریف میکنم که از صدها سال پیش، دانشمندان با آن آشنا بودهاند. فرض کنید تخم مرغی را حدود 24 ساعت در ماشین جوجهکشی حرارت دهیم، حال اگر آن را بشکنیم و با ذرهبین به درون آن بنگریم، خواهیم دید که سلولهایی که قرار است بعدا قلب جوجه را تشکیل دهند، از هماکنون میتپند. آری، این یاختهها از هماکنون که هنوز قلبی درست نشده است، تپش را آغاز کردهاند! باز فرض کنید این سلولها را برداریم و در یک مدیوم ـ یعنی «ماده کشت مخصوص» ـ پرورش دهیم. خواهیم دید که قلب رشد میکند و سپس اگر آن را به شش قسمت برش دهیم، باز خواهیم دید که هر قسمت آن تا مدتی عمل «انقباض» را انجام میدهد. دلیلش چیست؟ ما نمیدانیم؛ فقط این را میتوانیم بگوییم که قلب دارای این ویژگی است که بهطور خودکار میتواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتیجه آنکه تپیدن دایمی قلب هنوز از معماهای زندگی است
" تغذیه قلب و گردش خون در بیماری های قلبی "
بیماری رگهای قلب(عروق کرونر ) ناشی از رسوب چربی بر دیوارهعروق قلب است که با مسدود شدن کامل رگ ، درد و سکته قلبی بروز می کند .
روشهای مناسب پیش گیری از بروز بیماری های قلبی :
1 ) پائین نگاه داشتن سطح فشار خون
2 ) دریافت رژیم غذایی کم چربی
3 ) کاهش وزن اضافی
4 ) ترک سیگار
طی تحقیقات اخیر، مهمترین عامل بروز بیماری های قلبی،تغذیه نادرست اعلام شده است .
کسانی که یک بار دچار سکته های قلبی شده اند یا سابقه خانوادگی سکته دارند باید از مواد زیر که برای بروز بیماری های قلبی خطرزا است پرهیز کنند .
1 ) روغنهای اشباع و کلسترول
روغنهای اشباعشده ،خطر سازترین عامل برای بیماران قلبی و افراد در معرض خطر است.
این روغنها : روغن جامد حیوانی - کره-روغن جامد نباتی و چربی های چسبیده به گوشت هستند که تا حد امکان باید کمتر مصرف شوند .
*پس خوردن گوشت قرمز فقط 3 بار در هفتهبرای افرادی که دارای چربیخون هستند به میزان کم،مجاز است .
*لبنیات خیلی کم چربی مصرف شود . ماست و شیر 5/1 % چربی
*از خوردن سوسیس و کالباس ، شیرینی های پر چربی و پر خامه ، سس ها و کباب های کوبیده که پر از چربی است ، آبگوشت پر چربی ، کله پاچه و سیرابی پرهیز کنید .
2 ) نمک
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 3 صفحه
قسمتی از متن .docx :
قلب
قلب یا دل (به انگلیسی: Heart) یک اندام ماهیچهای است که مسئول تلمبه زدن خون به شریان ها بوسیلهٔ حرکات ضرباندار است .
قلب انسان به طور میانگین نزدیک به صدهزار بار در روز میتپد. قلب انسان در قفسه سینه قرار دارد و به گونه همیشگی در حال کار کردن و تلمبه زدن است. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد, نیاز است که توسط سرخرگهای تاجی (کرونری)، به ماهیچه خودش نیز خونرسانی مناسبی صورت پذیرد. دو سرخرگ تاجی (چپ و راست) کمابیش کوچک بوده و خون در بر گیرنده اکسیژن بسیار را دریافت میدارند.
[ویرایش] کالبدشناسی قلب
/
/
۱. دهلیز راست ۲. دهلیز چپ ۳. بزرگسیاهرگ زبَرین ۴. آئورت ۵. سرخرگ ششی ۶. سیاهرگ ششی ۷. دریچه میترال (دولختی) ۸. دریچه آئورتی ۹. بطن چپ ۱۰. بطن راست ۱۱. بزرگسیاهرگ زیرین ۱۲. دریچه سهلتی ۱۳. دریچه ششی
این عضو مخروطیشکل بصورت کیسهای عضلانی تقریباً در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریهها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفتهاست. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۶x۹x۱۲ سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانمها حدود ۲۵۰ گرم (یعنی حدود ۰٫۴ درصد وزن کل بدن) میباشد.[نیازمند منبع]
قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم میشود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجدداً بهوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم میشوند. حفرههای بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون میباشند. حفرههای پایینی که بزرگتر و ضخیمترند بطنهای قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ میکنند. پس قلب متشکل از چهار حفرهاست: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ). رگهای تاجی یا همان رگهای کرونری رگهای تغذیه کنندهٔ ماهیچهٔ قلب هستند که سراسر و دور تا دور ماهیچه را در بر میگیرند و از جملهٔ رگهای بسیار مهم و حیاتی بدن انسان هستند زیرا در صورت گرفتگی این رگها بلافاصله سکتهٔ قلبی رخ داده که میتواند باعث مرگ یا عوارض زیادی بشود. عوامل گرفتگی رگهای کرونری: ۱)چاقی ۲)مصرف دخانیات ۳)کم تحرکی ۴) کلسترول خون بالا
[ویرایش] سیکل قلبی همراه با نوار قلب
[ویرایش] مرحله اول- استراحت عمومی قلب به مدت ۴/۰ ثانیه
در این مرحله بطون و دهلیزها در حال استراحت اند. در این هنگام خون تیره به وسیله بزرگ سیاهرگهای زبرین و زیرین، به دهلیز راست میریزند. این خون نیز به خاطر وزنش، از طریق دریچههای لختی - که به هنگام پایان موج T سیکل قلبی پیشین باز شده اند- وارد بطون میشود و آنها را تا حدی پر میکند. اما برای اینکه خون دهلیزها به طور کامل وارد بطون بشود، دهلیزها باید منقبض شوند. لازم به ذکر است هر ماهیچهای در قلب که بخواهد منقبض شود یا استراحت کند، قبلش حتما ابتدا باید موج انقباض یا استراحتش در تمام نقاط آن ماهیچه منتشر شود، تا بعد بتواند منقبض شود یا استراحت کند. پس برای انقباض دهلیزها، ابتدا باید پیام انقباض در سراسر آنها منتشر بشود. این کار توسط بافت گرهی دهلیز انجام میشود. همان طور که میدانیم در بین دو دهلیز این تنها دهلیز راست است که دارای بافت گرهی است، از سویی کانون زایش انقباضات قلب نیز که همان گره پیش آهنگ میباشد در دیواره پشتی دهلیز راست و در زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد. پس برای انقباض ابتدا گره پیش آهنگ به صورت کاملا خودبه خودی منقبض میشود و این پیام انقباض را از طریق ۳ رشته گرهی دهلیز راست به گره دهلیزی بطنی – که در حد فاصل بین دیواره دهلیزها و بطون و کمی متمایل به دهلیز راست قرار دارد – هدایت میکند. طی حرکت پیام از پیشاهنگ به دهلیزی- بطنی، میونهای میوکارد قلب که در مسیر انتقال این پیام قرار دارند، منقبض شده و این انقباض از میونی به میون دیگر در دهلیز راست انتشار مییابد و نهایتا از طریق میونهای دهلیز راست به میونهای دهلیز چپ نیز منتشر شده و کل دهلیز هارا فرا میگیرد. جالب اینجاست که این پیام نمیتواند از طریق میونهای دهلیزها به میونهای بطون منتقل شود، چون در دیواره بین بطون و دهلیزها بافت پیوندی رشتهای عایقی قرار دارد که که باعث میشود انتقال پیام از دهلیزها به بطون تنها از طریق بافت گرهی – که از وسط این عایق رد میشود – صورت گیرد. اگر این بافت عایق نبود، دهلیزها و بطون هم زمان به هم منقبض میشدند و کارایی قلب بسیار پایین میومد؛ چون در این حالت پس از پمپاژ مقدار کمی خون به بطون، آنها نیز همین مقدار کم را به سمت بدن و ششها پمپ میکردند و خون کم و نامناسبی به آنها میرسید. پس از اینکه این پیام به طور کامل سراسر دهلیز را فرا گرفت، در الکتروکاردیوگرام موج P ثبت میشود. بلافاصله بعد از آن مدت استرحت عمومی قلب یعنی ۴/۰ ثانیه به اتمام میرسد.