لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 29
نگاهی به معماری جهان اسلام
واژه " بنا نهادن" به معنای بن بخشیدن ، پی نهادن و آفرینش دوباره بر اساس طرح واندیشه از قبل تعیین شده است. واژه آرشه تخنائومه یونانی که لاتینی شده آن آرشیتکت است خود ترکیب جالب توجهی از دو واژه " آرشه" ، به معنای بُن و منشا (وهمچنین پی افکندن بر اساس مبنا و اصلی مشخص و معلوم) و کلمه " تخنه " به معنی هنر می باشد.
تخنه ، ریشه ای هند و اروپایی دارد و از فعل " تیکتو" و" تخنائومه " به معنی آفرینش ِساختمند و ماهرانه است. هرچه بیشتر به وارسی واژه آرشی تکتونیکی یا آرشیتکت بپردازیم بیشتر به جامعیت معماری و پیوند های عمیق و نا گسستنی آن با هنر پی خواهیم برد: معماری با معنای آفریدن (وطبعا هنر) ، ساختن و پروردن خویشاونداست.
مارتین هیدگر[1]با تکیه بر همین معنای کهن هلنی ِ" پوئزی " poesy، واژه هنر را از جنس آفریدن ، فراآوردن ، فرآوردن ، فروردن و پروردن دانسته و گفته است که معماری از سنخ هنرهایی است که استعداد پروردن (نیروی آفرینشگری) انسان در آن به اوج جامعیت خود می رسد[2]. براین اساس می توان گفت که معماری ، بیشتر از هر هنری با فرهنگ انسانی مرتبط بوده و خواهدبود.
درتمدن اسلامی ما نیز واژه " بیت "علاوه بر اینکه به معنای شعراست به معنای برجهای فلکی نیز می باشد؛این همه مبین این حقیقت است که معماری از جامع ترین استعدادهای انسان در حسن ترکیب بخشی است.
/
مصالح مادی، ضرورتهای مرتبط با حیات انسانی وتدبیرهای هنری فنی، سه مولفه مهمی است که در کیفیت ایجاد ، آرایش و تشکل انداموار معماری سهم تعیین کننده دارد ؛ و " فضا "، "حجم " و"ایستایی " از عناصر بنیادین آن به شمار می رود.
معماری ؛ اجتماعیترین هنربشری است. به غیر از دوران گردآوری خوراک، حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود. بشر، نیازمند فضایی است که او را در مقابل تأثیرات محیط محافظت نماید. این نیاز از ابتدای زندگی تا به امروز تغییر چندانی نداشته است. این فضای محافظ یا همان فضای معماری، مرکزی است که بر مبنای آن تمامی ارتباطات فضایی شکل می یابند و سنجیده میشوند. فضای معماری به بیانی ، مکان یا ظرفی است که در آن بخشی از فعالیتهای مربوط به زندگی بشر صورت میپذیرد. بنابراین فضای معماری با زندگی رابطهای ناگسستنی دارد. انسان ازهمان دمی که از رحم مادر جدا میشود، در فضایی جدید قرار می گیرد که همان فضای معماری است. انسان در فضای معماری زندگی میکند، به فضا فکر میکند و فضا را خلق مینماید. معماری هنر به نظم درآوردن فضاست وانسان تازمانی که افعال خود را منظم نکند و به زندگی خود نوعی سازمان نبخشد نمیتواند فضا را به نظم درآورد.
رابطه انسان با فضای معماری رابطهای روزمره است که بخش مهمی از زندگی او را در بر میگیرد. این رابطه پیچیدهتر از رابطه انسان با فضای هنری نقاشی و مجسمه سازی است، زیرا وی این فضا را از درون نیز تجربه میکند. از این رو بعد از قرنها، هنوز مسأله اصلی معماری، فضا ، زندگی و شیوه ارتباط بین این دو است. فضای معماری که اصلیترین وجه معماری است، از طریق اصلیترین جنبه زندگی یعنی " خلاقیت " ایجاد می شود. با اینکه فضای معماری به فضای زندگی انسانها مربوط است، ولی این ارتباط از قالب خاصی نتیجه نمیشود. فضای زندگی به صورت الگویی از پیش تعیین شده، در جهان ایدهآلها وجود ندارد، بلکه باید ایجاد شود و معمار مسؤول ایجاد آن است.
روح انسان تجربه هبوط و استقرار و سکونت را بیش از هر هنر دیگری در معماری احساس کرده است. این معماری است که در طول تاریخ همچون نمادی مادرانه انسان را در بر گرفته است و بنابراین با معنوی ترین عر صه های وجود بشر پیوند و قرابتی تمام عیار داشته است. همین جنبه های معنوی وشهودی معماری است که آن را با مدنیت انسان مرتبط و همداستان کرده است.
به نظر می رسد معماری در تعین بخشیدن جامع به روحیات مردم یک عصرو بیان نسبت انسان با عالم درون و بیرونش (هرچند نمادین و انتزاعی) تواناتر از هنرهای دیگر بوده و همچون آینه ای علاوه بر تجلی دادن نیازهای معنوی و مادی انسانها ، کیفیت و کمیت زیست آنها را با زبانی خاص نمایانده است.
شایدبارزترین جلوه معمارانه بشر، خانه وخانه سازی باشد: انسان پس از این که از غارها بیرون آمد و به زراعتگری پرداخت و از شکارچی سرگردان به کشاورزِمستقر تبدیل شد، به ایجاد خانه اندیشید. خانه برای آدمیان درطول عصرها و نسلهای متمادی، همیشه دربردارنده مفاهیمی بس والا و برین بوده است.
امامهمترازخانه متعارف ومعمول برای انسان، " خانه اعتقادات جمعی" وی بوده است که درقالب معابد ومساجد درطول تاریخ هنرخودنمایی می کند: همان خانه ای که بافطرت انسان تکلم می کند وخاطرات ازلی اش رابه اومتذکرمی شود. برای همین است که معماری درادیان همیشه جایگاه ارزشمندی داشته است. ازآنجاکه دین برآن است تامؤمنان وگروندگان خودرابه عبادتگری فراخواندوعبادت راازاساسی ترین ابعادوجودی هرانسانی تلقی می کند ساختن معابد به نحوی که متناسب بادرونمایه های آن دین باشد بسیاربااهمیت تلقی شده است. این مهم دردین اسلام بسیاربااهمیت ترشمارده شده است.
معماری اسلامی به حکم آن که ازهمه تجربه های معماری دینی پیش ازخودحداکثربهره ممکن رااندوخت وحقیقت دینی رادرکامل ترین گونه ممکن اعلام داشت شاخص ترین جلوه معماری دینی به شمارمی رود. ماهیت این معماری سازگارباماهیت دین اسلام وعناصرساختاری وتزیینی آن پیوسته ازارزشهای مستتردرنهاداسلام پیروی کرده است.
نکته در خوراهمیت اینکه معمار متدین مسلمان ، نه تنها فهم ِ والایی ازنیات توحیدی خود داشت بلکه درک ژرفی هم از سرشت مصالحی که با آن کار می کرد داشت.او با سنگ چون سنگ و با آجر چون آجر رفتار می کرد؛ واین ناشی ازادراک حِکمی اوازهستی و بی شک متاثرازمعرفت دینی اوست. او نه تنها با به کاربستن فنونی که سنگ را سبک ودر حال پرواز به سمت بالانشان دهد ، بلکه با استفاده از نقوش هندسی و اسلیمی ؛ نقوشی که سبب می شود تا اجسام مادی ، ضمن حفظ سرشت خود ،در برابر نمونه های مثالی شان جلا نیزیابند ، به ماده شرافت و شأن می بخشد.
نقشهای ِاسلیمی این مجال را بدست می دهند تا به قلب ماده سرایت و رسوخ کنند ، تیرگی را ازآن بزدایند وآن را در برابرانوار الهی چشم نواز سازند. اسلیمی ها به گونه های مختلف ، فضای خالی را در هنر اسلامی رقم می زنند و اشیای مادی را از آن سنگینی ِنفس گیرشان آزاد می سازند و به روح مخاطب فرصت و فراست و رخصت پرواز می بخشند. توسعه و تکرار موسیقیایی این نقوش است که از ثابت ماندن نگاه در یک نقطه جلوگیری می کنند و به نگاه و نظر ، مجال حرکت می دهند.
معماری اسلامی ، فراتراز صرف ِتجربه ای زیباشناختی یا فضایی است ؛ این معماری جلوه ای نمادین از حقیقتی والاتراست.
دین اسلام در همه وجوه انسان جاری و ساری است ؛ در این دین هیچ چیز نیست که متأثر از امر مقدس نباشد. فقط سلسله مراتبی از " وجود" درکاراست که ریشه در توحید الهی دارد.
این توحید ِنهفته در متن هستی ، بیش از همه در هنرهای جهان اسلام مشهود است ؛ هنرهایی که در آن هیچ تمایزی میان هنرهای ظریف و صنایع کاربردی وجود ندارد؛ تکنیک و زیبایی وجوه مکمل خلاقیت هنری است.
به طورکلی درادیان ، هنر، از صنعتگری و کار صنعتگر از بقیه وجوه زندگی ، مخصوصاً زندگی اعتقادی او جدانیست. اعتقادات ِهنرمنددرهمه اندام وجوارح حیات او جریان دارد ومایه نشاط واسباب شعف مدام اوست.هنرمنددراین ساحت به حضورهماره دربرابرذات باریتعالی اعتقادی راسخ داردواوراازرگ ِگردن به خویشتن نزدیکترمی بیندومی داند[3]. این جنبه خاص بیش از همه در رابطه میان برادرمآبی های اصناف صنعتی دیده می شود ؛ در اینجا روند ِرازآشنایی و مهارت و ظرافت ِ کاری که در هر مرحله از شاگردی صورت می گیرد با تهذیب تدریجی در سلوک روحانی مطابقت دارد.
مؤمنان ومتفکران مسیحی[4] هم آثار هنری را تجسم لاهوت درناسوت می دانستند وبراساس این باور ، هنر را ، ودیعه ای مقدس معرفی می کردند و برای آن منزلتی خاص قایل بودند؛ آنان تصویرهایی را که هنرمندان بر اساس روایات و قصص انجیل پدید می آوردند محق ِاحترام می دانستند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 33
مقاله ای در مورد نگاهى به دیدگاههاى سیاسى امام خمینى(ره(
اشاره :
فلسفه سیاسى انقلاب اسلامى ایران, با فلسفه سیاسى امام(س) پیوندى ناگسستنى دارد; چرا که اصول و آئین سیاسى اش بر آرإ و اندیشه هاى امام مبتنى است . قوام این نظام سیاسى به دوام اندیشه هاى سیاسى امام بازمى گردد . اینکه گفته مى شود;این انقلاب, بى نام خمینى در هیچ کجاى جهان شناخته شده نمى باشد(1) ,به این دلیل است که محتواى این انقلاب, اندیشه هاى اصیل و محکم امام است. بدین جهت, هرگاه محصول بنیادین این انقلاب (که به رهبرى امام خمینى(س) به پیروزى رسیده است; یعنى جمهورى اسلامى, از خصوصیات و ویژگیهاى اصلى و ماهیتى اش جدا گردد, در آن صورت, انقلاب از محتواى ذاتى و اساسى اش تهى شده است. براى اینکه معیار درست و واقعى داشته باشیم و از طریق آن, به سنجش و تطبیق بپردازیم, صحیح ترین راه و منطقى ترین روش, بازخوانى و تدوین دقیق اندیشه هاى امام از بدو تا ختم است. در یک نگاه کلى, اصول و آئین زیر, (2) نماد اساسى فلسفه سیاسى امام است; که به نحوى محتواى بنیادین انقلاب اسلامى و چارچوب عملى سیستم سیاسى - جمهورى اسلامى نیز به شمار مى رود: 1- حاکمیت قوانین الهى; 2- حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و نقش بنیادین آنان در تمام امور کشور(از رهبرى تا دهدارى);3- رهبرى فقیه عادل و عالم; 4- اصل خدمت نه ریاست و سلطه; 5- ابتنإ و اتکاى نظام سیاسى اسلامى به رإى مردم; 6- لغو هرگونه امتیاز, انحصار و اشراف; 7- نفى هرگونه استبداد, زور و دیکتاتورى; 8- آزادى به عالى ترین و طبیعى ترین شکل; 9- منع هر گونه شخصیت محورى و بت سازى; 10 - رعایت حقوق همه مردم; 11- نظارت مردم در تمام مراحل سیاسى و حضور واقعى مردم در تمام صحنه ها; 12- تإکید بر اصل انتخاب و میزان بودن رإى مردم; 13- عدالت اجتماعى; 14- نفى و مقابله هرگونه سلطه طلبى و سلطه پذیرى در بعد خارجى و داخلى; 15- مبارزه با ظلم و ستم و استکبار; 16- تإکید برشناختن و شناساندن اسلام ناب محمدى (ص) و رد هرگونه تحجر, مقدس مآبى و نفى اسلام آمریکایى; 17- وحدت میان همه نسلها و قشرها و فرق; خصوصا دو مرکز مهم دانشگاه و حوزه. بدین لحاظ, فراموش نکردن و زیر پانگذاشتن اندیشه هاى مترقى, نجات بخش و معزانه امام خمینى(س) یکى از شرایط مهم حفظ نظام سیاسى مستقر و پاسبانى از محتواى واقعى و حقیقى آن است. بازخوانى و قرائت همراه با تإنى اندیشه هاى سیاسى امام, که در طول اقامتشان در فرانسه مطرح شده است, از اولویت بیشترى برخوردار است. به دلایل مختلف, تبیین نظریات ایشان در این دوره, مهم است; اول اینکه, اصلى ترین آراى سیاسى و غایت اصلى فلسفه سیاسى اش در این دوره مطرح و در دوره هاى بعد تکمیل شده است. دوم آنکه, این دوره از اندیشه هاى امام دو خصوصیت منحصر به فرد دارد; یکى, ارائه دلایل سیاسى براى نفى رژیم سلطنتى و دیکتاتورى; دوم, بیان آرإ و نظریات سیاسى براى استقرار نظام سیاسى اسلامى و ترسیم سلوک و غایت آن. سوم اینکه, اندیشه هاى امام را قبل از استقرار حکومت جدید و کسب قدرت سیاسى مى نمایاند و لذا به خوبى نشان مى دهد که امام به عنوان رهبر مردم ایران, چه اهداف و غایاتى براى استقرار یک نظام سیاسى جدید و انحلال رژیم استبدادى شاه دارد. چهارم اینکه, امام در این دوره چهار ماهه (14 مهر 57 تا 11 بهمن 57) (3) برخلاف دوره هاى قبل و بعد از آن, مورد پرسش خبرنگاران مختلف جهان واقع شدند و به مهمترین سوالات سیاسى و حساس ترین مفاهیم سیاسى پاسخ دادند. (113 مصاحبه مطبوعاتى, به جز پیامهاى مکتوب و سخنرانیها)(4)نگارنده این مقاله, عزم آن دارد تا خلاصه و فشرده اندیشه هاى امام دراین دوره پرالتهاب و بحرانى را مورد بررسى قراردهد. براى رعایت دقت و تإمل لازم و تدوین صحیح و عملى, تمام آرإ و نظریات امام اعم از مصاحبه ها, اعلامیه ها, پیامها, سخنرانیها و نیز اغلب حوادث و تحلیلهاى این ایام را مطالعه و فیش بردارى نموده و در نهایت آن را در 10 فصل تدوین کرده است و اینک خلاصه آن را به صورت زیر ارائه مى نماید. (5)مهمترین مفاهیم و مسائلى که امام در پاریس مطرح نمودند, شامل موارد زیر است: (6)1- نقد و نفى نظام سلطنتى; 2- قرائت و تفسیر امام از اسلام به عنوان دین دنیا و آخرت; 3- ابعاد نهضت اسلامى ایران; 4- غایات و خواسته هاى انقلاب اسلامى; 5- ماهیت و خصوصیات حکومت اسلامى; 6- حق حاکمیت مردم;
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
سال نوآوری و شکوفایی مبارک باد
نوآوری با کارآفرینی شکوفا میشود
نگاهی اجمالی به فعالیت ها و برنامه های دفتر توسعه کارآفرینی در سال 1386
الف: ترویج وتوسعه کارآفرینی سازمانی
به منظور افزایش دانش و بینش مدیران و کارشناسان شاغل در واحدهای ستادی واجرائی سازمان متبوع و آشنایی آنان با مفاهیم و مصادیق کارآفرینی ؛ در طول سال 1386 تعداد 28 مجموعه مطالعاتی- پژوهشی ، مقاله ، کتاب و CD باموضوعات کارآفرینی سازمانی ، انواع کارآفرینی، مهارت های کارآفرینانه و ... طراحی، تدوین، تنظیم و منتشر شده است که عناوین این مطالب به شرح ذیل میباشند :
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : ضرورتهای ایجاد سازمان کارآفرینی در ایران
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : چکیدهای از آموزشهای کارآفرینی و توسعه مهارتهای کسب و کار
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : کارآفرینی و جایگاه کارآفرینان در جامعه
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : شناسایی ویژگیهای مدیران کارآفرین در سازمان
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : اندیشههای کارآفرین در کلام ارزشمند مولای متقیان امام علی (ع)
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی آشنایی با : فرآیند نظاممندسازی نقش برجسته بخش خصوصی در توسعه و ترویج کارآفرینی
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : شناخت استراتژیها و راهبردهای توسعه و ترویج کارآفرینی
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : نقش کارآفرینی در توسعه صنعتی و اقتصادی
لوح فشرده حاوی راهنمای طراحی ، تدوین و تنظیم برنامه کسبو کار (Business plan)
لوح فشرده حاوی طراحی ، تدوین و تنظیم استراتژیهای کارآفرینانه در سازمان
کتاب سازمانهای کارآفرین
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
سال نوآوری و شکوفایی مبارک باد
نوآوری با کارآفرینی شکوفا میشود
نگاهی اجمالی به فعالیت ها و برنامه های دفتر توسعه کارآفرینی در سال 1386
الف: ترویج وتوسعه کارآفرینی سازمانی
به منظور افزایش دانش و بینش مدیران و کارشناسان شاغل در واحدهای ستادی واجرائی سازمان متبوع و آشنایی آنان با مفاهیم و مصادیق کارآفرینی ؛ در طول سال 1386 تعداد 28 مجموعه مطالعاتی- پژوهشی ، مقاله ، کتاب و CD باموضوعات کارآفرینی سازمانی ، انواع کارآفرینی، مهارت های کارآفرینانه و ... طراحی، تدوین، تنظیم و منتشر شده است که عناوین این مطالب به شرح ذیل میباشند :
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : ضرورتهای ایجاد سازمان کارآفرینی در ایران
مجموعه مطالعاتی ، پژوهشی شرحی بر : چکیدهای از آموزشهای کارآفرینی و توسعه مهارتهای کسب و کار
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
نگاهی به هومیوپاتی
هومیوپاتی یکی از رشته های طب مکمل و کل نگر است که نگرش فلسفی متفاوت از طب رایج به پدیده بیماری داشته و روش درمانی آن بر دارو درمانی استوار است .
به عنوان یک اصل به تمام روشهای درمانی که با نگرش فلسفی انسان به عنوان یک کل و مجموعه ای پیچیده بنا نهاده شده است ، طب کل نگر اطلاق میشود و تمامی روشهای درمانی را که در قالب طب رایج نمی گنجد واز شیوه های درمانی طب رایج تبعیت نمی کند طب مکمل یا جایگزین می نامند.
طبق اعلام WHO ، هومیوپاتی پس از طب رایج دومین سیستم پزشکی مورد استفاده در دنیاست . هومیو (homoios (در زبان یونانی به معنی همگون و پاتیpathos ) (به معنی بیماری می باشد و بر اساس اصل همگون ، همگون را در درمان می کند عمل میکند و این اصل مشابهت، کاملاً در تناقض با اصل تضادهاست که درمان درطب کلاسیک بر این اصل استوار است. این اصل ، اصلی کلی است که میتوان آن را به بسیاری از مسائل اجتماعی و خارج از حوزه درمان نیز تعمیم داد. تاریخچه این فلسفه به زمان بقراط برمی گردد و موارد استفاده از آن توسط پزشکانی چون ابن سینا نیز در تاریخ گزارش شده است. در نوشته های بقراط آمده است که درمان را می توان از طریق قانون تضادها ویا قانون مشابهت انجام داد وحتی در ادبیات قدیم نیز به این اصل اشاره شده است که داروی زهر، زهراست.
کار اساسی دارو درمانی هومیوپاتی به شیوه امروزی، حاصل زحمات ساموئل هانمن پزشک، داروساز و شیمیست آلمانی در سال 1790 میلادی می باشد که پس از مورد امتحان قرار دادن صد دارو در عرض شش سال اولین نوشته خود را به چاپ رساند. هانمن برای کاهش توکسیسیتی دارو ها تصمیم به کاهش دوز آنها گرفت و چون دقت ترازوها در آن زمان بالا نبود از رقیق کردن داروها استفاده کرد و دریافت که رقیق کردن و تکان دادن داروها در هر مرحله (دینامیزاسیون) قدرت و عمق اثر داروها را افزایش می دهد.
به طور خلاصه هومیوپاتی سیستمی از درمان است که هدفش بهبود سطح سلامتی یک موجود از طریق کاربرد داروهای توانمند شده ای است که براساس قانون تشابهات انتخاب شده اند و این داروها میتوانند گیاهی، معدنی ، مواد جانوری و یا حتی شیمیایی باشند .
برای تعیین اثر داروها ابتدا دارو به افراد داوطلب سالم داده شده و علائمی که در این افراد ایجاد می کنند ثبت شده (Proving) و سپس مجموعه این نتایج در فرهنگ دارویی هومیوپاتی ثبت می شود.. سپس علائم بیمار (با تاکید بر تمامی علائمی جسمی و روانی ) گرفته شده و سعی می شود مشابه ترین دارویی که قادر به ایجاد علائم مورد نظر در یک موجود سالم باشد تجویز شود . هرچه این تشابه بیشتر باشد بیماری به نحو موثرتر و بهتری درمان خواهد شد.
برای مثال مصرف دوز کم آرسنیک در فرد سالم ایجاد علائمی چون رینیت ، سرفه ، احساس عطش که با خوردن جرعه ای آب بر طرف میشود، آژیتاسیون ، ترس از مرگ ، اضطراب ، احساس درد سوزشی در بدن که با گرما بهتر میشود و تشدید علائم هنگام نیمه شب می نماید که در فرهنگ دارویی هومیوپاتی ثبت شده است . حال در صورتی که بیماری با علائم رینیت ( اعم از اینکه ناشی از عفونت وایرال بوده ویا در اثر آلرژی باشد ) به اضافه علائم همراه فوق مراجعه نماید مصرف آرسنیک بیماری او را بهبود خواهد بخشید . حال بیمار دیگری را در نظر بگیرید که با علائم رینیت مراجعه کرده ولی علائم همراه او قرمزی و سوزش بینی ، بثورات پوستی و خار ش که در رختخواب تشدید میشود و در گیری مفاصل می باشد . با مراجعه به فرهنگ دارویی در می یابیم که مصرف سولفور علائم مشابهی را در افراد داوطلب سالم ایجاد میکند پس دادن سولفور به این شخص سبب بهبودی علائم او میشود .
مشاهده می شود که با توجه به نگرش متفاوت هومیوپاتی به بیماری دلیلی ندارد که داروی تجویز شده برای دو فرد مبتلا به یک بیماری مشابه یکسان باشد و با توجه به این که از نقطه نظر متدولوژی نیز بیماری های مختلف علائم متفاوتی نشان داده و مسائل زمینه ای افراد نیز با یکدیگر متفاوت است قطعا پس از جستجوی مشابه ترین دارویی که تجویزآن علایم یکسانی را در افراد سالم ایجاد کند به داروهای متفاوتی خواهیم رسید و در نتیجه هیچ الگوریتم مشخصی برای درمان نمی توان ارائه داد.
مسئله مورد بحث این است که پس از انجام دینامیزاسیون یا توانمند کردن داروها اثبات وجود دارو در محلول از نظر شیمیایی ممکن نیست و این تجربه ای است که برای اثبات آن فرضیات متعددی از دیدگاه علم فیزیک بیان شده است. جالب اینجاست که در بدن انسان نیز سیتوکین ها با غلظت بسیار کم عمل می کنند برای مثال اینترلوکین یک پرولیفراسیون سلول های T را در غلظت کمتر