لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 3
فرزندان رسول خدا(ص)از خدیجه
رسول خدا(ص)به جز ابراهیم که از«ماریه قبطیه»کنیزمصرى آنحضرت متولد شد همان کنیزى که مقوقس(حاکممصر) براى آن حضرت فرستاد،فرزندان دیگر آن بزرگوار همگى ازبانوى بزرگوارش خدیجه-سلام الله علیها-بود که خداى تعالى به آنحضرت عنایت فرمود،که البته در عدد آنها و بلکه در نام آنهانیز اختلاف است،و مشهور آن است که آنها شش تن بودند، یعنى دو پسر و چهار دختر،و دانشمند فقید مرحوم دکتر آیتى درتاریخ پیامبر اسلام نام آنها و ترتیب ولادت و وفات آنها را بدینگونه ذکر کرده که ذیلا مىخوانید:
1-قاسم که نخستین فرزند رسول خدا است،و پیش ازبعثت در مکه تولد یافت،و رسول خدا به نام وى«ابو القاسم»کنیه گرفت،و نیز نخستین فرزندى است که از رسول خدا درمکه وفات یافت و در آن موقع دو ساله بود.
2-زینب دختر بزرگ رسول خدا که بعد از قاسم در سىسالگى رسول خدا تولد یافت،و پیش از اسلام به ازدواج پسرخاله خود«ابو العاص بن ربیع»درآمد و پس از جنگ بدر بهمدینه هجرت کرد و در سال هشتم هجرت در مدینه وفات یافت.
3-رقیه که پیش از اسلام و بعد از زینب،در مکه تولد یافتو پیش از اسلام به عقد«عتبة بن ابى لهب»درآمد و پس از نزولسوره«تبتیدا ابى لهب»و پیش از عروسى به دستور ابو لهب وهمسرش«ام جمیل»از وى جدا گشت.و سپس به عقد«عثمانبن عفان»درآمد و در هجرت اول مسلمین به حبشه با وى هجرتکرد و آنگاه به مکه بازگشت و به مدینه هجرت کرد و در سالدوم هجرت سه روز بعد از بدر،همان روزى که مژده فتح بدر به مدینه رسید،وفات یافت.
4-ام کلثوم که نیز در مکه تولد یافت و پیش از اسلام به عقد«عتیبة بن ابى لهب»درآمد و مانند خواهرش پیش از عروسى از«عتیبه»جدا شد،و در سال سوم هجرت به ازدواج«عثمان بنعفان»درآمد،و در سال نهم هجرت وفات کرد.
5-فاطمه علیها السلام که ظاهرا در حدود پنجسال پیش ازبعثت رسول خدا در مکه تولد یافت (1) و در مدینه به ازدواج«امیر المؤمنین»على علیه السلام درآمد،و پس از وفات رسولخدا به فاصلهاى در حدود چهل روز تا هشت ماه وفات یافت ونسل رسول خدا تنها از وى باقى ماند و یازده امام معصوم از دامنمطهر وى پدید آمدند.
6-عبد الله که پس از بعثت رسول خدا در مکه متولد شد و«طیب»و«طاهر»لقب یافت.و در همان مکه وفات کرد وپس از وفات او«عاص بن وائل سهمى»رسول خدا را«ابتر»خواند و سوره کوثر در پاسخ وى نازل گردید. (2)
و البته همانگونه که گفته شد آنچه ایشان انتخاب کرده و نوشتهاند بر طبق قول مشهور است،ولى اقوال دیگرى هم دراینباره هست که در سیره ابن هشام و کتاب المنتقى فی مولدالمصطفى (3) و کتابهاى دیگر نقل شده.
پىنوشتها:
1-البته نظر دانشمندان و محدثین شیعه عموما آنست که ولادت آنحضرت پنجسالبعد از بعثتبوده،و شاید بهمین جهت نیز ایشان بعنوان ظاهر این قول راذکر کردهاند.
2-تاریخ پیامبر اسلام صفحه 69-71.
3-سیره ابن هشام ج 1 ص 190 بحار الانوار ج 22 ص 166.
درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد 2 صفحه 52
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 35
لانه شیطان در تسخیر فرزندان روح الله
روایتی از انقلاب دوم
امروز روز 13 آبان سال 1358 است. زمان باردار حوادثی است که تاریخ ساز است حوادثی که دنیا را تکان خواهد داد و چه کسی گمان می برد در چنین روزی واقعه ای به وقوع خواهد پیوست که پایه های شیطانی ترین حاکمیت ادوار تاریخ بشری را به لرزه خواهد افکند.
آسمان ابریست و هوا و زمین غمناک از نم نم قطرات باران و تو گویی که آسمان شهر نیز بغضی فرو خورده دارد. بعضی ناشی از حیات ذلت بار ملتی بزرگ در زیر سر نیزه های حکومتی خود کامه و دست نشانده بغضی که می رود تا انقلاب دوم ملت بزرگ ایران را به بار نشیند و انقلاب اسلامی 22 بهمن را در 13 آبان 58 تکامل و تعالی بخشد. اینک حوادث می روند تا هویت حقیقی انقلاب یعنی ملت ایران را به منصه ظهور رساند چرا که در بهمن 57 این ملت تنها توانسته بود که ریشه استبداد را بر کند و امروز می رود تا بنیانهای استعمار و استکبار را در ایران برچیده و در جهان به لرزه در آورد.
سالها بود که اتحاد جماهیر شوروی و اذناب سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیکش در بلوک شرق بر مبارزه علیه استعمار و امپریالیسم غرب خاصه آمریکا را سر می دادند و اما اراده حق بر این مقرر گشت که فروپاشی همینه پوشالین استکبار شیطانی ایالات متحده آمریکا از طلعت ازلی و ناصیه نورانی حضرت روح الله و فرزندان معنویش طلوع نماید تا افتخار آن تنها در کف با کفایت مکتب انسان ساز و اسلام عزیز و مذهب مقاومت تشیع قرار گیرد.
ساعت 10 صبح روز 13 آبان سال 1358 خیابان طالقانی (روزولت سابق) وضع عادی خود را دارد. مردم در سراسر خیابان مشغول رفت و آمد و انجام کارهای خود هستند.
اتومبیل ها با سرعت و با سر و صدا عبور می کند. فروشگاه ها و شرکت ها بازند و کارکنان آنان سرگرم کارهای روزمره هستند همه چیز درست مثل روزهای قبل است.
ساعت 11 صبح است. گروهی نزدیک به 400 نفر در حالی که خیابان طالقانی را طی می کند به سوی سفارت آمریکا می آیند هنگامی که به مقابل آن می رسند در یک لحظه از در و دیوار سفارت بالا می روند و به درون محوطه سفارت می پرند. مردم هاج و واج به این صحنه می نگرند و همه از خود می پرسند چه شده است؟
خیابان بند می آید و نفسها نیز جوانها تند و تیز یکی پس از دیگری از گوشه و کنار سفارت به داخل می روند حالا هر کدامشان بازوبندی بدست و عکسی از امام بر سینه دارند. مدتی نمی گذرد و در حالی که باران رحمت از آسمان تهران شروع به بارش کرده و خبر در همه شهر می پیچد. سفارت آمریکا اشغال شد.
بغض فرو خورده 25 ساله
روز 13 آبان 1357 25سال رفته از کودتای 28 مرداد 32 و آغاز خودکامگی پهلوی دوم در زیر بیرق پرچم آمریکا دانشجویان و دانش آموزان به ستوه آمده از خودکامگی رو به فزونی خاندان پهلوی و اذناب هزار فامیلش و به پاس داشت روز 13 آبان 1343 روز تبعید رهبر دور از وطنشان که نزدیک به 15 سال است در تبعید در بلاد غربت می زید به دانشگاه تهران پناه آوردند اما چه کسی گمان می برد که خون این فرزندان عزیز ایران اسلامی آن هم در دانشگاه تهران رنگین کننده سنگفرش های دانشگاه تهران گردد و نهالی شود از برای سرنگونی سلطنت پهلوی.
از این پس بود که ملت ایران مترصد فرصتی بود تا بغض فرو خورده 25 ساله زیستن در زیر سیطره شیطانی و نظم جهنمی ایالات متحده امریکا و مزدوری محمد رضا پهلوی را بر فرق ایشان وارد آورد. این بود تا درست یک سال بعد یعنی 13 آبان 58.
دو روز پس از پیروزی انقلاب در صبحگاه 24 بهمن 57 عده ای در حرکتی مرموزانه و اقدامی مشکوک و قدرت نمایانه دست به تسخیر سفارت امریکا در تهران زدند.
آنان مسلحانه و طی درگیری یک ساعته توانستند سفارت امریکا را به اشغال خود در آورده و اعضای سفارت را به گروگان گیرند. هویت آنان مشخص شد آنان نیروهای وابسته به چریکهای فدایی خلق بودند که اینک آمده بودند تا برای تحقق شعارهایی ضد امپریالیستی که از صبح تا شام می دادند جامه عمل بپوشانند.
آنان خود و همپالگی های خود مانند مجاهدین خلق را تنها مبارزین راستین با امپریالیسم امریکا می دانستند و البته تاریخ صحت این مدعا را بعدها به خوبی مشخص ساخت. سرانجام با دخالت مشاور نخست وزیر دولت موقت در امور انقلاب ابراهیم یزدی غائله خاتمه یافت. اما ثمره چنین حرکت مذبوحانه ای خروج سولیوان سفیر امریکا از ایران برای همیشه بود و این چنین بود تا آن هنگام که سفارت امریکا 8 ماه دیگر در 13 آبان 58 به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام در آمد.
اولین گام
یک هفته پس از 13آبان 58 در روز آدینه آن هنگام که نمازگزاران صلاء جمعه خویش را در میعاد گاه نماز جمعه به پایان بردند رو به سوی سفارت امریکا در تقاطع خیابان آیت الله طالقانی و خیابان شهید مفتح راهپیمایی نمودند.
آنان پس از رسیدن به مقابل درب سفارت آمریکا شعارهای ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی سر دادند و آنگاه خیل عظیمی از جمعیت بود که به سوی دیوارها و میله های سفارت یورش آورد تا سفارت را تسخیر سازند اما آنها با ممانعت گارد حفاظت سفارت مواجه شدند و بدین گونه کار خاتمه یافت.
اما حرکت فرزندان امام در چند روز دیگر به هیچ وجه به سرنوشت دو حرکت قبلی دچار نیامد و خود سرنوشتی یافت که بر تارک آسمان تاریخ ظلم ستیزی و ستم سوزی مردمان جهان چونان نجم ثابت می درخشد.
مردم ایران پس از انقلاب دیگر هیچ دل خوشی از امریکا نداشتند آنان خوب می دانستند که امریکا مقصر اصلی تمامی فسادها ، تبعیض ها ، بی عدالتی ها ، نابسامانی ها ، ظلم ها و ... در عصر پهلوی دوم بود و محمد رضا تنها مترسکی سرجالیز بود برای نابودی هر آنکه در برابر منافع آمریکا در مزرعه ایران سر به شورش بردارد.
* ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام خمینی از موضع قاطعانه امام در مقابل امریکای جهان خوار به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی سفارت جاسوسی امریکا در تهران را به تصرف در آورده ایم تا اعتراض خویش را به گوش جهانیان برسانیم.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 101
توجه به مشکلات روحی و جسمی و تربیتی فرزندان همواره وجهه همت انجمن ملی اولیا و مربیان است و این انجمن می کوشد تا خانواده ها و مربیان را با این مشکلات آشنا سازد و آنان را در مقابله با چنین مشکلاتی یاری دهد.
چپ دستی پدیده ییست که در همه زمان ها و همه جوامع دیده می شود و برخی از ما نیز با آن مواجه بوده ایم و بسا که به خاطر آن از پدر قفا خورده و از استاد جفا برده ایم، بدون آنکه علاج چپ دستی ما شده باشد.
« چپ دستی که به ظاهر پدیده نادری به نظر می رسد در 5 تا 10 درصد افراد هر جامعه دیده می شود و بدین ترتیب مثلاً در حال حاظر 250 تا 500 هزار از دانش آموزان ایران چپ دستند، بنابراین نمی توان مشکل چنین گروه عظیمی را نادیده گرفت، به آن بی اعتنایی کرد، یا چنین پنداشت که با اصرار، تهدید و اعمال فشارهای گوناگون می توان چپ دستی را برطرف ساخت. »
این کتاب ثابت می کند که « چپ دستی به خودی خود نقیصه یا بیماری نیست و به هیچ روی نباید با آن به صورت منفی روبرو شد، بلکه باید سعی کرد برای کودک چپ دست شرایط و امکانات مساعد با چپ دستی او فراهم ساخت. در عین حال، ما می بینیم که گاه چپ دستی با عوارض دیگری، خاصه عقب ماندگی یا ضعف گویا همراه است، که در این موارد نیز درصدد معالجه آن عوارض باید بود، نه خود چپ دستی. »
جای خوش وقتیست که این کتاب به وسیله یک دانشمند متخصص نوشته شده و ترجمه فارسی آن نیز به وسیله یکی از استادان فن صورت گرفته است.
« ما امیدواریم خانواده ها و مربیان که با موارد چپ دستی کودکان مواجه می شوند، این کتاب را مورد مطالعه قرار دهند و به راهنماییهای آن، هم در موارد رفتار با کودک چپ دست، و هم در موارد لزوم مشاوره های پزشکی و روانی توجه کافی مبذول دارند. خاصه آنکه انجمن ملی اولیا و مربیان، برای هر گونه مشاوره و راهنمایی در اختیار آنان است و افراد علاقمند می توانند چه از طریق نوشتن نامه به مجله مکتب مام، و چه از راه مراجعه مستقیم به دفتر انجمن یا شعبات آن در شهرستانها، مشکلات خود را با کارشناسان مطرح سازند.
آصفه آصفی
فهرست مطالب
مقدمه – به چپ دستان چگونه می نگرند؟
بخش اول – چپ دستی و نارسایی های آن
بخش دوم – راهنمایی های مربوط به آموزش
نقش خانواده
نقش مدرسه
مقدمه
به چپ دستان چگونه می نگرند؟
کلمات راست و چپ، راست دست و چپ دست، با ارزش اخلاقی و بار عاطفی بسیاری به کار برده می شوند.
راستی، معمولا مظهر خوبیها و زیبائی هاست، در حالی که کلمه چپ بیشتر بدی و بدیمنی را می رساند. این نکته درخور توجه است که در زبان لاتین کلمه بدیمن به صورت معادل کلمه چپ به کار برده شده است.
به کسی که می تواند با مهارت کار کند معمولا « Adroit » می گویند و کسی را که ناشی است، ولو اینکه کارها را با دست راست خود انجام دهد، معمولاً « Gauche » می نامند. به همین ترتیب ملاحظه می کنیم مثلاً به کسی که راه ستیز پیش گرفته می گویند با من چپ افتاده است یا کسی را که بدخلقی می کند می گویند از دنده چپ برخاسته است. با ارزش تحقیر کننده ای که به کلمه چپ داده می شود و این اصطلاحات را سابقه ای کهن است، قدیمی ها پیش گویی ها یا الهام هایی را که از سوی چپ به گوش می رسید به فال بد و آنهایی را که از جانب راست شنیده می شدند به فال نیک می گرفتند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 41
پیشگفتار
تربیت ابعاد مختلفى چون جسمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى واخلاقى دارد. از مهمترین ابعاد تربیت، تربیت معنوى است که به عقیده ما در تربیت اسلامى، پرورش این بعد غایت همه ابعاد دیگـراست. این نوع تربیت که شامل پرورش بعد معنوى انسان و فــراهم نمودن زمینه ارتباط انسان با خداوند و در نهایت پرورش انسان براى رسیدن به قرب الهى است. بسیار مورد تاکید ائمه علیهم السلام بوده است و آن بزرگواران در تمام صحنههاى زندگـى بیشترین اهمیت را به پرورش این بعد فرزندان مىدادند و براى تحقق آن از شیوههاى خاص بهره مىگرفتندکه به نظر مىرسد از مهمترین شیوهها، دو شیوه (ذکر و دعا) است و هر چند دعا نیز یک نوع ذکر تلقى مىشود اما از آنجا که درتربیت معنوى عنصرى کلیدى و مهم است از آن به عنوان یک شیوه جداگانه یاد مىکنیم. امام باقر(ع) در سیره تربیتى خود از این دو شیوه به شکل خاصى بهره جستند.
ذکر و یاد خدا
ذکر که عبارت از توجه قلبى انسان نسبت به خداوند است و گاهى در قالب الفاظ مخصوصى بر زبان جارى مىشود. نقش بسیار مهمى درتربیت بعد معنوى انسان دارد. ابن
قداح از امام صادق(ع) نقل کرده که «پدرم (امام باقر(ع)) بسیار یاد خدا مىنمود، همـراه او راه مىرفتم او را در حال ذکرمىدیدم با او غذا مىخوردم او را درحال یادخداوند مىدیدم، با مردم سخن مىگفت و این کار او را از یاد خدا غافل نمىکرد. من مشاهده مىکردم که زبان او مدام در حال گفتن ذکر لا اله الا الله بود. پدرم ما را جمع مىنمود وما را به ذکر و یاد خـدا امر مىفرمود و این کار تا طلوع خورشید ادامه داشت، هر کدام از ما که قرائت قرآن آمـوخته بود به خواندن قرآن و هر کدام که قرآن نیاموخته بود به گفتن ذکر امرمىنمودند.» ایـن حدیث در بردارنده دو نکته مهم است. نخست آن که بر مطابقت گفتار با عمل حضــرت دلالت دارد و نشان مىدهد که امام ابتدا خود عمل مىنمودند و از ذکر گفتن غافل نمـىشدند و بعد فرزندانشان را به ذکر و یاد خدا امر مىنمودند. نکته دوم آن که نباید فرزندان را به حال خودشان رها کرد بلکه مىبایست ضمن حفظ آزادى حساب شده و منطقى و توجه به استقلال طلبى و آزادی خواهى آنها در فرصتهاى مناسب با ایجاد انگیزه و شوق به طور عملى آنها را به انجام کار نیک مشغول نمود.
دعا
دعا و مناجات از مؤثرترین روشها در تربیت بعد معنوى انسان است، از طریق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پیدا مىکند و در پرتـو آن جان خود را از چشمه معـرفت و محبت سیراب مىگرداند. امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه مسالهاى پدرم را محزون مىکرد ایشان زنان و فرزندان را جمع مىنمود. آنگاه خود دعـا مىکردند و آنها آمین مىگفتند.» همچنین برید بن معاویه عجلــى نقل مىکند:«هــرگاه امام باقر(ع) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلـى جمع مىنمودند و این چنین دعا مىکردند «اللهم انى استودعک نفسى و اهلى و مالى و ولدى، الشاهد منا و الغائب، اللهم احفظنا و احفظ علینا، اللهم اجعلنا فى جوارک، اللهم لا تسلبنا نعمتک ولا تغیرما بنا من عافیتک و فضلک.» پرودگارا خــود و اهلـم و مالم و فرزندانم، حاضر و غایب آنها را به تـو سپردهام، پروردگارا ما را حفظ کن و سلامتى ما را مستدام دار، پروردگارا ما را در جـوار خودت جاى ده و نعمتت را از ما مگیر و عافیت و فضیلت را نسبت به ما تغییر مده.»
از دو حدیث بیان شده معلوم مىشود که آن حضرت فرزندان خود را از طریق دعا به یاد خداوند متوجه مىگردانید و غیر مستقیم به آنها تعلیم مىداد که باید در تنهایى و هنگام مشکلات بر خداوند توکل نمود و تنها از او در خواست کمک نمود.
حمد و سپاس خدایى را سزاست که شکر شاکرین و حمد حامدین و ذکر ذاکرین و سعى خالصین متوجه درگاه اوست. ستایش بیکران مرا و راست که در خلق خویش هیچ کاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترین شان را به راستى بگذاشت. تسبیح لایتناهى بر آستان او که آدمى را در مسیر سعادت بر همه موجودات، ولایت و تاج خلافت در سیاره زمین بر او کرامت و خلعت «لقد کرّمنا» بر اندامش عنایت و بعد از تکوین، مصداق «فتبارک» بر قامتش مقالت فرمود.
حمد و آفرین بر ذات جهان آفرین که هستى را آمیخته با حکمت و تعالیم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
چکیده
امر تربیت، با همه ی آسانی، کار دشواری است. بدان خاطراست که انسان موجودی پیچیده، دارای ابعاد و اجزایی متعدد و در هر شرایط و مقتضایی به یک گونه است. او زنده است، متحرک و پویا است، دارای عقل و اراده است، توان انطباق با شرایط گوناگون حیات را دارد، می تواند موضوع عوض کند، تغییر حالت دهد، دیگران را متوجه خود سازد.... از این رو برای به راه انداختن وی و ایجاد دگرگونی و تحول مثبت در او باید خود را به آگاهیهای مجهز کرد.
تربیت صحیح کودک از یک طرف مستلزم داشتن هرفهای تربیتی توسط والدین است و از طرف دیگر باید به تناسب سن وجنس و محدویت ها و توانایی های کودکان روش مناسب را برای رشد و تربیت قوای جسمی و روانی، آنان برگزینیم اگر نیازهای بدنی در خانواده در شرایطی مناسب پاسخ گویی شود می تواند سایر ابعاد شخصیتی انسان از جمله بُعد اجتماعی، فردی، عقلی و قلبی را فعال و شکوفا کند. شکوفایی این ابعاد به نوبه ی خود موجب اعتلال روانی خواهد شد و انسان را از افراط و تفریط های مضر دور خواهد داشت.
بزرگترین رسالت والدین، پرورش عقل و خرد فرزندان است که ناشی از تربیت صحیح و آموزش درست فرزندان می باشد.
والدین وظیفه دارند که با اهداف جهانی آموزش و پرورش آشنا شوند و از طریق تمرکز بر فرایندهای جهانی تعلیم و تربیت فرزندانشان را به اعضای قابل و شایسته ی جهانی بدل سازند.
«انشاء ا...»
پروردگارا: از جفتمان، فرزندانی مرحمت فرما که خلف صالح و مایه ی روشنی چشم ما باشند و ما را امام و پیشوای تقوی پیشگان قرار بده.(سوره فرقان، آیه ی74)
مقدمه
اسلام را در موضعگیریهای خاص آن نسبت به مسائل گوناگون به عناوین مختلف نامیده اند آن را دین علم، دین اخلاق، دین تربیت، دین نجات دختران از زنده بگور شدن، دین توجه به کودک، دین احیای بشریت و... نامیده اند.
ما مکتب و مذهبی را نمی شناسیم که به اندازه اسلام درباره کودک و تربیت او سخن گفته باشد. حقوق کودکان در اسلام حقوقی پر دامنه، شامل و بسیار غنی است. امر تربیت طفل از همان دوران تکون او مطرح و مورد نظر بوده و تا 21 سال از زندگی او را در بر می گیرد. «مادران تا 2 سال فرزندان خود را شیر می دهند» و پس از آن نیز والدین تا 21 سال به ادامه مراقبت او می پردازند.(امام صادق).
اصولا دید اسلام نسبت به کودک دیدی مثبت است و امام سجاد فرمود فرزند خوب چیزی است اگر بماند دعای پس از مرگ والدین است و اگر پیش تر بمیرد شفاعتگری است برای آنان.
تربیت در فرهنگ اسلامی، علاوه بر مفهوم «پرورش» شامل تزکیه و پرورش معنوی نیز می شود. اگر تربیت را به معنی: اتمام، اصلاح، رشد بخشی و نمودادن مرحله به مرحله ی متربی تا حد نهایی آن در نظر بگیریم، لفظ تربیت خاص و هم چنین ویژه حیات انسان مد نظر خواهد بود.
اما نباید فراموش کرد که«پرورش» ویژه رشد، در مفهوم عام است. لذا«پرورش» جهت ندارد، اما تربیت رو به سوی ملکوت دارد. بدین ترتیب اجزای«پرورش» را «آموزش» تشکیل می دهد. اما اجزای«تربیت» را«تعلیم». «تعلیم» به ادراک رساندن است، به شعور رساندن است.«تعلیم» نشان دادن حقایق به دانش آموز و متربی. «تربیت» به تعبیری ساده تر، مثل ساختمانی است که«تعلیم» آجرها و مصالح آن را تشکیل می دهد.
ضرورت تربیت کودک
طفل باید تربیت شود و این تربیت باید در خانواده صورت گیرد. زیرا به گفتهی بزرگی تبسم های حرفه ای و مصلحتی پرستاران شیر خوارگاه ها نمی تواند جانشین خنده های بی شایبه ی والدین شود و در این تربیت شامل با دیدی وسیع مورد عنایت قرار گرفته و تربیت جسمانی، قوای ذهنی و عقلانی و جنبه های عاطفی است.
والدین موظفند به مراقبت دائم از رشد طفل بپردازند. به آنها قرآن بیاموزند، قرائت و کتابت یاد دهند، با فنون سواری، تیراندازی و شنا آشنایش کنند، به پیراستن و پاک کردن اندیشه ها و عادات و بالا بردن مقام و رقبت او بپردازند...(حضرت معصومین ع) و بالاخره والدین بدانند که فرزندشان از پاره پیکرشان و زاده آنهاست و آنان در سرپرستی او مشمولند و موظفند و باید نیکو ادبش کنند، به سوی خدا راهنمائیش نمایند و به طاعت خدایش وادارند.(امام سجاد ع)
چنین تربیتی بیش از اینکه صورت آموزش تئوریک داشته باشد دارای جنبه عملی است. طفل در سایه معاشرت در می یابد چگونه باید کار و عمل کند و با