لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
رویکردهای موجود در مورد نقش زنان در توسعه
مقدمه:
برای دست یابی به توسعه پایدار و درونزا , در هر جامعه ای نیاز به مشارکت زنان احساس می شود . هیچ جامعه ای نمی تواند تنها با نیروی کار نیمی از جمعیت خود , با توسعه جهانی رقابت کند .
از ابتدای صنعتی شدن جامعه شناسان و دیگر صاحب نظران در باره ی مشارکت زنان در امور اقتصادی و توسعه دیدگاهای متقاوتی داشته اند , وهر یک از آنها با توجه به مسائل زمان خود این موضوع را بررسی کرده اند .
با توجه به موقعیت اجتمائی , سیاسی , اقتصادی و فرهنگی موجود ی در جوامع مختلف زمینه ها متفاوتی برای مشارکت زنان در توسعه به وجود آمده است .
دامنه ی این تفاوتها بسیار گسترده است , به طوری که برای هر کشور خاص زمینه ی خاصی از مشارکت زنان نیز وجود دارد . حتی نمی توان تمام کشورهای در حال توسه را که شباهت زیادی به یکدیگر دارند , کاملا مشابه در نظر گرفت .
رباره ی ایران نیز در این زمینه نظرات متفاوتی مطرح شده , که تمام آنها با توجه به شرایط خاص اجتماعی , سیاسی , اقتصادی و مهمتر از همه شرایط فرهنگی کشور بوده است . در ادامه به تعدادی از رویکردهای مربوط به زنان وتوسعه اشاره می شود .
رویکردها:
در زمینه ی نقش زن در توسعه رویکرهای متفاوتی وجود دارد . بعضی از این رویکردها بر اساس نیاز جامعه جدید صنعتی به نیروی کار است , و این که جامعه به تمام نیروی انسانی خود نیاز دارد و بعضی از آنها بر اساس لزوم تساوی زن و مرد و حقوق فردی مساوی آنها است . وبرخی نیز با توجه به نیاز جامعه و این که در هر شرایطی جامعه با کدام شیوه بهتر اداره می شود , نظرات خود را تغییر می دهند .
در مجموع همان طور که در ابتدای سخن گفته شد , هر جامعه ای برای رسیدن به توسعه پایدار نیاز به همکاری تمام نیروی انسانی خود دارد .
در کشورهای توسعه یافته با توجه به کم شدن رشد جمعیت و رقابتی که در تولید وجود دارد , جامعه مجبور به استفاده از نیروی کار زنان شد واین وظیفه ای است که جامعه بر عهده ی زنان نیز گذاشته است . تمام زنان در این جوامع می دانند که باید شغلی داشته باشد و جامعه نیز زمینه ی شغلی آنها را فراهم کرده است .
ولی در یک کشور در حال توسعه مثل کشور ما زمینه ی شغلی برای همه ی مردان نیز فراهم نیست زنان هم که در مرتبه ی دوم قرار می گیرند .
رویکرد مذهبی (توسعه انسانی ) :
بر اسا س این رویکرد توسعه عاملی برای بهینه سازی کیفی سطح زندگی معرفی شده است . زنان در این رویکرد حتی اگر در نظام تولید صنعتی شرکت نداشته باشند , یعنی در بازار کار شغلی نداشته باشند , باز هم در روند توسعه نقش اساسی ایجاد می کنند . آنها با تربیت نیروی کار و فراهم کردن محیط آرام در منزل شرایط مناسب کاری را برای مردان فراهم می کنند .
در این رویکرد از زنان به عنوان مهمترین عامل توسعه انسانی یاد شده است. و این موضوع ( توسعه انسانی ) با توسعه فرهنگی , اقتصادی و صنعتی هم ارزش در نظر گرفته شده است .
این دیدگاه زنان را تشویق می کند که به انجام وظایف مادری و همسری خود مشغول باشند و لزومی نمی بیند که آنها در نظام کار بیرون شرکت داشته باشند . واین کار در حقیقت تشویق زنان برای حفظ نقش سنتی آنها است .
نقش مادری شاید مهمترین نقش هر زنی باشد , ولی در دنیای امروز یک مادر تحصیل کرده و شاغل , خیلی بهتر می تواند مسائل و مشکلات فرزند خود را درک وحل کند . این رویکرد بیشتر در جوامع مذهبی ودر حال توسعه , از جمله ایران به چشم می خورد و شاید دلیل آن نقش پررنگ مذهب در جامعه ی ماست و این فکر که یک زن در درجه اول یک مادر است .
شاید عملکرد بر اساس این روش در شهرهای کوچک مشکلی ایجاد نکند و حتی بهترین نوع عملکرد باشد , ولی در شهرهای بزرگ و مخصوصا تهران زیاد عملی نیست زیرا خیلی از خانواده ها در شهرهای بزرگ با مشکل مالی مواجه هستند و جدا از امر توسعه , خانواده به حقوق زن نیز نیاز دارد .
رویکرد فمینیستی :
فمینیست با اندیشه دفاع از حقوق زنان به وجود آمد , و از همان ابتدای فعالیت خود تمام تلاش خود را برای آگاهی زنان از حقوق خود انجام داده است . فمینیست ها یکی از دلایل در حاشیه قرار گرفتن زنان را ماندن آنها در خانه وعدم شرکت در فعالیت های اجتمائی می دانند .
در نتیجه به نظر آنها همه ی زنان باید در فعالیت های اجتماعی و روند توسعه شرکت داشته باشند . این حق تمام زنان است که مستقل باشند . به نظر آنها جامعه بایدزمینه ی اشتغال زنان را فراهم کند . آنها شدیدا با عقاید سنتی مخالفند .
شاید این رویه در آینده برای تمام جوامع الزامی شود ولی نمی توان یک جامعه سنتی را یک شبه تغییر داد . ابتدا باید شرایط اجتماعی برای اشتغال زنان فراهم شود و خود زنان نیز آمادگی و تمایل حضور در جامه را پیدا کنند , تا تغییر در جامعه صورت گیرد و زنان نیز نقش خود را در توسعه ایفا کنند .
رویکرد عدالت جنسیتی :
طرفداران این رویکرد معتقد اند زنان امروز به اندازه ی مردان توانایی دارند و استفاده نکردن از این نیروی کار آماده باعث به وجود آمدن نا هنجاری در جامعه می شود .
سرمایه انسانی با سرمایه طبیعی که در صورت بی توجهی و عدم استفاده می تواند دست نخورده باقی بماند، متفاوت است. سرمایه انسانی در صورت بی توجهی و عدم به کارگیری سبب بروز ناهنجاری های اجتماعی، بحران ها و به طور کلی ایجاد ناامنی سیاسی و اجتماعی می شود .
پیش بینی و برآوردهای مربوط به جمعیت زنان طی سال های آینده حاکی از رشد قابل توجه متقاضیان کار زن و بالا رفتن مهارت های ذهنی و عملی ایشان است. توسعه دانایی محورایجاب می کند که کشور اسلامی ایران از این سرمایه انسانی با ارزش بهره مند شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
رویکردهای موجود در مورد نقش زنان در توسعه
مقدمه:
برای دست یابی به توسعه پایدار و درونزا , در هر جامعه ای نیاز به مشارکت زنان احساس می شود . هیچ جامعه ای نمی تواند تنها با نیروی کار نیمی از جمعیت خود , با توسعه جهانی رقابت کند .
از ابتدای صنعتی شدن جامعه شناسان و دیگر صاحب نظران در باره ی مشارکت زنان در امور اقتصادی و توسعه دیدگاهای متقاوتی داشته اند , وهر یک از آنها با توجه به مسائل زمان خود این موضوع را بررسی کرده اند .
با توجه به موقعیت اجتمائی , سیاسی , اقتصادی و فرهنگی موجود ی در جوامع مختلف زمینه ها متفاوتی برای مشارکت زنان در توسعه به وجود آمده است .
دامنه ی این تفاوتها بسیار گسترده است , به طوری که برای هر کشور خاص زمینه ی خاصی از مشارکت زنان نیز وجود دارد . حتی نمی توان تمام کشورهای در حال توسه را که شباهت زیادی به یکدیگر دارند , کاملا مشابه در نظر گرفت .
رباره ی ایران نیز در این زمینه نظرات متفاوتی مطرح شده , که تمام آنها با توجه به شرایط خاص اجتماعی , سیاسی , اقتصادی و مهمتر از همه شرایط فرهنگی کشور بوده است . در ادامه به تعدادی از رویکردهای مربوط به زنان وتوسعه اشاره می شود .
رویکردها:
در زمینه ی نقش زن در توسعه رویکرهای متفاوتی وجود دارد . بعضی از این رویکردها بر اساس نیاز جامعه جدید صنعتی به نیروی کار است , و این که جامعه به تمام نیروی انسانی خود نیاز دارد و بعضی از آنها بر اساس لزوم تساوی زن و مرد و حقوق فردی مساوی آنها است . وبرخی نیز با توجه به نیاز جامعه و این که در هر شرایطی جامعه با کدام شیوه بهتر اداره می شود , نظرات خود را تغییر می دهند .
در مجموع همان طور که در ابتدای سخن گفته شد , هر جامعه ای برای رسیدن به توسعه پایدار نیاز به همکاری تمام نیروی انسانی خود دارد .
در کشورهای توسعه یافته با توجه به کم شدن رشد جمعیت و رقابتی که در تولید وجود دارد , جامعه مجبور به استفاده از نیروی کار زنان شد واین وظیفه ای است که جامعه بر عهده ی زنان نیز گذاشته است . تمام زنان در این جوامع می دانند که باید شغلی داشته باشد و جامعه نیز زمینه ی شغلی آنها را فراهم کرده است .
ولی در یک کشور در حال توسعه مثل کشور ما زمینه ی شغلی برای همه ی مردان نیز فراهم نیست زنان هم که در مرتبه ی دوم قرار می گیرند .
رویکرد مذهبی (توسعه انسانی ) :
بر اسا س این رویکرد توسعه عاملی برای بهینه سازی کیفی سطح زندگی معرفی شده است . زنان در این رویکرد حتی اگر در نظام تولید صنعتی شرکت نداشته باشند , یعنی در بازار کار شغلی نداشته باشند , باز هم در روند توسعه نقش اساسی ایجاد می کنند . آنها با تربیت نیروی کار و فراهم کردن محیط آرام در منزل شرایط مناسب کاری را برای مردان فراهم می کنند .
در این رویکرد از زنان به عنوان مهمترین عامل توسعه انسانی یاد شده است. و این موضوع ( توسعه انسانی ) با توسعه فرهنگی , اقتصادی و صنعتی هم ارزش در نظر گرفته شده است .
این دیدگاه زنان را تشویق می کند که به انجام وظایف مادری و همسری خود مشغول باشند و لزومی نمی بیند که آنها در نظام کار بیرون شرکت داشته باشند . واین کار در حقیقت تشویق زنان برای حفظ نقش سنتی آنها است .
نقش مادری شاید مهمترین نقش هر زنی باشد , ولی در دنیای امروز یک مادر تحصیل کرده و شاغل , خیلی بهتر می تواند مسائل و مشکلات فرزند خود را درک وحل کند . این رویکرد بیشتر در جوامع مذهبی ودر حال توسعه , از جمله ایران به چشم می خورد و شاید دلیل آن نقش پررنگ مذهب در جامعه ی ماست و این فکر که یک زن در درجه اول یک مادر است .
شاید عملکرد بر اساس این روش در شهرهای کوچک مشکلی ایجاد نکند و حتی بهترین نوع عملکرد باشد , ولی در شهرهای بزرگ و مخصوصا تهران زیاد عملی نیست زیرا خیلی از خانواده ها در شهرهای بزرگ با مشکل مالی مواجه هستند و جدا از امر توسعه , خانواده به حقوق زن نیز نیاز دارد .
رویکرد فمینیستی :
فمینیست با اندیشه دفاع از حقوق زنان به وجود آمد , و از همان ابتدای فعالیت خود تمام تلاش خود را برای آگاهی زنان از حقوق خود انجام داده است . فمینیست ها یکی از دلایل در حاشیه قرار گرفتن زنان را ماندن آنها در خانه وعدم شرکت در فعالیت های اجتمائی می دانند .
در نتیجه به نظر آنها همه ی زنان باید در فعالیت های اجتماعی و روند توسعه شرکت داشته باشند . این حق تمام زنان است که مستقل باشند . به نظر آنها جامعه بایدزمینه ی اشتغال زنان را فراهم کند . آنها شدیدا با عقاید سنتی مخالفند .
شاید این رویه در آینده برای تمام جوامع الزامی شود ولی نمی توان یک جامعه سنتی را یک شبه تغییر داد . ابتدا باید شرایط اجتماعی برای اشتغال زنان فراهم شود و خود زنان نیز آمادگی و تمایل حضور در جامه را پیدا کنند , تا تغییر در جامعه صورت گیرد و زنان نیز نقش خود را در توسعه ایفا کنند .
رویکرد عدالت جنسیتی :
طرفداران این رویکرد معتقد اند زنان امروز به اندازه ی مردان توانایی دارند و استفاده نکردن از این نیروی کار آماده باعث به وجود آمدن نا هنجاری در جامعه می شود .
سرمایه انسانی با سرمایه طبیعی که در صورت بی توجهی و عدم استفاده می تواند دست نخورده باقی بماند، متفاوت است. سرمایه انسانی در صورت بی توجهی و عدم به کارگیری سبب بروز ناهنجاری های اجتماعی، بحران ها و به طور کلی ایجاد ناامنی سیاسی و اجتماعی می شود .
پیش بینی و برآوردهای مربوط به جمعیت زنان طی سال های آینده حاکی از رشد قابل توجه متقاضیان کار زن و بالا رفتن مهارت های ذهنی و عملی ایشان است. توسعه دانایی محورایجاب می کند که کشور اسلامی ایران از این سرمایه انسانی با ارزش بهره مند شود.
از همین روست که اعتقاد داریم رویکرد عدالت جنسیتی می بایست در برنامه ریزی توسعه مد نظر قرار
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 27
سیستمهای تسلیحاتی موشکهای کروز و رویکردهای آن
(با نگرش بر عملکرد آنها در نبردهای اخیر)
مقدمه:
موشکهای کروز سیستمهای تهاجمی محسوب می شوند که بسته به تکنولوژی بکار رفته در آنها می توانند سیستمهای بالنسبه ساده تا پیچیده باشند . امروزه انواع ضد کشتی آنها به طور گسترده مورد تکثیر قرار گرفته است، اما انواع موسوم به حمله به اهداف زمینی تنها در موجودیهای تعداد انگشت شماری از کشورهای پیشرفته یافت می شود.
عملکرد موفقیت آمیز موشکهای تاماهاوک و CALCM در نبرد طوفان صحرا و عملیاتهای متعاقب آن و قیاس آنها با سیستمهای مشابهی چون هواپیمای پنهانکار F-117A باعث گردیده تا کشورهای دیگری که این تحولات را زیر نظر دارند با جدیت بیشتری برنامه توسعه این سیستمها را پیگیری نمایند . مهمترین فاکتورهایی که باعث می شوند. این سیستمها تسلیحاتی حائز اهمیت تلقی شوند عبارتند از توانایی نفوذ به لایه های دفاعی (اعمال تکنولوژیهای پنهانکاری و استفاده از مسیرهای چندگانه) ، افزایش برد به بیش از 500 کیلومتر ، انعطاف پذیری عملیاتی سیستم، قیمت تمام شده کمتر، تعداد موجودیهای در دسترس از این سیستمها ، می باشد.
وجود این تسلیحات پیچیده در کنار هواپیماهای ضربتی پیشرفته باعث خواهد شد تا ساختار نیروهای تهاجمی دستخوش تغییر شده و ملزومات برد و پنهانکاری بیشتر هواپیماهای تاکتیکی ضربتی اولویت شماره یک محسوب نشود.
موشکهای کروز: تعریف و رویکرد آنها
واژه موشک کروز در برگیرنده چندین گونه از سیستمها و توانایی های آنهاست، این موشکها دارای طیف وسیعی از گونه های بلوک شرق چون کرم ابریشم چین (HY-2) با برد معادل 105 کیلومتر تا انواع غربی و پیشرفته آن چون تاماهاوک که دارای بردی حدود 3000 کیلومتر می شود، است. این سیستمها بسته به سرعتها و قابلیتهای نفوذ خود به لایه های دفاعی دشمن دارای تفاوتهای عمده هستند. اما علیرغم این تفاوتها تمامی آنها دارای تعریفی مشترک هستند. این تعریف عبارتند از: پرنده بدون سرنشین هدایت شونده که توسط نیروی پیشران داخلی خود و از طریق تولید نیروی برای آیرود دینامیکی (Aerodynamic LiA) بخش اعظمی از مسیر خود به سمت هدف را طی می نماید و هدف اولیه و اصلی آن اعمال مهمات نظامی یا محموله ای ویژه بر هدف است. این تعریف همچنین می تواند سیستمهایی چون پرنده های بدون سرنشین (UAV) هلیکوپترها و هواپیماهای بدون سرنشین کنترل شونده را نیزشامل شود. موشکهای کروز دارای دو ماموریت اصلی در انهدام اهداف هستند و بر این اساس دارای دو گونه متفاوتند : موشکهای کروز ضد کشتی (ASCM77) و موشکهای کروز حمله به مواضع حمله به مواضع زمینی (LACM78) برای هدف مورد نظر در این جزوه انواع حمله به مواضع زمینی مورد بررسی و توجه واقع خواهد شد.
موشکهای کروز سیستمهایی قابل اطمینان ، دقیق، دارای قابلیت بقا در محیط دشمن و مهلک هستند که می توانند از طریق هوا، دریا و یا خشکی پرتاب شوند. در هنگام پرواز شناسایی آنها مشکل می باشد، آنها با انتخاب مسیرهای غیر مستقیم (پایین یا بالا) می توانند از روبرو شدن با محدوده های تحت دفاع شدید هوایی اجتناب نمایند تا بدین سان با انتخاب جهتی مناسب اهداف خود را مورد حمله قرار دهند. امروزه موشکهای کروز می توانند اهداف خود را با دقتی مثال زدنی مورد اصابت قرا ردهند، در آتیه موشکهایی از این دست که هوشمندتر شده و از دقتهای بالاتری برخوردار خواهند شد، تهدید فزاینده تری را فرا روی نیروهای مقابل قرار می دهند.
در حال حاضر تعداد معدودی از انواع حمله به مواضع زمینی شکل گرفته اند (عمدتا توسط آمریکا ، روسیه و فرانسه) و کشورهای زیادی نیز (برای مثال : چین ، فرانسه ، آلمان ، اسرائل ، ایتالیا روسیه و افریقای جنوبی) برنامه های توسعه موشکهای کروز حمله به مواضع زمینی را پیگیری می نمایند. در گزارش دفاعی در گزارش دفاعی ارائه شده در ماه می 1997 کشور آمریکا ، اشاره به این شده است که سلاحهای کشتار جمعی محتملا در غالب جنگهای آتی مورد استفاده واقع خواهند شد، این گونه عوامل توسط سلاحهای گوناگون حمل خواهند شد که یکی از آنها موشکهای کروز هستند.
عقیده بر آن دارند که شمار موشکهای کروز حمله به مواضع زمینی در خلال 10 سال آتی افزایش خواهد یافت . حین آنکه فاکتورهایی چون برد، دقت، کاهش سطوح مقطع راداری و تواناییهای تخریبی این موشکها نیز افزایش خواهد یافت. توسعه سیستمهای اخیر چون موشکهای روسی AS-18/KAZOO (kh-59M Ovod-M) موشک اسرائیلی AGM-142 Popeye و موشک AGM-84E(SLAM) از آمریکا مرز متمایز کننده موشکهای کروز و هوا به سطح ضد کشتی را از میان بر داشته، و تکثیر این سیستمها باعث اعمال تهدیدی جدی بر روی عملیاتهای تاکتیکی خواهد شد. ملحق نمودن محموله ای هوشمند در سر جنگی باعث خواهد شد تا در آتیه ای نه چندان دور، امکان درگیر شدن با واحدهای زرهی در حال حرکت میسر شود. از دیگر تواناییهای بالقوه موشکهای کروز نیز امکان اجرای مانور گریز و اقدامات متقابل توسط آنها خواهد بود.
تکنولوژیهای کلیدی در موشکهای کروز
تکنولوژی موشکهای مدرن مروز دارای 4 المان است : سازه بدنه ،سیستم پیشران ، سیستم هدایت و سرجنگی. پیشرفت و استفاده ازآخرین دستاوردهای علمی در هر یک
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 36
رویکردهای ، تحولات وزمینه های مناسب برای کاربرد اطلاعات در آموزش کشاورزی
چکیده : پیشرفت سریع در فناوری اطلاعات، روشهای جدید همکاری و مشارکت را بین مؤسسات آموزش کشاورزی را ممکن ساخته است. اگر مراکز آموزش کشاورزی بخواهند خود را تحولات وپیشرفتهای سریع علم و تکنولوژی همگام سازند، لازم است اساتید و آموزشگران بطور مستمر با بکارگیری فناوری اطلاعات دانش خود را روزآمد سازند. تحولات حوزه فناوری اطلاعات همواره نظامهای آموزشی را تحت تأثیر قرار داده است. باتحول سریع علوم وفنون جوامع معاصر بطور فزاینده ای در حال تنوع، پیچیده شدن و تحول اند. همگام با چنین تحولی، فرایند آماده سازی نسل جوان به عنوان متفکران مستقل، مولد ورهبران آینده باید متحول شود. اما، تحول در فرایند فعالیتهای آموزش کشاورزی نیازمند تحول در نگرش و بینش طراحان و مجریان برنامه های درسی، باز نگری وبازآزمایی سازه های برنامه های آموزشی است. مهمترین قابلیتهای فناوری اطلاعات در آموزش کشاورزی کشور، کمک به کاهش هزینه ها و افزایش کارآمدی در استفاده از منابع موجود، آمادهسازی فراگیران برای ورود به بازار کار، تسهیل و کارآمد سازی فعالیتهای تحقیقاتی و کمک به کاربردی کردن یافته های پژوهشی، ایجاد شرایط اجزای شیوه های مناسب آموزشی و افزایش علاقه دانشجویان است. مقاله حاضر به ارائه درباره تحولات ناشی ازفناوری اطلاعات در توسعه آموزش کشاورزی، کاربردهای فناوری اطلاعات در آموزش کشاورزی، مزایای کاربرد اینترنت در آموزش کشاورزی، اهداف فناوری اطلاعات در آموزش کشاورزی، ضرورت تحول در آموزش کشاورزی با استفاده از فناوری اطلاعات،رویکردهای کاربردفناوری اطلاعات در برنامه های درسی و.... نتیجه گیری و پیشنهادات می پرداز د. کلید واژهها : فناوری اطلاعات، آموزش کشاورزی، فناوری اطلاعات و ارتباطات مقدمه : ایجاد تحولات سریع و روز افزون در جوامع باعث شده تا آموزش نقش متفاوت ودر عین حال پیچیده ای داشته باشد. آموزش،بویژه درکشاورزی با چالش هایی در راستای ایجاد کشاورزی پایداروتوسعه روستایی مواجه است. آموزش کشاورزی می تواند نقش مهمی در آماده سازی کشاورزان، محققان، فراگیران، آموزشگران، مروجان و اعضای مجتمع های کشت وصنعت، برای کمک به جمعیت در حال رشد و دستیابی بیشتر به خودکفایی داشته باشد. دستیابی گسترده به پایگاههای اطلاعات الکترونیکی و منابع اطلاعاتی، بکارگیری فناوری اطلاعات درآموزش کشاورزی وکاربرد عملی فنون آموزش نوجوانان وجوانان، راهکارهایی هستند که به دانش آموزان ودانشجویان یامی دهند که چگونه مسائل ومشکلات خود را حل نموده و راه حلهای مناسب را بیابند. استفاده از این راهکارها به تدریج باعث ایجاد روندی طولانی مدت در کسب حقایق و اطلاعات می گردد.در سالهای اخیر، پیشرفت های روز افزون درفناوری اطلاعات ( از جمله اینترنت) زمینه همکاری و مشارکت بین مؤسسات و مراکزآموزش کشاورزی را بطور فزاینده ای هم دردرون کشورها وهم خارج از مرزها امکان پذیرساخته است. پیشرفتهای جدید جهانی در علم و فناوری اطلاعات، اثرات شگرفی بر مؤسسات ومراکز آموزش کشاورزی داشته است. اگر مراکز آموزش کشاورزی می خواهند همگام با تغییر وتحولات سریع موجود در علم و فناوری پیش روند، این، امر نیازمند انجام آموزش های مداوم برای آموزشگران، دانش آموزان و دانشجویان و بهره برداران علوم کشاورزی، تبادل افکار درون سازمانی و برون سازمانی و برگزاری نشست های علمی با استفاده از کارگاههای آموزشی و بهره گیری خلاق و نوآور از نظامهای اطلاعات الکترونیکی و یادگیری از راه دوراست.مقدمه آموزش کشاورزی را می توان به سه عامل عمده : فراگیر، آموزشگر وتجهیزات آموزشی تقسیم کرد و اثرات فناوری اطلاعات را حول این سه عامل در نظر گرفت. بایدتوجه داشت که منظور از تجهیزات آموزشی مواردی مانند کلاس، کتاب و ابزار آموزشی مانند رایانه، نرم افزار و وب است. با توسعه فناوری اطلاعات وگسترش کاربرد رایانه های شخصی، سیاری از موانع موجود بر سر راه کاربرد رایانه در آموزش از بین رفت.رایانه ها به عنوان ابزارهای آموزشی وهمچنین ابزارهای بهبودمدیریت آموزش بکار گرفته شدند.شاهد افزایش کارآیی آموزشی، بوسیله برگزاری دوره های آموزشی پیوسته خواهیم بود. توانایی آموزشگران و فراگیران در دسترسی هرچه بیشتر به منابع وبه یکدیگر، سبب افزایش سرعت وعمق مطالعات می شود. این امر همچنین، هزینه آموزش را پایین می آورد وبه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 75
1- توسعه و رویکردهای گوناگون به مدیریت توسعه
دنیای امروز دنیای تحولات مستمر است ؛تحولاتی که با سرعت بسیار زیادی در حال وقوع هستند و نظامهای مختلف را تحت تاثیر قرار داده اند . نظامهای تکنولوژیک، انسانی و سازمانی از جمله سامانههایی هستند که هم از روند تغییر و تحولات عرصههای داخلی و خارجی تاثیر پذیرفته و هم توان بالقوه تاثیرگذاری بر آن را دارا میباشند .در دنیای امروز که بدون شک مملو از پیچیدگیها ، ابهامها ، نایقینیها و موقعیتهای مملو از کشمکش، رقابت و تعارضهاست، نقش مدیریت اثربخش و کارامد تبلور بیشتری مییابد. (علیخانی: فرشاد: الف :1380 :82-73)
یکی از مسایل بنیادین در دنیای حاضر ، موضوع توسعه و توسعهیافتگی است؛ بهطوریکه شناخت دلایل عقبماندگی و یا توسعهیافتگی و نیز راههای مواجه موثر با آنها ، از جمله دغدغه های دولتها محسوب میشود . سریع القلم ، توسعه را بهینهسازی استفاده از نیروهای بالقوه مادی و انسانی یک اجتماع میداند. (سریع القلم: محمود: 1369: 840 ) پژوهشگر رساله حاضر نیز توسعه را فرایندی همهجانبه و فراگیر و شامل رشد کمی و کیفی متغیرهای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، فنی و اطلاعاتی میداند که معمولا در افق درازمدت محقق میشود.
رویکردهای گوناگونی در بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل رشد و توسعه کشورها مطرح بوده است که در آن میان میتوان به رویکردهایی که با عنایت به موضوع " توازن در رشد و توسعه " طراحی شدهاند اشاره نمود . عدهای از اندیشمندان همچون پربیش و نورکس (Perbish:1964,Nurks:1964) در شمار طرفداران دکترین رشد و توسعه متوازن قرار دارند.اساس این دکترین بر این اندیشه استوار است که برای رهایی از سطح راکد درآمد، افزایش قدرت تولیدی و به منظور درهم شکستن زنجیره تسلسهای فقر ، بدبختی و فلاکت - با توجه به وابستگی بین بخشها - باید کار را از سرمایه گذاری متقارن و همزمان در طرحهای متعدد اقتصادی – اجتماعی آغاز نمود . این دکترین بر آن است که در ممالک عقبمانده ، اقدام به سیاستگذاریهای نامتقارن ، منفصل و جداگانه موفقیتآمیز نخواهد بود و نیل به توسعه اقتصادی – اجتماعی توام با موفقیت مستلزم آن است که کار را با یک حداقل سرمایه گذاری در تمامی فعالیتها آغاز نمود ؛ به گونهای که بخشهای مختلف جامعه بتوانند به حمایت از یکدیگر بپردازند.( جیروند: عبدالله: 1378: 8-147)
نورکس(Nurks: Ragnar: 1964)کشورهای توسعه نیافته را در گرداب دورهای باطل فقر گرفتار میبیند . وی به صراحت معتقد است که سطح درآمدهای پایین در ممالک عقب مانده ، بازتاب بازدهی کم یا قدرت تولید در سطح پائین آنان به دلیل کمبود سرمایه است . کمبود سرمایه نیز معلول محدود بودن ظرفیت پس انداز جامعه است. بدین ترتیب ، دور باطل کامل میشود . نورکس جهت رهایی از این دوره های باطل در شمار طرفداران دکترین رشد و توسعه متعادل قرار میگیرد و برآن است که رشد و توسعه متوازن وسیلهای برای تسریع رشد و توسعه اقتصادی است. (جیروند:عبدالله :1375 155)
علیرغم آنکه نظریه رشد متعادل در حوزه مفهوم پردازی توسعه بیشتر بر بعد اقتصادی توسعه تاکید دارد ،به نظر میرسد اساساً بتوان آن را در ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، تکنولوژیک و اجتماعی نیز صادق دانست . استدلال نورکس در باب دلایل عقبماندگی کشورها را میتوان در قالب نمودار شماره 1 به تصویر درآورد .
شاید بتوان براساس دکترین رشد و توسعه متعادل بسیاری از کشورهای نفتخیز در حال توسعه را در دام رشد نامتعادل گرفتار دانست ؛ چرا که به عنوان مثال ، جیروند معتقد است که رشد نامتعادل به معنای دقیق کلمه زمانی رخ میدهد که بعضی از بخشهای اقتصادی مثل نفت ،نقش رهبری را در فرآیند توسعه بر عهده گیرند و در پیشاپیش سایر بخشها به سوی توسعه گام بردارند . (جیروند، عبدالله،ص. 166). با توجه به اینکه این ویژگی در کشورهای نفتخیز ، صادق به نظر میرسد، میتوان این نتیجه بدوی را احتمالا صادق دانست. البته به نظر پژوهشگر رساله حاضر، به نظر میرسد که در دکترین رشد متعادل ، موضوع"مزیت نسبی در گزینش بخش سرمایهگذاری" مورد مسامحه قرار گرفته باشد ؛ به نحوی که شاید بتوان آن را از نقاط ضعف این تئوری محسوب نمود . با چنین منطقی است که عدهای از اندیشمندان همچون باران و هیرشمن (Hirschman :Albert :1958,Baran:Paul: 1970) با طرح بحث "کمبود سرمایه در ممالک عقب مانده" و بر مبنای دکترین رشد و توسعه نامتعادل معتقد باشند که برای دستیابی به توسعه باید با توجه به امکانات خود ، از میان طرحهای مختلف سرمایه گذاری ، یک یا چند طرح را انتخاب کنیم . آنها اعتقاد دارند بهجای حذف عدمتوازنها ، باید به ابقای آنها بپردازیم. به عنوان مثال ، هیرشمن وظیفه اجرایی یک سیاست توسعه ای موفق را عبارت از حفظ فشارها، بی تناسبیها و عدم توازنها میداند.(جیروند:عبدالله :1375: 161). پژوهشگر رساله حاضر این ایده را خاطر نشان مینماید که با استناد به این تئوری ، عدمتوازن در رشد بخش نفت در برابر بخش غیرنفتی در کشورهای نفتخیز از این جهت موجه جلوه میکند که با توجه به در دسترس و سهلالوصول بودن منابع نفتی، حداقل در نگاه اول ، بتوان مزیت نسبی بیشتری جهت سرمایهگذاری در این بخش در مقایسه با سایر بخشها ملاحظه نمود. شاید بتوان این استدلال را یکی از استدلالهای غالبا مطرح شده از جانب کشورهای نفتخیزی دانست که به رشد و توسعه بخش نفتی - اقتصادی خود در برابر سایر بخشها بیشتر اهمیت داده و سرمایهگذاری بیشتری در آن نمودهاند.
اما تئوری رشد و توسعه نامتعادل نیز نقدهایی را پذیرا شده است؛ از جمله این انتقادها میتوان به وجود مشکلات ناشی از سختتر شدن انجام هماهنگی سرمایهگذاریهایی است که به صورت نامتعادل در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی انجام شدهاند. در صورتی که دکترین رشد و توسعه متعادل مبنای کار قرار گیرد ، روند " رشد و توسعه بخش غیر نفتی در برابر بخش نفتی " محقق و تسهیل خواهد شد اما در صورت مبنا قرار دادن دکترین رشد نامتوازن میتوان یکهتازی بخش نفتی در اقتصاد را محتمل دانست که البته به نظر میرسد موفقیت کشورها در اجرایی کردن هر یک از این دو رویکرد ، مستلزم بکارگیری روشهای صحیح در " استفاده از حربه نفت بر علیه وابستگی نفتی" باشد. در هر دو صورت ،به نظر میرسد که بخش نفت به عنوان بخش پیشتاز توسعه جلوهنمایی غیر قابل انکاری را از خود به نمایش خواهد گذارد.
باران (Baran: Paul : 1970) نیزدر اشاره به موانع توسعه ، خصیصه های ممالک عقب مانده را مورد اشاره قرار میدهد و در این چارچوب به توزیع بسیار نابرابر کل در آمد یا ثروت ،کمبود فرصتها و وجوه لازم برای سرمایهگذاری ، وجود نیروی انسانی بیکار ، غیر شاغل یا شاغل غیر موثر ،پائین بودن سطح زندگی و تجارت خارجی تک محصولی اشاره میکند و به نوعی، در شمار طرفداران ایده رشد و توسعه نامتوازن قرار میگیرد .( جیروند:عبدالله :1375 :.29) . با توجه به آنچه تا بدین جا از آن یاد شد میتوان در یک تقسیم بندی ، خصیصه های ممالک در حال توسعه را به شرح نمودار شماره 2 دانست.