لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 53
الگوهای برنامهریزی درسی
برنامهریزان درسی به منظور تدوین برنامههای درسی از الگوهای مختلفی استفاده میکنند که در این میان، آدامز (Adams, 1988) دو الگوی اصلی برای برنامهریزی درسی نام برده است که کاریرد بیشتری دارد: الگوی مبتنی بر هدف و الگوی تعاملی (محسن پور، 1377)
الگوی برنامهریزی مبتنی بر هدف
الگوی برنامهریزی درسی مبتنی بر هدف (The Objective Based Model) یا الگوی عقلایی (Rational Model) عبارت است از مجموعهای از اصول یا فنون استراتژیک برای رسیدن به هدف معین. در این الگو، برنامهریزی درسی شامل مجموعهای از روشها تلقی میشود و در برنامهریزی تلاش میشود تا مشکلات و نیازها و اهداف را شناسایی و سپس برنامهای مناسب برای آن تدوین شود. تعیین اهداف آموزشی و درسی محور برنامهریزی در این الگو است که توسط رفتارگرایان در یادگیری حمایت میشود.
این الگو معمولاً بر اساس پیشنهاد تایلر انجام میگیرد. طبق پیشنهاد تایلر برنامهریزان درسی برای تدوین هدفها باید از سه منبع مهم به نام ماهیت فراگیران، جامعه و ماده درسی (ساختار دانش) استفاده کنند. آنگاه هدفهای تدوین شده باید از دو صافی فلسفه مسلط اجتماعی و روانشناسی یادگیری برای گزینش دقیق هدفها عبور کنند. گام بعدی که انتخاب تجربیات یادگیری یا به عبارت دیگر محتوای برنامه درسی است باید بر اساس اهداف انتخاب شده و در نظر گرفتن تجربیات گذشته فراگیران تهیه و تدوین گردد. علاوه بر آن، محتوای انتخاب شده و تجربیات یادگیری باید سازماندهی شود، به گونهای که مفاهیم، ارزشها و مهارتها مانند حلقههای زنجیر کنار هم قرار گیرند. در مرحله بعدی روش تدریس و بقیه اجزای برنامه درسی انتخاب میشود. تعیین ارزشیابی در فرایند برنامهریزی درسی گام بسیار مهمی است که در آخرین مرحله انجام میشود. تایلر عنوان میکند که معلمان برای پی بردن به اینکه آیا فراگیران به تجربههای یادگیری رسیدهاند یا خیر و برنامهریزان درسی دریابند که آیا تجربهها سازماندهی شده باعث تحصیل هدفها شدهاند یا خیر باید از شیوههای مختلف ارزشیابی استفاده نمایند. (ابراهیمی 1377، ص 20)
طرفداران این الگو معتقدند که تعیین هدفها اولین گام اساسی در برنامهریزی درسی به شمار میرود و تدوین آنها کار آسانی نیز نیست. دشواری این کار در این است که سایر مراحل برنامهریزی درسی وابسته به آن است و از طریق آن تعیین و تعریف میشود. آنان معتقدند تنها زمانی که هدفها به روشنی و با دقت تعیین شده باشد، میتوان محتوا و روش تدریس را تهیه و تعیین و سازماندهی نمود. ارزشیابی، نیز فرایندی است که مشخص میسازد چه مقدار از هدفها به وسیله محتوا و روشها تحصیل شدهاند. برنامههای درسی بابیت، چرترز، تایلر، تابا، سیلور و الکساندر، هاکینز از جمله الگوهای مبتنی بر هدف تلقی میشود.
یک مثال برای برنامهریزی درسی از طریق الگوی مبتنی بر هدف ارائه میشود. اگر هدف آموزشی در جلسه اول کلاس تربیت بدنی آموزشی گرم کردن و توضیح ضرورت آن (در حیطه شناختی و روانی حرکتی) باشد، هدف رفتاری زیر را میتوان برای آن در نظر گرفت:
گام اول: تعیین هدف
هدف رفتاری: فراگیران در پایان درس حرکات ویژه گرم کردن را به طور صحیح و کامل در زمان مناسب انجام دهند.
گام دوم: انتخاب محتوا و سازماندهی آن
محتوا یا تجربیات یادگیری با توجه به هدف است، که در این مثال شامل حرکات ویژه گرم کردن است.
گام سوم: تعیین روش تدریس
در این مرحله روش تدریس برای مثال روش پرسش و پاسخ انتخاب میشود.
گام چهارم: تعیین بقیه اجزای برنامه درسی
در این مرحله دیگر اجزای برنامه درسی در نظرگرفته میشود.
گام پنجم: تعیین روش ارزشیابی
آخرین جزء برنامه درسی تعیین روش ارزشیابی است. در این مرحله تعیین میشود، برای مثال (.............) دانشآموز در حین تمرین.
الگوی برنامهریزی درسی تعاملی
در الگوی برنامهریزی درسی تعاملی (Interactional) فرایند تدریس در الگوی برنامهریزی درسی تعاملی به صورت قالبی و از پیش تعیین شده نیست، بلکه به صورت یک جریان پویا در نظر گرفته میشود. شناختگرایان در یادگیری از این الگوی برنامهریزی درسی حمایت میکنند.
تفسیر و عمل و مبادله اطلاعات و تعامل بین افراد و نظام و محیط در این الگو مورد تأکید میباشد. طبق این الگو، برنامهریزی کوششی است به منظور وساطت بین عمل و نظر. برنامهریزی به مجموعهای روشهای منطقی و دارای توالی منظم گفته نمیشود، بلکه عبارت است از تعامل، تفسیر، تصمیمگیری درباره اجزای برنامه درسی و باز هم تعامل، تفسیر، تصمیمگیری.
طرفداران الگوی تعاملی معتقدند برنامه درسی یک جریان پویا است و ارتباط بین عناصر درسی یک ارتباط خطی نیست. نقطه آغاز برنامهریزی در این الگو با توجه به ویژگی های فراگیران آغاز میشود و به عبارت دیگر، دنبال کردن شیوه خطی و سیستماتیک در این الگو مورد نظر نیست. الگوی تعاملی در جریان برنامههای درسی بین برنامهریزان درسی، معلمان و فراگیرام، نوعی تبادل و ارتباط متقابل فراهم میکند. برنامهریزان و متخصصان آموزشی که از این الگو استفاده میکنند ممکن است به جای هدفها، نقطه آغازین کار خود را انتخاب محتوا و سازماندهی آن قرار دهئد.
در الگوی مبتنی بر هدف، تأکید بر موضوع و ساختار دانش است، اما در الگوی تعااملی بیشتر به جریان یادگیری و فراگیران اهمیت داده میشود.
توالی نیز در الگوی تعاملی رعایت میگردد. یعنی چنانچه تغییری در سازماندهی تجربیات یادگیری صورت گیرد این تغییر و دگرگونی در سایر عناصر برنامهریزی درسی صورت خواهد گرفت.
یک مثال برای برنامهریزی درسی از طریق الگوی تعاملی ارایه می شود. اگر «مطالعات اجتماعی» موضوع درس باشد، برنامهریزی درسی ممکن است مطابق الگوی تعاملی برنامه درسی با روش تدریس و سازماندهای تجربیات یادگیری قرار گیرد و تأکید شود که تمامی دانشآموزان به استفاده از روش «ایفای نقش» بپردازند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
دانشگاه آزاد اسلامی
(واحد اراک)
دانشکده فنی و مهندسی
گروه مهندسی صنایع
عنوان:
برنامهریزی تولید و مونتاژ در شرکت هپکو
( بررسی مشکلات آن )
استاد راهنما :
دکتر جوانمرد
دانشجویان :
امین شهسواری امید امیدی
بهار 84
مقدمه:
در دنیایی زندگی میکنیم که روز به روز ازبعاد مختلف در حال تغییر و تحول و پیشرفت است، میتوان گفت که کشورهایی که به پیشرفتهایی نایل آمدهاند مدیون برنامهریزی درست میباشند، چون با برنامهریزی صحیح است که میتوان به بهرهوری دست یافت.
هم از برنامهریزی صحبت میکنند، در حالیکه نکات مثبت استفاده از یک سیستم مدون و جامه برنامهریزی بر کسی پوشیده نیست، لیکن با کاوش در متن ادبیات مدیریت ایران امروز این نکته مشخص میگردد که علیرغم تمامی تأکیدات مکرر مدیران رده بالا و پایین جامعه و سازمانها روش علمی استفاده از برنامهریزی در دسترس نمیباشد. اصولاً برنامهریزی به صورت عینی و مملوس برای بسیاری از افراد شناخته شده نیست و فقط تصویری ذهنی از آن وجود دارد.
برخورد علمی و سیستماتیک با مسأله برنامهریزی در زمینه پیادهکردن یک برنامه یا پروژه سازمان داده شده و یا بازنگری برنامه موجود میتواند باعث صرفهجویی میلیونها و حتی میلیاردها تومان شود. از طرفی امروزه بحث پیوستن به سازمان تجارت جهانی مطرح میباشد و کشورهایی که عضو سازمان تجارت جهانی نییستند به مرور زمان و ظرف مدت 5 سال آینده از چرخه تجارت بینالمللی حذف میشوند.
شرط عضویت در سازمان تجارت جهانی سوبسید از اقتصاد داخلی میباشد. در وجهی کلانتر عضویت در سازمان تجارت جهانی سبب حاکمیت اقتصاد بازار در عرضه اقتصاد خواهد شد. با این اوصاف جای تأمل است که آیا شرکتهای ایرانی از جمله شرکت هپکو میتواند در مقابل شرکتهای خارجی مثل ولوو و لیبهر رقابت کند و محصول خود را در سطح جهانی عرضه کند. بنابراین یک عزم ملی لازم است تا بتوان روز به روز بر کیفیت محصولاتمان بیافزاییم و راه را برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی باز کنیم.
تعریف موضوع:
موضوع این تحقیق در رابطه با بررسی عوامل عدم تحقق برنامه تولید در شرکت هپکو و راههای بهبود آن میباشد.
برنامه تولید که پس از بررسیهای تقاضای فروش و نیاز جامعه از طریق واحد فروش صورت میگیرد، به واحد برنامهریزی مونتاژ ارسال میشود و پس از آن این واحد برنامه تولید در دورههای چندماهه و یکساله تدوین میکند. این وظیفه مهم به عهده برنامهریزی مونتاژ میباشد که باید تطعات و اسناد را به موقع در اختیار خطوط مونتاژ قرار دهد.
به عنوان مثال شرکت هپکو در سال 84 قرار است که انواع مختلفی از محصولات راهسازی را تولید و مونتاژ کند (جدول ضمائم) مثلاً از محصول HC100B که غلطک کمرشکن ویبره میباشد قرار است 320 دستگاه را تولید نماید. واحد برنامهریزی مونتاژ وظیفه دارد کلیه مواد و قطعات و پروسه تولیدی محصول مورد نظر را تأمین آن، آن را خریداری و به اداره دریافت و ترخیص کالا تحول نموده و اداره دریافت کالا پس از بررسیهای لازم و کنترلهای لازم توسط کنتری کیفیت، این واحد، توسط واحد متریال هندلینک قطعات را به خطوط مونتاژ ارسال میکند.
شارژ که به معنی تأمین و فرستادن مواد اولیه و قطعات و پروسههای تولید میباشد، نقش به سزایی در فرآیند تولید دارا میباشد. به این معنی که تأمین و شارژ به موقع قطعات، باعث تکمیل شدن محصولات در موقع مقرر میباشد. در حال حاضر مشکل عمده در سطح شرکت هپکو، همین مشکل عدم شارژ به موقع عطعات تشکیل دهنده مخصولات میباشد.
بیان مسأله:
با توجه به اینکه بروز تأخیر در شارژ محصولات منجر به تأثیرات منفی در روند فعالیتهای شرکت در زمان حال و آینده آن میگردد و از آنجایی که یکی از اهداف مهم شرکتها رضایت مشتریان میباشد، این مسأله نقش بسزایی در اعتبار و سهم بازار شرکت دارد.
شرکتهایی در این راستا موفق خواهند بود که با داشتن یک سیستم مدرن و کارامد بتواند به موقع تطعات را تأمین کند و بر روی خطوط تولیدی ارسال کند و محصولات تولیدی خود را به موقع تکمیل کند و به دست مشتری برساند. بنابراین موضوع تحقیق به احاظ مکانی و زمانی از اهمیت بسزایی برخوردار است و به عنوان یک مسأله قابل طرح است و به همین احاظ قابلیت تحقیق و بررسی دارد.
و در واقع این مطلب که: چه عللی زمینه عدم تحقق برنامه تولید محصولات شرکت هپکو را فراهم آورده است.
به عنوان یک مسأله مطرح و محور اصلی تحقیق را شامل میگردد.
فرضیات:
1- انجام سفارشات بدون برنامهریزی و به موقع نبودن سفارشات و عدم تأمین به موقع تأمینکنندگان اعم از سفارش خارجی، داخلی، مهندسی قطعات و … مانع شارژ به موقع محصولات میشود.
2- تغییر در B.O.M محصولات توسط واحد مهندسی موجب بروز این مشکل شده است.
3- وجود قطعات نامنطبق تولیدی اعم که از خارج، قطعاتی که از داخل کشور خریداری شده موجب عدم شارژ به موقع محصولات میشود.
4- ناهماهنگی بین واحدهای مرتبط با شارژ محصولات موجب به موقع شارژشدن محصولات میشود.
مروری بر MRP در هپکو
بدیهی است که کنترل موجودی اقلام وابستگی به ماهیت تقاضای آنها را دارد. زمانی که تقاضای اقلام مختلف بر اساس ساختار ساخت محصولات محاسبه شود، میگوییم تقاضای آن قلم وابسته است. برای مثال میزان قطعات و موادی که در صنایع ماشینآلات راهسازی به کار میروند، تابعی از برنامه تولید خودرو در هر دوره زمانی معین میباشد. با این وجود تقاضای خود اتومبیل مستقل میباشد. زیرا جزئی از یک محصول دیگر نمیباشد.
سیستم برنامهریزی و کنترل تولید و موجودی MRP بر اساس تقاضای وابسته عمل میکند و از ابتدا برای چنین محیطی طراحی شده است.
شمای کلی سیستم
MRP یک سیستم اطلاعاتی رایانهای است که به منظور سفارشدهد و برنامهریزی اقلامی که دارای تقاضای وابسته میباشد طراحی شده است. به دیگر سخن تعیین نیاز خالص قطعات، مواد اولیه و زیرمونتاژها، MRP سیستمی است که به روش سپرد (Back Ward) کار کرده و با توجه به ساختار محصول نهایی (BOM) و زمانهای تدارک (LT)، زمان و میزان مورد نیاز هریک از قطعات، زیرمونتاژ و مواد خام را محاسبه میکند. بنابراین هدف از طراحی سیستم MRP پاسخگویی و 3 سؤال زیر میباشد:
- چه اقلامی مورد نیاز هستند؟
- هریک از اقلام به چه میزان مورد نیاز هستند؟
زمان تحویل هریک از اقلام چه وقت میباشد؟
در MRP سه منبع اطلاعتی مهم وجود دارد:
- برنامه تفصیلی تولید که نشانگر میزان و زمان مورد نیاز محصول نهایی است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 53
الگوهای برنامهریزی درسی
برنامهریزان درسی به منظور تدوین برنامههای درسی از الگوهای مختلفی استفاده میکنند که در این میان، آدامز (Adams, 1988) دو الگوی اصلی برای برنامهریزی درسی نام برده است که کاریرد بیشتری دارد: الگوی مبتنی بر هدف و الگوی تعاملی (محسن پور، 1377)
الگوی برنامهریزی مبتنی بر هدف
الگوی برنامهریزی درسی مبتنی بر هدف (The Objective Based Model) یا الگوی عقلایی (Rational Model) عبارت است از مجموعهای از اصول یا فنون استراتژیک برای رسیدن به هدف معین. در این الگو، برنامهریزی درسی شامل مجموعهای از روشها تلقی میشود و در برنامهریزی تلاش میشود تا مشکلات و نیازها و اهداف را شناسایی و سپس برنامهای مناسب برای آن تدوین شود. تعیین اهداف آموزشی و درسی محور برنامهریزی در این الگو است که توسط رفتارگرایان در یادگیری حمایت میشود.
این الگو معمولاً بر اساس پیشنهاد تایلر انجام میگیرد. طبق پیشنهاد تایلر برنامهریزان درسی برای تدوین هدفها باید از سه منبع مهم به نام ماهیت فراگیران، جامعه و ماده درسی (ساختار دانش) استفاده کنند. آنگاه هدفهای تدوین شده باید از دو صافی فلسفه مسلط اجتماعی و روانشناسی یادگیری برای گزینش دقیق هدفها عبور کنند. گام بعدی که انتخاب تجربیات یادگیری یا به عبارت دیگر محتوای برنامه درسی است باید بر اساس اهداف انتخاب شده و در نظر گرفتن تجربیات گذشته فراگیران تهیه و تدوین گردد. علاوه بر آن، محتوای انتخاب شده و تجربیات یادگیری باید سازماندهی شود، به گونهای که مفاهیم، ارزشها و مهارتها مانند حلقههای زنجیر کنار هم قرار گیرند. در مرحله بعدی روش تدریس و بقیه اجزای برنامه درسی انتخاب میشود. تعیین ارزشیابی در فرایند برنامهریزی درسی گام بسیار مهمی است که در آخرین مرحله انجام میشود. تایلر عنوان میکند که معلمان برای پی بردن به اینکه آیا فراگیران به تجربههای یادگیری رسیدهاند یا خیر و برنامهریزان درسی دریابند که آیا تجربهها سازماندهی شده باعث تحصیل هدفها شدهاند یا خیر باید از شیوههای مختلف ارزشیابی استفاده نمایند. (ابراهیمی 1377، ص 20)
طرفداران این الگو معتقدند که تعیین هدفها اولین گام اساسی در برنامهریزی درسی به شمار میرود و تدوین آنها کار آسانی نیز نیست. دشواری این کار در این است که سایر مراحل برنامهریزی درسی وابسته به آن است و از طریق آن تعیین و تعریف میشود. آنان معتقدند تنها زمانی که هدفها به روشنی و با دقت تعیین شده باشد، میتوان محتوا و روش تدریس را تهیه و تعیین و سازماندهی نمود. ارزشیابی، نیز فرایندی است که مشخص میسازد چه مقدار از هدفها به وسیله محتوا و روشها تحصیل شدهاند. برنامههای درسی بابیت، چرترز، تایلر، تابا، سیلور و الکساندر، هاکینز از جمله الگوهای مبتنی بر هدف تلقی میشود.
یک مثال برای برنامهریزی درسی از طریق الگوی مبتنی بر هدف ارائه میشود. اگر هدف آموزشی در جلسه اول کلاس تربیت بدنی آموزشی گرم کردن و توضیح ضرورت آن (در حیطه شناختی و روانی حرکتی) باشد، هدف رفتاری زیر را میتوان برای آن در نظر گرفت:
گام اول: تعیین هدف
هدف رفتاری: فراگیران در پایان درس حرکات ویژه گرم کردن را به طور صحیح و کامل در زمان مناسب انجام دهند.
گام دوم: انتخاب محتوا و سازماندهی آن
محتوا یا تجربیات یادگیری با توجه به هدف است، که در این مثال شامل حرکات ویژه گرم کردن است.
گام سوم: تعیین روش تدریس
در این مرحله روش تدریس برای مثال روش پرسش و پاسخ انتخاب میشود.
گام چهارم: تعیین بقیه اجزای برنامه درسی
در این مرحله دیگر اجزای برنامه درسی در نظرگرفته میشود.
گام پنجم: تعیین روش ارزشیابی
آخرین جزء برنامه درسی تعیین روش ارزشیابی است. در این مرحله تعیین میشود، برای مثال (.............) دانشآموز در حین تمرین.
الگوی برنامهریزی درسی تعاملی
در الگوی برنامهریزی درسی تعاملی (Interactional) فرایند تدریس در الگوی برنامهریزی درسی تعاملی به صورت قالبی و از پیش تعیین شده نیست، بلکه به صورت یک جریان پویا در نظر گرفته میشود. شناختگرایان در یادگیری از این الگوی برنامهریزی درسی حمایت میکنند.
تفسیر و عمل و مبادله اطلاعات و تعامل بین افراد و نظام و محیط در این الگو مورد تأکید میباشد. طبق این الگو، برنامهریزی کوششی است به منظور وساطت بین عمل و نظر. برنامهریزی به مجموعهای روشهای منطقی و دارای توالی منظم گفته نمیشود، بلکه عبارت است از تعامل، تفسیر، تصمیمگیری درباره اجزای برنامه درسی و باز هم تعامل، تفسیر، تصمیمگیری.
طرفداران الگوی تعاملی معتقدند برنامه درسی یک جریان پویا است و ارتباط بین عناصر درسی یک ارتباط خطی نیست. نقطه آغاز برنامهریزی در این الگو با توجه به ویژگی های فراگیران آغاز میشود و به عبارت دیگر، دنبال کردن شیوه خطی و سیستماتیک در این الگو مورد نظر نیست. الگوی تعاملی در جریان برنامههای درسی بین برنامهریزان درسی، معلمان و فراگیرام، نوعی تبادل و ارتباط متقابل فراهم میکند. برنامهریزان و متخصصان آموزشی که از این الگو استفاده میکنند ممکن است به جای هدفها، نقطه آغازین کار خود را انتخاب محتوا و سازماندهی آن قرار دهئد.
در الگوی مبتنی بر هدف، تأکید بر موضوع و ساختار دانش است، اما در الگوی تعااملی بیشتر به جریان یادگیری و فراگیران اهمیت داده میشود.
توالی نیز در الگوی تعاملی رعایت میگردد. یعنی چنانچه تغییری در سازماندهی تجربیات یادگیری صورت گیرد این تغییر و دگرگونی در سایر عناصر برنامهریزی درسی صورت خواهد گرفت.
یک مثال برای برنامهریزی درسی از طریق الگوی تعاملی ارایه می شود. اگر «مطالعات اجتماعی» موضوع درس باشد، برنامهریزی درسی ممکن است مطابق الگوی تعاملی برنامه درسی با روش تدریس و سازماندهای تجربیات یادگیری قرار گیرد و تأکید شود که تمامی دانشآموزان به استفاده از روش «ایفای نقش» بپردازند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 103
برنامهریزی حمل و نقل شهری
مقدمه
برنامهریزی فعالیتی است که توسط انسانها و برای آنها انجام میشود. برنامهریزی آیندهگرا بوده و خوشبینانه است. برنامهریزی شهری و منطقهای شامل تنظیم الگوهای قضایی در راستای زمان است. آرایش فضاها برنامهریزی نیست: بلکه هدف فرآیند دیگری است که فرایند برنامهریزی نام دارد. برنامهریزی حمل و نقل قسمتی از این فرایند است.
طی 30 سال اخیر حجم وسیعی از اطلاعات جمعآوری شده و کتابها و مقالههای زیادی درباره فرایند برنامهریزی حمل و نقل نوشته شده است. چند نمونه از این کتابها جزو مراجع آورده شده و به خوانندگان علاقهمند توصیه میشود به آنها رجوع کنند. یکی از این مراجع مقدمهای بر پیشبینی تقاضای حمل و نقل شهری (متن خودآموز) است که بخشی از مطالب این فصل با تغییرات از آن گرفته شده است (1977، FHWA).
برنامهریزی حمل و نقل شهری فرایندی است که به تصمیمگیری درباره سیاستها و برنامههای حمل و نقل منجر میشود. هدف از فرآیند برنامهریزی حمل و نقل، تهیه اطلاعات موردنیاز برای تصمیمگیری درباره زمان و مکان اصلاحاتی است که باید در سیستم حمل و نقل ایجاد شود تا سفر و الگوهای توسعه زمینی، هماهنگ با اهداف و مقاصد جامد ترفیع و بهبود یابند.
برنامة کاری هماهنگ دو نقش دارد. کلیه اقدامات برنامهریزی حمل و نقل شهری و وابسته به حمل و نقل را که برای سال بعد یا دو سال بعد پیشبینی میشود، مشخص میکند و کارهایی را که با یاری دولت مرکزی باید انجام شود تعیین میکند.
طرح جامع حمل و نقل
در تدارک جامع حمل و نقل به منظور هدایت اصلاحات در سیستم حمل و نقل، دو بخش وجود دارد. بخش مدیریت سیستمهای حمل و نقل و بخش بلندمدت که این دو برای تعیین برنامة اصلاح حمل و نقل با یکدیگر همکاری میکنند.
1- بخش مدیریت سیستمهای حمل و نقل
کلمه کلیدی در اینجا مدیریت است. بخش مدیریت سیستمهای حمل و نقل تا آنجا که امکان دارد به مؤثرسازی سیستمهای حمل و نقل موجود و به پیشبینی نیازهای کوتاه مدت حمل و نقل میپردازد. خودروها، تاکسیها، کامیونها، پایانها، حمل و نقل عمومی، عابران پیاده و دوچرخهها، همگی بخشهایی از سیستم حمل و نقل شهری هستند. چهار استراتژی اصلی برای افزایش کارایی سیستم عبارت از: اقدامهایی برای اطمینان از استفاده مؤثر از فضای موجود جاده، اقدامهایی برای کاهش استفاده از وسیله نقلیه در مناطق پر ازدحام، اقدامهایی برای افزایش خدمات حمل و نقل عمومی و اقدامهایی برای اصلاح کارایی مدیریت داخلی.
ابزار برنامهریزی برای استفاده برنامهریزان حمل و نقل به منظور تجزیه و تحلیل جزئیات راهحلها و ارائه توصیههای منطقی به تصمیمگیرندگان توسعه یافتهاند. به دلیل اهمیت این بخش، فصلی جداگانه به این عنوان اختصاص یافته است.
2- بخش بلندمدت
به منظور تأمین نیازهای بلندمدت حمل و نقل در منطقة شهری، بخش بلندمدت، تسهیلاتی را که باید ساخته شود و همچنین تغییرات اساسی در تسهیلات موجود و سیاستهای راهبردی بلندمدت را شناسایی میکند. این بخش از برنامهریزی حمل و نقل برای مثال، ممکن است سیاستهای آیندة گسترش کاربری زمین را با اضافه کردن یک مسیر بزرگراه با راهاندازی سیستم اتوبوس بررسی کند.
همچنین در بخش مدیریت سیستم حمل ونقل، بیش از آنکه تصمیمی اتخاذ شود باید گزینههای بلندمدت متعددی مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین ابزار برنامهریزی برای تجزیه و تحلیل گزینههای بلندمدت باید پیشرفت کند. این ابزار همچنین اطلاعاتی را ارائه میدهد که به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا بهترین راهحلها را انتخاب کنند. به عبارت دیگر پیشبینی تقاضای سفر نقش مهمی را به عنوان کمککننده به ابزار برنامهریزی مورد استفاده در ارزیابی راهحلها بازی میکند.
اصلاح طرح
پس از آنکه بخشهای طرح بلندمدت انتخاب شد، طرح مورد بررسی جزیی قرار میگیرد. برای مثال، دالانی که قرار است توسعه در آن صورت پذیرد، با جزئیات بیشتر و همراه با سایر انواع فناوی (مانند اتوبوس یا حمل و نقل عمومی سریع) و همچنین مطالعات مرحلهبندی سایر پروژهها بررسی میشود. پیشبینی تقاضای سفر در اینجا نقش مهمی را در بهبود برآوردهایی مانند میزان مسافر، مناطق خرید و فروش، ازدحام و حرکتهای گردشی باز میکند.
برنامة بهبود سیستم حمل و نقل
پس از انتخاب مدیریت سیستمهای حمل و نقل و بخشهای بلندمدت و همچنین پس از اصلاح طرح، برنامه بهبود سیستم حمل و نقل ارائه میشود. این برنامه اطمینان میدهد که طرح حمل و نقل در وضعیتی بسامان و مؤثر تحقق پیدا خواهد کرد و وضعیت بهبود سیستم حمل و نقل را در چند سال آینده نشان میدهد. این برنامه دو بخش اصلی دارد: بخش مرحلهبندی شدة چند ساله و بخش سالیانه.
بخش مرحلهبندی شدة چند ساله، جنبههای اصلی برنامه را برای 3 تا 5 سال آینده مشخص میکند. این بخش در میان پروژههای تعیین شده اولویتها را برای اجرا مشخص کرده، پروژهها را بر طبق مرحلهبندی مناسبی گروهبندی کرده و براوردهای هزینه و درآمدها را برای دورة برنامه ارائه میدهد.
بخش سالیانه جزئیات پروژههایی را که قرار است ظرف سال آینده اجرا شود، مشخص میکند. برای هر پروژهای، بخش سالیانه شامل موارد ذیل است:
1- توضیح اساس
2- هزینه موردنیاز
3- منابع درآمد
4- سازمان محلی مسؤول اجرای برنامه
فرآیند استمرار
فرآیند استمرار شامل نظارت بر تغییراتی است که اصلاح طرح حمل و نقل را ضروری میکنند و بروز کردن اطلاعاتی که پایه برنامهریزی است و همچنین بروز کردن روشهای مورد استفاده در طراحی حمل و نقل- شامل روشهای پیشبینی سفر- و گزارش دادن اقدامها و یافتهها.
بررسیهای مربوط به حمل و نقل در کلیه مناطق با بیش از 50000 نفر جمعیت صورت گرفته است. برنامهریزان فهرستی از ویژگیهایی را تهیه کردهاند که سفر در مناطق شهری را تحت تأثیر قرار میدهد. این فهرست که پایگاه دادهها را تشکیل میدهد، شامل موارد ذیل است:
1- جمعیت
2- کاربری زمین
3- فعالیت اقتصادی
4- سیستمهای حمل و نقل
5- سفر
6- قوانین و مقررات
7- منابع مالی
8- ارزشهای جامعه
در فرآیند استمرار، یکی از وظایف اصلی بروز کردن این فهرستها برای اطمینان از کامل بودن و دقت پایگاه دادهها برای برنامهریزی است. این بروز کردن با استفاده از منابع ثانویهای مانند آمار موجو د یا از طریق نمونههای کوچک آمارگیری انجام میشود. آمارگیری در مقیاس بزرگ به دلیل هزینة بالا امکانپذیر نیست. نظارت و کنترل تغییرات بسیار مهم است. برای مثال، تصمیم برای ساخت مرکز خرید اصلی یا استادیوم ورزشی در شهر یا نزدیک آن، الگوهای ترافیک و سرانجام طرح حمل و نقل را تحت تأثیر قرار میدهد. در فرایند استمرار، سیستم حمل ونقل و عملکرد آن را کنترل میکنیم: از طریق مطالعة دقیق رفتار سفر اشخاص و ارتباطات. برای پیشبینی تعداد سفرهایی که مردم انجام خواهند داد، جایی که خواهند رفت و روش حمل و نقلی و مسیر انتخابی، روابط توسعه یافته است. این روابط پایة پیشبینی تقاضای سفر بوده و در صورتی که لازم باشد، در چارچوب فرایند استمرار، بازنگری و ارزیابی میشود.
فرایند استمرار تضمین میکند که طرح حمل و نقل به نیازهای حمل و نقل منطقه پاسخ میدهد (نیازهایی که دائما در حال تغییر است). فعالیت و تلاش موردنیاز در فرایند استمرار، به اندازه منطقه شهری و پیچیدگی مشکلات آن بستگی دارد.
مرور نیازهای اطلاعاتی
پیش از آغاز فرآیند پیشبینی، تلاش قابل ملاحظهای برای گردآوری اطلاعات موردنیاز برای فرآیند پیشبینی ضروری است. این نیازهای اطلاعاتی شامل بخشهای متنوعی است مانند تعیین منطقهای که برای آن پیشبینی انجام میشود و مو اردی مانند اطلاعات مشروح خیابانها و مسیرهای اتوبوس. برای درک فرآیند پیشبینی سفر و اصطلاحات آن، توضیح مختصری از اطلاعات موردنیاز ضروری
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 103
برنامهریزی حمل و نقل شهری
مقدمه
برنامهریزی فعالیتی است که توسط انسانها و برای آنها انجام میشود. برنامهریزی آیندهگرا بوده و خوشبینانه است. برنامهریزی شهری و منطقهای شامل تنظیم الگوهای قضایی در راستای زمان است. آرایش فضاها برنامهریزی نیست: بلکه هدف فرآیند دیگری است که فرایند برنامهریزی نام دارد. برنامهریزی حمل و نقل قسمتی از این فرایند است.
طی 30 سال اخیر حجم وسیعی از اطلاعات جمعآوری شده و کتابها و مقالههای زیادی درباره فرایند برنامهریزی حمل و نقل نوشته شده است. چند نمونه از این کتابها جزو مراجع آورده شده و به خوانندگان علاقهمند توصیه میشود به آنها رجوع کنند. یکی از این مراجع مقدمهای بر پیشبینی تقاضای حمل و نقل شهری (متن خودآموز) است که بخشی از مطالب این فصل با تغییرات از آن گرفته شده است (1977، FHWA).
برنامهریزی حمل و نقل شهری فرایندی است که به تصمیمگیری درباره سیاستها و برنامههای حمل و نقل منجر میشود. هدف از فرآیند برنامهریزی حمل و نقل، تهیه اطلاعات موردنیاز برای تصمیمگیری درباره زمان و مکان اصلاحاتی است که باید در سیستم حمل و نقل ایجاد شود تا سفر و الگوهای توسعه زمینی، هماهنگ با اهداف و مقاصد جامد ترفیع و بهبود یابند.
برنامة کاری هماهنگ دو نقش دارد. کلیه اقدامات برنامهریزی حمل و نقل شهری و وابسته به حمل و نقل را که برای سال بعد یا دو سال بعد پیشبینی میشود، مشخص میکند و کارهایی را که با یاری دولت مرکزی باید انجام شود تعیین میکند.
طرح جامع حمل و نقل
در تدارک جامع حمل و نقل به منظور هدایت اصلاحات در سیستم حمل و نقل، دو بخش وجود دارد. بخش مدیریت سیستمهای حمل و نقل و بخش بلندمدت که این دو برای تعیین برنامة اصلاح حمل و نقل با یکدیگر همکاری میکنند.
1- بخش مدیریت سیستمهای حمل و نقل
کلمه کلیدی در اینجا مدیریت است. بخش مدیریت سیستمهای حمل و نقل تا آنجا که امکان دارد به مؤثرسازی سیستمهای حمل و نقل موجود و به پیشبینی نیازهای کوتاه مدت حمل و نقل میپردازد. خودروها، تاکسیها، کامیونها، پایانها، حمل و نقل عمومی، عابران پیاده و دوچرخهها، همگی بخشهایی از سیستم حمل و نقل شهری هستند. چهار استراتژی اصلی برای افزایش کارایی سیستم عبارت از: اقدامهایی برای اطمینان از استفاده مؤثر از فضای موجود جاده، اقدامهایی برای کاهش استفاده از وسیله نقلیه در مناطق پر ازدحام، اقدامهایی برای افزایش خدمات حمل و نقل عمومی و اقدامهایی برای اصلاح کارایی مدیریت داخلی.
ابزار برنامهریزی برای استفاده برنامهریزان حمل و نقل به منظور تجزیه و تحلیل جزئیات راهحلها و ارائه توصیههای منطقی به تصمیمگیرندگان توسعه یافتهاند. به دلیل اهمیت این بخش، فصلی جداگانه به این عنوان اختصاص یافته است.
2- بخش بلندمدت
به منظور تأمین نیازهای بلندمدت حمل و نقل در منطقة شهری، بخش بلندمدت، تسهیلاتی را که باید ساخته شود و همچنین تغییرات اساسی در تسهیلات موجود و سیاستهای راهبردی بلندمدت را شناسایی میکند. این بخش از برنامهریزی حمل و نقل برای مثال، ممکن است سیاستهای آیندة گسترش کاربری زمین را با اضافه کردن یک مسیر بزرگراه با راهاندازی سیستم اتوبوس بررسی کند.
همچنین در بخش مدیریت سیستم حمل ونقل، بیش از آنکه تصمیمی اتخاذ شود باید گزینههای بلندمدت متعددی مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین ابزار برنامهریزی برای تجزیه و تحلیل گزینههای بلندمدت باید پیشرفت کند. این ابزار همچنین اطلاعاتی را ارائه میدهد که به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا بهترین راهحلها را انتخاب کنند. به عبارت دیگر پیشبینی تقاضای سفر نقش مهمی را به عنوان کمککننده به ابزار برنامهریزی مورد استفاده در ارزیابی راهحلها بازی میکند.
اصلاح طرح
پس از آنکه بخشهای طرح بلندمدت انتخاب شد، طرح مورد بررسی جزیی قرار میگیرد. برای مثال، دالانی که قرار است توسعه در آن صورت پذیرد، با جزئیات بیشتر و همراه با سایر انواع فناوی (مانند اتوبوس یا حمل و نقل عمومی سریع) و همچنین مطالعات مرحلهبندی سایر پروژهها بررسی میشود. پیشبینی تقاضای سفر در اینجا نقش مهمی را در بهبود برآوردهایی مانند میزان مسافر، مناطق خرید و فروش، ازدحام و حرکتهای گردشی باز میکند.
برنامة بهبود سیستم حمل و نقل
پس از انتخاب مدیریت سیستمهای حمل و نقل و بخشهای بلندمدت و همچنین پس از اصلاح طرح، برنامه بهبود سیستم حمل و نقل ارائه میشود. این برنامه اطمینان میدهد که طرح حمل و نقل در وضعیتی بسامان و مؤثر تحقق پیدا خواهد کرد و وضعیت بهبود سیستم حمل و نقل را در چند سال آینده نشان میدهد. این برنامه دو بخش اصلی دارد: بخش مرحلهبندی شدة چند ساله و بخش سالیانه.
بخش مرحلهبندی شدة چند ساله، جنبههای اصلی برنامه را برای 3 تا 5 سال آینده مشخص میکند. این بخش در میان پروژههای تعیین شده اولویتها را برای اجرا مشخص کرده، پروژهها را بر طبق مرحلهبندی مناسبی گروهبندی کرده و براوردهای هزینه و درآمدها را برای دورة برنامه ارائه میدهد.
بخش سالیانه جزئیات پروژههایی را که قرار است ظرف سال آینده اجرا شود، مشخص میکند. برای هر پروژهای، بخش سالیانه شامل موارد ذیل است:
1- توضیح اساس
2- هزینه موردنیاز
3- منابع درآمد
4- سازمان محلی مسؤول اجرای برنامه
فرآیند استمرار
فرآیند استمرار شامل نظارت بر تغییراتی است که اصلاح طرح حمل و نقل را ضروری میکنند و بروز کردن اطلاعاتی که پایه برنامهریزی است و همچنین بروز کردن روشهای مورد استفاده در طراحی حمل و نقل- شامل روشهای پیشبینی سفر- و گزارش دادن اقدامها و یافتهها.
بررسیهای مربوط به حمل و نقل در کلیه مناطق با بیش از 50000 نفر جمعیت صورت گرفته است. برنامهریزان فهرستی از ویژگیهایی را تهیه کردهاند که سفر در مناطق شهری را تحت تأثیر قرار میدهد. این فهرست که پایگاه دادهها را تشکیل میدهد، شامل موارد ذیل است:
1- جمعیت
2- کاربری زمین
3- فعالیت اقتصادی
4- سیستمهای حمل و نقل
5- سفر
6- قوانین و مقررات
7- منابع مالی
8- ارزشهای جامعه
در فرآیند استمرار، یکی از وظایف اصلی بروز کردن این فهرستها برای اطمینان از کامل بودن و دقت پایگاه دادهها برای برنامهریزی است. این بروز کردن با استفاده از منابع ثانویهای مانند آمار موجو د یا از طریق نمونههای کوچک آمارگیری انجام میشود. آمارگیری در مقیاس بزرگ به دلیل هزینة بالا امکانپذیر نیست. نظارت و کنترل تغییرات بسیار مهم است. برای مثال، تصمیم برای ساخت مرکز خرید اصلی یا استادیوم ورزشی در شهر یا نزدیک آن، الگوهای ترافیک و سرانجام طرح حمل و نقل را تحت تأثیر قرار میدهد. در فرایند استمرار، سیستم حمل ونقل و عملکرد آن را کنترل میکنیم: از طریق مطالعة دقیق رفتار سفر اشخاص و ارتباطات. برای پیشبینی تعداد سفرهایی که مردم انجام خواهند داد، جایی که خواهند رفت و روش حمل و نقلی و مسیر انتخابی، روابط توسعه یافته است. این روابط پایة پیشبینی تقاضای سفر بوده و در صورتی که لازم باشد، در چارچوب فرایند استمرار، بازنگری و ارزیابی میشود.
فرایند استمرار تضمین میکند که طرح حمل و نقل به نیازهای حمل و نقل منطقه پاسخ میدهد (نیازهایی که دائما در حال تغییر است). فعالیت و تلاش موردنیاز در فرایند استمرار، به اندازه منطقه شهری و پیچیدگی مشکلات آن بستگی دارد.
مرور نیازهای اطلاعاتی
پیش از آغاز فرآیند پیشبینی، تلاش قابل ملاحظهای برای گردآوری اطلاعات موردنیاز برای فرآیند پیشبینی ضروری است. این نیازهای اطلاعاتی شامل بخشهای متنوعی است مانند تعیین منطقهای که برای آن پیشبینی انجام میشود و مو اردی مانند اطلاعات مشروح خیابانها و مسیرهای اتوبوس. برای درک فرآیند پیشبینی سفر و اصطلاحات آن، توضیح مختصری از اطلاعات موردنیاز ضروری