لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
مقدمه
ای خدای پاک و بی انباز ویار دست گیر وجرم ما را در گذار
«مولوی»
انسانها در فراز و نشیبهای تاریخ همیشه از دردها و آسیبهای اجتماعی بسیاری رنج برده اند و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه های آنها بوده اند تا رهها و شیوه هایی را برای رهایی ازآنها بیابند. از مجموعه این آگاهیها و تجربه ها و آموخته ها، توانسته اند زمینه های مطالعاتی و رشته های مختلفی را برای تبیین بی هنجاریها و نابسامانیهای زندگی اجتماعی پی ریزی کنند. حاصل این کار پیدایی دانش آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحراف) است. آسیب شناسی اجتماعی مطالعه بی نظمیها و آسیبهای اجتماعی همراه با علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز شیوه های پیشگیری و درمان این پدیده ها، به انضمام مطالعه شرایط بیمار گونه اجتماعی است؛ زیرا خاستگاه اصلی تبهکاری را باید در کل حیات اجتماعی از قبیل: فقر، تورم، گرانی، بیکاری، فقدان امنیت مالی و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت می شوند. زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیبهای اجتماعی چون: خودکشی، سرقت، اعتیاد به مواد مخدر، الکلیسم، طلاق، گدایی و… فراهم می آورند. از این رو مفهوم آسیب شناسی گسترده وسیعی پیدا می کند و از ابعد ارزشی و کاربردی فراوانی برخوردار می گردد.
تعریف آسیب شناسی اجتماعی
آسیب شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظیمها در ارگانیسم در پزشکی به فرآیند به علت یابی بیماریها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه می توان اسیب شناسی اجتماعی را مطالعه و ریشه یابی بی نظمی های اجتماعی تعریف کرد.
در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، روسپیگری، طلاق. ولگردی، گدایی و... همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است.
اعتیاد چیست؟ معتاد کیست؟
اعتیاد چیست؟ اعتیاد را به عادت کردن خود گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارات آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کار برد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تامین دچار می شود(فدائی و سجادیه، 1365: 19).
معتاد کیست؟
معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته مس شود. (برژره، 1368:5) از نظر آسیب شناسی هر دارویی که پس از مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود.
عوارض جسمی
تریاک و مشتقات آن دندانها را کثیف و آسیب پذیر کرده، مخاط دهان را ملتهب می سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقی می گردد.
ورود مرفین یا هروئین به بدن، کار دستگاه عصبی را در سطوح مختلف تغییر می دهد و در صورت تداوم، آن را به بدکاری مزمن و دایمی سوق می دهد. (تقوی: 1370: 97).
مواد فیونی موجب تنبل شدن کبد گردیده، راه ریختن صفرا به روده را منقبض و تنگ می کند و چون ترشحات پانکراس به خوبی در روده ها نمی ریزد، یرقان ایجاد می شود و اثرات ناگواری بر دستگاه گوارش دارد.
کلیه ها در اثر مصرف مواد مخدر دچار ورم یا نفریت می گردد و این اثرات منجر به تکرر ادرار از یک سو و اشکال در دفع ادار یا ادرار ادارار توام با درد از سوی دیگر می شود.
استعمال مواد مخدر سبب کم یا متوقف شدن میل جنسی می شود. زنان معتاد خیلی زود نازا می شوند و در زمان بار داری با احتمال سقط جنین مواجه خواهند بود.
مواد مخدر، تارهای صوتی حنجره را تحریک کرده، به التهاب مزمن می انجامد و در نتیجه آهنگ صوتی معتاد غیر طبیعی می شود به علاوه، گاه بیماری بر نشیت مزمن و آسم را در پی داشته، ریه ها به محیط سازگاری برای بروز سل تبدیل می شود.
چنانچه دود تریاک ریه را پر کرده باعث شود که اکسپژن لازم به خون نرسد، تپش قلب، تنگی نفس، و دوران سر ایجاد می شود. (آذرخش، 1334: 422)
از عوارض دیگر می توان خشکی پوست، قرمز شدن، بالا رفتن حرارت پوست در نقاط مختلف بدن و شکننده شدن ناخنها و به طور کلی ضعف عمومی را نام برد.
مثال: زندگی نامه و مصاحبه بالینی یک معتاد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
مقدمه:
ارزش ها معیارها ی قضا وت اخلاقی ما در بارۀ کنش های انسانی و نیز مهم ترین بخش فرهنگ جامعه را تشکیل می دهند. بخشی که هم به عنوان تعیین کنندۀ هدفها و هم به عنوان راهنمای رفتار اعضای جامعهعمل می کنند. ارزشهای مشترک جامعه به دلیل احساس تعلق به یک گروه پایۀ وحدت ، همبستگی و نظم ا جتماعی و یکی از مهم ترین مولفه های هویت افراد محسوب می شوند . در این مقاله ضمن تعریف ارزش ، انواع آ ن ونیز را بطۀ آ ن با اخلاق ، دین و... پرداخته شده است.
ارزشهای اجتماعی ( social values)
مفهوم ارزش ، از مفاهیم پیچیده با کاربرد بسیار متنوع است. این واژه در فلسفه،حقوق،روانشناسی، علوم اقتصادی،سیاست، جامعه شناسی وعلم اخلاق به معانی متفاوتی در نظر گرفته شده است.بعلاوه درون هر رشته نیز تعریف یکسانی از آن وجود ندارد.
در فرهنگ فلسفی لالاند ، مفهوم ارزش در ارتباط با اشیاء کارکرد آ نها و نسبت انسان با آنها،در چهار بعد به کار گرفته است :
1) تا چه حد مورد آ رزو و علاقۀ فرد یا گروه است . ( درجۀ تعلق ارزشی)
2) چه مقدار شایستگی توجه و علاقه مندی دارد. (ارزش ذاتی)
3)چه هدفی را بر آورده می سازد. (ارزش کارکردی)
4)در یک گروه و زمان معین، چه مقدار ارزش مبادله ای دارد.(ارزش مبادله ای).( آلن بیرو،1366، ص 244-245)
ارزش در جامعه شناسی به معنای خوب یا بد، شایسته و مطلوب و نا شایست و نا مطلوب نزد یک فرد یا گروه تعریف شده است.( گیدنز ، 1373،ص162).
بروس کوئن در کتاب مبانی جامعه شنا سی می نویسد: ارزش ها احسا سات ریشه دار و عمیقی است که اعضای جامعه در آن شریکند، این ارزشها اعمال و رفتار جامعه را تعیین می کنند.(( هر جامعه ای برای زندگی خانوادگی، حفظ موازین دینی ، رعایت حقوق والدین،حفظ ادب و احترام به بزرگترها،ارزش بسیاری قائل است، گرچه از این ارزشها تعبیر و تفسیر های متفاوتی می شود و به صورت وسیع و عمیقی در هر جامعه ای رواج دارد.( کوئن،1369،ص61)
در دیگر نهادهای اجتماعی هم ارزشهای خاصی حاکمیت دارد که به مجموعۀ این ارزشها در یک جامعه نظام ارزشهای آن جامعه اطلاق می شود.(نگارنده) هم چنین ارزشها عقاید ریشه داری است که گروه اجتماعی هنگام سوال در بارۀ خوبی ها ، برتریها و کمال مطلوب به آن رجوع می کند، شاید برای یک گروه موارد زیر دارای ارزش باشد: ادامۀ تحصیل در دانشگاه ، زندگی خانوادگی، مال ومنال ، موقعیت شغلی،آ راستگی،کنجکاوی،دین تنا سب بد نی
و.... با ادامۀ این سلسله ارزشها می توان گفت که یک گروه ممکن است برای اموری ما نند تاخیر در کارها، خواب آلودگی،تنبلی و ما نند ،آن ارزش منفی قا ئل شود.( همان،ص73)
گی روشه تحت تاثیر دورکیم و پارسونز ،ارزشها را پایۀ نمادین کنش دانسته است و می گوید: ارزش شیوه ای از بودن یا عمل است که یک شخص یا جمع به عنوان آرمان می شناسد و افراد یا رفتارهایی را که بدان نسبت داده می شوند مطلوب ومشخص می سازد.(روشه، صص 77-76)
ویژگی های ارزش ها
1- از جنس امور ذهنی و معرفتی هستند، گرچه آثار و تجلی عینی آن در هنجارها مشخص می گردد.
2- ضرورتهای قطعی هستند.
3-درون ارزشها، بین ارزشها و سایر عناصر فرهنگ و نظام اجتماعی ،ارتباط سلسله مراتبی و ساختاری وجود دارد.
4- تعلق به ارزشها دارای در جات متفاوت است.
5- به لحاظ درجۀ اهمیت موضوع ،جنس موضوع،سطح،منبع الهام بخش ارزش،دایرۀ شمول موضوعی و سطح پذیرش ارزش به لحاظ فردی و جمعی انواع گوناگون دارند.(طالبی،1385
دسته بندی ارزشهای اجتماعی، ص19)
ارزشها از یک جامعه به جامعۀ دیگر متفاوت است، اما ارزشهای جهان شمول و مشترک نیز وجود دارد مانند یکتاپرستی( نگارنده).
رابطۀ ارزشها و اخلاق
اخلاق به لحاظ معنایی نزدیک ترین مفهوم به ارزش است. در این که اخلاق مجموعه ای از قواعد است اجماع وجود دارد.هم چنین در اکثر نظریه های اخلاق، جهت گیری به سوی فرد دیگری پذیرفته شده است.یعنی قواعد اخلاق،عمل افراد رادر رابطۀ با فرد دیگری تعریف می کنند. نظریه های اخلاق دو دسته اند:
پیامد گرا و غیر پیامد گرا :
در تئوری اخلاق پیامد گرا ،بر اساس نتایج خوب یا بد اعمال در مورد آنها قضاوت می شود، در حالیکه در نظریه های غیر پیامدگرابه مسائلی مانند نفس عمل توجه می شود.نظام های اخلاقی ثابت و قطعی غیر پیامدگرا هستند. نظام های اخلاقی مذهبی و عقلی در این گروه قرار ذارند که نفس عمل اهمیت دارد نه نتیجۀ آن . به نظر می رسد نظریه های پیامد گرا در نهایت غیر اخلاقی شود چرا که لذت، سود و نفع را جایگزین امری اخلاقی می کند.
پس اخلاق شامل اصول و قواعدی عملی است که توسط کنشگران به عنوان قاعدۀ مطلوب پذیرفته می شوند وبه سوی دیگری رهنمون هستند، در نتیجه جنس اخلاق از جنس ارزشهاست.(همان) ارزش و هنجارهای اجتماعی ارزش ها چند تفاوت عمده با هنجارها دارند:
1- ارزش به تصورات ذهنی فردی یا اجتماعی اشاره می کند ، حال آ نکه هنجار به شیوه ای از رفتار اشاره دارد.
2- ارزش فراتر از موقعیت هاست، حال آ نکه هنجار اجتماعی تجویز یا منع کنندۀ رفتار خاص در موقعیتی خاص است.
3- ارزش بیشتر جنبۀ شخصی و درونی دارد، حال آنکه هنجار حاصل اتفاق نظر است و برای شخص جنبۀ بیرونی دارد.( امیری، 1385،ص26)
4- بعضی از ارزشها در اثر تداوم تبدیل به هنجار می گردند.
تنوع و دگر گونی ارزشهای اجتماعی
ارزشهای اجتماعی در ارتباط با ویژگی های حیات اجتماعی جوامع مختلف نسبی هستند ، پدیده ای ممکن ا ست در جامعه ا ی ارزش ودر جامعۀ دیگر ضد ارزش باشد. هم چنین ارزشهای یک جا معه ممکن ا ست از یک قشر به قشر دیگر متفا وت بوده یا حتئ متضا د با شد. مثلا اخلاق، رفتار، ذوق و سلیقه، سبک زندگی کارگر،کارمند و سر مایه دار متفاوت ا ست ودر طول زما ن تطور می یا بد . یا پدیده ای در یک دوره از تاریخ ارزش شناخته شده و در دوره ای دیگر نا مطلوب و بی ارزش با شد.
ارزش اجتماعی در زمان تغییر می کند،اهمیت و اعتبار آ ن کم می شود و جای خود را به ارزش دیگری میدهد یا بر عکس اهمیت بیشتری کسب می کند.، وثوقی،1370،ص189)
البته در این تغییر و تحولات ارزشی دگرگونیهای سیا سی،اقتصادی و فرهنگی بسیار موثر ا ست ، مانند ارزش داشتن فرزند زیاد در دورۀ گذ شته و داشتن فرزند کم در دورۀ کنونی به علت مشکلات اقتصا دی و....(نگارنده)
دسته بندی ارزشهای ا جتما عی
در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی ارزشها به صورت زیر دسته بندی شده است:
1- ارزشهای دینی که با معنای تام هستی و والاترین هدفهای انسان ارتباط دارند و با ایمان به روابط بین انسان و خدا شکل می گیرند.
2- ارزشهای اقتصادی
3- ارزشهای حقوقی که قانون مشخص کنندۀ آ نهاست و قواعدی هستند در جهت سازمان دادن و کنترل روابط بین انسانها که نهادینه شده و پذیرفته شده ا ند.
4- ارزشهای اخلاقی که مربوط به علم اخلاق در سطح شخصی و اجتماعی هستند.
5- ارزشهای سیاسی که با خدمت به جامعه به منظور رفاه مادی و شیوه های تحقق این هدف، در ارند.
6- ارزشهای فرهنگی، یعنی تمام ارزشهایی که ارزشگذاری بر انسانها را در سطح و از دیدگاه فرهنگی تحقق می بخشند. این ارزشها با انواع شکلهای حیات ا نسانی ، از جهات گوناگون،اعم از ادبی، عتمی، فنی و هنری ارتباط می یابند.(بیرو،1366،ص445)
ثروت ، قدرت ، تجربه ، دا نش ، محبت ، احترام ،تقوا ، دیانت ،سلامت و ارزشهای اخلاقی وما نند آ نها نمونه هایی از ارزشها ی اجتماعی هستند که دستیابی به هر یک ممکن به کسب ارزش دیگری منجر شود و یا بدست آوردن ارزشهای مشابه را میسر سازد.مثلا دیا نت محبت و احترام را به همراه دارد. یا کسب علم زمینۀ دستیابی به شغل و احترام ومنزلت و قدرت می باشد.(نگارنده)
کار کرد های دین و نهادینه سازی ارزشهای اجتماعی(SOCIAL VALUES HNSTITUTE AND RELIGION FUNCTIONS)
دین نقش تعیین کننده ای در حیات اجتماعی دارد، دین علاوه بر معنا کردن جهان بینی بشر و پاسخ به دغدغه های ذهنی نوع انسان در خصوص مبنا و وجود که سبب پدید آمدن نوعی ا قناع اجتماعی می شود، کار کردهای ا ساسی دیگری هم دارد. دین سر چشمۀ جوشان ارزشهای مورد نیاز فردی برای رسیدن به آ رمان انسان کامل را با اتصال به یک منبع مقدس به افراد عرضه می کند، و با ارا ئۀ فرمانهای اخلاقی و اندرز های اجتماعی باعث رسیدن به زندگی متعادل و هدفمند افراد می گردد و چارچوب تعریف شده ای از تیپ ایده آل ( MODEL TYPE ) ا نسان مذهبی و ویژگیهای یک آ رمان شهر و مدینۀ فا ضله به دست می دهد، به انسان می آ موزد چگونه باید زیست، چگونه با دیگران تعامل داشت و ارزشهای ماندگار یک انسان الهی را برای رسیدن به ارزشی مطلق( خدا) که یکتا و پاک از هر کم و کاستی است ، عرضه می دارد.
به رغم آ نکه فروید دین را یک توهم می دا ند در عین حال ضروذت ا نکار ناپذیر باور دینی و ارا ده ای نیرومند تر از خرد را دو کار کرد مهم دین می دا ند ، ودر جملۀ معروفی می گوید: مو منان با پذیرفتن روان رنجوری جهانی، خودشان را از شر روان رنجوری شخصی رها می سازند.(همیلتون، 1377، ص102)
را د کلیف بروان مردم شناس ا نگلیسی می گوید: دین نیز مانند اخلاق و قا نون بخش مهم و حتئ ا ساسی دستگاه اجتماعی و جزئی از ان نظام پیچیده ا ست که ا نسا نها با آ ن می توا نند ، در یک تنظیم سا ما نمند روا بط اجتماعی با هم زندگی کنند.(همان)
ما کس وبر نوعی رهیا فت روان شنا ختی در مورد دین مطرح میکند که در بر گیرندۀ مبا نی عقلی و عا طفی دین است و عقیده دارد هر آئین مذهبی ا سا سا از محتوای بشا رتها و اصول اعلام شده اش تاثیر می پذیرد.(همان)
نتیجۀ بحث فوق : دین توا نایی زیا دی در خلق ارزشهای جدید و نیز حرا ست ا زآنها دارد و می توا ند بر نها دها ی اجتماعی و افرا د اثر گذارد.
کنش متقا بل ا عضا ی جا معه و ارزشهای ا جتما عی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
مقدمه
ای خدای پاک و بی انباز ویار دست گیر وجرم ما را در گذار
«مولوی»
انسانها در فراز و نشیبهای تاریخ همیشه از دردها و آسیبهای اجتماعی بسیاری رنج برده اند و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه های آنها بوده اند تا رهها و شیوه هایی را برای رهایی ازآنها بیابند. از مجموعه این آگاهیها و تجربه ها و آموخته ها، توانسته اند زمینه های مطالعاتی و رشته های مختلفی را برای تبیین بی هنجاریها و نابسامانیهای زندگی اجتماعی پی ریزی کنند. حاصل این کار پیدایی دانش آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحراف) است. آسیب شناسی اجتماعی مطالعه بی نظمیها و آسیبهای اجتماعی همراه با علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز شیوه های پیشگیری و درمان این پدیده ها، به انضمام مطالعه شرایط بیمار گونه اجتماعی است؛ زیرا خاستگاه اصلی تبهکاری را باید در کل حیات اجتماعی از قبیل: فقر، تورم، گرانی، بیکاری، فقدان امنیت مالی و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت می شوند. زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیبهای اجتماعی چون: خودکشی، سرقت، اعتیاد به مواد مخدر، الکلیسم، طلاق، گدایی و… فراهم می آورند. از این رو مفهوم آسیب شناسی گسترده وسیعی پیدا می کند و از ابعد ارزشی و کاربردی فراوانی برخوردار می گردد.
تعریف آسیب شناسی اجتماعی
آسیب شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظیمها در ارگانیسم در پزشکی به فرآیند به علت یابی بیماریها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه می توان اسیب شناسی اجتماعی را مطالعه و ریشه یابی بی نظمی های اجتماعی تعریف کرد.
در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، روسپیگری، طلاق. ولگردی، گدایی و... همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است.
اعتیاد چیست؟ معتاد کیست؟
اعتیاد چیست؟ اعتیاد را به عادت کردن خود گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارات آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کار برد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تامین دچار می شود(فدائی و سجادیه، 1365: 19).
معتاد کیست؟
معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته مس شود. (برژره، 1368:5) از نظر آسیب شناسی هر دارویی که پس از مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود.
عوارض جسمی
تریاک و مشتقات آن دندانها را کثیف و آسیب پذیر کرده، مخاط دهان را ملتهب می سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقی می گردد.
ورود مرفین یا هروئین به بدن، کار دستگاه عصبی را در سطوح مختلف تغییر می دهد و در صورت تداوم، آن را به بدکاری مزمن و دایمی سوق می دهد. (تقوی: 1370: 97).
مواد فیونی موجب تنبل شدن کبد گردیده، راه ریختن صفرا به روده را منقبض و تنگ می کند و چون ترشحات پانکراس به خوبی در روده ها نمی ریزد، یرقان ایجاد می شود و اثرات ناگواری بر دستگاه گوارش دارد.
کلیه ها در اثر مصرف مواد مخدر دچار ورم یا نفریت می گردد و این اثرات منجر به تکرر ادرار از یک سو و اشکال در دفع ادار یا ادرار ادارار توام با درد از سوی دیگر می شود.
استعمال مواد مخدر سبب کم یا متوقف شدن میل جنسی می شود. زنان معتاد خیلی زود نازا می شوند و در زمان بار داری با احتمال سقط جنین مواجه خواهند بود.
مواد مخدر، تارهای صوتی حنجره را تحریک کرده، به التهاب مزمن می انجامد و در نتیجه آهنگ صوتی معتاد غیر طبیعی می شود به علاوه، گاه بیماری بر نشیت مزمن و آسم را در پی داشته، ریه ها به محیط سازگاری برای بروز سل تبدیل می شود.
چنانچه دود تریاک ریه را پر کرده باعث شود که اکسپژن لازم به خون نرسد، تپش قلب، تنگی نفس، و دوران سر ایجاد می شود. (آذرخش، 1334: 422)
از عوارض دیگر می توان خشکی پوست، قرمز شدن، بالا رفتن حرارت پوست در نقاط مختلف بدن و شکننده شدن ناخنها و به طور کلی ضعف عمومی را نام برد.
مثال: زندگی نامه و مصاحبه بالینی یک معتاد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 175
مقدمه:
مددکاری اجتماعی رشته است پیچیده که تخصص هایی گوناگون را در بر می گیرد و بر تعهدات والای اخلاقی و انسانی استوار است اهمیت این ریشه در ایران به خصوص پس از جنگ تحمیلی که ضایعات روانی و جسمانی ظالمانه ای بر ما وارد کرد بیش از پیش آشکار شده است بنابراین با نگاهی به فلسفه علوم در می یابیم مبانی علم مددکاری اجتماعی رشه در باورهای مذهبی دارد که در طول شکوفایی علوم به یکی از رشته های علوم انسانی تبدیل گردیده است در طول این تحولات کشورهای رقیب با دستیابی به ارزش و جایگاه علم و حرفه مددکاری که بر پایه روابط انسانی و انسان ها استوار است به تاسیس مراکز آموزشی این رشته تا سطح دکترا پیش رفته اند و در حال حاضر متخصصین آن در اکثر مراکز و نهادهای انسانی از فرد و خانواده کوچکترین نهاد تا وسیعترین مجتمع های تجاری- صنعتی- بهداشتی- فرهنگی – اجتماعی سعی در شناخت ارزش ها و توانائیهای انسان و استفاده از استعدادهای او داشته و با مدد امکانات شناخته و ناشناخته تلاش در بهبود کیفی زندگی جوامع انسانی دارند این علم زمانی به این پیشرفت نائل آمده است و او راه خود را در میان سایر علوم متعدد انسانی باز شناخته که متفکران و رهروان خود،به امر مطالعه و تفکر پرداخته اند و دست آورد ها و تجربیات خود را به قلم تحریر درآورده اند. توسعه انتشارات در محدوده این علم آن را غنی و نیاز به تعالی علمی آن تاسطح دکترا طلب نموده است در کشور ما که سابقه علم مددکاری اجتماعی و اشتغال در حرفه مقدس آن چندان کم نیست منابع و کتب فارسی در زمینه آن بسیار معدود قلیل است و آنچه که هم اکنون در حداکثر مقطع کارشناسی آن بکار گرفته می شود آمیزه ای از ترجمه منابع خارجی و تالیفات مختصر و پراکنده داخلی است.
موقعیت جغرافیایی، طبیعی و اقلیمی استان کرمان:
استان کرمان،پهناورترین استان کشور با مساحت 714/181 کیلومتر مربع در جنوب شرقی فلات مرکزی کشور بین 25 درجه و 55 دقیقه تا 32 درجه عرض شمالی و 53 درجه و 26 دقیقه تا 59 درجه و 29 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است.
این استان مرتفع در حد شمالی با استانهای خراسان جنوبی و یزد، در حد جنوبی با استان هرمزگان، در حد شرقی با استان سیستان وبلوچستان و در حد غربی با استان فارس همجوار می باشد.
بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، استان کرمان با تعداد 16 شهرستان، 57 شهر ،142 دهستان، 45 بخش حدود 11 درصد از مساحت کشور در جنوب شرقی فلات مرکزی ایران را می پوشاند. رشته کوه باریکی که در امتداد جنوب شرقی یزد واقع شده است کرمان را به دوقسمت شرقی و غربی تقسیم می کند و دشتهای وسیع استان را از هم جدا می سازد و ارتفاعات آن دنباله ی رشته کوههای مرکزی ایران است و تا بلوچستان امتداد دارد.
استان کرمان به علت پستی و بلندی ها و شرایط خاص اقلیمی و وضعیت محیطی و طبیعی و وسعت منطقه از تنوع آب و هوایی از گرم، شدیداً خشک،نه چندان خشک، سرد و ییلاق، متمایل به استپ و نیمه خشک تا کویری برخوردار است و در مجموع از نظر وضعیت آب و هوایی، کم نظیر و منحصر به فرد می باشد.
شهرستان های استان عبارت از: بافت،بردسیر، بم، جیرفت، راور، رفسنجان، زرند،رودبار جنوب، سیرجان، شهربابک، عنبرآباد،قلعه گنج،کوهبنان، کهنوج و منوجان مرکز استان کرمان شهر تاریخی کرمان است که با آسمانی صاف و زلال، بر بلندای کویر لوت قرار گرفته و شبهای افسانه ای آن از شهرت خاصی برخوردار است.
وجه تسمیه ی کرمان: نام کرمان را در سنگ نوشته های داریوش می توان دید. در آنجا کرمان نام ناحیه ای است که از آن چوب (یاک) برای کاخهای هخامنشی حمل می شود. نوشته های یونانی هم آن را کرمان خوانده و مردم کرمان را تیره ای از پارسیان گفته اند. کرمان از ریشه کر گرفته شده (کرمن) به معنی کار و کوشش و وظیفه،و نیز کارکن و کوشا، (کرمینه) به معنی ماهر و استاد (کرمان بندا) به معنی کاربنده یا وظیفه شناس و واژه های دیگر که از کرمان ساخته شده اند،همه معنای کار و کوشش را می رسانند. ریشه دیگر (کر) که به اوستا (کر) و به سنسکریت (کری) تلفظ می شود به معنی بریدن و کشتن و جنگیدن است و واژه های کارد،پیکار، و کارزار نیز از آن است اما از واژه هایی که از آن برآمده است هیچکدام به کرمان،کرمن نزدیک نیست.
اگر چه کرمان در گذشته نام های دیگری چون بوتیا، کارمانیا،گواشیر و غیره داشته اما در مجموع این نظر که نام کارمان (کار به معنی تلاش و سازندگی، و مان به معنای محل و مکان) در طول زمان به کرمان تبدیل شده بیش تر مانوس
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
مقدمه:
ارزش ها معیارها ی قضا وت اخلاقی ما در بارۀ کنش های انسانی و نیز مهم ترین بخش فرهنگ جامعه را تشکیل می دهند. بخشی که هم به عنوان تعیین کنندۀ هدفها و هم به عنوان راهنمای رفتار اعضای جامعهعمل می کنند. ارزشهای مشترک جامعه به دلیل احساس تعلق به یک گروه پایۀ وحدت ، همبستگی و نظم ا جتماعی و یکی از مهم ترین مولفه های هویت افراد محسوب می شوند . در این مقاله ضمن تعریف ارزش ، انواع آ ن ونیز را بطۀ آ ن با اخلاق ، دین و... پرداخته شده است.
ارزشهای اجتماعی ( social values)
مفهوم ارزش ، از مفاهیم پیچیده با کاربرد بسیار متنوع است. این واژه در فلسفه،حقوق،روانشناسی، علوم اقتصادی،سیاست، جامعه شناسی وعلم اخلاق به معانی متفاوتی در نظر گرفته شده است.بعلاوه درون هر رشته نیز تعریف یکسانی از آن وجود ندارد.
در فرهنگ فلسفی لالاند ، مفهوم ارزش در ارتباط با اشیاء کارکرد آ نها و نسبت انسان با آنها،در چهار بعد به کار گرفته است :
1) تا چه حد مورد آ رزو و علاقۀ فرد یا گروه است . ( درجۀ تعلق ارزشی)
2) چه مقدار شایستگی توجه و علاقه مندی دارد. (ارزش ذاتی)
3)چه هدفی را بر آورده می سازد. (ارزش کارکردی)
4)در یک گروه و زمان معین، چه مقدار ارزش مبادله ای دارد.(ارزش مبادله ای).( آلن بیرو،1366، ص 244-245)
ارزش در جامعه شناسی به معنای خوب یا بد، شایسته و مطلوب و نا شایست و نا مطلوب نزد یک فرد یا گروه تعریف شده است.( گیدنز ، 1373،ص162).
بروس کوئن در کتاب مبانی جامعه شنا سی می نویسد: ارزش ها احسا سات ریشه دار و عمیقی است که اعضای جامعه در آن شریکند، این ارزشها اعمال و رفتار جامعه را تعیین می کنند.(( هر جامعه ای برای زندگی خانوادگی، حفظ موازین دینی ، رعایت حقوق والدین،حفظ ادب و احترام به بزرگترها،ارزش بسیاری قائل است، گرچه از این ارزشها تعبیر و تفسیر های متفاوتی می شود و به صورت وسیع و عمیقی در هر جامعه ای رواج دارد.( کوئن،1369،ص61)
در دیگر نهادهای اجتماعی هم ارزشهای خاصی حاکمیت دارد که به مجموعۀ این ارزشها در یک جامعه نظام ارزشهای آن جامعه اطلاق می شود.(نگارنده) هم چنین ارزشها عقاید ریشه داری است که گروه اجتماعی هنگام سوال در بارۀ خوبی ها ، برتریها و کمال مطلوب به آن رجوع می کند، شاید برای یک گروه موارد زیر دارای ارزش باشد: ادامۀ تحصیل در دانشگاه ، زندگی خانوادگی، مال ومنال ، موقعیت شغلی،آ راستگی،کنجکاوی،دین تنا سب بد نی
و.... با ادامۀ این سلسله ارزشها می توان گفت که یک گروه ممکن است برای اموری ما نند تاخیر در کارها، خواب آلودگی،تنبلی و ما نند ،آن ارزش منفی قا ئل شود.( همان،ص73)
گی روشه تحت تاثیر دورکیم و پارسونز ،ارزشها را پایۀ نمادین کنش دانسته است و می گوید: ارزش شیوه ای از بودن یا عمل است که یک شخص یا جمع به عنوان آرمان می شناسد و افراد یا رفتارهایی را که بدان نسبت داده می شوند مطلوب ومشخص می سازد.(روشه، صص 77-76)
ویژگی های ارزش ها
1- از جنس امور ذهنی و معرفتی هستند، گرچه آثار و تجلی عینی آن در هنجارها مشخص می گردد.
2- ضرورتهای قطعی هستند.
3-درون ارزشها، بین ارزشها و سایر عناصر فرهنگ و نظام اجتماعی ،ارتباط سلسله مراتبی و ساختاری وجود دارد.
4- تعلق به ارزشها دارای در جات متفاوت است.
5- به لحاظ درجۀ اهمیت موضوع ،جنس موضوع،سطح،منبع الهام بخش ارزش،دایرۀ شمول موضوعی و سطح پذیرش ارزش به لحاظ فردی و جمعی انواع گوناگون دارند.(طالبی،1385
دسته بندی ارزشهای اجتماعی، ص19)
ارزشها از یک جامعه به جامعۀ دیگر متفاوت است، اما ارزشهای جهان شمول و مشترک نیز وجود دارد مانند یکتاپرستی( نگارنده).
رابطۀ ارزشها و اخلاق
اخلاق به لحاظ معنایی نزدیک ترین مفهوم به ارزش است. در این که اخلاق مجموعه ای از قواعد است اجماع وجود دارد.هم چنین در اکثر نظریه های اخلاق، جهت گیری به سوی فرد دیگری پذیرفته شده است.یعنی قواعد اخلاق،عمل افراد رادر رابطۀ با فرد دیگری تعریف می کنند. نظریه های اخلاق دو دسته اند:
پیامد گرا و غیر پیامد گرا :
در تئوری اخلاق پیامد گرا ،بر اساس نتایج خوب یا بد اعمال در مورد آنها قضاوت می شود، در حالیکه در نظریه های غیر پیامدگرابه مسائلی مانند نفس عمل توجه می شود.نظام های اخلاقی ثابت و قطعی غیر پیامدگرا هستند. نظام های اخلاقی مذهبی و عقلی در این گروه قرار ذارند که نفس عمل اهمیت دارد نه نتیجۀ آن . به نظر می رسد نظریه های پیامد گرا در نهایت غیر اخلاقی شود چرا که لذت، سود و نفع را جایگزین امری اخلاقی می کند.
پس اخلاق شامل اصول و قواعدی عملی است که توسط کنشگران به عنوان قاعدۀ مطلوب پذیرفته می شوند وبه سوی دیگری رهنمون هستند، در نتیجه جنس اخلاق از جنس ارزشهاست.(همان) ارزش و هنجارهای اجتماعی ارزش ها چند تفاوت عمده با هنجارها دارند:
1- ارزش به تصورات ذهنی فردی یا اجتماعی اشاره می کند ، حال آ نکه هنجار به شیوه ای از رفتار اشاره دارد.
2- ارزش فراتر از موقعیت هاست، حال آ نکه هنجار اجتماعی تجویز یا منع کنندۀ رفتار خاص در موقعیتی خاص است.
3- ارزش بیشتر جنبۀ شخصی و درونی دارد، حال آنکه هنجار حاصل اتفاق نظر است و برای شخص جنبۀ بیرونی دارد.( امیری، 1385،ص26)
4- بعضی از ارزشها در اثر تداوم تبدیل به هنجار می گردند.
تنوع و دگر گونی ارزشهای اجتماعی
ارزشهای اجتماعی در ارتباط با ویژگی های حیات اجتماعی جوامع مختلف نسبی هستند ، پدیده ای ممکن ا ست در جامعه ا ی ارزش ودر جامعۀ دیگر ضد ارزش باشد. هم چنین ارزشهای یک جا معه ممکن ا ست از یک قشر به قشر دیگر متفا وت بوده یا حتئ متضا د با شد. مثلا اخلاق، رفتار، ذوق و سلیقه، سبک زندگی کارگر،کارمند و سر مایه دار متفاوت ا ست ودر طول زما ن تطور می یا بد . یا پدیده ای در یک دوره از تاریخ ارزش شناخته شده و در دوره ای دیگر نا مطلوب و بی ارزش با شد.
ارزش اجتماعی در زمان تغییر می کند،اهمیت و اعتبار آ ن کم می شود و جای خود را به ارزش دیگری میدهد یا بر عکس اهمیت بیشتری کسب می کند.، وثوقی،1370،ص189)
البته در این تغییر و تحولات ارزشی دگرگونیهای سیا سی،اقتصادی و فرهنگی بسیار موثر ا ست ، مانند ارزش داشتن فرزند زیاد در دورۀ گذ شته و داشتن فرزند کم در دورۀ کنونی به علت مشکلات اقتصا دی و....(نگارنده)
دسته بندی ارزشهای ا جتما عی
در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی ارزشها به صورت زیر دسته بندی شده است:
1- ارزشهای دینی که با معنای تام هستی و والاترین هدفهای انسان ارتباط دارند و با ایمان به روابط بین انسان و خدا شکل می گیرند.
2- ارزشهای اقتصادی
3- ارزشهای حقوقی که قانون مشخص کنندۀ آ نهاست و قواعدی هستند در جهت سازمان دادن و کنترل روابط بین انسانها که نهادینه شده و پذیرفته شده ا ند.
4- ارزشهای اخلاقی که مربوط به علم اخلاق در سطح شخصی و اجتماعی هستند.
5- ارزشهای سیاسی که با خدمت به جامعه به منظور رفاه مادی و شیوه های تحقق این هدف، در ارند.
6- ارزشهای فرهنگی، یعنی تمام ارزشهایی که ارزشگذاری بر انسانها را در سطح و از دیدگاه فرهنگی تحقق می بخشند. این ارزشها با انواع شکلهای حیات ا نسانی ، از جهات گوناگون،اعم از ادبی، عتمی، فنی و هنری ارتباط می یابند.(بیرو،1366،ص445)
ثروت ، قدرت ، تجربه ، دا نش ، محبت ، احترام ،تقوا ، دیانت ،سلامت و ارزشهای اخلاقی وما نند آ نها نمونه هایی از ارزشها ی اجتماعی هستند که دستیابی به هر یک ممکن به کسب ارزش دیگری منجر شود و یا بدست آوردن ارزشهای مشابه را میسر سازد.مثلا دیا نت محبت و احترام را به همراه دارد. یا کسب علم زمینۀ دستیابی به شغل و احترام ومنزلت و قدرت می باشد.(نگارنده)
کار کرد های دین و نهادینه سازی ارزشهای اجتماعی(SOCIAL VALUES HNSTITUTE AND RELIGION FUNCTIONS)
دین نقش تعیین کننده ای در حیات اجتماعی دارد، دین علاوه بر معنا کردن جهان بینی بشر و پاسخ به دغدغه های ذهنی نوع انسان در خصوص مبنا و وجود که سبب پدید آمدن نوعی ا قناع اجتماعی می شود، کار کردهای ا ساسی دیگری هم دارد. دین سر چشمۀ جوشان ارزشهای مورد نیاز فردی برای رسیدن به آ رمان انسان کامل را با اتصال به یک منبع مقدس به افراد عرضه می کند، و با ارا ئۀ فرمانهای اخلاقی و اندرز های اجتماعی باعث رسیدن به زندگی متعادل و هدفمند افراد می گردد و چارچوب تعریف شده ای از تیپ ایده آل ( MODEL TYPE ) ا نسان مذهبی و ویژگیهای یک آ رمان شهر و مدینۀ فا ضله به دست می دهد، به انسان می آ موزد چگونه باید زیست، چگونه با دیگران تعامل داشت و ارزشهای ماندگار یک انسان الهی را برای رسیدن به ارزشی مطلق( خدا) که یکتا و پاک از هر کم و کاستی است ، عرضه می دارد.
به رغم آ نکه فروید دین را یک توهم می دا ند در عین حال ضروذت ا نکار ناپذیر باور دینی و ارا ده ای نیرومند تر از خرد را دو کار کرد مهم دین می دا ند ، ودر جملۀ معروفی می گوید: مو منان با پذیرفتن روان رنجوری جهانی، خودشان را از شر روان رنجوری شخصی رها می سازند.(همیلتون، 1377، ص102)
را د کلیف بروان مردم شناس ا نگلیسی می گوید: دین نیز مانند اخلاق و قا نون بخش مهم و حتئ ا ساسی دستگاه اجتماعی و جزئی از ان نظام پیچیده ا ست که ا نسا نها با آ ن می توا نند ، در یک تنظیم سا ما نمند روا بط اجتماعی با هم زندگی کنند.(همان)
ما کس وبر نوعی رهیا فت روان شنا ختی در مورد دین مطرح میکند که در بر گیرندۀ مبا نی عقلی و عا طفی دین است و عقیده دارد هر آئین مذهبی ا سا سا از محتوای بشا رتها و اصول اعلام شده اش تاثیر می پذیرد.(همان)
نتیجۀ بحث فوق : دین توا نایی زیا دی در خلق ارزشهای جدید و نیز حرا ست ا زآنها دارد و می توا ند بر نها دها ی اجتماعی و افرا د اثر گذارد.
کنش متقا بل ا عضا ی جا معه و ارزشهای ا جتما عی