لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
تاریخچه آنکارا و اطراف آن به تمدن هیتی در دوران مفرغ برمیگردد. 2هزارسال قبل از میلادمسیح ، هیتی ها قدرت حاکم بر منطقه شدندوسپس اقوام فینیقی ، لیدی و پارسی آمدند . در قرن سوم پیش از میلاد مسیح ، نژادی سلتی بنام گالاتی آنکارا را به عنوان پایتخت خود ساختند. اسم آنکارا از واژه « آنکیرا » به معنای لنگر گرفته شده است .
آنکارا تحت رهبری آتاتورک در پایداری ملی همراه با جنگ جهانی اول اهمیت زیادی یافت . هنگامی که جنگ استقلال ملی ترکیه را از اشغال بیگانگان آزاد کرد ، آنکارا پایتخت جمهوری جدید ترکیه در 13 اکتبر سال 1923 گردید .
یکی از قسمتهای برجسته شهر آنیت کبیر است که مقبره ای مجلل به یاد بود آتاتورک ساخته اند . این ساختار که در سال 1953 تکمیل گردید، ترکیبی از مضامین معماری کهن ونو است ونشاندهندة زیبایی و استحکام معماری ترکیه ای است .
قدیمی ترین قسمت شهر اطراف قلعه قرار دارد .مسجد علاء الدین که در داخل دیوارها پیدا شده هنوز یکی از بهترین نمونه های هنر و هنروری بر روی چوب است ، علیرغم این حقیقت که این مسجد توسط عثمانی ها بازسازی شده است .این منطقه با بازسازی بسیاری از خانه های قدیمی مورد علاقه ترکیه ای ها احیا شده وگالری های هنزی و رستورانهای خوب که نمونه هایی از آشپزخانه های سنتی ترکیه ای هستند افتتاح شده است. نزدیک دورازه قلعه موزة تمدن آناتولی قرار دارد که بازسازی شده بسیار زیبای بازارقدیمی است . در این موزه مصنوعات گرانبهای متعلق به دوران نئولتیک و پالئولتیک و همچنین تمدنهای هستی ، هیتیتی ، اورارتو ورم وجود دارد. آنکارا فرهنگی زنده وحیاتی هنری با بسیاری گروههای رقص ، تئاتر ، اپرا و رقصهای سنتی دارد . ارکستر موسیقی دوستان شهر که همیشه می نوازند بسیار معروف است .
ناحیه ها :
آلتینداگ Altindag
این ناحیه در 1کیلومتری مرکز شهر است و از دوران پیش از تاریخ وجود داشته است . این ناحیه مرکزی مهم در دوران عثمانی و سلوکی بوده ومکانهای دیدنی زیادی برای بازدید کنندگان دارد. درمیان آنها می توان از قلعة آنکارا معبد آگوستس ، ستون جولیان ، حمام رومی ها ، یادبود عمومی ، موزه تمدنهای آناتاولی ، موزه ایالتی نقاشی و مجسمه ، موزه قوم شناسی ، موزه جنگ استقلال و موزه ملی نام برد . همچنین در این ناحیه ، مقبره های کاراکابی Karacabey آهی سرافتینA hi Serafettin هاکی بایرام Haci Bayram ولی افندی Veli Efendi کاریقدی Karyagdi گل بابا Gulbabaو گمزتین بابا Izzettin baba و مساجد Haci Bayram ، اصلان هان Aslanhane ، آهن الوان Ahi Elvan ، علاالدین Alaaddin ، زین سیرلی Zincirli وجود دارد .
کانکایا Cankaya
یکی از نواحی مهم آنکارا است . این ناحیه وسیع شامل مکانهای دیدنی بسیاری است . دریاچه ایمیر Eymir ، ساختمانهای الماج اسکای Elmadg Ski و مرکز تفریحی ورزشی آهلا تسلیبل همه در این ناحیه قرار دارند .
لیست جاذبه های توریستی شامل : آنیت کبیر ، موزه آتاتورک ، یادبود آتاتورک ، موزه تاریخ طبیعی MTA یادبود امنیتی ، یادبود قوم شناسی آتاتورک ، موزه تاریخ طبیعی ، موزه باستان شناسی دانشگاه تکنیکی خاورمیانه ، نمایشگاه مجسمه و نقاشی ، پارک یادبود ، باغ گیاهشناسی ، پارک عبدی ایپکی Abdi Ipekci ، پارک گوون Guven ، پارک کورتولوس Kurtulus پارک کوگولو ( قو ) پارک استقلال ملی ، پارک احمد عارف و ساختمانهای ورزشی مانند زمین اسکی روی یخ وابسته به شهرداری و استخر سرپوشیده است . همچنین موزه اسباب بازی (قسمت آموزش دانشگاه کبک - آنکارا ) یادبود هیتیتی ، ساختمانهای مجلس ملی ترکیه نیز از مناطق دیدنی هستند .
ککیورن Kecioren
این ناحیه یکی از نواحی مرکزی آنکارا و میزبان بزرگترین مرکز هواشناسی جهان وهمچنین ساختمانهای متعدد دانشگاههای آنکارا ، آکادمی نظامی پزشکی گولهین Gulhane است . همچنین در این ناحیه قدیمی ترین مدرسه کشاورزی آنکارا قرار دارد که توسط مصطفی کمال آتاتورک به عنوان مرکز فرماندهی نظامی در جنگ استقلال مورد استفاده قرار می گرفت و اکنون تبدیل به موزه شده است .
ینی محله Yenimahalle
این ناحیه درون شهر است و جاذبه هایی دارد که تاریخی غنی منطقه را منعکس می کند .مشخص ترین آنها پل آکوپرو Akkopru است که در سال 1222 توسط حاکم سلوکی علاء الدین کیقباد در طول جادة قدیمی بازرگانی بگدارت بر روی نهر آنکارا ساخته شده که دارای 4 آرک بزرگ و 3 آرک کوچک است .
خارج از شهر :
آکیرت Akyurt
این ناحیه در 33 کیلومتری مرکز شهر واقع شده و از ابتدای عهد مفرغ تا قرن14 مورد استفاده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن .docx :
امانت خیانت صداقت
در بعضى از روایات گذشته ، اشاره لطیفى به این معنى شده بود آنجا که پیامبر اکرم صلىّ اللّه علیه وآله و سلّم مى فرمود: ((لاتزال امّتى بخیر ما تحابّوا و تهادوا و اءدّوا الامانة و اجتنبوا الحرام ...فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السّنین ؛ پیوسته امّت من در مسیر خیر (و برکت ) هستند مادام که نسبت به یکدیگر محبّت دارند و کمک مى کنند و امانت را رعایت مى نمایند، و از حرام پرهیز مى کنند... هنگامى که این کارها را ترک کنند گرفتار قحطى و خشکسالى مى شوند)).(227)
از سوى پنجم امانت به مفهوم گسترده که شامل مسایل علمى نیز مى شود، سبب پیشرفت علوم و دانش ها است ، دانشمندان امین و با صداقت سعى مى کنند در مطالعات و آزمایش هاى خود دقّت به خرج دهند و آنچه را بازیافته اند بى کم و کاست در اختیار دیگران بگذارند، و همین سبب پیشرفت علم و دانش است در حالى که اگر اصل امانت از مطالعات علمى برداشته شود، ممکن است سبب گمراهى افراد ناآگاه گردد.
در حدیثى از امام صادق علیه السّلام مى خوانیم که فرمود: ((کلّ ذى صناعة مضطرّ الى ثلاث خلال یجتلب بها المکتسب و هو اءن یکون حاذقا بعمله ، مؤ دّیا للامانة فیه ، مستمیلا لمن استعمله ؛ هر صاحب صناعتى لازم است سه صفت داشته باشد که به وسیله آنها کسب و کار خود را رونق دهد، نخست این که در کارش ماهر باشد، و امانت را در آن ادا کند، و نسبت به کسانى که آنها را به کار مى گیرند عطوف و مهربان باشد)).(228)
این نکته نیز حائز اهمّیّت است که امانت انسان را به صداقت و راستى دعوت مى کند همان گونه که صداقت و راستى انسان را به سوى امانت فرامى خواند زیرا صداقت نوعى امانت در گفتار است ، و امانت نوعى صداقت در عمل ، به این ترتیب هر دو به یک ریشه در دو چهره مختلف باز مى گردند.
لذا در احادیث اسلامى از امیرمؤ منان على علیه السّلام آمده است که فرمود: ((اءلامانة تؤ دّى الى الصّدق ؛ امانت انسان را به صدق و راستگویى دعوت مى کند)).(229)
و در حدیث دیگرى از همان امام همام مى خوانیم : ((اذا قویت الاءمانة کثر الصّدق ؛ هنگامى که امانت تقویت شود، صداقت فزونى مى یابد)).(230)
* * *
انگیزه هاى امانت و خیانت
کسانى که به سراغ خیانت مى روند، و آن را بر امانت ترجیح مى دهند غالبا به منافع زودگذر مى اندیشند، زیرا خیانت در بسیارى از موارد منافعى کم یا زیاد، به صورت سریع و زودرس در اختیار خیانت کننده قرار مى دهد بى آنکه به زیان هاى هنگفت ناشى از آن بیندیشند.
این افراد که گرفتار حرص و آز و طمع هستند کمتر به عواقب خیانت مى اندیشند زیرا منافع زودرس پرده بر چشم و گوش و عقل آنها مى افکند.
آنها بر اثر ضعف ایمان و عدم توجّه به قدرت لایزال خداوند قادرمنان که روزى را تضمین کرده ، و به امانت داران پاداش هاى دنیا و آخرت را وعده داده است ، چشم بر هم گذارده ، و همه این ها را به دست فراموشى سپرده و در دام خیانت گرفتار مى شوند.
بنابراین سرچشمه هاى خیانت را مى توان امور زیر شمرد:
1- ضعف ایمان و عقیده و عدم توجّه به توحید افعالى خداوند، و حاکمیت او بر همه چیز.
2- غلبه هوا و هوس و دنیا پرستى .
3- چیره شدن حرص و آز و طمع بر انسان .
4- نیندیشیدن به پیامدهاى خیانت در زندگى مادى و معنوى .
5- رها کردن تلاش و کوشش هاى مستمر براى رسیدن به مقصود از طریق مشروع به خاطر تنبلى و ضعف اراده .
و با توجّه به این امور، نقطه مقابل آن که انگیزه هاى امانت است روشن مى شود.
امانت از ایمان و یقین به پروردگار عالم و علم و قدرت او و اعتماد به وعده هاى او سرچشمه مى گیرد، امانت زائیده عقل و درایت و توجه به عاقبت امور و نتایج کارها است .
امانت دلیل بر واقع بینى انسان ، و رهایى او از چنگال اوهام و پندارهاى هوس آلود است .
امانت از شخصیّت بالا و والاى انسان سرچشمه مى گیرد، چرا که حاضر نمى شود خود را به مال و مقام و مواهب زودگذر مادى که از طریق خیانت حاصل مى شود بفروشد.
و در یک کلمه امانت مولود فهم و شعور و عقل و ایمان و اخلاص و شخصیّت است . گاه مى شود که عامل خیانت فقر و ظلم است ، و گروه هایى که به حقوق مشروع خود در جامعه نمى رسند، و به این جهت تحت فشار فقر قرار مى گیرند، و دست آنها به خیانت آلوده مى شود، و به همین دلیل در دستورهاى اسلامى آمده است که براى حفظ امانت قاضى در قضاوتش باید او را از بیت المال به طور کامل اراده کرد.
امیرمؤ منان على علیه السّلام در عهدنامه مالک اشتر که عالى ترین برنامه مدیریت است مى فرماید: ((وافسح له فى البذل ، ما یزیل علّته ، و تقلّ معه ، حاجته الى النّاس ، و اءعطه من المنزلة لدیک مالا یطمع فیه غیره من خاصّتک لیاءمن بذلک اغتیال الرّجال له عندک ، فانظر فى ذلک نظرا بلیغا؛ و در بذل و بخشش به او (قاضى ) سفره سخاوتت را بگستر آن گونه که نیازمندى اش از میان برود، و حاجتى به مردم پیدا نکند، و از نظر مقام و منزلت آن قدر مقامش را نزد خودت بالا ببر که هیچ یک از یاران نزدیکت به نفوذ کردن در او طمع نکند، و از توطئه این گونه افراد نزد تو در امان باشد، و در این موضوع با دقّت بنگر)).(231)
این بحث را با حدیث پُرمعنایى از امام صادق علیه السّلام پایان مى دهیم ، حدیثى که نشان مى دهد سرچشمه هاى خیانت بسیار متنوع است ، و براى حفظ امانت ، باید به تمام آن سرچشمه ها توجّه کرد، مى فرماید: ((من اؤ تمن على اءمانة فادّاها فقد حلّ اءلف عقدة من عنقه من عقد النّار، فبادروا باداء الاءمانة ، فانّ من اؤ تمن على اءمانة و کّل به ابلیس ماءة شیطان من مردة اءعوانه لیضلّوه و یوسوسوا الیه حتّى یهلکوه الّا من عصمه اللّه عزّوجلّ؛ هر کس امانتى به او سپرده شود و آن را ادا کند هزار گره از گره هاى آتش دوزخ از گردن او گشوده است ، پس در اداى امانت تعجیل کنید، چرا که هر امانتى به کسى بسپارند ابلیس یک صد نفر از شیاطین از دستیارانش را ماءمور او مى کند تا او را گمراه سازند، و در دل او وسوسه خیانت کنند تا هلاکش کنند مگر کسى که خداوند متعال او را حفظ کند)).(232)
راه پیشگیرى و درمان
پرورش روح امانت در افراد و پیش گیرى از خیانت در سایه تقویت مبانى ایمان امکان پذیر نیست ، زیرا همان گونه که در بحث گذشته آمد، یکى از ریشه هاى عمده خیانت شرک و عدم اعتقاد کامل به قدرت پروردگار و رازقیّت او است . افراد ضعیف الایمان به گمان این که اگر دست به خیانت نیالایند در زندگى عقب مى مانند، و منافع آنها تاءمین نمى شود، تن به ذلّت خیانت مى دهند امّا هنگامى که پایه هاى ایمان تقویت شد، توکّل و اعتقاد بر خدا، و اطمینان به وعده هاى تخلف ناپذیر او سبب مى شود که راه انحراف شرک را براى وصول به مواهب زندگى نپیماید.
از سوى دیگر چون یکى از عوامل مهم خیانت ، نیاز است باید تا آنجا که مى شود نیازهاى معقول و مشروع کسانى را که تحت مدیریت انسان قرار دارند برآورده کنند مبادا نیازشان سبب شود که زنجیر طلایى امانت را پاره کنند و به خیانت روى آورند.
از سوى سوّم توجّه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت ، و رسوایى و محرومیت هاى ناشى از آن ، و سرافکندگى در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن در چنگال فقرى که انسان از آن مى گریزد، به یقین از عوامل بازدارنده و از اسباب پیشگیرى و درمان خیانت است .
انسان هنگامى که به یاد این نصیحت لقمان به فرزند دلبندش مى افتد که مى گفت ((یا بنّى ادّ الاءمانة تسلم لک دنیاک و آخرتک وکن اءمینا تکن غنیّا؛ فرزندم امانت را ادا کن تا دنیا و آخرتت سالم باشد، و امین باش تا غنى شوى )).(233) با تمام وجودش تشویق مى شود که به سوى این فضیلت اخلاقى یعنى امانت حرکت کند، و از خیانت بگریزد.
اگر به این نکته توجّه کنیم که به گفته امیرمؤ منان على علیه السّلام : ((راءس الکفر الخیانة ؛ سررشته کفر خیانت است )).(234) و در جاى دیگر فرمود: ((راءس النّفاق الخیانة ؛ سررشته نفاق خیانت است )).(235) و در جاى دیگر فرمود: ((جانب الخیانة فانّها مجانبة الاسلام ؛ از خیانت کناره گیرى کنید که سبب کناره گیرى از اسلام است )).(236) از خیانت وحشت خواهیم کرد، و به عظمت این گناه که با کفر و نفاق و دورى از اسلام برابرى مى کند آشنا مى شویم ، و این عامل بازدارنده مهمى است .
هنگامى که به این حدیث تکان دهنده گوش فرادهیم که بنیان گذار اسلام پیامبر اکرم صلىّ اللّه علیه وآله و سلّم فرمود: ((اءربع لاتدخل بیتا واحدة منهنّ الّا خرب و لم یعمر بالبرکة الخیانة و السّرقة و شرب الخمر و الزّنا؛ چهار چیز است که یکى از آنها در خانه اى وارد شود، ویران مى گردد، و هرگز برکات الهى آن را آباد نخواهد کرد، خیانت ، سرقت ، شرب خمر، و زِنا))(237) به خطر خیانت به امانت ، بیشتر پى مى بریم .
بدیهى است جامعه اى نیز که یکى از این چهار چیز یا همه آن ها در آن وارد شود، مشمول همین حکم است ، ویران مى گردد و از برکت خالى مى شود.
* * *
این نکته نیز قابل دقّت است همان گونه که امانت داران باید در امانت خیانت نکنند، امانت گذاران نیز باید به هوش باشند که امانت خویش را به دست چه کسى مى سپرند، اگر کسى امانتش را به دست انسان بدسابقه اى
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
تاریخ معاصر جهان
تولد رم
۷۵۳ قبل از میلاد مطابق یک نظریه قدیمی، در ۲۱ آوریل سال ۷۵۳ قبل از میلاد، دو برادر دو قلو به نام های رومولوس و رموس شهر رم را در مکانی که سال ها قبل گرگ ماده ای به آن دو که یتیمانی خردسال بودند شیر داده بود بنا کردند. شکل گیری افسانه رومولوس و رموس به زمانی حول و حوش قرن چهارم قبل از میلاد بازمی گردد. اما مارکوس ترنتیوس وارو، محقق و دانش پژوه ایتالیایی، تاریخ دقیق تاسیس شهر رم را در قرن اول قبل از میلاد به ثبت رساند.
بر طبق افسانه، رومولوس و رموس هر دو پسران رئاسیلویا، دختر شاه نومیتور فرمانروای آلبالانگا بودند. آلبالانگا شهری افسانه ای بر روی تپه های آلبا واقع در جنوب شرقی سرزمینی بود که مقرر بود رم نامیده شود. قبل از تولد دوقلوها، شاه نومیتور توسط برادرش آمولیوس از قدرت خلع شد. آمولیوس کسی بود که به رئاسیلویا فرمان داد باکره ای پاکدامن باقی بماند تا نتواند فرزندی به دنیا بیاورد که رقیبی برای مقام فرمانروایی باشد. با این وجود، مارس (بهرام) خدای جنگ، از دم خود در رئا دمید تا رومولوس و رموس متولد شوند. آمولیوس فرمان داد تا کودکان را در سرزمین تبت رها کنند.
با این وجود، هر دوی آنها نجات پیدا کردند و در دامنه تپه پالاتین توقف کردند مکانی که آنها از شیر یک گرگ ماده تغذیه کردند تا زمانی که فاستولوس چوپان آنها را پیدا کرده بود.
تربیت شدگان فاستولوس چوپان و همسرش، پس از مدتی رهبر گروهی از چوپانان جوان جنگجو شدند. پس از آنکه دوقلوها به هویت واقعی خویش پی بردند، به آلبالانگا حمله کردند و آمولیوس فرمانروای ناتوان آن را به قتل رساندند و پدربزرگشان را به سریر پادشاهی بازگردانند. پس از فتح آلبالانگا، دو برادر تصمیم گرفتند تا شهری در سرزمینی بنا کنند که در زمان کودکیشان در آنجا از مرگ گریخته بودند. پس از بنای رم، درگیری جزیی بین رومولوس و رموس در گرفت که در نتیجه آن رموس کشته شد و رومولوس فرمانروای شهری شد که به یاد او «رم» نام گرفت.رومولوس برای افزایش جمعیت شهرش، به آوارگان و تبعیدی ها پناه داد. جمعیت زنان رم اندک بود. از این رو رومولوس جشنواره ای بر پا کرد و مردمان سابین که در همسایگی شان بودند را دعوت کرد تا زنان و دختران آنها را برباید. متعاقباً، جنگی درگرفت اما زنان سابینی در جنگ مداخله کردند و نگذاشتند شهر رم را تسخیر کنند. پیمان صلحی بین رومولوس و پادشاه سابین تیتوس تاتیوس بسته شد و در سایه این پیمان، جوامع گوناگون به وجود آمدند. مرگ زودهنگام تاتیوس، که شاید دست پخت رومولوس بود، دوباره رومولوس را یگانه فرمانروای سرزمین کرد.
پس از سال ها حکومت سرشار از موفقیت، رومولوس به دلایلی نامشخص، دار فانی را وداع گفت. بسیاری از اهالی رم، بر این اعتقاد بودند که رومولوس تبدیل به یکی از خدایگان مقدس شد و او را به نام خدا کوئیرینوس می پرستیدند. بعد از رومولوس، شش پادشاه دیگر بر رم حکومت کردند که گفته می شود سه پادشاه آخر اترواسکن ها بودند. حدود سال ۵۰۹ قبل از میلاد، جمهوری رم بنا نهاده شد.
افسانه دیگری درباره بنیان نهادن رم وجود دارد که ریشه در یونان باستان دارد. بر طبق آن آئناس فرزند افرودیت و انکسیس از اهالی شهر تروا، شهر لاوینیوم را تاسیس کرد و سلسله ای را آغاز کرد که قرن ها بعد به تولد رومولوس و رموس انجامید. در ایلیاد _ شعری حماسی که در قرن هشتم قبل از میلاد سروده شده و منسوب به هومر است _ آئناس (Aeneas) تنها قهرمان بزرگ شهر تروا بود که پس از ویرانی شهر جان سالم به در برد. شعر، روایتی از چگونگی حکومت وی و نوادگانش بر شهر تروا است. اما از آنجایی که هیچ مدرک ثبت شده تاریخی مبنی بر وجود این سلسله در دست نبود محققان یونانی، این فرضیه را پیشنهاد کردند که آئناس و همراهانش در مکانی دیگر سکنی گزیده اند.
در قرن پنجم قبل از میلاد، تعداد کمی از مورخان یونانی بر این عقیده بودند که آئناس در رم _ که در آن زمان شهری کوچک بود _ اقامت گزیده است.
در قرن چهارم قبل از میلاد، رم در آن شبه جزیره ایتالیایی شروع به گسترش کرد و اهالی رم ارتباط بیشتری با یونانی ها برقرار کردند و این در حالی بود که رمی ها از این نظریه که آئناس یونانی نقشی اساسی در تاسیس شهر بزرگشان رم ایفا کرده است، اصلاً راضی نبودند.
در اولین قرن قبل از میلاد، ویرژیل شاعر رومی، در شعری حماسی از افسانه آئناس با نام آئنید (Aeneid) نام برد که داستان سفر آئناس به رم را بیان می کند. شایع است که آلوستوس، اولین فرمانروای رومی که در زمان حیات ویرژیل، به رم فرمانروایی می کرد و ژولیو سزار _ عموی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .docx :
فهرست
مقدمه.....................................................................................................................2
شیوه برخورد جامعه با نوجوان.............................................................................3
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر...............................................................4
برخى از جنبه هاى منفى دوستى هاى افراطى...................................................8
تاثیر روابط نامشروع............................................................................................9
پیامدهاى منفى روابط نامشروع در بین جوانان.................................................9
نتیجه گیری.......................................................................................................10
منابع..................................................................................................................11
مقدمه:
دوستى و روابط در دوره ى نوجوانى و جوانى از اهمیت ویژه اى برخوردار بوده، امکان آسیب پذیرى آن نیز در این دوره بیش از هر زمان دیگرى است; زیرا با بیدار شدن غریزه ى جنسى در دوره ى نوجوانى و جوانى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت هاى ظاهرى جنس مخالف بیش تر مى شود. این گرایش در پیدایش دوستى ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد و گاه چنان فرد را تحت تأثیر قرار مى دهد که تمامى ارزش ها و هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى را زیر پا گذاشته، در دوستى ها و روابط با جنس مخالف هیچ حدّ و مرزى قایل نمى شود.در حال حاضر مسئله ى ارتباط دختر و پسر یکى از معضلات اصلى جامعه ى ماست و اگر بینش و گرایش جوانان در این زمینه اصلاح نشود، پیامدهاى منفى بسیارى را به دنبال خواهد داشت.
در این بخش به پاره اى از مهم ترین پرسش ها در این زمینه پاسخ مى دهیم.
عامل مهم در ایجاد اختلال در روابط بین دو جنس_ در جامعه ما _ می تواند ناشی از فقدان آموزش صحیح در مورد محرم و نامحرم باشد. خانواده ها معمولا در این زمینه برنامه منظمی ندارند. بسیاری از خانواده ها اختلاط بین بعضی اعضای فامیل را که با یکدیگر نامحرم هستند، مجاز می دانند. روابط صمیمانه بین دخترعمو و پسرعمو، دخترعمه و پسردائی و بالعکس و حتی وجود روابط صمیمانه، در مورد افراد دورتر در فامیل، و نیز مراعات نکردن حجاب در مقابل چنین افرادی نشانگر این است که حدود شرعی مناسب، نه تنها به فرزندان آموزش داده نمی شود، بلکه برخی از پدران و مادران نیز در مراعات آنها سهل انگاری و ساده اندیشی می کنند.
آموزش این حدود و مراعات آنها نه تنها نشانه عقب ماندگی و یا محدود سازی فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعی است.
هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد، به جزئیات و دقایق زندگی و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعی با دیگران توجه بیشتری می کند.
برای مثال خانواده هایی که به لحاظ فرهنگی در سطح پایینی قرار دارند، حتی در مورد مراعات بهداشت فردی، از جمله صابون زدن دست و یا مسواک کردن دندان از خود بی تفاوتی نشان می دهند، این بی تفاوتی نشانه رشد و یا تعالی آنان نیست، بلکه نشانه پایین بودن سطح فکر و فرهنگ آنان است. مراعات جزییات و دقایق در روابط اجتماعی از این قاعده مستشنا نیست. دختری که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردائی و امثال اینها پوشش خود را مراعات می کند و حجاب خود را نگاه می دارد و نیز رفتار متین و وزینی در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان می دهد. به این ترتیب خانواده ها خود باید برنامه مشخصی در زمینه آموزش حدود رفتاری با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود، داشته باشند.
شیوه برخورد جامعه با نوجوان
سومین دسته از عواملی که در ایجاد برخوردهاو روابط نادرست، بین دختران و پسران در جامعه ی ما موثر است،می رسد که همان نحوه برخورد جامعه، یعنی مردم و اطرافیان نوجوان با مسائل آنان است.
هر یک از ما به مثابه عضوی از جامعه، نه تنها در مورد مسائل تربیتی خود و اعضای خانواده خویش و دانش آموزان باید حساس باشیم، بلکه در خصوص هر یک از اعضای جامعه خویش نیز، باید حساسیت لازم را داشته باشیم. اگر در مقابل رفتار نادرست دختر و یا پسری در جامعه ی خود، احساس ناخشنودی و یا ناخوش آیندی به ما دست نمی دهد ، باید در نحوه تفکر و اندیشه خویش، تجدید نظر کنیم. چنانچه انحراف دختر و یا پسری به این لحاظ که پدر و یا مادر او، در معرض بدنامی، رنج و عذاب قرار می گیرند، ما را خوشحال نماید، باید در سلامت شخصیتی خود در ارتباط با جامعه ی خویش تردید کنیم. شخصیت سالم اجتماعی و تربیتی اقتضا می کند که در مورد تمامی اعضای جامعه خویش حساس باشیم و مشکل آنان را مشکل خود تلقی و به گونه ای رفتار کنیم که وضع را برای اشاعه ی فساد، فحشا و هر گونه اختلال در روابط سالم اجتماعی، تغییر دهیم. به این لحاظ لازم است به نکات زیر توجه کنیم.
▪ نخست اینکه از جست وجو در امور دیگران اجتناب ورزیم و کمتر در پی یافتن مسائل خصوصی دیگران و تجسس در زندگی آنان باشیم.
▪ دوم آنکه از اشاعه مطالبی که در مورد دیگران می دانیم حتی المقدور اجتناب کنیم.
▪ سوم آنکه از شما تت و سرزنش نوجوان و خانواده وی، در چنین مواردی، دوری گزینیم.
مهم ترین عامل برای اینکه دختران و پسران مان در مواقعی که داشتن ارتباط اجتناب ناپذیر است ،بتوانند با مراعات حدود شرعی وعرفی جامعه ی مان ارتباط صحیحی با یکدیگر بر قرار کنند ، داشتن خانواده ای سالم ،شاد ،معتقد ، استوار ودر عین حال دوست با فرزند است . اگر خانواده سالم شود ،جامعه هم سالم می شود چرا که از مجموع همین خانواده هاست که جامعه شکل می گیرد. ولی در عین حال نمی توانیم فقط به خانواده ی خود اهمیت دهیم چون فرزندان ما روزی از خانه خارج شده وباید با دیگران به تنهایی ارتباط بر قرار کنند ،پس سرنوشت جامعه ی مان هم باید برایمان مهم بوده واز هیچ تلاشی در جهت کمک به دیگران به منظور داشتن زندگی سالم مضایقه نکنیم .
نظر اسلام درباره ى روابط دختر و پسر (صحبت کردن، دوستى هاى خیابانى، رابطه ى تلفنى) چیست؟
ابوالقاسم مقیمى حاجى
از آن جا که تعداد زیادى از افراد جامعه ى اسلامى ما را جوانان تشکیل مى دهند، دشمنان اسلام، با تهاجم فرهنگى و توطئه هاى گوناگون، جوانان را مورد هدف قرار داده اند تا بتوانند با سرگرم کردن ایشان به مسائل پوچ و بى اساس، نشاط و کارآمدى آنان را از بین ببرند و کشور را از این سرمایه هاى گران بها محروم نمایند.مسئله ى ارتباط دختر و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه :
« براستی که دلها خسته می شوند همان طور که بدنها خسته می شوند پس نوبرانه ها و تازه یافته ها ی حکمت را برای این دل ها بجویبد ».
حضرت علی (ع )
آینده ای که امروز پیش بینی می شود از راه خواهد رسید اگر ما بدانیم که آینده چگونه باید باشد می توانیم بر آن تأثیر بگذاریم ، فرزندان ما در کلاس های درس از روشهایی بهره می گیرند که پنجاه سال پیش بکار می رفت و اگر ما آنان را برای آینده آماده کنیم باید درک درستی از روشهای آموزشی نوین پیدا کنیم « پس در اینجا به برسی دو شیوه نوین تدریس می پردازیم » .
1 – آموزش و پرورش به شیوه پیشرو
2- یادگیری مشارکتی
نخست به برسی آموزش و پرورش پیشرو می پردازیم
این نظام که بر بنیان علم روان شناسی ، جامعه شناسی ، اصول یادگیری و تدریس استوار است ، نقش اصلی و اساسی را در فرایند آموزش و یادگیری را به عهده دانش آموزان می گذ ارد . همه برنامه ها و فعالیتها ی آموزشی آن با توجه به نیازها، علایق و توانایی های فراگیرندگان در هر دوره سنی تهیه و اجرا می شود در این دیدگاه یادگیری عبارت است از : « ایجاد تغییرات نسبتاً ثاب در رفتار بالقوه یادگیرنده مشروط بر این که این تغییر بر اثر اخذ تجربه حاصل شده باشد ، نه این که حاصل عواملی چون خستگی ، استعمال داروها و تغییرات ناشی از بلوغ باشد .»
منظور از تغییر رفتار در اثر تجربه ، تغیراتی است که در اثر برخورد و تعامل فرد با محیط در طرز تفکر ، عادتها ، تمایلات و اطلاعات وی روی می دهد همان که ملاحظه می شود در این تعریف به نقش تجربه و فعالیت یادگیرنده در جریان یادگیری اهمیت داده شده است در نتیجه نقش علم در فرایند تدریس به کمک یادگیرنده است تا بتواند تغییرات مطلوب را در رفتار خود بوجود آورد .
معلم می کوشد شرایطی فراهم آورد که دانش آموزان به طور فعال در جریان آموزش شرکت داشته باشند او برای این کار به طور اصولی و برنامه ریزی شده عمل می کند برای هر جلسه آموزش طرح درس مناسبی تهیه می کند که در آن هدف های اصلی درس ، هدفهای جرئی و هدفهای رفتاری مشخص شده اند . معلم با توجه به هدفهای تنظیم شده می داند که در نهایت می خواهد چه تغییراتی را در رفتار فراگیران به وجود آورد و دانش آموزان نیز می دانند که در پایان درس معلم چه انتظاری از آنها دارد .
معلم به عوامل مؤثر در یادگیری دقیقاً توجه دارد و در جریان تدریس خود آنها (دانش آموزان ) را بکار می گیرد . او کاملاً آ گاه است که میان دانش آموزان از نظر توانایی های جسمی ، عقلی و عاطفی تفاوت وجود دارد ، به همین سبب مورد آموزشی و روش تدریس خود را به گونه ای انتخاب و سازماندهی می کند که با توانایی ها و قدرت یادگیری آنان هماهنگی داشته باشد او مرتباً دانش آموزان خود را زیر نظر دارد و از طریق مطالعه وضعیت خانوادگی ، سابقه تحصیلی و مشاهده رفتار طبیعی آنها می کوشد مشکلات تربیتی و آموزشی آنان را کشف و برای رفع آن ها چاره جویی کند .
در این نوع آموزش ، معلم به یادگیری ها و تجربیات قبلی دانش آموز که پایه و اساس یادگیری های جدید او را تشکیل می دهند ، توجه دارد . به همین سبب قبل از تدربس هر درس به نوعی به ارزشیابی تشخیصی می پردازد تا کیفیت رفتار ورودی و میزان آمادگی دانش آموزان را برای یادگیری درس جدید معین کند . چنانچه نتایج حاصل از این کار معلوم کند دانش آموزان پیش دانسته های لازم را برای یادگیری درس جدید ندارند ، به تمرین و تکرار درس گذشته یا مطالبی می پردازد که برای یادگیری درس جدیدضروری بنظر می رسد . همان طور که گفته شد در آموزش پیشرو ، معلم در روند آموزش نقش راهنما و تسهیل کننده دارد . در نتیجه روشهایی را برای تدریس خود انتخاب می کند که در آن ها فرصت های مناسب برای انواع فعالیتها ی یادگیری ماند :
بحث و گفتگو
انجام آزمایش
حل مسأله
پژوهش
گزارش درسی
و ... پیش بینی شده باشد چنین معلمی به منظور تأ مین محیط آموزشی مناسب و فراهم آوردن شرایط بهتر یادگیری ، از وسایل و مواد آموزشی گوناگون مانند انواع تصویرها ؛اسلایدها ، چارتها ، پوسترهای آموزشی ، وسایل آزمایشگاهی ، نوارهای صوتی و فیلم های آموزشی و نظایر آن ها کمک می گیرد .
او می داند به کارگیری چنین وسایلی نه تنها جریان یادگیری را تسهیل می کند ، بلکه شوق و انگیزه فراگیرندگان را به مطالب و مفاهیم درسی افزایش می دهد . افزون بر این معلم تلاش می کند با ارائه مثال و شواهد عینی مطالب و مباحث آموزشی را به زنگی روزمره دانش آموزان پیوند بزند و با طر ح پرسش های