لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
محاسبه سرعت ته نشین ذرات در مایع : این عمل مبتنی در قانون استرکس می باشد که مربوط به سرعت سقوط ذرات کردی شکل معلق در مایع می باشد هوازدگی مکانیکی سنگها باعث تشکیل گروهی ازذرات می شود که هسیتوگرام پراکندگی دانه ها بصورت نرمال یا زنگوله ای باشد که این نمودار نشانگر وجود خاکهای یکنواختی که خوب دانه بندی شده اند می باشد که بوسیله فرآیندهای آب یا باد حل شده اند عملکرد توزیع تجمعی منحنی نرمالs شکل(یا شکل معکوس)بااستفاده از محاسبات مشخص می شود
در شکل 2-1 از نمودار نیمه نگاریتمی استفاده شده زیراهرچند که درصد ذرات سبکتر از لحاظ وزنی متناسب با حجم می باشد ،اندازه دانه ها بر اساس قطر کره معادل ذرات تعیین شده که این مقدار متناسب با ریشه سوم حجم می باشد از منحنی تران وقتی بصورت لگاریتمی در می آید می توان در محاسبات استفاده کرد نشان دادن اندازا دانه ها ی خاک برروی محور لگاریتمی این ویژگی را دارد که صرفنظرازمحل قرارگیری منحنی توزیع دانه ها در نوع خاک با درجه یکنواختی یکسان با منحنی های هم شکل نشان داده می شود.
همانطور که در شکل 2-1 نشان داده شده پراکندگی اندازه ذرات می تواند بصورت 1) خوب دانه بندی شده :دارای تمامی اندازه دانه ها از بزرگترین تا کوچکترین اندازه 2) یکنواخت :تمامی دانه ها تقریبأ یک اندازه هستند
3)خاک بادانه بندی میان تهی :در این خاک یک گروه از دانه ها وجودندارد یا اینکه مخلوطی از دو نوع خاک با توزیع دانه ها ی متفاوت می باشد
دو ضریب برای نشان دادن پراکنندگی دانه ها به کمک نمودار استفاده که عبارتند از
1 – ضریب یکنواختی
2 – ضریب خمیدگی
مربوط است، اندازه دانه ها به ترتیب 60 درصد ، 30 درصد و 10 در صد دانه ها از این اندازه ها کوچکترند در گراول خوب دانه بندی شده ضریب یکنواختی یا cu بزرگتر از 4 برای ماسه خوب دانه بندی شده cu ضریب یکنواختی بزرگتر از 6 و برای مایه و گراول ضریب خمیدگی cz باید در محدوده 3> cz > 1 قرار بگیرد. هدفدار ضریب یکنواختی بزرگتر باشد حدود تغییرات اندازه دانه های خاک نیز بیشتر خواهد بود.
مثال مشابه
اندازه الک استاندارد (u.s)
قطر
نام خاک
اینچ
mm
بزرگتر از توپ بسکتبال
<
12<
300<
تخته سنگ
گریپ فروت
12-3
300 – 76
قلوه سنگ
(گرد شده)
پرتقال یا لیمو
3-75/0
76 – 19
شن درشت
انگور یا نخودفرنگی
75/0 – 19/0
19 – 75/4
شن ریز
سنگ نمک
4.No – 10.No
19/ - 08/0
75/4 – 2
ماسه متوسط
شکر یا نمک
10.No – 40.No
08/0 – 016/0
2 – 42/0
ماسه ریز
شکر پودر شده
40.No – 200.No
016/0 – 033/0
42/0 – 074/0
اندازه سیلیت
سنگ پودر شده یا ریز شده که چشم غیر سطح از فاصله cm 20 تشخیص داده
نمی شود.
003/0 – 00008/0
074/0 – 002/0
اندازه رس
00008/0>
002/0>
نمودار 2 – 1 توزیع خاک بر اساس اندازه دانه ها
حدود آتر برگ :
ارتباط سفتی و محتوای آب در خاکهای رسی دست خورده( چسبنده) در سال 1911 توسط آتربرگ روشی را بیان کرد که از طریق آن می توان تغییر سختی خاک رسی دست خورده را که به علت تغییر محتوای آب آن می باشد مشخص کرد روش آتربرگ بازنگری شده و اکنون در ASTM به شماره 4318D می باشد.
مفدار آب در ارتباط با مرزهای بین حالتهای سفتی مختلف تحت نام حدود آتربرگ مطرح می شود با توجه به شکل 2 – 2 که یک خاک رسی دست خورده با محتوای رطوبت بالا را نشان می دهد که حالت دوغاب آب و خاک را پیدا کرده است اگر محتوای آب آن کاهش پیدا کند خاک از حالت مایع بودن می گذرد و به حالت پلاستیک حدنایع نامیده می شود(L.L) اگر خاک بیشتر دچار آبگیری شود اما هنوز به حالت اشباع باشد از حالت مایع به حالت پلاستیک گذشته و به حالت نیمه جامد میرسد در این حالت شکل پذیر ندارد میزان رطوبت در طی این تغییر حالت(در این مرز را) حد پلاستیک (PL) می نامند و اگر آبگیری بیشتری انجام شود در نهایت خاک به حالت نیمه اشباع و شکننده می رسد این میزان رطوبت در این تغییر حالت را حد انقباض می نامند(S.L) تفاوت بین محتوای آب در حد مایع و حد پلاستیک را شاخص پلاسیته PI می نامند که عبارت است از PI=LL - PL
به علت اینکه تغییر از یک وضعیت به وضعیت دیگر تدریجی نسبت و یکدفعه صورت می گیرد تعاریف بیشتر بر اساس محتوای آب می باشد که محتوای آب را می توان از طریق آزمایشهای استاندارد (4318 D ASTM ) تعیین کرد.
آزمایشهای حدود آتربرگ تنها بر اساس آن قسمت از نمونه خاک می باشد که کوچکتر از الک 40 می باشد(mm 42/0)
آزمایش حدروانی : یک مقدار خاک مرطوب را در یک فنجان فلزی کوچک و کم عمق قرار داده و با استفاده ازیک شیارزن شیاری در وسط نمونه خاک ایجاد کرده سپس به فنجان ضربه زدن ( با بالا بردن و رها کردن آن) تا هنگامی که شیار که دارای عرض 13 میلی متر می باشد بسته شود این آزمایش را با خاک حاوی رطوبتهای مختلف تکرار کرده تا هنگامی که شیار در اثر 25 ضربه بسته شود سپس رطوبت آنرا در این حالت اندازه گرفته و این مقدار رطوبت را حدروانی می نامند.
آزمایش حد پلاستیک: قسمتی از خاک را لوله کرده تا به حالت نخی در بیاید و این حالت را با خاک دارای محتوای رطوبت متفاوت تکرار کرده و در هر رطوبتی که فیتیله خاک ایجاد شده با قطر 2/3 میلی متر ترک بخورد یا خرد شود این رطوبت را حد پلاستیک می نامند.
آزمایش حد انقباض :یک قسمت از نمونه خاک را که دارای مقدار رطوبتی بالاتر از حد روانی است در داخل یک طرف با حجم مشخص قرار داده خاک را به آرامی در کوره با دمای ثابت خشک کرده تا هنگامی که به حجم ثابتی برسد ( کاملا خشک شود) حجم خاک باقی مانده را اندازه گرفته سپس محتوای آب در حالیتیکه انقباض متوقف بشود را محاسبه کرده که بنام حدانقباض بیان می شود ارتباط بین محتوای رطوبت و حجم در خاکهای چسبنده در شکل 2 – 2 نشان داده شده است.
برای خاک بیان شده در شکل 2 – 2 آبگیری کردن موجب کاهش مقدار آب شده بنابراین در این خاک در حالت اشباع کاهش حجم برابر با خروج آب از خاک می باشد در حد انقباض جائیکه تغییر حجم متوقف می شود هنگامی است که نمونه به حالت نیمه اشباع در آمده و مقداری هوانیز به جای آب در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 48 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
دا نش حضرت علی علیه السلام
پس از درگذشت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم گروههایى از دانشمندان یهود ونصارا براى تضعیف روحیهمسلمانان به مرکز اسلام روى مىآوردند وسؤالاتى رامطرح مىکردند. از جمله، گروهى از احبار یهود وارد مدینه شدند وبه خلیفه اول گفتند:در تورات چنین مىخوانیم که جانشینان پیامبران، دانشمندترین امت آنها هستند. اکنون که شما خلیفه پیامبر خود هستید پاسخ دهید که خدا در کجاست.آیا در آسمانهاستیا در زمین؟
ابوبکر پاسخى گفت که آن گروه را قانع نساخت; او براى خدا مکانى در عرش قائل شد که با انتقاد دانشمند یهودى روبرو گردید وگفت:در این صورت باید زمین خالى از خدا باشد!
در این لحظه حساس بود که على علیه السلام به داد اسلام رسید وآبروى جامعه اسلامى را صیانت کرد. امام با منطق استوار خود چنین پاسخ گفت:
«ان الله این الاین فلا این له ; جل ان یحویه مکان فهو فی کل مکان بغیر مماسة و لامجاورة.یحیط علما بما فیها و لا یخلو شیء من تدبیره » (1)
مکانها را خداوند آفرید واو بالاتر از آن است که مکانها بتوانند اورا فرا گیرند. او در همه جا هست، ولى هرگز با موجودى تماس ومجاورتى ندارد. او بر همه چیز احاطه علمى دارد وچیزى از قلمرو تدبیر او بیرون نیست.
حضرت على علیه السلام در این پاسخ، به روشنترین برهان، بر پیراستگى خدا از محاط بودن در مکان، استدلال کرد ودانشمند یهودى را آنچنان غرق تعجب فرمود که وى بى اختیار به حقانیت گفتار على علیه السلام وشایستگى او براى مقام خلافت اعتراف کرد.
امام علیه السلام در عبارت نخستخود (مکانها را خداوند آفرید...) از برهان توحید استفاده کرد وبه حکم اینکه در جهان قدیم بالذاتى جز خدا نیست وغیر از او هرچه هست مخلوق اوست، هر نوع مکانى را براى خدا نفى کرد. زیرا اگر خدا مکان داشته باشد باید از نخستبا وجود او همراه باشد، در صورتى که هرجه در جهان هست مخلوق اوست واز جمله تمام مکانها واز این رو، چیزى نمىتواند با ذات او همراه باشد. به عبارت روشنتر، اگر براى خدا مکانى فرض شود، این مکان باید مانند ذات خدا قدیم باشد ویا مخلوق او شمرده شود. فرض اول با برهان توحید واینکه در عرصه هستى قدیمى جز خدا نیستسازگار نیست وفرض دوم، به حکم اینکه مکانى فرضى مخلوق خداست، گواه بر این است که او نیازى به مکان ندارد، زیرا خداوند بود واین مکان وجود نداشت وسپس آن را آفرید.
حضرت على علیه السلام در عبارت دوم کلام خود (او در همه جا هستبدون اینکه با چیزى مماس ومجاور باشد) بر یکى از صفات خدا تکیه کرد وآن این است که او وجود نامتناهى است ولازمه نامتناهى بودن این است که در همه جا باشد وبر همه چیز احاطه علمى داشته باشد، وبه حکم اینکه جسم نیست تماس سطحى با موجودى ندارد ودر مجاورت چیزى قرار نمىگیرد.
آیا این عبارات کوتاه وپر مغز گواه بر علم گسترده حضرت على -علیه السلام وبهره گیرى او از علم الهى نیست؟
البته این تنها مورد نبوده است که امام علیه السلام در برابر احبار و دانشمندان یهود در باره صفات خدا سخن گفته، بلکه در عهد دو خلیفه دیگر ودر دوران خلافتخویش نیز بارها با آنان سخن گفته است.
ابونعیم اصفهانى صورت مذاکره امام علیه السلام را با چهل تن از احبار یهود نقل کرده است که شرح سخنان آن حضرت در این مناظره نیاز به تالیف رساله اى مستقل دارد ودر این مختصر نمىگنجد. (2)
شیوه بحث امام على علیه السلام با افراد بستگى به میزان معلومات وآگاهى آنان داشت. گاهى به دقیقترین برهان تکیه مىکرد واحیانا با تشبیه وتمثیلى مطلب را روشن مىساخت.
پاسخ قانع کننده به دانشمند مسیحى
سلمان مىگوید:
پس از درگذشت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، گروهى از مسیحیان به سرپرستى یک اسقف وارد مدینه شدند ودر حضور خلیفه سؤالاتى مطرح کردند.خلیفه آنان را به حضور على علیه السلام فرستاد. یکى از سؤالات آنان از امام این بود که خدا کجاست. امام آتشى برافروخت وسپس پرسید: روى این آتش کجاست؟دانشمند مسیحى گفت: همه اطراف آن، روى آن محسوب است وآتش هرگز پشت ورو ندارد. امام فرمود: اگر براى آتشى که مصنوع خداست طرف خاصى نیست، خالق آن، که هرگز شبیه آن نیست، بالاتر از آن است که پشت ورو داشته باشد; مشرق ومغرب از آن خداست وبه هر طرف رو کنى آن طرف وجه وروى خداست وچیزى بر او مخفى واز او پنهان نیست. (3)
امام علیه السلام نه تنها در مسائل فکرى وعقیدتى، اسلام ومسلمانان ودر نتیجه خلیفه را کمک مىکرد، بلکه گاهى نیز که خلیفه در تفسیر مفردات وواژههاى
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 48
دا نش حضرت علی علیه السلام
پس از درگذشت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم گروههایى از دانشمندان یهود ونصارا براى تضعیف روحیهمسلمانان به مرکز اسلام روى مىآوردند وسؤالاتى رامطرح مىکردند. از جمله، گروهى از احبار یهود وارد مدینه شدند وبه خلیفه اول گفتند:در تورات چنین مىخوانیم که جانشینان پیامبران، دانشمندترین امت آنها هستند. اکنون که شما خلیفه پیامبر خود هستید پاسخ دهید که خدا در کجاست.آیا در آسمانهاستیا در زمین؟
ابوبکر پاسخى گفت که آن گروه را قانع نساخت; او براى خدا مکانى در عرش قائل شد که با انتقاد دانشمند یهودى روبرو گردید وگفت:در این صورت باید زمین خالى از خدا باشد!
در این لحظه حساس بود که على علیه السلام به داد اسلام رسید وآبروى جامعه اسلامى را صیانت کرد. امام با منطق استوار خود چنین پاسخ گفت:
«ان الله این الاین فلا این له ; جل ان یحویه مکان فهو فی کل مکان بغیر مماسة و لامجاورة.یحیط علما بما فیها و لا یخلو شیء من تدبیره » (1)
مکانها را خداوند آفرید واو بالاتر از آن است که مکانها بتوانند اورا فرا گیرند. او در همه جا هست، ولى هرگز با موجودى تماس ومجاورتى ندارد. او بر همه چیز احاطه علمى دارد وچیزى از قلمرو تدبیر او بیرون نیست.
حضرت على علیه السلام در این پاسخ، به روشنترین برهان، بر پیراستگى خدا از محاط بودن در مکان، استدلال کرد ودانشمند یهودى را آنچنان غرق تعجب فرمود که وى بى اختیار به حقانیت گفتار على علیه السلام وشایستگى او براى مقام خلافت اعتراف کرد.
امام علیه السلام در عبارت نخستخود (مکانها را خداوند آفرید...) از برهان توحید استفاده کرد وبه حکم اینکه در جهان قدیم بالذاتى جز خدا نیست وغیر از او هرچه هست مخلوق اوست، هر نوع مکانى را براى خدا نفى کرد. زیرا اگر خدا مکان داشته باشد باید از نخستبا وجود او همراه باشد، در صورتى که هرجه در جهان هست مخلوق اوست واز جمله تمام مکانها واز این رو، چیزى نمىتواند با ذات او همراه باشد. به عبارت روشنتر، اگر براى خدا مکانى فرض شود، این مکان باید مانند ذات خدا قدیم باشد ویا مخلوق او شمرده شود. فرض اول با برهان توحید واینکه در عرصه هستى قدیمى جز خدا نیستسازگار نیست وفرض دوم، به حکم اینکه مکانى فرضى مخلوق خداست، گواه بر این است که او نیازى به مکان ندارد، زیرا خداوند بود واین مکان وجود نداشت وسپس آن را آفرید.
حضرت على علیه السلام در عبارت دوم کلام خود (او در همه جا هستبدون اینکه با چیزى مماس ومجاور باشد) بر یکى از صفات خدا تکیه کرد وآن این است که او وجود نامتناهى است ولازمه نامتناهى بودن این است که در همه جا باشد وبر همه چیز احاطه علمى داشته باشد، وبه حکم اینکه جسم نیست تماس سطحى با موجودى ندارد ودر مجاورت چیزى قرار نمىگیرد.
آیا این عبارات کوتاه وپر مغز گواه بر علم گسترده حضرت على -علیه السلام وبهره گیرى او از علم الهى نیست؟
البته این تنها مورد نبوده است که امام علیه السلام در برابر احبار و دانشمندان یهود در باره صفات خدا سخن گفته، بلکه در عهد دو خلیفه دیگر ودر دوران خلافتخویش نیز بارها با آنان سخن گفته است.
ابونعیم اصفهانى صورت مذاکره امام علیه السلام را با چهل تن از احبار یهود نقل کرده است که شرح سخنان آن حضرت در این مناظره نیاز به تالیف رساله اى مستقل دارد ودر این مختصر نمىگنجد. (2)
شیوه بحث امام على علیه السلام با افراد بستگى به میزان معلومات وآگاهى آنان داشت. گاهى به دقیقترین برهان تکیه مىکرد واحیانا با تشبیه وتمثیلى مطلب را روشن مىساخت.
پاسخ قانع کننده به دانشمند مسیحى
سلمان مىگوید:
پس از درگذشت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، گروهى از مسیحیان به سرپرستى یک اسقف وارد مدینه شدند ودر حضور خلیفه سؤالاتى مطرح کردند.خلیفه آنان را به حضور على علیه السلام فرستاد. یکى از سؤالات آنان از امام این بود که خدا کجاست. امام آتشى برافروخت وسپس پرسید: روى این آتش کجاست؟دانشمند مسیحى گفت: همه اطراف آن، روى آن محسوب است وآتش هرگز پشت ورو ندارد. امام فرمود: اگر براى آتشى که مصنوع خداست طرف خاصى نیست، خالق آن، که هرگز شبیه آن نیست، بالاتر از آن است که پشت ورو داشته باشد; مشرق ومغرب از آن خداست وبه هر طرف رو کنى آن طرف وجه وروى خداست وچیزى بر او مخفى واز او پنهان نیست. (3)
امام علیه السلام نه تنها در مسائل فکرى وعقیدتى، اسلام ومسلمانان ودر نتیجه خلیفه را کمک مىکرد، بلکه گاهى نیز که خلیفه در تفسیر مفردات وواژههاى