لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
تجزیه و تحلیل توصیفی
آمار توصیفی به آن دسته از روش های آماری گفته می شود که به پژوهشگر در طبقه بندی، خلاصه کردن، توصیف و تفسیر و برقراری ارتباط از طریق اطلاعات جمع آوری شده کمک می کند(دلاور، 1377).
در اینجا با توجه به موضوع پژوهش یعنی رابطه عادتهای مطالعه با موفقیت تحصیلی به منظور توصیف داده ها از درصد، فراوانی، نمودار و جداول استفاده شده است.
جدول(1-4) وضعیت افراد نمونه از نظر موفقیت تحصیلی(معدل)
معدل
فراوانی(F)
درصد(P)
معدل بالای 16
15
50
معدل پایین 16
15
50
جمع
30
100
نمودار(1-4) وضعیت افراد نمونه از نظر موفقیت تحصیلی(معدل)
جدول(3-4) فراوانی و درصد نمرات عادتهای مطالعه در دو گروه با معدل زیر 16 و بالای 16
P2
P1
F2 فراوانی افراد با معدل بالای 16
F1 فراوانی افراد با معدل پایین 16
طبقات نمره های عادتهای مطالعه در آزمودنی ها
0
0
0
0
زیر 18 E
0
20
0
3
36-19 D
33/93
33/73
14
11
54-37 C
66/6
66/6
1
1
72-55 B
0
0
0
0
90-73 A
100
100
15 = 2F
15= 1F
جدول(3-4) وضعیت فراوانی و درصد نمرات عادتهای مطالعه در افراد با معدل زیر 16
نوع عادت مطالعه
F
P
A عادت مطالعه عالی دارد
B عادت مطالعه خوب دارد
C عادت مطالعه متوسط دارد
D عادت مطالعه نارضایت بخش دارد
E عادت مطالعه خیلی نارضایت بخش دارد
0
1
11
3
0
0
66/6
33/73
20
0
نمودار(2-4) وضعیت عادت مطالعه در افراد با معدل زیر 16
با توجه به جدول(3-4) و نمودار(2-4) 0 درصد افراد با فراوانی 0 از مجموع 15 نفر عادت مطالعه عالی دارند، 66/6 درصد افراد با فراوانی 1 از مجموعه 15 نفر عادت مطالعه خوب دارند، 33/73 درصد افراد با فراوانی 11 از مجموع 15 نفر عادت مطالعه متوسط دارند، 20 درصد افراد با فراوانی 3 از مجموع 15 نفر عادت مطالعه نارضایت بخش دارند، 0 درصد افراد با فراوانی 0 از مجموع 15 نفر عادت مطالعه خیلی نارضایت بخش دارند.
جدول(4-4) وضعیت فراوانی و درصد نمرات عادتهای مطالعه در افراد با معدل بالای 16
نوع عادت مطالعه
F
P
A عادت مطالعه عالی دارد
B عادت مطالعه خوب دارد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
در رابطه با نقش زنان در عرصههای مختلف اجتماع و بهرهمندی ایشان از آزادیهای مشروع، در سالهای پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بسیار گفتهایم و شنیدهایم. چه بسیار جهادگران مبارزی که در دوران طاغوت ستمشاهی که زن را به بهانه ایجاد سپاه دانش با حضور در کاخ جوانان و خوشگذرانی مورد سوء استفاده ابزاری قرار میدادند و چه در زمان تحقق نظام اسلامی ایران که پیدایش آن بشارتگر فصل نوینی از عزت و سربلندی اجتماعی زنان مسلمان ایران به الگوی «زن در جامعه منتظر ظهور» بود، برای تحقق عزت و سربلندی زن از هیچ تلاشی فروگذاری نکردند. حال که در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب آزادی آفرین جمهوری اسلامی ایران هستیم و نیاز به الگوپذیری از جامعه ترسیمی مهدوی و نقش زنان جامعه مطابق با ارزشهای اصیل مکتب رهایی بخش شیعه با توجه به «اتوی فرهنگی شیطان صفتان غرب» بیش از پیش در جامعه به چشم میخورد، ضرورت دارد با توجه به تحولات اجتماعی صورت گرفته طی سه دهه اخیر، رشد و پیشرفت تکنولوژی و فراز و فرودهای پشت سر گذاشته اعم از سیاسی و فرهنگی، و به میدان آمدن نسل سوم انقلاب که بیش از گذشتگان خود نیازمند درک نور مهدویت هستند، نگاهی به گذشته و حال و وضعیت زن در اجتماع منتظر ظهور جامعه ایران داشته باشیم. اکنون باید به این سوال پاسخ داد که آیا به حقوق حقه گوهری که شریعت اسلام تاکید فراوانی بر «نقش سازنده» او در اجتماع اسلامی داشته و خداوند در قرآن از آن به عنوان «ریحانه» یاد کرده برآورده شده است. آیا با وجود جفا و سیاهکاریهای تاریخی به زن، امروز وی به آن عزتی که قرآن و شریعت اسلامی برای آن در نظر داشته و در جامعه مهدوی ترسیم شده، دست یافته است؟ بهرهگیری زنان و دختران جامعه شیعه در فضاهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه امروز چقدر مطابق با الگوی واقعی جامعه زمینهساز ظهور است. آیا به واقع میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که امروز دیگر زنان ابزاری برای فروش کالا و بهره بیشتر اقتصادی صاحبان زر و زور قرار نمیگیرند. *** برای پاسخ به این سوال سری به اجتماع میزنیم. در یکی از بوستانهای شهر تهران در یک روز نسبتا سرد پاییز 87 با «محبوبه یزدانی»، 26 ساله که دانشجوی رشته زبان است به گفتوگو مینشینیم. او که علاوه بر درس خواندن در یک شرکت تبلیغاتی نیز کار میکند، در پاسخ به سوال ما مبنی بر این که زن امروز در جامعه اسلامی چقدر احساس آزادی و استقلال دارد، و آیا این آزادی و استقلال مطابقت با دیدگاه ترسیم شده اسلام دارد، میگوید: «من میتوانم به جرات بگویم تا به این سن که رسیدم به درستی معنی آزادی و حقوق زن از دیدگاه اسلام را درک نکردهام، از این رو نمیتوانم در مورد آن نظر درستی بدهم، اما این را میدانم که طی سالهای اخیر حضور زنان و بخصوص دختران در بخشهای مختلف بسیار چشمگیر بوده که به عقیده من گذشته از دیدگاههای مختلف از نظر اخلاقی ورود زنان به برخی مشاغل به صلاح نمیباشد. به عنوان مثال امروز شاهد هستیم حتی در بعضی از فروشگاههای پوشاک مردانه بیدلیل زن به چشم میخورد، و یا در فروشگاههای لوازم صنعتی واقع در مکانهای خالی از خانه و خانواده، هم چون محیطهای صنعتی جاده کرج، زن به عنوان فروشنده و یا کارگر دیده میشود. آیا با وجود اعتراض روزافزون مردانِ جویای کار نسبت به رانت زن بودن برای یافتن کار بهتر، سزاوار است که خانمها در این محیطها بازاریاب لوازم یدکی کاتر پیلار و جرثقیل باشند. نمیدانم؟ شاید مردان به تازگی از عهده این کارها بر نمیآیند؟! زن امروز در مغازههای «فست فود» (غذای سریع) فروشندگی میکنند و بعضا در کارخانهها، گاراژها و فروشگاههای قطعات ماشینهای سنگین در نقش فروشنده، حسابدار و اپراتور فعالیت دارد. چرا؟ چون بسیاری از افراد جامعه اعتقاد دارند با این کار فروش و سود کار بیشتر است. او در مورد شغل خود و علت این که در شرکت تبلیغاتی هم کار میکند میگوید: با این حال من خود احساس میکنم اشتغال زن در حوزه خارج از خانه با رعایت ملاحظات اخلاقی و دینی امتیازات فراوانی برای زنان و بخصوص برای دختران دارد. از آنجایی که به عقیده من بسیاری از مشاغل در خور شأن زنان جامعه نیست به سختی توانستم شغلی مناسب روحیات خود و ارزشهای تعریف شده خود و خانواده بیابم. این را باور دارم که کار کردن زن امروز بیرون از خانه برای جامعه یک ارزش تلقی میشود: چرا که علاوه بر ایجاد استقلال مالی در دختران باعث میشود تا در خصوص ازدواج و گزینش همسر نیز موفقتر باشند. چون اغلب پسران تهرانی برای تشکیل خانواده دختران شاغل را به دختران خانهنشین ترجیح میدهند. *** در گوشه دیگری از بوستان، آرزو سیفاللهی دانشجوی روانشناسی روی نیمکت با دوست خود سارا که او هم دانشجوی رشته گرافیک است، نشسته است. آرزو 20 سال
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
سائیدگی مفاصل شایع ترین علت درد و ناتوانی در افراد مسن و شایع ترین بیماری مفصلی است. در خانم ها سائیدگی مفاصل زانو و دست و در مردان سائیدگی مفصل لگن شایع تر است.
علایم ساییدگی مفصل در خانم ها شایع تر است. افراد چاق بیشتر از سایرین دچار سائیدگی مفصل زانو می شوند.
دیابت، فشارخون بالا و افزایش اسیداوریک خون نیز باعث افزایش احتمال سائیدگی مفصلی می گردند. سائیدگی مفصلی معمولا" خود را با درد نشان می دهد که با افزایش میزان سائیدگی ، مقدار درد بیشتر می شود. سپس درد مفاصل باعث ضعف عضلانی و درد در عضلات مربوط به آن مفصل می شود. در صورت تقویت عضلات، این درد کاهش می یابد. برخی از بیماران از خشک بودن بدن و مفاصل بعد از بیدار شدن از خواب شکایت می کنند، اما معمولا" خشکی بدن کمتر از نیم ساعت طول می کشد.
پیشگیری از آسیب های مفصل زانو:
به گفته متخصصان مفصل زانو مهم ترین مفصلی است که وزن بدن را تحمل می کند از این رو کاهش وزن موثرترین راه پیشگیری و درمان آسیبهای وارده به این بخش از بدن است.
مفصل زانو در تمام فعالیت های انسان مانند ایستادن، راه رفتن و حتی نشستن در معرض فشارهای مکانیکی زیاد که ناشی از وزن، حمل بار و حتی ماندن در یک موقعیت ثابت است، قرار دارد.
بعنوان مثال فشار وارد بر مفصل زانو در هنگام بالا رفتن از پله ها معادل سه برابر وزن بدن و در هنگام پایین آمدن هفت تا هشت برابر وزن بدن است از این رو کاهش وزن برای حفظ سلامتی مفاصل به خصوص مفاصل زانو بسیار با اهمیت است.
بی تحرکی نیز خطری جدی برای مفاصل است و برخی به غلط بر این باورند که فقط با حذف فشار بر روی مفصل و ثابت نگه داشتن آن مشکل حل می شود در حالی که عدم تحرک مناسب خود خطری جدی برای بروز بیماری های مفصل همچون آرتروز است چرا که تغذیه مفصل از طریق تحرک انجام می شود.
نحوه نشستن به صورت چهارزانو، چمباته زدن و استفاده از توالتهای ایرانی را از جمله موارد تشدید کننده آسیب های مفصلی است و تبعیت از این روش های غلط زندگی، افراد را در سنین پایین مستعد ابتلا به آسیب های مفصلی می کند.
مطالعات نشان داده است، علاوه بر کاهش وزن با تغذیه مناسب و انجام ورزش های مناسب می توان به پیشگیری و درمان آسیب های مفصلی کمک کرد.
توصیه هایی برای درمان آرتروز :
وزن بدن باید کم شود.
استفاده از گرما باعث کاهش درد می شود. برای این کار می توان از کیسه آب گرم استفاده کرد. اگر استفاده از گرما ممنوعیت خاصی نداشته باشد، می توان از روشهای زیر استفاده کرد:
الف ) قرار دادن مفصل مبتلا در آب گرم ۴۰-۳۸ درجه سانتیگراد و ماساژ آرام آن .
ب ) استفاده از دوش آب گرم .
ج ) قرار دادن کیسه آب گرم درون یک حوله و استفاده از آن بر روی اندام مبتلا به درد.
باید توجه کرد که در برخی از بیماری ها استفاده از کیسه ی آب گرم بسیار مضر است و قبل از استفاده از آن حتما" باید با پزشک مشورت کرد. همچنین کیسه آب گرم نباید بر روی اندام مبتلا قرار داده شود. از گذاشتن آن در زیر اندام یا خوابیدن بر روی آن نیز باید خودداری شود.
۳- از کفش مناسب استفاده شود.
۴- از دو زانو و چهار زانو زدن و ایستادن طولانی مدت خودداری گردد.
۵- از بالا و پایین رفتن از پله ها تا حد ممکن اجتناب شود.
۶- به جای نشستن روی زمین، از صندلی استفاده شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
بیماری ms مولتیپل اسکلروز (M.S) از بیماریهای شایع سیستم عصبی مرکزی در انسان است. M.S اغلب، بالغین جوان را مبتلا میسازد و در جنس مؤنث دو تا سه برابر بیشتر رخ میدهد. در M.S میلین راههای عصبی دچار تخریب میشود. مشخصه این بیماری، متعدد بودن ضایعات از نظر زمانی و مکانی و رخداد علایم به صورت رفت و برگشتی است، یعنی یک علامت عصبی پس از مدتی بهبود یافته و در زمان دیگر همان علامت یا علائم دیگری مجدداً رخ میدهند. علائم هر حمله بهبودی نسبی یافته ولی ممکن است عودهای مکرر بیماری سبب ناتوانی تدریجی بیمار گردد. در M.S علائم بالینی بستگی به محل و وسعت ضایعه دارد و تخریب میلین معمولاً در نواحی خاصی نظیر عصب بینایی، ساقة مغز، مخچه و ماده سفید نیمکرههای مغز منجر به بروز مجموعهای از علائم بالینی به صورت تاری دید ناگهانی، ناتوانی در حرکت اندامها، عدم تعادل، دوبینی و اختلالات حسی به صورت احساس خواب رفتگی در اندامها و علائم متنوع دیگر میگردد. سیر علایم بالینی بیماری M.S در هر بیماری متفاوت بوده و میتواند به صورت یک بیماری کاملاً خوشخیم رخ دهد و بیمار سالها عاری از علائم عصبی باشد و یا اینکه یک حالت پیشرونده سریع در علائم بالینی همراه با ناتوانی اتفاق میافتد.
سبب شناسی و همه گیر شناسی:
با وجود مطالعات و پژوهشهای مدرن، در ارتباط با جنبههای همه گیرشناسی، علت، روشهای تشخیصی و درمانی جدید در بیماری M.S در سالهای اخیر انجام شده است. لیکن هنوز علت واقعی بیماری مشخص نشده و در نتیجه هنوز یک درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد. قابل قبولترین تئوری در مورد علت بیماری M.S را یک مکانیسم خود ایمنی میدانند، به این نحو که یک فاکتور محیطی نظیر عفونتهای ویروسی سبب تحریک سیستم ایمنی بدن و تشکیل آنتی بادی بر علیه میلین بافت عصبی شده و منجر به بروز علائم عصبی میشود. فاکتورهای ژنتیکی در مستعد نمودن فرد جهت ابتلا به این بیماری میتوانند مؤثر باشند. بالاترین شیوع M.S در نژاد سفید پوست میباشد و این بیماری در نژاد زرد و سیاه شیوع کمتری دارد، این بیماری در ساکنین مناطق اطراف ناحیه استوا بندرت دیده میشود، در حالی که با افزایش فاصله از خط استوا و در مناطق معتدله شمالی و جنوبی، نظیر آمریکا، کانادا، اروپای شمالی و استرالیا، شیوع این بیماری بیشتر میشود.
مهاجرت، سن و جنس:
مهاجرت به مناطق با شیوع کم قبل از 15 سالگی خطر ابتلا به بیماریM.S را کاهش میدهد. وقوع M.S در دوران کودکی نادر است، اما بعداً به سرعت شیوع آن افزایش مییابد تا در حوالی 30 سالگی به حداکثر میرسد و همچنان شیوع آن تا دهة چهارم عمر بالا میماند و سپس سریعاً کاهش مییابد به طوری که M.S پس از 60 سال، به ندرت رخ میدهد. به دلیل فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی بروز بیماری M.S در زنان 2 تا3 برابر مردان است. معمولاً M.S در طبقات اجتماعی- اقتصادی بالا بیشتر دیده میشود.
یافتههای بالینی:
علائم عصبی در بیماری M.S به دلیل درگیری قسمتهای مختلف دستگاه عصبی مرکزی(CNS) متنوع میباشد. به خاطر ماهیت بیماری و درگیری قسمتهای مختلف سیستم عصبی و نیز دخالت عوامل جغرافیایی در چگونگی تظاهر بیماری، علائم و به ویژه اولین علامت شروع بیماری متنوع و شدت آن نیز متغیر خواهد بود، بنابراین در بیماریM.S هیچگاه یک فرم کلاسیک و ثابت و مشخص نمیتوان یافت. چون در M.S عصب بینایی، ساقةمغز، مخچه و نخاع بیشتر درگیر میشوند، تظاهرات بالینی ناشی از ضایعات در این قسمتها میباشد.
شایعترین علائم در شروع بیماری عبارتند از: ضعف و بی قوتی اندامها، احساس گرفتگی، گزگز یا عدم تعادل یک اندام، کاهش یا تاری دید ناگهانی در یک چشم، دو بینی، اختلال عملکرد مثانه به صورت فوریت یا تأخیر در شروع ادرار. این علایم غالبا گذرا بوده و طی چند روز تا چند هفته از بین میروند، ولی با گذشت زمان این علائم ممکن است مستقر و ثابت شده و بیمار گاهی دچار مشکلات گفتاری، شناختی و خلقی و حافظهای میگردد.
سیر بیماری:
بین سیر نخستین حمله و بروز علائم عصبی بعدی ممکن است ماهها تا سالها فاصله وجود داشته باشد، پس از گذشتن این دوره علائم جدیدی بروز مینماید و یا علائم قبلی عود کرده، پیشرفت مینماید. حاملگی برسیر بیماری M.S معمولاً تأثیری نداشته ولی میزان عود در سه ماه نخست پس از زایمان شایعتر است. افزایش درجه حرارت بدن، خستگی و استرس سبب تشدید گذرای علائم میشوند. در بعضی بیماران با گذشت زمان و پس از چندین حمله عود و بهبودی ناقص، بیمار تدریجاً دچار ضعف حرکتی اندامها، سفتی عضلانی، اختلال حسی، عدم تعادل در راه رفتن و مشکلات ادراری و ممکن است به درجات مختلفی ناتوان گردد. بیماری M.S دارای سه نوع سیر است که عبارتند از: 1- عود کننده- بهبود یابنده که در این حالت در بین حملات پیشرفتی در بیماری رخ نمیدهد، 2- پیشرونده ثانویه: که با پیشرفت تدریجی پس از یک دوره عود و بهبود اولیه مشخص میگردد و 3- پیشرونده اولیه که در آن ناتوانی از آغاز به صورت تدریجی پیشرفت مینماید.
روشهای تشخیص:
بیماری M.S براساس علائم بالینی و سیر بیماری و وجود سابقه تشدید و تخفیف علائم، یافتههای معاینه عصبی و بررسیهای پاراکلینیکی (آزمایشگاهی) نظیر بررسی مایع مغزی نخاعی، پتانسیلهای فراخوانده بینایی (VEP) و تصویرنگاری سیستم عصبی مرکزی با MRI انجام میشود. در مبتلایان به M.S بررسی الکتروفورز پروتئینهای مایع مغزی نخاعی (CSF) نشان دهندة وجود نوارهای مشخص در منطقه ایمونوگلوبولینی IgG تحت نام نوارهای اولیکوکلونال باند است پتانسیل فراخوانده، بینایی (VEP) طولانی میشود و ام.آر.آی (MRI) ضایعات مربوط به آسیب میلین را در مغز، ساقه مغز، مخچه و یا نخاع که به صورت ضایعات گرد با حدود مشخص با اندازة از چند میلیمتر تا چند سانتی متر میباشند را نشان میدهد.
تشخیصهای افتراقی و یا بیماریهای تقلیدکنندة M.S
بیماری M.S به دلیل داشتن علائم متعدد و سیر متنوع با چندین بیماری دیگری ممکن است اشتباه شود، در نظر گرفتن شرح حال بیمار، چگونگی وقوع و سیر بیماری، یافتههای بالینی و معاینه، یافتههای پاراکلینیک در بررسی مایع مغزی نخاعی و MRI موجب تشخیص صحیح میشوند. باید حتی الامکان از تشخیص اشتباه M.S جلوگیری کرد، چون اولاً تشخیص اشتباه، M.S برای بیمار صدمات جبران ناپذیر روحی را به همراه دارد و همچنین ممکن است سایر بیماریهای قابل درمان با این تشخیص اشتباه نادیده گرفته شوند.
در تشخیص افتراقی M.S بایستی بیماریهایی که ضایعات متعدد در سیستم عصبی مرکزی دارند و یا بیماریهای سیستم عصبی مرکزی با سیر تشدید یابنده بهبود پذیر، مدنظر باشد. از جمله بیماریهایی که با M.S اشتباه میشوند عبارتند از بیماری لوپوس سیستمیک، سندرم آنتی فسفولیپید آنتی بادی، بیماری بهجت، بیماری لایم (در اثر نیش کنه رخ میدهد)، سندرم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS)، بیماریهای نخاعی– مخچهای استحالهای ارثی، کمبود ویتامین B12، آرتروز و مهرههای گردن، و تومورهای گودال خلفی جمجمه.
درمان M.S:
هنوز درمان قطعی برای M.S پیدا نشده است. درمان بیماری M.Sبه دو دسته تقسیم میشود:
1- درمان جهت متوقف ساختن سیر بیماری
2- درمانهای علامتی در جهت کاهش علائم ناتوان کنندة بیماری. درمان در مرحلة وقوع علائم حاد و شدید شامل کورتیکواستروئید تزریقی بمدت 5 روز میباشد. درمان پیشگیری کننده از بروز حملات M.Sشامل تجویز اینترفرون بتا که به دو شکل تزریق عضلانی هفتگی و یا تزریق زیر جلدی یک روز در میان است. از دیگر درمانهای پیشگیری کننده در M.S تعویض پلاسما و تجویز ایمونوگلوبولین وریدی یا IVIg است.
در درمان موارد M.S با فرم مزمن پیشرونده داروهای سرکوب کنندة سیستم ایمنی، نظیر آزایتوپرین استفاده میگردد.
هدف از درمانهای علامتی کاهش علائم و عوارض بیماری به منظور زندگی بهتر بیماران است. سفتی عضلانی را با بکلوفن، خستگی بیمار با آمانتادین و درد و گزگز شدن اندامها را با کاربامازپین، لرزش بیمار را با کلونازپام و اختلال عملکرد مثانه را با اکسی بوتینین و افسردگی بیماران با فلوکسیتین درمان مینمایند.
رژیم غذایی- بیمار مبتلا به M.S بایستی از رژیم با چربی حیوانی کم و دارای چربیهای غیراشباع و روغنهای گیاهی و رژیم حاوی اسید لینولئیک استفاده کنند.
ورزش و فیزیوتراپی- مبتلایان به M.S بایستی بر اساس تواناییهای خویش یک برنامه ورزشی مناسب انتخاب کنند. از آنجا که خستگی سبب تشدید حملات و علائم بیماری میشود، بنابراین بایستی ورزشهای سبکتر انتخاب شود و از محیط گرم اجتناب شود.
فعالیتهای شغلی و ادامه تحصیلات در M.S
بستگی به تواناییهای جسمی و ذهنی بیمار دارد. از آنجا که فعالیت فیزیکی شدید و خستگی مفرط و نیز استرسهای روحی میتواند در تشدید علائم مؤثر باشند، بیمار باید یک برنامه کاری منظم داشته باشد.
ازدواج و بیماری M.S
مبتلایان به M.S خصوصاً انواع خوش خیم آن و مواردی که ناتواناییهای حرکتی-تعادلی بارزی نداشته باشد میتوانند جهت تشکیل خانواده و ازدواج اقدام نمایند.
حاملگی، شیردهی و M.S
از آنجا که M.S به طور شایع در سنین 20 تا 40 سالگی و بیشتر در زنان رخ میدهند. این سوال که آیا حاملگی بر روی سیر بیماری M.S اثر دارد اهمیت مییابد. در این مورد باید گفت که خطر وقوع حملهM.S در طی 9 ماه حاملگی کمتر است. شیردهی، در صورتی که بیمار از اینترفرون یا داروهای سرکوب کننده ایمنی استفاده نکند بلامانع میباشد.
نقش حمایتهای روحی در بیماران M.S
از آنجایی که بیماری M.S یک بیماری مزمن با سیر غیر قابل پیش بینی است، بیمار نیاز به حمایتهای روحی- روانی از طرف همسر، خانواده، دوستان و اجتماع میباشد. فرد مبتلا به M.S باید بداند که با انطباق با بیماری و سازگاری با شرایط جسمی میتواند همچنان فرد مؤثر و کارآمدی باشد. از آنجا که استرسهای روحی در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
عامل 1) هوش درون فردی ( Intelligence Intrapersonal ) به توانایی تشخیص و درک احساسات شخصی, بیان احساسات, عقاید و افکار و دفاع از حقوق فردی به روشی غیر مخرب و رها بودن از وابستگی هیجانی اطلاق می شود . و خود آگاهی هیجانی ( باز شناسی و فهم احساسات خود) , جرات ( ابراز احساسات , عقاید , تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه ای سازنده ) , خود تنظیمی ( آگاهی , فهم, پذیرش و احترام به خویش ) , خودشکوفایی( تحقق بخشیدن به ایتعدادهای بالقوه خویشتن) و استقلال ( خود فرمانی و خود کنبرلی در تفکر و عمل شخص و رهایی از وابستگی هیجانی) را در برمی گیرد. عامل 2) هوش بین فردی ( Intelligence Interpersonal ) به معنی توانایی همدلی یعنی آگاهی, درک و ارزیابی احساسات دیگران است. ارتباط بین فردی به معنی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش دو طرفه ( شامل ابراز و دریافت محبت) است. همچنین هوش بین فردی بالا , مسئولیت پذیری اجتماعی بالارا هم به دنبال دارد. عامل 3) قابلیت انطباق( Abaptadility ) : انطباق یا سازگاری شامل مساله گشایی ( تشخیص و تعریف مسایل , همچنین ایجادی راهکارهای موثر) , آزمون واقعیت( ارزیابی مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی تجربه می شود ) و انعطاف ( تنظیم هیجان, تفکر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط ) می باشد.عامل 4) کنترل استرس ( Control Stress ) :شامل توان تحمل حوادث ناخوشایند و شرایط استرس زا و نیز مقاومت , به تاخیر انداختن یا انکار یک تکانه, سائق یا وسوسه برای عمل کردن است. عامل5) خلق عمومی ( Moob General ) : توانایی رضایت از زندگی , شاد بودن و داشتن نگرش مثبت یا مشخص در همه شرایط حتی در زمان بد شانسی.
خرده مقیاسهای پانزده گانه نیز عبارتند از : 1) خودآگاهی هیجانی (Awareness Self Emotional ):توانایی شناخت احساسات خود, تفکیک آنها, آگاهی از احساس خود و دلایل ظهور این احساسات. 2) قاطعیت( Assertiveness ) : توانایی بیان احساسات , عقاید و افکار خود و دفاع از حقوق خود به روش منطقی , غیر مخرب و بدون فحاشی که شامل 3 بعد است: توانایی بیان احساسات ( پذیرش خشم, صمیمیت و ... و ابزار آن ) توانایی بیان آشکار عقاید، افکار و باورهای خود ( خوش آیند و ناخوشایند) و اتخاذ تصمیم راسخ و روشن , حتی اگر با محروم شدن از بعضی امتیازات همراه باشد. توانایی پایداری و مداومت برای احقاق خق خود , افراد قاطع و جرات مند کمرو و خجالتی نیستند. آنها می توانند احساسات خود را واضح , روشن , مستقیم و بدون خشونت و پرخاشگری ( فیزیکی یا کلامی ) ابراز کنند. 3) حرمت نفس( Regarb Self ) : حرمت نفس در واقع توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان فردی ارزشمند, احترام به هود و دوست داشتن خود آنگونه که هستیم و پذیرش جنبه های مثبت و منفی قابلیت ها و محدودیتهای خود است. در بخث هوش هیجانی با مفاهیمی چون امنیت, اعتماد به نفس , خود باوری و احساس ارزشمندی نسبت به خود سروکار داریم . اعتماد به نفس و عزت نفس با خود باوری و هویت رشد یافته ارتباط کامل دارند. بنابراین شخص صاحب حرمت نفس, احساس خشنودی و رضایت از خود داشته و فرد فاقد آن احساس بی لیاقتی و حقارت می کند.4) خود شکوفایی ( Actuali selfzation) : خود شکوفایی مستلزم شناخت توانمندی های بالقوه در فرد و سپس رشد و شکوفایی انهاست. این بعد از هوش هیجانی , راهی برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی فرد است. تلاش برای شکوفا کردن استعدادهای بالقوه از طریق اهداف شخص و با گذشت عمر قابل دستیابی است. خود شکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد توانایی ها , قابلیت ها و استعدادهاست. خود شکوفایی رسیدن از خود واقعی به خود ایده آل است. شناخت خود, پذیرش و رضایت از خود وخود باوری و آنگاه تلاش برای رسیدن به آنچه باید باشیم مسیر ما در رسیدن به خود شکوفایی است. 5) استقلال (Inbepenbence ) : استقلال یعنی توانایی خود هدایتگری و خود کنترلی در فکر و عمل و عدم وابستگی عاطفی افراد مستقل در برنامه ریزیها و تصمیم گیریهای مهم متکی به خود هستند البته پیش از تصمیم گیری , در جستجوی نقطه نظرات دیگران نیز هستند و در تصمیم گیری نهایی به آنها توجه می کنند ولی تصمیم نهایی با خود آنهاست. افراد مستقل از اتکا به دیگران برای برآوردن نیازهای عاطفی خود پرهیز می کنند. مستقل بودن برمیزان اعتماد به نفس, انگیزه درونی , تمایل به برآوردن انتظارات و تعهدات خود, بدون آنکه اسیر آن شوند مبتنی است . افراد مستقل در عین حال که از دلبستگی هایی برخوردارند به لحاظ عاطفی به دیگران وابسته نمی شوند.