انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

دانلود مقاله نشانه های هیجانی افسردگی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 27

 

نشانه های هیجانی افسردگی:

وقتی از یک بیمار افسرده سؤال می شود که چه احساسی دارد، رایجترین صفتهایی که به کار می برد عبارت اند از:

«غمگین، دمغ، بدبخا، درمانده، ناامید، تنها، ناخشنود، اندوهگین، بی ارزش، شرمنده، حقیر، نگران، بی مصرف گناهکار.»

غم برجسته ترین و فراوان ترین نشانه های هیجانی در افسردگی است. غم آنچنان بر زددگی یک بیمار حاکم بود که او تقریباً در تمام ساعات بیداری خود گریه می کرد. او به خاطر گریه بیش از حد نمی توانست از عهدة مکالمة اجتماعی بر آبد. این حالت با چنان شدتی در درمان رخ داد که تقریباً هیچ درمانی صورت نگرفت. این خلق مالیخولیایی در اوقات روز فرق می کند. عموماص افراد افسرده هنگام صبح احساس بدتری دارند، و وقتی روز سپری می شود، به نظر می رسد خلق آنها اندکی سبک می شود، همراه با احساسهای غم، احساسهای اضطراب نیز اغلب در افسردگی وجود دارند. فقدان مسرت، از بین رفتن شادی زندگی، تقریباً به اندازة غم در افسردگی فراگیر است. فعالیت هایی که قبلاً موجب احساس خشنودی می شوند، کند و یکنواخت می شوند. بی علاقگی معمولاً در آغاز فقط در چند فعالیت، مثل کار وجود دارد. اما زمانی که شدت افسردگی افزایش می یابد، بی علاقگی عملاً به هر فعالیتی که شخص انجام می دهد گسترش کی یابد. لذت ناشی از تفریحات، سرگرمی و خانوده. کاهش می یابد. افراد معاشرتی که قبلاً از رفتن به میهامانی لذت می بردند، از گردهمایی های اجتماعی خودداری می کنند. بالاخره، حتی کارکردهای زیستی، نظیر خوردن و میل جنسی، جاذبه خود را از دست می دهند. نود و دو درصد از بیماران افسرده، دیگر از دلبستگی های موجود در زندگی خود احساس خشنودی نمی کنند، و شصت و چهار درصد بیماران افسرده احساس خود نسبت به دیگران را از دست می دهند.(به نقل از روزنهان و سلیگمن: ترجمه سید محمدی، 1379 شناخت درمانی در درمان افراد افسرده)

پک(1968) ابتدا شناخت درمانی را روی افسردگی اجرا می کرد. در مورد افسردگی بیش از هر اختلال دیگری تحقیق شده است. مفهوم بندی هایی که در مورد افسردگی لایه شده عبارتند از فرایاد شناختی، مارپیچ نزولی افسردگی و جامعه گرایی و خودمختاری. این مبانی نظری افسردگی، چارچوبی برای کاربرد راهبردهای شناختی و دیگر راهبردها فراهم می آورند.

فرایاد شناختی به نگاه منفی افسرده ها در مورد خودشان، دنیا و شکست هایشان اشاره دارد. طبق دیدگاه ادراک خویشتن، افسرده ها خودشان را از انسان های بی ارزش، تنها و بی عرضه می دانند. در عین حال دنیا را مملو از توقعات طاقت فرسا و موانعی می دانند که اجازه نمی دهند آنها به اهداف شان برسند. افسرده ها نگاه غم انگیزی به آینده دارند آنها معتقدند شدیدتر می شود و موفق نخواهند شد. چنین ادراک هایی باعث می شود مردود و نا امید، خسته و بی تفاوت شوند. تحریف های شناختی آنها نیز همان تعریف هایی است که اشاره شد.

یک دیدگاه نظری دیگر در مورد افسردگی، مارپیچ شناختی است. مارپیچ نزولی افسردگی که با ترایا و شناختی رابطة دارد، روابط طرحواره ها، افکار خودکار منفی، خلق و ادراک های منفی را نشان می دهد. عقاید بنیادی و طرحواره های افسرده در مورد شکست، زمینه ساز برخی واکنش ها در آنها می شود.

یک (1983) با بررسی بیشتر افسردگی دریافت دو بعد دیگر هم در افسردگی مهمند: وابستگی اجتماعی و خودمختاری اگرچه یک نفر می تواند به طور همزمان از لحاظ اجتماعی وابسته و خودمختار باشد ولی انسان ها معمولاً به یکی از این دو، گزایش بیشتری دارند. انسان های خود مختار به طور کلی شخصیتی هدفمند، مستقل و مصمم دارند. در هنگام افسردگی از این که نمی توانند خود پندار خویش را حفظ کنند ناراحت می شوند. ولی شخصیت های سلطه پذیر به وابستگی، نزدیکی و توجه و مراقبت دیگران اهمیت می دهند. آنها در هنگام افسردگی حساسیت خاصی نسبت به طرد شدن و از دست دادن روابط میان فردی پیدا می کنند.(به نقل از شارف، ترجمة فیروزبخت)

به هنگام افسردگی چه کاری باید انجام دهیم:

اولین مسأله یادآوری این حقیقت است که همة مردم در دوره یا دوره هایی از زدنگی خود دچار افسردگی می شوند. برای ارزیابی این که چرا افسردگی شده اید زمانی را در نظر بگیرید. در بسیاری از موارد احساس غمگینی واکنشی مورد انتظار و متناسب به یک فشارزا و یا موقعیت است؛ بهرحال وقتی احساس غمگینی برای مدت زمانی طولانی تداوم یافت و یا در توانایی شما در عملکردهایتان تداخل کرد عاقلانه خواهد بود اگر در تغییر وضعیت تان بکوشید. بعضی از کارهایی که می توانید انجام دهید اینها هستند.

به روزهایتان ساختار دهید. اهداف روزانة کوچکی را انتخاب کردهخ و سعی کنید که به آنها عمل کنید.

برای هر روز فعالیت های لذت بخش و شادی آور در نظر بگیرید. به خود بگوئید که چیزی برای لذت بردن وجود دارد که مستلزم صرف مقداری نیرو از جانب شماست.



خرید و دانلود دانلود مقاله نشانه های هیجانی افسردگی


تحقیق در مورد پوشاک

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 99

 

پوشاک

نگاهی به سیر تاریخی پیدایش پوشاک

لباس همان سطح هر چیزی است و در لایه های اولیه، هر فاعل شناسان با آن درگیر می‌شود در مفهوم عربی معنای ستر کردن، پوشاندن، مخفی کردن، و حتی بدل کردن را یادآوری می شود و پوشاننده شده را آن طور به نمایش می گذارد که اقتضای ظاهری‌ اش باشد.

این امر که بشر، براینشان دادن خود را از قدیم الایام مانند حیوانات (که در زمان های خاص مثل جفت گیری یا نزاع تغییر ظاهر می دهند) مبدل شده، با هنر نقش اندازی اولین قدم د ر راه مفاهیم جدید پوشش را برداشته است، ما را به این گفته ویل دورانت که «هنر در میان قبایل وحشی از نقش تزئینی و لباس پوستی و خال کوبی برخاسته» راهنما می‌شود. بشر نخستین، در مراسم خاص، بدن خود را با رنگ ها یا نقوشی زینت می داده تا در «جلب نظر» یا «جعل نظر» خود را نوع خاصی نشان دهد. به مرور استفاده از رنگ به دلیل عدم ثبات از میان رفت و خال کوبی (Taboo) با هزار نیش سوزن جایگزین آن شد، سیر آرایش بدن پس از استفاده از پوست حیوانات کم کم به دوران جدیدتری رسید و بشر با دستیابی به تکنولوژی نساجی الیاف را به صورت پارچه تولید کرد و مفاهیم پوشش را تحت تاثیر قرار داد. در این سیر تکامل آن نقوش و رنگهایی که با خالکوبی و رنگ کردن بدن یا با استفاده از پوست حیوانات و قطعات بدن آنها یا شاخ و برگ گیاهان، انسان را به نحوی دیگر نشان می داد یا می پوشاند به منسوجات منتقل می شد و پیشرفت فن آوری، ظواهر و نقوش جادویی، دینی، خانوادگی، طبقه بندی حرف، سطوح اجتماعی و غیره ... را به سوی تولید شکل یافته تر منسوج و البسه سوق داد و رسوم و آداب اجتماعی و نیز تکنولوژی نساجی و پوشاک را به سمت اشاعه و حفاظت از معانی و ظواهر کشاند.

هزاره دهم ق.م دوره ای است که اصطلاحاً دوران نوسنگی نامگذاری شده است و معمولاً با نامهایی چون عصر استقرار، عصر دهکده نشینی، عصر کشاورزی و عصر دامداری نیز شهرت داشته و به عنوان یکی از ادوار مهم تاریخ تکامل بشر از بعد فنی و معنوی محسوب می شود. باید گفت، پیش از تاریخ اطلاع دقیقی از جوامع انسانی در دست نیست و آنچه گفته شد بیشتر بر اساس حدس و گمان بوده است. به نظر می رسد، پیش از این تاریخ انسان ها همانند گله های حیوانی در رفت و آمد بوده اند و از آنان آثار مادی ملموسی جز اشیای سنگی به دست نیامده است. و اما در مورد پوشاک، بافت و تاریخ آن، که محور اصلی موضوع است و شاید بتوان آنرا به دوران پیش از نوسنگی نسبت داد، دوره ای که با نامهای میان سنگی، پارینه سنگی و یا دوره پیش از تاریخ نامگذاری شده و از دو تا هفت میلیون سال پیش آغاز و تا ده هزار سال پیش (آغاز دوره نوسنگی) ادامه داشته است. برای شناخت دقیق تر از تاریخ بافت و پوشاک آنرا در سه مقوله:

1- پارچه و طرح 2- فرم و شکل 3- دوخت لباس

مورد بررسی قرار می دهیم.

پارچه و طرح لباس

احتمال داده می شود اولین لباس ها توسط گروه های انسانی که به ویژه در مناطق سردسیر زندگی می کردند تهیه شده است. آنها بعد از آن که حیواناتی مانند گوزن، ماموت، گاو و حتی اسب را شکار می کردند کم کم به این نتیجه رسیدند که می توان از پوست آنها برای پاپوش و یا تن پوش استفاده کرد و قطعاً فیزیک این حیوانات و تناسب آن با یک نیم تنه برای انسان تبلور این اندیشه را در ذهن آنها بیشتر کرد که مثلاً بعد از شکار یک حیوان بزرگ، با کندن پوست آن می شود از این پوست به عنوان تن پوش استفاده نمود. هنوز هم این عادت در بعضی از انسان ها (پاره ای قبایل در آفریقا و آمریکای لاتین) وجود دارد که علاقه مندند خود را به شکل حیوانات درآورده و نقشی را ایفا نمایند. حتی در نقش برجسته های باستانی نیز گاهی موجوداتی با پیکر انسان و سر حیوانی و یا بالعکس حیواناتی که سر انسان دارند، دیده می شود.

پس این احتمال وجود دارد که تفکرات این گونه، ریشه در دوران بسیار قدیم داشته باشند، یعنی زمانی که بشر از پوست حیوانات برای تهیه تن پوش استفاده می کرده است.

همانگونه که پیداست فرم پوست به صورتی است که گویا یک خط از زیر گردن تا انتهای بدن که به پاها و باسن ختم می شود ادامه دارد که می توان پس از جدا کردن سر، از همان خط روی پوست را برش داد، پس پوست، خود راهنمای بسیار مناسبی بود و طبیعت، خود به انسان کمک کرد تا چگونه از پوست حیوانات به عنوان البسه استفاده کند. این روش هنوز هم در بسیاری از مناطق سردسیر از جمله مناطق عشایر نشین شمال خراسان و یا اسکیموهای قطب شمال دیده می شود که از پوست حیوانات برای خود لباس تهیه می کنند.

آنچه مسلم است تاریخ استفاده از پوست برای تهیه پوشاک به دوران خیلی گذشته می رسد که مطمئناً بافت در آن هنوز جایگاهی نداشته و در آغاز دوران نوسنگی می‌توان حدس زد که انسان کماکان از همان تجربه های گذشته استفاده می کرده است. ولی در نمونه هایی که از نقاط باستانی «علی کش» ، «گنج دره» و «تپه سیلک»، از سال های هفت، هشت و نه هزار قبل از میلاد



خرید و دانلود تحقیق در مورد پوشاک


تحقیق در مورد نظریه سیستم ها

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 10 صفحه

 قسمتی از متن .DOC : 

 

خلاصه مطالب بحث نظریه سیستم ها

نظریه سیستم ها

نگرش سیستمی طرز فکر کل گرا ،مجموعه نگر که مسائل را از زوایای متفاوت مورد بررسی قرار می دهد.

بر اساس نظریه و طرز تفکر سیستمی می توئان چارچوبی به دست آورد تا بر اساس آن هر یک از عوامل یا اجزائ سیستم را مورد بررسی قرار داده و نقش و جایگاه آن را و درجه ارتباط و وابستگی بین آنها را پی برد.

معنی و مفهوم سیستم

سیستم یعنی کل نظام یافته پیچیده که دافعه وسیعی از مفاهیم را در بر می گیرد.

1-سیستم کوه 2-سیستم رودخانه 3-سیستم بدن انسان

بنابراین سیتم مجموعه ای از واحد های مرتبط به یکدیگر است که به منظور تامین هدف معین طراحی شده است. عناصر سیسنم ممکن است فیزیکی و مادی و یا ارگانیک و یا اینکه نظری باشد. عناصر فیزیکی مانند قطعات موتور یک اتومبیل –ارگانیک مانند اعضاء و جوارح بدن انسان و نظری مانند مجموعه ای از قواعد و اصول نظام یافته و یکپارچه.

5 نکته وست چرچمن –درک بهتر از معنی و مفهوم سیستم

1-هدف ها و مقاصد کل سیستم –بویژه معیارها و سنجش عملکرد مجموع سیستم.

2-محیط سیستم و محدودیتهای آن.

3-منابع سیستم.

4-اجزاء و عناصر تشکیل دهنده سیستم و معیار ها و سنجش عملکرد هر یک .

5-مدیریت سیستم

نظریه عمومی سیستم ها

نظریه عمومی سیستم ها بیان کننده یک چارچوب تئوریک ایت تشریح و توصیف روابط کلی دنیای تجربی از طریق پی جویی تشابهات رفتاری ساختار تئوریک نظام های مختلف علمی.

هدف نهایی این نظریه بدست آوردن چارچوبی است تا بر اساس آن کلیه نظام های علمی را به طریقی منطقی به یکدیگر مرتبط کرد.

سایبر تیکس

سایبر تیکس از جمله علومی است که بیان کنده مفهوم و معنی نظری عمومی سیستم ها است .

سایبرنتیکس یعنی علم ارتباط و کنترل و رشته های مختلف علمی را از قبیل مهندسی برق-زیست شناسی- مدیریت- فیزیک و 0000 را در بر می گیرد.

نظریه بولدنیک(یا طبقه بندی 9 گانه)

در نظریه بولد نیک سیستم ها از نظر سطح پیچیدگی 9 طبقه تقسیم می شوند به نحوی که خواص و ویژگی هایی سطوح پایین تر سیستم ها در سطوح بالاتر وجود دارد.

1-سطح اول-سطح ساختار ایستا-سطح چارچوبی است مانند نقشه زمین

2- سطح دوم –سطح سیستم های پویای ساده –در این نوع سطح نوعی حرکت ساده که از قبل پیش بینی شده است وجود دارد.مانند منظومه شمسی –حرکت دوچرخه.

3-سطح سوم-سطح سیستم های سایزتیکس یا مکانیزم کنترل است ویژگی این سطح توانایی انتقال اطلاعات و تعبیر و تفسیر اطلاعات و ایجاد نوعی کنترل خودکار است مانند ترموستات یا موشک های قاره پیما.

4-سطح چهارم- سطح سیسنم های باز است.در این سطح حیات آغاز می شود .

5-سطح پنجم-سطح رستنی یا نباتات است .در این سطح نوعی تقسیم کار بین اجزاء و عناصر موجود است.

6-سطح ششم-سطح حیوان است و موجودات این سطح از گیرنده های اطلاعاتی از قبیل چشم و گوش و سیتم های اعصاب و مغز برخوردارند.

7- سطح هفتم-سطح انسان است.ویژگی این سطح خود آگاهی است.

8- سطح هشتم-سطح سازمانهای اجتماعی است .که بحث عمده مدیریت است. اداره این سیتم ها نیازمند تکنیک و فنون پیشرفته در زمینه های برنامه ریزی،سازمان دهی،هماهنگی رهبری،انگیزش و نوآوری است.

9-سطح نهم- سطح سیستم های ناشناخته است .گیرنده های اطلاعاتی بیشتر قادر به گرفتن اطلاعات از این سیستم ها نیست. پدیده هایی از قبیل مرگ جزءموجودات این سطح می باشند.

اجزا و عناصر سایبرتیکس:

دستگاه آشکار ساز یا عیب یاب

دستگاه هدایت کننده یا انتخاب کننده

دستگاه اجراء کننده

مراحل 4 گانه سیستم سایبر نتیکس

1-اطلاع از وضع مطلوب سیستم

2- اطلاع از وضع موجود سیستم

3-مقایسه وضع مطلوب سیستم و تعیین اعزاف و معیار

4-اقدام در جهت تصحیح اغرافات و مغایرتها و تبدیل وضع موجود سیستم به وضع مطلوب سیستم ترموستات –رله های

انطباق مراحل 4 گانه سیستم سایبرنتیکس

اطلاع از وضع مطلوب –سازمانهای پیشرفته ابتدا هدفهای برنامه را به صورت کمی تعیین و به کامپیوتر می دهند هدف های برنامه در واقع وضع مطلوب سیستم می باشد. .

اطلاع از وضع موجود-وضع موجود سازمان در پایان هر دوره (روزانه،هفتگی،000)

بصورت منظم به کامپیوتر وارد می شود.

3-مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب سیستم

کامپیوتر بر اساس برنامه ای که قبلا به او داده شده این مقایسه را انجام دادهلیستی از مغایرت ها و انحرافات را استخراج می کند.

4-اقدام در جهت تصحیح انحرافات.

قسمت کنترل مدیریت این مغایرت ها را مورد ارزیابی قرار داده و اقدام لازم را در جهت تصحیح انحرافات و تبدیل وضع موجود سیستم به وضع مطلوب به عمل می آورد.

طبقه بندی سیستم ها

سیستم باز

سیستم بسته

سیستم های باز با محیط خود در حال تبادل و تعامل هستند و سیستم های بسته هیچگونه داده ای را از بیرون در یافت نمی کنند .سیستم های باز جهت ادامه حیات خود نیازمند محیط خود هستند.سیستم های بسته فاقد باز خور بوده و نسبت به عملکرد خودشان آگاهی ندارند. بنابراین سازرمانهای اجتماعی تماما سیستم های باز هستند.

مشخصات سیستم های باز:

1-وارد کردن مواد و انرژی از محیط (داده ها)



خرید و دانلود تحقیق در مورد نظریه سیستم ها


تحقیق در مورد نظر اسلام در دانش 24 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 24 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

فهرست

عنوان صفحه

مقدمه..................................................1

توصیه به علم در اسلام............................3

منظور از علم چیست؟.............................3

نظر قرآن.............................................4

آیا علم وسیله است یا هدف؟......................6

آیا می توان علم را رها کرد؟.....................7

آیا فقط آموختن علم؟................................8

روایات در مورد علم ودانش......................9

مقام طالب علم.......................................12

مقام علماء وصاحبان علم..........................14

احادیث ائمه معصومین درباره علم ودانش....16

چکیده

ما که مسلمان هستیم واعتقاد داریم که پیرو اهل بیت (ع) می باشیم باید سخن پیغمبرمان را سرلوحه کار خود قرار دهیم و بی چون وچرا بپذیریم. همان طور که ایشان فرمودند:«اطلبوالعلم من المهد الی اللهد.» همین جمله برای یک مسلمان کافیست.اما اگر بخواهیم خود به این نتیجه برسیم میتوانیم یک فرد عالم را با یک فرد بی علم مقایسه کنیم که به راحتی آشکار است که فرد عالم کمتر گمراه می شود وبهتر خداوند متعال را میشناسد وبه طور کلی نگرش دیگری نسبت به زندگی ودنیای اطراف خود خواهد داشت.او از علم خود می تواند یک نسل را وچه بسا چندین نسل بعد از خود را در راه مفید جهت بدهد و خدمات شایسته ای را به آنان ارائه دهد.

پیغمبر(ص) در جای دیگر میفرمایند:«انا مدینة العلم وعلی بابها»ایشان در این جمله خود را شهر علم وعلی(ع) را درب آن معرفی کردند که این جمله چندین معنا دارد که یکی از آنها به اعتقاد من این است که هم خودش عالم است وهم ائمه معصوم واز مردم میخواهد که به این شهر وارد شوند تا رستگار گردند.

مقدمه

دوطبقه از طبقات مردم کوشش کرده اند که دین وعلم را مخالف یکدیگر جلوه دهند:یکی طبقه متظاهر به دین ولی جاهل که نان دینداری مردم را میخورده اندواز جهالت مردم استفاده میکرده اند این دسته برای اینکه مردم را در جهل نگهدارند و ضمنا به نام دین پرده روی عیب خودشان بکشند و با سلاح دین دانشمندان را بکوبند وازصحنه رقابت خارج کنندمردم را از علم به عنوان آنکه با دین منافی است میترسانده اند یکی هم طبقه تحصیل کرده و دانش آموخته ولی پشت پا به تعهدات انسانی و اخلاقی زده این طبقه نیز همین که خواسته اند عذری برای لاقیدی های خود و کارهای خود بتراشند به علم تکیه کرده و ان را مانع نزدیک شدن به دین بهانه کرده اند.

طبقه سومی هم همیشه بوده و هستند که ازهردوموهبت بهره مند بوده اند وهیچگونه تنافی و تناقضی احساس نمی کرده اند این طبقه سعی کرده اند که تیره گیها وغبارهای که از طرف آن دو طبقه بین این دو ناموس مقدس برخاسته فرو بنشانند. بحث ما در باره اسلام وعلم ازدوجنبه ممکن است صورتبگیرد:جنبه اجتماعی وجنبه دینی.از جنبه اجتماعی آن طور بایدبحث کنیم که آیا اسلام وعلم عملا با هم سازگارند یا سازگارنیستند؟آیا مردم میتوانند هم مسلمان باشند به معنی واقعیکلمه که به اصول و مبانی اسلامی مومن باشند وبه دستورهای دین عمل کنند وهم عالم؟یا عملا یکی از این دو را انتخاب کنند.اگر به این نحوبحث شودصورت مسئله این نخواهد بودکه نظر اسلام درباره علم چیست ونظرعلم درباره اسلام چیست؟وآیااسلام چگونه دینی است؟فقط بحث روی اجتماع است که آیا میتواند در آن واحد هر دو را داشته باشدیابایداز یکی ازآن دوچشم بپوشد.جنبه دیگر این است ببینیم نظراسلام درباره علم چیست؟ونظرعلم درباره اسلام چیست؟که این هم دوقسمت است:یکی اینکه اسلام درباره علم چگونه دستورداده وتوصیه کرده.آیادستورداده که حتی الامکان ازعلم پرهیز داشته باشید؟وایا اسلام علم را موجودخطرناک وبه شکل یک رقیب برای موجودیت خود دانسته!یابر عکس در کمال صمیمیت و شجاعتو اطمینان به خودبه علم توصیه کرده وتشویق نموده است؟قسمت دوم این است که نظرعلم درباره اسلام چیست؟چهارده قرن ازظهوراسلامو نزول قران میگذرد.درهمه این چهارده قرن علم در حال تطوروتکامل وپیشرفت بوده مخصوصا درسه چهار قرن اخیرترقی علم به صورت جهش درامد.حالا ببینیم علم پس ازاین همه توفیق وتطوروتکامل که نصیبش شده درباره معارف و اعتقادات اسلام وهمچنین درباره دستورهای عملی واخلاقی واجتماعی اسلام چه نظر میدهد؟ایا اینها را به رسمیت می شناسد یانمی شناسد؟ایا براعتبارآنها افزوده یا ازاعتبارآنها کاسته است؟ هریک ازاین سه قسمت در



خرید و دانلود تحقیق در مورد نظر اسلام در دانش 24 ص


شادی زندگی، غم انسانی 14ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 21 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

گفتگو:

شادی زندگی، غم انسانی

- مقدمتاً بگو چرا در تمامی عمر بی تاب بوده ای و چه حسی تو را به این آشوب کشانیده است؟

محسن مخملباف : پرسه های من خیلی قابل تشبیه است به پرسه های سلمان فارسی. کسی که مدام تشنة حقیقت بود و با آغوش باز به سوی هر دینی که داعیه حقیقت داشت، می رفت و پس از مدتی که می فهمید آنچه را آب پنداشته، سرابی بیش نبوده، تشنه تر از قبل به دنبال حقیقت گمشده اش می رفت.

البته در جوانی می پنداشتم، دغدغه های من از نوع دغدغه های ابوذر است و گمانم بر این بود که عدالت تنها گمشدة من است. اکنون با هزار تواضع، دغدغه های خود را به حقیقت جویی سیال مولانا شبیه می دانم. ضرب المثلی داریم آشنا که من دوست دارم آن را به فرمی غیر معمول بخوانم :

" هرچه نصیب است همان می دهند گر نستانی، به از آن می دهند "

حقیقت در هر دوره ای از زندگی جلوه ای به من نشان داد و چون مرا راضی ندید، جلوة زیباتری از خود به من نشان داد. و من اکنون ممنونم از این دست و دل بازی حقایق.

- ولی خیلی ها پس از یک دغدغه کوتاه به یک آرامش طولانی رسیدند و از آن پس یکسره تبلیغ حقیقتی را کردند که یافته بودند؟

محسن مخملباف : خوشا به حالشان. لابد حقیقت مورد جستجوی ایشان یک حقیقت دم دست بوده است. درست مثل حقایق دوران کودکی من. وقتی که بچه بودم، محله، در چشم کودکی من، مرکز عالم امکان بود و سقاخانة سر گذر، مرکز قداست عالم. همین چند وقت پیش، دلم هوای محله کودکی ام را کرد ؛ و رفتم. هنوز کسانی محله را مرکز عالم می دانستند و برای من دل می سوزاندند که چرا بیخود خودم را آواره و در به در کرده ام وهزار توصیه که برگرد و اصرار داشتند که حتی بوی لجن جوی های این محله را هم نمی شود با بوی گلاب قمصر کاشان عوض کرد. برای خودشان هم پربیراه نمی گفتند. عادات سالیان عمر را، با ارزش های ازلی یکی گرفته بودند.

سال ها عمر لازم بود و از کودکی باید به نوجوانی می رسیدیم، تا محله جایش را به شهر و کشور بدهد و گرایشات ناسیونالیستی، جای تعصبات محلی را بگیرد و محله را جزئی از یک کل بزرگتر بدانیم که کشور نام دارد و برای دفاع از ارزش های میهن پرستانه باید هزاران ناسزا به هزار جای دیگر می دادیم. غافل از اینکه تمدن بشری، یک قافله است که صدها سال پیش، شتر سرزمین ما از آن غافله جا مانده بود. ـ اینکه چرا جا مانده بود، موضوع بحث من نیست، فقط می دانم که جا مانده بود. ـ اما ما از این نکته غافل بودیم و هر کشوری را که از تاریخ ما عقب مانده بود، عقب افتاده و هرکه را جلو افتاده بود، گمراه دانستیم و گمان بردیم زمان واقعی عالم، زمان جاری در سرزمین ماست و سال ها عمر لازم بود تا بدانیم که نه تنها سرزمین ما مرکز عالم نیست که اساساً کرة زمین مرکز عالم نیست و این تازه کشفی نبود که ما کرده باشیم و جوان که شدیم تازه فهمیدیم آنچه را ما قرار است از فردا کشف کنیم، قافلة تمدن بشری ده نسل پیش از ما کشف کرده. چرا که وقتی دیگران مشغول کشف چیزی بودند، ما حضور نداشتیم و اگر حضور داشتیم آن را درک نکردیم. نمونه اش هنرمند فرزانة ما کمال الملک است که در عصر امپرسیونیست ها در پاریس حضور یافت، اما درنیافت که نقاشی تا دورة امپرسیونیسم پیش رفته و برای همین فقط چند تا کپی از آثار کلاسیک برای ما سوغات آورد. می پرسید چرا کمال الملک فقط به آثار کلاسیک توجه کرد ؟ برای آنکه کلاسیسم، هنر برخاسته از دوران قرون وسطی است و برای کمال الملکی که در قرون وسطی ایران زیسته بود، بسیار سخت بود که قبل از آنکه در سرزمینش ایران، مراحل تاریخی بعد از قرون وسطی را درک کرده باشند، بتواند امپرسیونیسم را در نقاشی درک کند. فرزانة هنر ما گناهی هم نداشت. او معلول علل تاریخی و جغرافیایی سرزمین عقب ماندة خویش بود. کمال الملک و سرزمینش که به همراه قافلة تمدن بشری نمی رفته اند، تا مثلاً در نقاشی، از کلاسیسم برسند به رمانتیسم، آن چنان که در فلسفه و تمدن، از قرون وسطی برسند به اومانیسم و از اومانیسم برسند به عصر تجربه و علم حصولی ،آنچنان که از رمانتیسم لاجرم برسند به رئالیسم و حتی امپر سیونیسم. کمال الملک و زادگاهش یک جایی جامانده بودند و وقتی سر از "موزة لوور" در می آورند بسیاری از مسایل را به جا نمی آورند. برای همین است که نسل بعد از کمال الملک وقتی ملتفت عقب افتادگی تاریخی اش از قافلة تمدن بشری می شود، مجبور می شود عقب افتادگی های تاریخی یک ملت را از قافلة تمدن، فوراً در شخص خود جبران کند و آنچه را ملل دیگر در پانصد سال طی کرده اند، ایشان در یک دهه، در خود شخصی شان طی کنند و اگر قافلة تمدن، هر ایسمی را با یکی دو نسل تجربه، پخته کرده است، هم عصران من با خواندن یک کتاب و دیدن یک موزه می باید این دوره و ایسم را طی کنند. چرا که این هنرمندان، نه تنها تاوان عقب ماندگی تاریخی ملتشان را می پردازند که غرامت عدم درک به موقع فرزانگان ملی شان را هم باید بپردازند و مجبور می شوند ظرف یکی دو دهه، راهی را طی کنند که ملل دیگر در پانصد سال طی کرده اند. چرا که امروزه ما در عصری ایستاده ایم که عقب افتاده و جلو افتاده را در یک عرصه و با یک متر اندازه می کنند. شما اگر به حقیقت سیال هستی ایمان آوردید و از این عقب افتادگی و آن پیشرفت ها، مطلع شدید و مصدر هیچ امری هم نبودید که بتوانید منشأ تغییرات بنیادی در جامعة خودتان باشید، چاره ای نمی ماند جز این که یک تنه به جای همه تغییر کنید و همة آن جا ماندن های تاریخی جامعه تان را، لااقل در خودتان جبران کنید.

پس طبیعی است که آن هم محله ای کودکی ام، که محله را همچنان مرکز جهان خلقت می داند و درویش زیر گذرش را با یک واسطه، به خدای خلقت منسوب می داند، آرامشش بیشتر از من باشد و یا طبیعی است که آن منتقد شهرستانی که فهم هم ولایتی هایش را متر و معیار می داند و همین که فیلمی از سطح شعور هم شهریانش بالاتر رفت، فیلم را روشنفکرانه و بیهوده می داند، به این ناآرامی من بخندد و بگوید: عمو جان چرا خودت را اذیت می کنی درست است که نبایستی روستایی بود و جهان بینی محدود داشت، اما جهان مگر چقدر گسترده تر از ولایت ماست ؟ و من از او می پرسم: مگر منطق شووینیزم آلمان چه بود؟ جز همین نوع استدلال که آلمان مرکز جهان بشری است و هیتلر شخص اول کرة زمین. و جالب این است که پیرزن های آلمانی، همان حسی را به هیتلر داشتند که روستاییان اینجایی، به کدخدایشان. این یکی مشد حسن را با یک واسطه برگزیدة خداوند می داند، آن یکی هیتلر را.

و من نه خیلی زود و نه خیلی دیر، اما سرانجام و بالاخره باورم شد که محلة ما مرکز توجة ویژة خداوند نیست و همین طور خوب فهمیدم که لجن جوی محلة ما از گلاب قمصر کاشان خوش بوتر نیست و اگر ما به آن معتادیم از برای عادت ماست نه از بابت ارزش آن.

و همین طور باورم شد که خداوند حساب ویژه ای برای من باز نکرده، هم چنان که برای تو، و آن چنان که برای او و سنگینی وزن من و تو همان اندازه ای است که ترازوها به سبب جاذبة کرة زمین از ما نشان می دهند و نه بیشتر. و این در مقایسه با وزنی که ترازوهای قیاس، از کرة زمین نشان می دهند، ناچیز است و تازه کرة زمین، غبار سبک و سرگردانی است در یکی از کهکشان های گمنام هستی.

اخیراً فیلمی دیدم به اسم "میکروکاسموس" که حاصل پنج سال از عمر یک زن و شوهر بیولوژیست فرانسوی بود، بر روی زندگی



خرید و دانلود  شادی زندگی، غم انسانی 14ص