انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

زن و سیاست در قرآن 21 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

چکیده:

نوشتار حاضر از ضرورت زندگى اجتماعى و طرح مساله ساماندهى و سازماندهى مناسب، که وجود نهادهاى اجتماعى و سیاسى را مى‏طلبد، آغاز مى‏گردد و پس از آن به تعریف تحلیلى سیاست پرداخته، به نوعى چشم انداز سیاست دینى نزدیک مى‏شود . سپس نقش زنان و مردان را در هرم سه وجهى قدرت سیاسى مورد بحث قرار داده، آنگاه به دیدگاههاى مختلف تاریخى، علمى و فرهنگى در مورد زنان و روبرداشتى سیاسى از آن و به حقوق زنان از دیدگاه اسلام و قرآن مى‏پردازد . پس از آن خود را به آیات مربوط به زنان، در ارتباط با فعالیت‏سیاسى نزدیک کرده، بعد از تفاسیر و نظریات، مساله راس هرم قدرت و قاعده آن را در آیات باز شناخته و شواهدى تاریخى را ارائه مى‏کند; همچون اشاره قرآن به داستان ملکه سبا، بیعت زنان با پیامبر و هجرت و جهاد زنان . در پایان پس از بررسى نهایى نتیجه‏گیرى را به بخش نخست‏بحث کشانده و تردید خود را در مورد ابهام تاریخى - فرهنگى مربوط به زنان، تصریح مى‏کند .

کلیدواژه‏ها:

قرآن، سیاست، زن، حقوق زنان

نوع انسان را که اشرف موجودات عالم است‏به معنویت دیگر انواع و معاونت نوع خود حاجت است; هم در بقاى شخص و هم در بقاى نوع . . . و چون وجود نوع، بى معاونت صورت نمى‏بندد و معاونت‏بى اجتماع محال است، پس

نوع انسان بالطبع محتاج بود به اجتماع .

زندگى، پویش هماره در فرآیند تاثیرگذارى و تاثیرپذیرى بر جهان پیرامون، و عمل مدام بر آنها و در یک عبارت حساسیت‏به رویدادهاى دنیاى پیرامونى، چه خاص و چه عام، مى‏باشد . این امر در جهان حیوانى تحت تاثیر "پیش ساختگى‏" است و برنامه‏ریزى کنونى کمتر در آن مداخله دارد و در دنیاى انسانى، نسبت‏به دنیاى حیوانى، برنامه‏ریزى از پیش تعیین شده، محدودتر یا جزیى‏تر است . اجتماعى بودن انسان علاوه بر اینکه اساس زیستى دارد، نیازى آگاهانه است . حقیقت این است که آدمى براى رفع نیازهاى خود - حتى نیازهاى جسمى - نیازمند نوعى برنامه‏ریزى است . گرچه قصد آن نداریم که به کوچکترین واحد اجتماعى یعنى خانواده از دیدگاه جامعه‏شناسى بپردازیم، ولى تاملى کوتاه در آن نمایانگر نیاز به برنامه‏ریزى و کوشش سازمان یافته براى بقا، تحول و امنیت‏خانواده است . انسان براى رفع نیازهاى خود، ایجاد امنیت و مقابله با پرخاشگرى طبیعت غیرحیوانى و حیوانى، و پرخاشگرى انسانى، نیازمند ابزارهایى است . اگرچه این ابزارها توانست انسانهاى اولیه را از برخى پرخاشگریها در حد بسیار محدود، محافظت نماید، اما ناکارامدى آن و نیاز به پناه جستن در یک شرایط خاص، اجتماع انسانى را بوجود آورده است .

اسپریگنز (1370) معتقد است که هیچ یک از نیازهاى انسانى، به صرف آرزو برآورده نمى‏شوند . بشر در بهشت عدن زندگى نمى‏کند که طبیعت تمام خواسته‏هایش را برآورده کند [ بلکه حتى با پرخاشگرى همیشگى او نیز روبروست] ; بقا و پیشرفت‏بشر به کار و کوشش او بستگى دارد [ . این است ] که انسانها باید به یارى مغزها و دستهاى خویش نهادهایى بنا کنند که در رفع نیازهاى متعدد فیزیولوژیک و روان‏شناختى، به آنها یارى رسانند .

بنابراین نهادهاى اجتماعى و نظام اجتماعى بوجود آمد; نهادهایى که در واقع، بنیان یک "جامعه سیاسى‏" را رقم زده‏اند . یک جامعه سیاسى چارچوبى است‏براى روابط نظام یافته که در آن افراد با هم روزگار مى‏گذارنند و خواسته‏ها و نیازهاى اجتماعى‏شان را برآورده مى‏کنند . بطور خلاصه جامعه سیاسى یک تکاپوى انسانى پرمعناست و تنها یک رویداد نیست . جامعه سیاسى مخلوق تعمدى بشر است که به منظور به انجام رساندن اهداف مهم و عملى، تشکیل شده، و اداره مى‏شود .

بشر براى سامان دادن به زندگى به نهادهاى پیچیده سیاسى نیاز دارد . در واقع در یک نظام اجتماعى از افراد محافظت و امنیت آنها تامین مى‏شود و فرد ثمره تلاش خود را بدست مى‏آورد .

از طرفى وجود نهادهاى اقتصادى، آموزشى و . . . نیز در جامعه‏ها ضرورت یافته است . تشکیل و تنظیم چنین نهادهایى از وظایف سیاسى است .

با تکیه بر گستره عمومى سخنانى که ذکر شد، درمى‏یابیم که حیوانات نیز نیازمند نوعى سیاست هستند; گرچه این امر از پیش تعیین شده باشد . هرچه از سطح زندگى ساده‏تر به زندگى پیچیده‏تر در حیوانات متکامل‏تر قدم مى‏گذاریم، به نوعى زندگى سیاسى، یا نیمه سیاسى نزدیک مى‏شویم .

سیاست‏بخش مهمى از زندگى انسان را تشکیل مى‏دهد . و از طرفى آدمى، نه به شکل از پیش تعیین شده، که بر اساس آگاهى، با محیط خود رابطه برقرار ساخته است و این امر مى‏رساند که تا چه حد نیاز به ساختارهاى عمدى در نظام اجتماعى انسان ملحوظ است . این ساختار معلول اندیشه و ضرورت زندگى اجتماعى است .

سیاست چیست؟

در واژه‏شناسى، سیاست، معناى حکم‏راندن بر رعیت و اداره کشور، حکومت و ریاست کردن، داورى، جزاء و تنبیه، صیانت‏حدود و ملک، اداره امور داخلى و خارجى کشور است .

اما براى شناخت دقیق‏تر سیاست‏بجاست‏به علمى که بررسى سیاست موضوع آنست، رجوع نماییم . بخش عمده مطالعه علم سیاست مساله قدرت و نفوذ است . دوورژه (1358) نیز در مورد جامعه‏شناسى سیاسى معتقد است که از میان دو مفهوم دولت و قدرت، مفهوم دوم از اولى مشهورتر و اجرایى‏تر است .گرچه نمى‏توان گفت که سیاست تنها در مبارزه براى کسب قدرت خلاصه مى‏شود و به نوعى تصمیم‏گیرى سیاسى در اجتماع نیز باز مى‏گردد .

عده‏اى معتقدند که محور بررسى علم سیاست، دولت‏یا حکومت و یا ترکیبى از این دو است . اما امروزه این تعریف را سنتى مى‏دانند . به عنوان نمونه هارولد لاسول در عین تاکید بر پویایى سیاست، معتقد است که قدرت، مفهوم اساسى سیاست است . به‏نظر عالم (1373)، سیاست، رهبرى صلح‏آمیز یا غیر صلح‏آمیز روابط میان افراد، گروهها و احزاب (نیروهاى اجتماعى) و کارهاى حکومتى در داخل یک کشور، و روابط میان یک دولت‏با دولت‏هاى دیگر در عرصه جهانى است .

بطور کلى سیاست‏به هر نوع‏تدبیر، فعالیت، تعمق، تفکر و اقدام فردى و جمعى در جهت کسب قدرت، و به عهده گرفتن اداره امور کشور به نحوى که جامعه و افراد آن در مسیر تحقق آمال و خواسته‏هاى خویش قرار گیرند، اطلاق مى‏شود . این تعریف، عناصر متعددى را مشخص مى‏سازد:

1- تلاش، تعمق وتعقل در سیاست

بیانگر یک نوع فعال بودن همراه با اندیشه و دور نگرى است . اما آیا براستى همیشه سیاست چنین ویژگیهایى دارد؟ یعنى یا باید بپذیریم که هیچ سیاستى که با تدبیر، تعمق و تفکر همراه نباشد وجود ندارد یا اینکه اگر باشد نمى‏توان نام سیاست‏بر آن نهاد; پس این بعد تعریف تا حدى مى‏باید با دقت و تردید نگریسته شود .

2- لزوم اجتماع:

زیرا بدون اجتماع، فعالیت‏سیاسى بى معناست و سیاست نیازمند قلمرو است .

3- در جهت احراز حاکمیت:

فعالیت‏سیاسى در جهت‏بدست گرفتن حاکمیت و قدرت اداره امور کشور مى‏باشد .

به عبارت دیگر سیاست توام با راه‏یابى به زمامدارى است . هیچ جامعه‏اى بدون قدرت برتر قابلیت عنوان کشور را ندارد; بنابراین هر تدبیر و اندیشه‏اى و عملى سیاسى نیست، مگر وقتى که در جهت دست‏یابى به قدرت برتر باشد . تعلیم و تعلم بدون هدف دستیابى به قدرت، فعالیتى صرفا آموزشى است; اما همین فعالیت آموزشى اگر با قصد دست‏یابى به قدرت و مشارکت در حاکمیت انجام بگیرد فعالیت‏سیاسى است; بنابراین در مشخصات سیاست انگیزه دست‏یابى به قدرت نهفته است . به‏عقیده مورگانتا انگیزه داشتن براى قدرت در سه جهت و عنوان یا در سه نمونه و الگو خلاصه مى‏شود:

الف) حفظ قدرت

ب) افزایش قدرت

ج) نمایش قدرت

بر حسب این سه نوع جهت‏براى قدرت یکى از سه نوع سیاست‏بروز مى‏نماید: سیاست‏حفظ وضع موجود، سیاست امپریالیستى، سیاست کسب اعتبار .



خرید و دانلود  زن و سیاست در قرآن 21 ص


دولت فاطمیان 20 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 22

 

چکیده

خلفای فاطمی توجه فوق العاده ای به اهل علم و کمال داشتند و از این رو دربار آنان مجمع علماء و فضلاء شده بود. شهرت علام نوازی و عالم دوستی ائمه فاطمی سبب شد که عده زیادی از علماء و ادباء و فلاسفه و حکماء و فقها و شعراء به دربار مصر روی آورند و اکثر آن ها مورد الطاف شاهانه واقع و از ندمای خاص دربار شدند و بعضی از آن ها بعد از کسب فیض و علم به میهن خود مراجعت می نمودند. فاطمیان که حامی علم و دانش بودند مدارس و دانشگاه ها و کتابخانه ها و دارالفنون را تشکیل دادند که در دوره آن ها استاتید و ارباب علم و دانش و اقسام آلات و ادوات علمی تهیه شده بود درهای آن خزانه علم و ادب بروی افراد برایگان گشوده بود تا که مردم در تمام اوقات آنچه را که می خواستند و می توانستند استفاده نمایند.

خلفای فاطمی همیشه در این دارالعلوم مجالس تحقیق منعقد می نمودند و علماء و اساتید و طالبین فضل و هنر در آن مجالس شرکت می کردند این گونه مجالس بر حسب شعبات مختلف خود از ریاضی دان ها و پزشکان و اهل منطق و غیره تشکیل می گردید و در آنها علمای هر طبقه با لباس مخصوص به خود شرکت می نمودند برای ترقی علوم هیئت و نجوم در اکثر مراکز رصدخانه هائی بنا نمودند و علمای ادب و استادان فن را از اسیا و ندلس دعوت می کردند.

ائمه فاطمی در فلسفه و حکمت نیز پیشقدم بودند در عهد آنها همان طوری که مصر مرکز علوم دینی بود مهد فلسفه و حکمت نیز می شد.

علم دوستی و هنرپروری فاطمیان از کتاب خانه های آنها پیداست که چه ذخائر علمی گران بها و نادری را گرد آورده بودند. در کتابخانه مخصوص قصر امام کتاب های نادری دیده می شد که قبل از آن در جایی دیده نشده بود. مقریزی در کتاب خود وقایعی را ذکر می کند که بزرگی و عظمت آن را به خوبی می رساند این کتابخانه یکی از عجایب روزگار بود که در تمام ممالک اسلام کتابخانه ای بزرگتر از آن وجود نداشت تعداد کتب این کتابخانه قریب ششصد و یکهزار جلد بود.

مقدمه

دولت فاطمیان در صفحات شرق مغرب اسلامی طلوع کرد در مشرق همسایگی آن یعنی مصر پاگرفت و پس از 270 سال در همان سرزمین غروب کرد این دولت یکی از درخشان ترین دوران های تمدن اسلامی را ثبت کرده است. حکومت اسماعیلی مذهب فاطمی زمانی که توانست در مصر امپراطوری قدرتمندی را بنا نهد برای دو سلطه دینی و سیاسی آن روزگار یعنی خلافت عباسی و سلطنت سلجوقی رقیبی اصلی به شمار می رفت و تهدیدی جدی برای ان دو بود به رغم درگیری های شدید فکری سیاسی و نظامی این دو قدرت و وابستگان آن ها با این دولت شیعی اسماعیلی که حتی هجوم گسترده صلیبی ها علیه مسلمین را تحت الشعاع قرار داده بود فاطمیان توانستند دولتی با مشخصاتی ویژه در تاریخ بنیان گذارند.

الحاکم بامرا... 411-386 هجری قمری :

ابوعلی منصور در ربیع الاول 375 هجری ولادت یافت و در سال 383 هجری ولیعهد شد و روزی که پدرش درگذشت با او بیعت شد و لقب الحاکم بامرا... یافت.

در رمضان 386 هجری در حالی که به 12 سالگی نرسیده بود دوران حکومت الحاکم را می توان چهار قسمت کرد :

دوره اول : از سال 381 تا 390 هجری قمری. که الحاکم در امور دخالت نداشت قدرت ابتدا در دست ابن عمار و سپس در دست برجوان بود.

دوره دوم : از سال 390 تا 395 هجری. الحاکم در اوان جوانی قدرت را در دست گرفت و تعصب شدیدی نسبت به مذهب فاطمی نشان داد و هم اهل ذمه و هم مسلمانان غیر اسماعیلی را تحت فشار قرار داد.

دوره سوم : از ال 396 تا 401 هجری. در این دوره الحکام متوجه دو امر شد یکی فرو نشاندن شورش ابورکوه و دیگری فرونشاندن و چاره جوی برای طغیان نیل که سه سال از 398 تا 401 ادامه داشت.

دوره چهارم : از سال 401 تا 411 هجری. در این دوره الحاکم سیاست چندگانه و متغیری داشت در رفتارش با مردم بر حسب دین و مذهبشان فرق می کرد چنین سیاستی گرچه خشم عامدی مصریان را برانگیخت ولی به استقرار امیت و حفظ اخلاق عمومی کمک کرد و به هرج و مرجی که در اوایل حکومت الحاکم بر جامعه گسترده بود پایان داد.

ابتدا قدرت در دست برجوان خازن که حال حافظ و لله الحاکم بود و در دست امیرحسین بن عمار رهبر ترکان بود ابن عمار موفق شد برجوان را کنار گذارد خود با لقب امین الدعوه به رتق و فتق امور دولت بپردازد. برجوان با منجوتکین حاکم ترک نژاد شام و حبش رهبر بربرها متحد شدند و سرانجام او را در سال 390 هجری از کار برکنار و کشتند.

برجوان قدرت را در دست گرفت و بربرها هم به طور تدریجی ضعیف شده و رو به زوال نهادند تا اینکه منصور بن یوسف بن بلقین در آفریقای شمالی و بربرها شورش کردند ولی برجوان موفق به سرکوبی آنان شد. برجوان که شروع به خودکامگی کرده بود کشته شد و حبش هم درگذشت. بنابراین الحاکم خود قدرت را به دست گرفت و حسین بن جوهر را وزیر خود ساخت در سال 393 هجری عیسی بن سطوری و فهد که دیوان مالی را اداره می کردند به سبب فساد کشته شدند.

شورش ابورکوه در سال 397 هجری آغاز شد به قولی او یک شاهزاده ی اموی بود گویا به نام ولید بن هشام که از دربار اندلس طرد شده بود و به برقه آمد و جمعیتی از عرب و بربر به دور خود گرد آورد و چون طرز رفتار



خرید و دانلود  دولت فاطمیان 20 ص


جهانی شدن و جهانی سازی 18 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 20

 

چکیده :

جهانی شدن یکی از مقوله های بحث انگیز و به روز می باشد که در همه ابعاد زندگی بشر تاثیر چشمگیری ایجاد نموده است و همه محققان و پژوهش گران را به بررسی آن وادار نموده است .در این مقاله نخست تعریف جهانی شدن و تاریخچه آن و سپس رویکردهای جهانی شدن ،فرصت ها و چالشهای جهانی شدن ،دیدگاه جهانی شدن درباره ایران ،خانواده در دنیای امروز،مادر جهانی شده و اثرات جهانی شدن برتعلیم وتربیت بررسی شده است.

مقدمه :

یکی از موضوعاتی که ذهن متفکران امروز را به خود مشغول کرده است مفهوم و واقعیت جهانی شدن وتاثیرات آن بردیگر شئون حیات بشری است؛اعم از اقتصاد، سیاست،فرهنگ ،محیط زیست ،رسانه ها،قومیت ها ،ملت ها و .....

کشورها وملت هایی که در عرصه های جهانی داعیه های ملی ،دینی و فرهنگی دارند ،همچون فرانسه ،ایران ،چین ،هند و...چالش های جدی تر و عمیق تری با این روند داشته و بالطبع بیشتر به تفگر و تامل و برنامه ریزی نیازمندند .

جهانی شدن بعنوان یکی از چالش های گریز ناپذیرپیش روی آموزش و پرورش درقرن 21ام در ابعاد سه گانه خود(اقتصادی ،سیاسی و فرهنگی )کشورهای مختلف را دستخوش تغییر و تحول می نماید .ازاینرو ویژگیها آثار این فرایند یکی از وظایف اصلی هر نظام تعلیم و تربیت و از جمله نظام آموزش و پرورش ایران می باشد .از جمله پیامدهای اقتصادی جهانی شدن که بر نظام آموزش و پرورش تاثیر می گذارد عبارتند ازتوجه بیشتر از نظام تعلیم و تربیت بر ْآموزش فنی و حرفه ای و استفاده بیشتر در تکنولوژی اطلاعات ،در بعد سیاسی جهانی شدن باعث کمرنگ شدن نظارت و تسلط دولت و حکومت برنظام تعلیم و تربیت است و دربعد فرهنگی جهانی شدن باعث تسلط فرهنگ غرب وکمرنگ شدن ویژگی های بومی به مخاطره افتادن هویت ملی و ارزشهای دینی و از طرفی ارتباطات فرهنگی بیشتر و شناخت سایر فرهنگها خواهد شد .

ازاین دیدگاه جهانی دارای فرصتها وچالش هایی درمواجهه بانظام تعلیم و تربیت ایران می باشد که با بهره گیری ازاین فرصتها وبا شناخت بهتر چالش ها می توان به حفظ میراث فرهنگی و اعتلای نظام تعلیم و تربیت در راستای جهانی شدن پرداخت.

کلید واژه ها : جهانی شدن و جهانی سازی ،رویکرد جهانی شدن ،فرصت و چالش های جهانی شدن ،خانواده،مادر جهانی شدن وتعلیم و تربیت جهان شده.

جهانی شدن و پیشینه آن :

سال های پایانی سده بیشتم و ماه های آغازین هزاره سوم میلادی با بحث های داغ ومناقشه انگیز درباره جهانی شدن همراه بوده است .مقامات حکومتی ،مشکلات اقتصادی کشور را به فشارهای ناشی از جهانی شدن نسبت می دهند ،گردانندگان بنگاههای اقتصادی کوناگون ،کوچک ترکردن شرکتهای خود را برای ادامه حیات در چهارچوب اقتصادی جهانی ضروری می دانند ؛طرفداران محیط زیست تأثیر مخرب جهانی شدن مهار شده را فریاد می زنند و پشتیبانان اجتماع های بومی مختلف نسبت به نابودی خرده فرهنگ ها و فرهنگ های کوچک در برابر موج فراگیر فرهنگ جهانی هشدار می دهند ،ولی باوجود کاربرد و اهمیت فراوان جهانی شدن ،معنا ومفهوم آن هنوز چندان روشن نیست.(دهشیری،1379،ص 72)

برای صراحت بخشیدن به این مفهوم برخی میان جهانی شدن و جهانی گرایی یاجهانی سازی(globalization & globalism )تفاوت قائل شده اند.منظور از جهانی شدن ،وضعی است که کم و بیش به طور طبیعی ،در نتیجه تحولات جهانی ،پیش می آید .برخی پدیده ها به طور طبیعی یااجتناب ناپذیر ،به تحولات جهانی منجر می شوند .برای مثال با بوجود آمدن رایانه و شبکه های ارتباطی خواه وناخواه مرزهای جغرافیایی در هم نوردیده می شوند و در نتیجه آن تحول جهانی رخ می دهد که طی آن ،جوامع و افراد آن در ارتباطی نزدیک با یکدیگر قرار می گیرند و از این طریق یکدیگر اثر می گذارند.در مقابل جهانی گرایی یاجهانی سازی تلاشی غالبا عمدی است که طی آن می کوشند نظامی ایدئولوژیک یااجتماعی – اقتصادی رابا پدیده های طبیعی جهانی شدن پیوند بزنندواز این طریق آن راجهانی کنند .این گونه جهانی گرایی ،از دهه هشتاد وبه موازات فروپاشی شوروی سابق ،شدت یافته است.(کلای ،1999 ،ص18)

تمایز مذکور مانند تمایزی است که میان جهانی شدن به منزله فرایندو در مقابل جهانی سازی به منزله طرح درنظر گرفته شده است. هنگامی که از جهانی شدن به منزله فرایند سخن به میان می آید ،منظور همان تحولات کم و بیش طبیعی است که نتایج به صورت ارتباط های فزاینده میان جوامع آشکار می شود.اما هنگامی که جهانی شدن به منزله طرح در نظر گرفته می شود،ناظر به تلاشی عمدی است برای آن که نظام فکری یا اجتماعی معینی در سطح جوامع گوناگون جهان گسترش و حاکمیت یابد.(باقری ،1383،ص 42و41)

گرچه تعریفی جامع ومانع ازجهانی شدن بسیاردشوار اما تعاریفی چند ارائه می شود .«جهانی شدن عبارتست از فرایند فشردگی فزاینده زمان و فضا که به واسطه آن مردم دنیا کم و بیش و به صورتی نسبتا آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام می شوند.»(گل محمدی ،1383 ، ص20)

مصادیق این فرایند عبارتند از : کاهش هزینه های که مکان ،زمان و فضا برارتباطات و حمل ونقل تحمیل می کنند،فرسایش و فروریزی مرزها و دیگر عوامل محدودکننده و مقید کننده امر اجتماعی ،همسانی ساختاری ونهادی جوامع مختلف جهان وافزایش وابستگی متقابل انسانها در سطح جهان.که این مصادیق را می توان به واسطه شاخص های زیر سنجید:افزایش حجم انواع ارتباطات اجتماعی ،افزایش حجم حمل ونقل ، افزایش کستره تاثیر پذیری و تاثیرکذاری انسانها،شکل گیری و افزایش نهادهای فراملی و بین المللی وجهانگیر شدن نهادهای محوری غرب(اقتصاد سرمایه داری مدرن ) .(همان منبع ص 12و11)

کلارک جهانی شدن را عبارت می داند از :«گسترش تجددبه اقصی نقاط جهان و جهانگیر شدن ویژگی های محوری فرهنگ وتمدن غرب است .(کلارک ،1997،ص 23)

والترز نیز جهانی شدن رانوعی یکدست سازی اقتصادی،زیرنظر ایالت متحد امریکا توصیف می کند . (والترز،1379،ص23)

درباره تاریخچه جهانی شدن نیز نظریه های مختلفی ارائه شده است که از دیدگاه نئومارکسیست ها فرایند جهانی شدن هنگامی آغاز شده است که نطفه نظام جهانی بسته شده است واین تاریخ به 2500 سال پیش از میلاد مسیح می گردد. اما دسته ای از نظریه پردازان تاریخ جهانی شدن همان تاریخ تمدن جهانی می دانند که حدود 1500سال پیش از میلاد و از مصر باستان و تمدن سومر آغاز می شود .(هولتن ،1998،ص 24)

دسته دیگر از نظریه پردازان شکل گیری و نقطه آغاز فرایند جهانی شدن رابسیار کوتاه تر از نظریه پردازان دیکرمی دانند.شماری از این نظریه پردازان اعتقاد دارند که باشکل گیری تجدد،فرایند جهانی شدن نیز آغاز شد.مثلا گیدنز جهانی شدن راچیزی جز گسترش تجدد نمی داند.(کلاک ،1997،ص 23)

مارکس و انگلس هم درک تاریخ جهانی شدن و آغاز این فرایند رامستلزم درک وشناخت تاریخ سرمایه داری می دانند ،چون ازدیدگاه آنان نظام سرمایه داری همواره دست اندر کار یکپارچه سازی اقتصادی و فرهنگی جهان بوده است .(لوی ، 1998،ص 17)

رویکردهای جهانی شدن: فرآیند پرشتاب جهانی شدن در دهه های اخیر، زمینه های مناسب و انگیزه ای برومند برای بررسی و تحلیل این فرآیند پدید آورده و امروزه اقتصادی دانان، جامعه شناسان و عالمان سیاسی پر شماری درباره جنبه های گوناگون جهانی شدن می اندیشند که حاصل کار آنها نظریه هایی در رابطه با پیدایش، گسترش و تشدید فرآیند جهانی شدن و تاثیرها و پیامدهای آن در زندگی اجتماعی در جهان معاصر است. (کل محمدی، 1383، ص31)

در یک دسته بندی ساده، سه رویکرد نسبت به جهانی شدن وجود دارد که مختصات این رویکردهای، تعاریف مربوط را روشن می سازد. نخست؛ رویکرد منفی یا پروژه ای است. این دسته از متفکران، همچون اگناسیورامونه، هانس پیترمارتن، هارولد شومان، حسن حنفی، محمد عابدالجابری که در زمره مارکسیست های نو، رادیکال ها و ناسیونالیست ها هستند. از جهانی سازی به جای جهانی شدن سخن می گویند. به نظر آنان یکسان سازی فرهنگی و ملی فرهنگ های بومی، طراحی نظام جدید بین المللی بر پایه منابع قدرت ها و کشورهای توسعه یافته نقص حاکمیت دولت ها، قدرت یافتن شرکت های چند ملیتی و سرنگونی شرکت های ملی و کوچک از پیامدهای گریزناپذیر جهانی سازی است. این گروه که در ایران هم پیروان و مدعیانی دارد، جهانی شدن را غربی سازی و آمریکاسازی نامیده، معتقدند، اگر امپربالیسم، آخرین مرحله سرمایه داری است، جهانی شدن نیز آخرین مرحله امپریالیسم است. آنان معتقدند در خلال سال های 1948 تا 1998 حجم دارایی های کشورهای ثروتمند جهان، دو برابر شده و این حاکی از عمیق تر شدن شکاف طبقاتی است که خود، تهدیدی جدی برای رفاه و دموکراسی است. به نظر اینان جهانی شدن طرف بازنده و برنده دارد. کشورهای ثروتمند که حدود 86 درصد تولید ناخالص ملی کل جهان را در اختیار دارند و



خرید و دانلود  جهانی شدن و جهانی سازی  18 ص