انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

تحقیق در مورد دانستنیها درباره شیشه های خودرو 38 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 38 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

دانستنیها درباره شیشه های خودرو :آیا می دانید چرا در هنگام شکست ، شیشه های جانبی و عقب خودروها برخلاف شیشه جلو ترک نمی خورند ، بلکه تماما خرد می شوند ؛ آیا می دانید نوار مشکی رنگ اطراف شیشه که با نقطه های ریزی در شیشه محو می شود ، چه کارآیی دارد ؛ آیا می دانید علائم ، حروف و ارقام درج شده در حاشیه شیشه ها چه معنا و مفهومی دارند .اگر جوابهای شما منفی است ، خواندن این مطلب را به شما توصیه می کنم .شیشه های خودرو در حال حاضر به ۲ دسته قابل تقسیم اند :شیشه های Laminated شیشهای Temperedشیشه های Laminated :در این نوع از شیشه ها از یک فیلم پلاستیکی به نام PVB ( برگرفته از Polyvinyl Butyral ) که بوسیله دو لایه شیشه احاطه گردیده ، استفاده می شود . لایه PVB شیشه ها را در هنگام شکست در جای خود نگه داشته و از پرتاب شدن خرده های شیشه که باعث ایجاد جراحت برای سرنشینان خواهد شد ، جلوگیری می کند . همچنین بدلیل داشتن خاصیت ارتجاعی از پرتاب شدن سرنشینان به خارج از خودرو در هنگام حوادث احتمالی نیز جلوگیری می کند .از دیگر خواص PVB می توان موارد زیر را نام برد :۱- کاهش انتقال صداهای با فرکانس بالا .۲- جلوگیری از ورود اشعه UV تا ۹۵٪ . ۳- جلوگیری از تابش نور خورشید ، با رنگی کردن قسمت بالایی PVB در شیشه های جلو .از دیگر محاسن شیشه های لامینه ، قابلیت ترمیم آنهاست ، در هنگام ترک خوردن ( در مورد ترکهای جزئی ) ، تنها شیشه ای که در سمت خارجی PVB قرار دارد ترک می خورد و به شیشه سمت داخل آسیبی نمی رسد ، که این ترکها نیز تا چند روز بعد از حادثه تا حد قابل قبولی ، قابل ترمیم هستند . همانطور که شما هم حتما حدث زده اید ، شیشه های لامینه بدلیل دارا بودن خواص ذکر شده ، معمولا بعنوان شیشه جلو ، در خودروهای سواری استفاده می شوند ، البته طی ۱۰ سال گذشته در موارد محدودی برای برخی خودروهای سواری بعنوان شیشه های جانبی و عقب نیز بکار رفته اند و در حال حاضر نیز استفاده از این نوع شیشه ها بعنوان شیشه های جانبی و عقب در حال مرسوم شدن می باشد .شیشه های Tempered :این نوع از شیشه ها که با نام Toughened نیز شناخته می شوند ، پس از شکل دهی و برشکاری در یک سیکل حرارتی قرار میگیرند ، بدین ترتیب که ابتدا شیشه تا دمای ۷۰۰-۶۰۰ درجه گرم شده و سپس به سرعت سرد می شود که این امر استحکام شیشه را ۵ تا ۱۰ برابر بیشتر می نماید ، همچنین بدلیل تنش سطحی ایجاد شده ناشی از سرد شدن سریع ، در هنگام شکست این نوع شیشه ها به ذراتی کوچک و ریز و بدون لبه های تیز و برنده تبدیل می شوند که این امر امکان آسیب دیدن سرنشینان را تا حد زیادی کاهش می دهد ، اما نه بطور صد در صد .همانگونه که گفته شد هر گونه عملیات برشکاری و خمکاری پس از عملیات تمپر منجر به شکستن این نوع از شیشه ها خواهد شد و تمامی عملیات ها باید قبل از تمپر شدن انجام شود . شیشه های تمپر شده در اکثر خودروها ( بجز آندسته از خودروهایی که تمامی شیشه هایشان لامینه است ) بعنوان شیشه های جانبی و عقب استفاده می شوند . شیشه های تمپر شده به راحتی از فواصل دور قابل تشخیص هستند ، کافی است در یک روز آفتابی ، یک عینک آفتابی پولاریزه شده بر چشم داشته باشید ، و از مقابل به یک شیشه تمپر شده نگاه کنید ، در این حالت شکلهای متقارنی را که در حین عملیات تمپر در شیشه پدید آمده ، مشاهده خواهید کرد .شیشه های جدید :Thermal Comfort: در این نوع شیشه ها با استفاده از یک لایه که باعث انعکاس اشعه مادون قرمز ( Infra Red ) می شود ، انتقال حرارت به داخل خودرو کاهش می یابد که این امر باعث بهبود عملکرد ایر کاندیشن خودرو خواهد شد . Global Project : همانگونه که قبلا نیز ذکر شد ، استفاده از شیشه های لامینه بعنوان شیشه های جانبی و عقب خودرو در حال مرسوم شدن است ، از محاسن این کار می توان به موارد زیر اشاره کرد : ۱- کاهش احتمال سرقت خودرو ، چرا که شیشه های لامینه به سختی فرو می ریزند .



خرید و دانلود تحقیق در مورد دانستنیها درباره شیشه های خودرو  38 ص


تحقیق در مورد داربست

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 23 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

داربست

داربست سازه ای موقتی است که از طریق آن شخص می تواند برای انجام عملیات ساختمانی به محل کار دسترسی پیدا کند. داربست شامل هر نوع سکوی کار، نردبان و نرده های محافظ است. داربستهای اصولا به دو دسته تقسیم می شوند:

1-داربستهای مهارشده.

2-داربستهای مستقل.

داربستهای مهارشده

در این گونه داربستها یک ردیف ستونهای عمودی در فاصله مناسبی از دیوار طوری نصب می شوند که بتوان سکوهای کار (تخته های زیرپایی) را با پهنای مورد نظر برروی آنها سوار کرد. ستونهای عمودی به کمک لوله های افقی داربست به یکدیگر متصل شده و توسط قطعاتی عرضی به نام دستکهای افقی به ساختمان مهار می شوند. این داربست همراه با بالا آمدن ساختمان برپا می شود.

داربستهای مستقل

داربستهای از دو ردیف ستون عمودی تشکیل می شوند که توسط لوله های عرضی به یکدیگر متصل می گردند. این نوع داربست از ساختمان به عنوان تکیه گاه استفاده نمی کند و به همین جهت برای استفاده در ساختمانهای تیر پایه ای بسیار مناسب است.

تمامی داربستها باید به طور عمودی در فواصل تقریبی m6/3 و به طور افقی در فواصل m6 کاملا به ساختمان مهار شوند. برای انجام این کار همچنین می توان از لولة افقی مهار که در داخل دیوار یا در عرض درگاهی پنجره قرار می گیرد نیز استفاده کرد و قطعات عرضی داربست را به آنها متصل کرد. در روش دیگر می توان از لوله ای با پایة قابل تنظیم که در داخل درگاهی قرار می گیرد برای اتصالات قطعات عرضی استفاده کرد. در صورتی که درگاهی مناسب وجود نداشته باشد باید داربست را به کمک لوله های موربی که به سمت ساختمان متمایل اند، حایل کرد.

داربستها را می توان از مواد زیر ساخت:

1-لوله های فولادی.

2-لوله های آلیاژ آلومینیم.

3-چوب.

خانه های کارگاهی

به طور کلی به خاطر عملیات و ماهیت موقتی محل ساختمان، برای اقامت کارکنان و انبار کردن مصالح نمی توان ساختمانهای دائمی احداث کرد. به هر حال سازنده به سلیقه خود می تواند مناسبترین امکاناتی را که برای هر پروژه ویژه به صرفه باشد، فراهم سازد. این کار علاوه بر بهبود روابط مدیریت و کارکنان، از میزان اتلاف مصالح در اثر دزدی، خسارات اتلافی و دشمنی نیز می کاهد. هرچه تسهیلات و امکانات رفاهی ایجاد شده در محل ساختمان بهتر باشد، به همان اندازه خشنودی کارکنان حاضر در محل نیز بیشتر خواهد بود و این امر در نهایت به باروری بیشتر منجر خواهد شد.

خانه های کارگاهی کارکنان اغلب به یکی از دو صورت زیر هستند:

1-کلبه های چوبی قابل تفکیک.

2-کاروان یا کابین متحرک.

کلبه های چوبی قابل تفکیک کلبه هایی پیش ساخته اند و برای استفاده مجدد در محل دیگر به راحتی می توان آنها را پیاده و سوار کرد. کلبه هایی با این خصوصیات باید با همان دقت ساختمانهای دائمی طراحی، ساخته و نگهداری شوند تا بتوان آنها را برای چندین سال و در پروژه های مختلف مورد استفاده قرار داد. اندازة طول و یا پهنای آن دسته از کلبه های چوبی قابل تفکیکی را که طراحی مناسبی دارند، می توان با افزودن قطعات اضافی افزایش داد.

کاروانها و کابینهای متحرک با ابعاد، سبکها و کاربردهای بسیار متنوعی ساخته می شوند. در ساخت آنها عموما از قاب بندی چوبی و روکش تخته چندلایی که به طرز مناسبی عایق بندی و تزیین شده استفاده می شود. کاروانها و کابینهای متحرک بر طبق یک سیستم مدولی ساخته می شوند، به طوری که به کمک واحدهای اتصالی ویژه هر طرح و اندازة معقولی را می توان به وجود آورد.

شمع بندی

به منظور ایجاد حایلهای موقتی برای ساختمان یا سازة در حال احداث از اشکال مختلف شمع بندی استفاده می شود. موارد معمولی که احتمالاً به شمع بندی نیاز دارند عبارتند از:

1-ایجاد حایل برای دیوارهای خطرناکی که ممکن است در اثر نشست، شکم دادن یا یکبر شدن دچار ناپایداری شوند.



خرید و دانلود تحقیق در مورد داربست


تحقیق در مورد خورشیدگرفتگی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 13 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

نگاه اجمالی

گرفتگی کامل خورشید را باید یکی از منظره‌های زیبا و در عین حال ترسناک طبیعت دانست. تنها موقعی می‌توان این پدیده را دید که عوامل زیادی با هم انطباق پیدا کنند. خورشید کره فروزان بسیار بزرگی است با قطری در حدود 109برابر قطر زمین که در فاصله 150 میلیون کیلومتری زمین واقع شده است. ماه فقط یک چهارم اندازه زمین را دارد. ولی 400 بار نزدیکتر از خورشید به زمین است. البته بدیهی است که اجسام را از فاصله‌های دورتر کوچکتر می‌بینیم. اختلاف فاصله‌های ماه و خورشید نیز سبب می‌شود تا اندازه‌هایشان باهم برابری کنند. از اینرو آن دو در آسمان تقریبا به یک اندازه دیده می‌شوند.

 

تاریخچه

در طول تاریخ این پدیده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است. اغلب تمدنهای کهن خورشید گرفتگی را پدیده‌ای شوم می‌پنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافی داشتند. چینیها عقیده داشتند که هنگام خورشید گرفتگی اژدهایی خورشید را می‌بلعد. در بسیاری از فرهنگها خورشید گرفتگی بلایی آسمانی پنداشته می‌شده است. مردم هند در خلال گرفتگی خود را تا گردن در آب فرو می‌کردند و اعتقاد داشتند که با این کار به خورشید و ماه کمک می‌کنند تا در برابر اژدها از خود دفاع کنند.

خورشید گرفتگی از دیدگاه علمی

اندازه ظاهری خورشید و ماه از زمین باهم برابر است. علت این امر آن است که فاصله این دو جسم از کره ما متفاوت است. در نتیجه در زمانهایی که ماه مسقیما از جلوی خورشید عبور می‌کند قرص خورشید در پس آن پنهان می‌شود. شرط لازم و کافی برای وقوع پیوستن کسوف آن است که زمین ، خورشید و ماه در یک خط یا تقریبا یک خط راست قرار بگیرند، بطوری که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد کل این سایه از دو قسمت نیم سایه که در قسمت بیرونی است نیمه درونی که تاریک و سیاه است تشکیل شده است.در محدوده نیم سایه ماه تنها قسمتی از خورشید را پوشانده است که به آن خورشید گرفتگی جزیی می‌گویند. در خلال گرفت بر اثر حرکت ماه و چرخش زمین سایه ماه زمین را از غرب به شرق طی می‌کند، به این سیر حرکتی سیر گرفتگی کلی می‌گویند. هر کسی که در این مسیر باشد خورشید را در حالت گرفت کلی خواهد دید، این مسیر در بیشترین حالت به 320 کیلومتر می‌رسد و حدود نیم درصد سطح زمین را می‌پوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگی کلی روی می‌دهد، اما ما در طول عمرمان شاید یک بار شانس تماشای این پدیده را داشته باشیم.

 

کسوف تنها برای زمین

تصادف شگفت‌آوری است که اندازه ظاهری قمر زمین ، یعنی ماه ، به اندازه ظاهری خورشید برابر است. گر چه خورشید 400 بار دورتر از ماه است، اما 400 بار هم بزرگتر از آن است. قطر بسیار بزرگ خورشید ، در اثر مشاهده از این فاصله زیاد ، کاملا کوچک دیده می‌شود. اگر این پدیده جالب توجه وجود نداشت‌، نمی‌توانستیم اطلاعات بیشتری در مورد جو بیرونی خورشید بدست می‌آوریم. بجز زمین ، در هیچ یک از سیارات منظومه شمسی پدیده گرفتگی خورشید روی نمی‌دهد.

علل کسوف

حدود 30 روز طول می‌کشد تا ماه یک بار زمین را دور بزند. دو یا سه بار در هر سال ، ماه در مسیر خود ، مستقیما از فاصله بیان زمین و خورشید می‌گذرد. در این هنگام گرفت خورشید رخ می‌دهد. قرص تاریک ماه برای مدت کوتاهی همه خورشید یا بخشی از آنرا می‌پوشاند.

چرا هرگاه ماه از میان زمین و خورشید می‌گذرد این پدیده اتفاق نمی‌افتد؟دلیل این امر اینست که مدار ماه و زمین باهم زاویه دارد و در بسیاری از حالات ماه از بالا یا پایین قرص خورشید می‌گذرد. مدار زمین و ماه در دو نقطه به هم بر خورد می‌کنند که به این دو نقطه گره‌های مداری می‌گویند و ماه هرگاه در این گره با زمین و خورشید در یک خط قرار بگیرد خورشید گرفتگی صورت می‌گیرد.

انواع کسوف

کسوف کامل

در این حالت ماه در نزدیکترین فاصله خود به زمین قرار دارد و در یک خط راست نیز قرار دارند. در این حالت کل قرص خورشید در پشت ماه پنهان می‌شود. سایه ماه فقط چند کیلومتر از سطح زمین را در بر می‌گیرد و به موازات حرکت ماه در مدار خود ، یک مسیر طولانی منحنی شکل در روی زمین می‌پیماید. تنها کسانی می‌توانند گرفتگی خورشید را ببینند که در جایی از این مسیر باریک و طولانی واقع باشند.در هر نقطه ، مدت گرفتگی کامل ، بیشتر از دو تا پنج دقیقه طول نمی‌کشد. هر چه گرفتگی کامل نزدیکتر می‌شود، آسمان تاریکتر می‌شود و ستارگان بیشتری پدیدار می‌شوند. هنگامی که قرص خورشید کاملا پوشانده می‌شود، هاله سفید رنگ درخشانی در اطراف ماه می‌درخشد. این همان تاج است که بصورت هاله‌ای از گازهای رقیق و داغ از خورشید جریان دارند. در کنار قرص سیاه ماه ، حلقه باریک و سرخ رنگی از گازهای خورشید به چشم می‌خورد که فام سپهر نام دارد.

کسوف جزئی

ساعتی پیش از آغاز گرفتگی کامل ، ماه شروع به پوشاندن بخشی از خورشید می‌کند. در این مرحله گرفتگی صرفا حالت جزئی دارد. در نواحی وسیعی در هر دو سوی مسیر گرفتگی ، تنها گرفتگی جزئی قابل روئیت است. در بر خی گرفتگیها فقط نیم سایه با زمین در تماس است و تمام سایه از افراز قطبین می‌گذرد. طبعا این نوع خورشید گرفتگی در قطبین صورت می‌گیرد.

کسوف حلقه‌ای

فاصله خورشید تا زمین و نیز فاصله تا ماه ثابت نیست، این فاصله‌ها اندکی تغییر می‌کنند. هنگامی که زمین از حالت عادی خورشید نزدیکتر و از ماه دورتر است، اندازه ظاهری ماه کوچکتر از اندازه ظاهری خورشید می‌شود. اگر در این مواقع گرفتگی رخ دهد، ماه نمی‌تواند قرص خورشید را بطور کامل بپوشاند. در نتیجه حلقه درخشانی از نور خورشید دور تا دور ماه را فرا می‌گیرد. این حالت



خرید و دانلود تحقیق در مورد خورشیدگرفتگی


تحقیق در مورد خمس و زکات

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 7 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

زکات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو

زکات در مورد چیزهایی وضع شده که انسان آنها را با کمک طبیعت به وجود می‌آورد، آن هم طبیعت سهل و ساده؛ یعنی انسان به نسبت کار کمی انجام می‌دهد و طبیعت کار بیشتر را انجام می‌دهد و محصول را مفت و رایگان در اختیار انسان می‌گذارد.

مثلاً گندم که انسان بوجود می‌آورد در قسمت کمی، فکر و عمل او دخالت دارد و قسمت بیشتر فعالیت طبیعت است. ازاینرو اسلام به انسان می‌گوید اینجا که از سخاوت طبیعت استفاده می‌کنی مقداری از آن را باید در راههای دیگر بدهی اینجا اگر چیزی با زکات قابل قیاس باشد موارد دیگر مثل برنج است: چرا گندم باید زکات داشته باشد و برنج نداشته باشد؟

این مساله در سابق هم مطرح بوده‌است در جواب گفته‌اند آن سادگی در موارد زکات هست در برنج نیست یعنی به آن سادگی که گندم به دست می‌آید برنج به دست نمی‌آید و زحمت زیادی می‌خواهد و زکات در واقع به این علت است که یک مقدار از چیزی را که طبیعت رایگان در اختیار انسان قرار می‌دهد به دیگران بدهد.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

۱ فرق مالیات و زکات

۲ آیات زکات

۳ زکات در ادیان پیشین آسمانی

۴ منبع

[ویرایش] فرق مالیات و زکات

اما مالیات موضوع دیگری است امری متغیر و از اختیارات حکومتی است. وضع مالیات از اختیارات حاکم شرعی است. او در هر زمانی می‌تواند برای هر چیزی ماشین و غیر ماشین هر چه باشد بر طبق مصلحتی که ایجاب می‌کند مالیات وضع کند. این ربطی به زکات ندارد. بنابراین نباید زکات و مالیات را با هم مقایسه کرد.

امیرالمؤمنین در زمان حکومتشان برای اسب زکات وضع کردند و این از مسلمات است.

فقهای بعد دو جور استنباط کردند:

بعضی گفتند زکات اسب مطلقاً مستحب است و امیرالمؤمنین آن را به طور مستحب گرفته‌اند.

ولی دیگران جور دیگر استنباط کردند و گفتند: وضعیت اسب و اسب‌سواری جوری بود که امیرالمؤمنین به حسب مصلحت آن زمان از اختیاراتی که به عنوان یک ولی امر شرعی داشتند استفاده کردند و زکات اسب را وضع کردند، ممکن است زمان دیگری مشابه زمان ایشان باشد که باز زکات اسب واجب می‌شود و ممکن است تغییر کند و زکات اسب واجب نباشد.

[ویرایش] آیات زکات

در قرآن کریم در اکثر موارد پرداخت زکات در کنار برپایی نماز آمده‌است، که بیانگر اهمیت این حکم می‌باشد. لطفا آیه‌ها را هم بنویسید

[ویرایش] زکات در ادیان پیشین آسمانی

زکات مخصوص اسلام نیست بلکه در ادیان پیشین نیز بوده‌است. زکات و نماز از مشترکات همه ادیان آسمانی است. حضرت عیسی علیه السلام در گهواره به سخن آمد و گفت: «اَوصانی بالصّلوة و الزّکاة» خداوند مرا به نماز و زکات سفارش نموده‌است. حضرت موسی علیه السلام خطاب به بنی‏اسرائیل فرمود: «اقیموا الصّلوة و آتوا الزّکاة» نماز به پا دارید و زکات دهید. قرآن درباره حضرت اسماعیل علیه السلام می‏فرماید: «کان یأمر أهله بالصّلوة و الزّکاة» او خانواده‏اش را به نماز و زکات فرمان می‏داد. درباره عموم پیامبران نیز آمده‌است: «و جعلناهم ائمّة یَهدون بأمرنا و أوحینا الیهم فعل الخَیرات و اقام الصّلوة و اِیتاء الزّکاة» آنان به فرمان ما مردم را هدایت می‏کردند و ما انجام کارهای نیک و به پا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم. بر اساسِ آیه «و ما أُمروا الاّ لیعبدوا اللّه... و یقیموا الصّلوة و یؤتوا الزّکاة و ذلک دین القیّمة» نیز، در تمام ادیان آسمانی، قرین و همتای نماز، زکات بوده‌است. مرحوم علاّمه طباطبایی در مبحثی پیرامون زکات می‏فرماید: هر چند قوانین اجتماعی به صورت کاملی که اسلام آورده، سابقه نداشته، لکن اصل آن ابتکار اسلام نبوده‌است. زیرا فطرت بشر به طور اجمال آن را درمی‏یافت. لذا در آیین‏های آسمانی قبل از اسلام و قوانین روم قدیم، جسته و گریخته چیزهایی درباره اداره اجتماع دیده می‏شود و می‏توان گفت که هیچ قومی در هیچ عصری نبوده، مگر آن که در آن حقوقی مالی برای اداره جامعه رعایت می‏شده‌است. زیرا جامعه هر جور که بود در قیام و رشدش نیازمند هزینه مالی بوده‌است.

خمس چیست و ریشهٔ آن از کجاست؟

قوانین شریعتی در اسلام برداشتی ناقص و با جرح و تعدیل از «تورات» یهود می‌باشد. اثبات و درک این مطلب حتی با نگاهی سطحی و گذرا بر «ده فرمان»(دستورات شریعتی که خداوند به وسیله موسای پیامبر برای قوم اسرائیل مقرر نمود) و «تلموذ»(کتابی که یهودیان بعدها به عنوان تفسیر ده فرمان نگاشتند) کاملا امکانپذیر است.

به عنوان مثال خمس: که در «ده فرمان» موجود است، و سابقه آن به زمان «یوسف» نبی بازمی گردد. بر اساس متون «کتاب مقدس»(عهد عتیق) هنگامی که «فرعون» خواب معروف «هفت گاو لاغر و....» را دید و یوسف آن را به هفت سال قحطی تعبیر نمود؛ جهت ذخیره آذوقه امپراتور(به مشورت یوسف) شیوه‌ای برگزید. این شیوه بدین شکل بود که هر کشاورز و باغبان، چهار پنجم محصول برداشتی را خود بردارد و یک پنجم آن را به خزانه پادشاه بدهد. بدین شکل سالهای قحطی با حداقل تلفات سپری گشت.

اما به طوریکه در موارد مشابه هم دیده شده، معنای این آیین پس از ورود به سنن مسلمانان به طور کامل تغییر کرده و به صورت یکی از منابع درآمد سالیانه(یا مالیات) برای حکومت اسلامی در آمده‌است.

[ویرایش] مصارف خمس

طبق فتواهای مراجع تقلید، خمس به دو سهم تقسیم می‌شود که یکی سهم سادات فقیر، یتیم و در راه درمانده‌است و دیگری سهم امام زمان که هر دو سهم باید به مرجع تقلید یا نمایندهٔ وی داده شود، مگر آن که از ایشان اجازه گرفته و در راهی مصرف شود که آن‌ها اجازه می‌دهند. طبق فتوای آقای خامنه‌ای در رسالهٔ اجوبه هر دو سهم در حال حاضر برای ادارهٔ حوزه‌های علمیه مورد نیاز است [1] (س ۱۰۲۳) در مورد مصارف سهم امام زمان، صحبتی به میان نیامده‌است. همچنین ساداتی(سیدها)مشمول خمس می‌شوند که طبق فتوای آقای صانعی دوازده امامی باشد و طبق فتوای آقای خامنه‌ای ملاک ترتب آثار و احکام شرعی سیادت، انتساب به محمد (پیامبر اسلام) ز طرف پدر است.[2]س ۱۰۰۹

[ویرایش] سهم سادات از خمس

خمس یکی از بزرگ ترین موارد احکام شرعی است که در آن میان سادات و سایرین تمایز قائل شده‌اند و با توجه به اینکه این انتساب خونی است اما اسناد سیادت در ایران به هیچ وجه قوی نمی‌باشد، به نظر می‌رسد شبههٔ بزرگی در این حکم وجود دارد. همچنین ملاک سیادت با توجه به نظر آقای خامنه‌ای انتساب به محمد(پیامبرمسلمانان) است و این انتساب در احکام شرعی از طرف مادر مورد قبول نیست، پس سیادت ائمه به واسطهٔ انتساب به حضرت زهرا و همچنین سیادت خاندان‌هایی که به واسطهٔ انتساب به امامان شیعه سید محسوب می‌شوند(مانند رضوی‌ها، حسینی‌ها، حسنی‌ها، موسوی‌ها و...) زیر سوال می‌رود.

این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

[ویرایش] مقایسهٔ خمس و زکات

همچنین از آنجا که سادات اقلیتی از مسلمانان را تشکیل می‌دهند و با توجه به اینکه در زمان حاضر بیشترین چیزی که خمس به آن تعلق می‌گیرد، منفعت کسب می‌باشد و سهم بزرگی از مبالغ خمسی را تشکیل می‌دهد، مشخص نیست که چرا زکات که به فقرا، مسکین‌ها و... که سید نیستند و اکثریت مستمندان را تشکیل می‌دهند تعلق میگیرد، هنوز به گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند واجب است؛ در حالیکه هم اکنون کمتر کسی مالک چنین چیزهایی است!؟ به نظر می‌رسد احکام خمس و زکات نیازمند نگرشی دوباره هستند

برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%85%D8%B3»

دورنمائى از فلسفه خمس و زکاتگرچه اسلام درآمدهایى را که از طرق نامشروع، همچون اختلاس، احتکار، کم‏فروشى، ربا، سرقت، رشوه و امثال آن بدست مى‏آید، به شدّت حرام کرده و حکومت اسلامى را مسئول بازگشت این اموال به صاحبان اصلى آنها دانسته است، چنانکه امیرالمؤمنین على‏علیه السلام فرمود: تمام اموالى را که در زمان خلیفه سوّم میان نورچشمى‏ها به ناحق تقسیم شده است، برخواهم گرداند، گرچه آن اموال در مهر زنان هزینه شده باشد. (2) امّا با این حال به دلایل تفاوت‏هاى حکیمانه‏اى که خداوند میان انسان‏ها قرار داده است و به خاطر تلاش و تخصّص و ابتکار، برخى افراد درآمد بیشترى دارند که از طریق مشروع نیز کسب کرده‏اند، و برخى افراد با درآمد کم، توانِ اداره زندگى خود را ندارند.تمام نظام‏هاى بشرى براى کم‏درآمدها به فکر چاره بوده‏اند، زیرا اگر این خلاء به نحوى پر نشود، کینه و حسادتِ کم‏درآمدها نسبت به پردرآمدها شعله‏ور مى‏شود و شعله‏اش ممکن است همه چیز را بسوزاند. اگر گرسنگان سیر نشوند، خطر بالارفتن آمار جنایات جدّى مى‏شود و هر نظامى که به فکر گرسنگان نباشد، ماندنى نیست.گرسنگىِ جمعى از مردم و پرخورى جمع دیگر را هیچ عقل و وجدان سالمى نمى‏پذیرد. به همین دلیل، براى حلّ این مسأله افراد و حکومت‏ها، طرحهاى زیادى ارائه داده‏اند که رایج‏ترین آنها گرفتن مالیات و برقرارى تأمین اجتماعى و ایجاد مؤسسات خیریّه و صندوق‏هاى قرض الحسنه و امثال آن است.اسلام نیز که مکتبى جامع و اجتماعى است، براى فقرزدایى و حل مشکل محرومان جامعه، طرحهایى را ارائه داده که یکى از آنها، مسئله خمس است.رسیدگى به فقرا به قدرى مهم است که حضرت على‏علیه السلام در حال نماز انگشتر خود را به فقیرى که در مسجد از مردم تقاضاى کمک مى‏کرد و کسى به او پاسخ مثبتى نداد، عطا کرد و اشاره نکرد که صبر کند و بعد از نماز به او کمک کند بلکه در حال رکوع انگشتر خود را به او بخشید و آیه نازل شد: «انّما ولیّکم اللّه و رسوله و الّذین آمنوا الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون» (3) البتّه در بحث خمس، تفاوت‏هاى خمس و زکات با مالیات مرسوم دولتى بیان شده است که ان شاءاللّه مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.خمس، نوعى تعدیل ثروت است که انسان با اراده خود و با قصد قربت، براساس ایمانى که دارد و اعتمادى که به او مى‏شود، درآمدهاى خود را بررسى و هزینه متعارف زندگى خود را از آن کاسته و بیست درصد از سودى که مازاد بر هزینه زندگى سالانه او است، به عالم‏ترین، متّقى‏ترین و بى‏هوس‏ترین افراد مى‏پردازد تا او همچون وکیلى مورد اعتماد، در آنچه به صلاح جامعه مى‏بیند، هزینه کند.این تعدیل ثروت از طریق خمس و زکات، امرى واجب است، ولى اسلام براى تعدیل ثروت راههاى غیر الزامى دیگرى نیز از قبیل وقف، هبه، صدقه، انفاق، وصیّت، کفّاره، نذر، عهد، ایثار و قرض‏الحسنه، قرار داده است.تعدیل ثروت در بعضى از مکاتب اقتصادى همچون کمونیسم، از طریق نفى مالکیّت خصوصى و به انحصار دولت درآوردن همه چیز، آن هم به صورت اجبار صورت مى‏گیرد که در این نوع تعدیل هیچ‏گونه آزادى و انتخاب و رشد وجود ندارد.جامعیّت اسلامآرى، از امتیازات اسلام آن است که اقتصاد آن با اخلاق و عاطفه آمیخته است، همان‏گونه که سیاست و دیانت آن به هم آمیخته است. نمازجمعه با این که یک عمل عبادى است، یک مانور سیاسى هم هست. اسلام حتّى در جهاد، به مسائل عاطفى، اخلاقى، اجتماعى و سیاسى نیز توجّه دقیق دارد.این على بن‏ابیطالب‏علیه السلام است که در بحبوحه جنگ به خورشید نگاه مى‏کند تا مبادا نماز اوّل وقتش از دست برود! و فرزندش امام حسین‏علیه السلام ظهر عاشورا در برابر سیل تیر



خرید و دانلود تحقیق در مورد خمس و زکات


تحقیق در مورد خوارج در ایران

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 13 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

خوارج در ایران

دکتر حسین مفتخرى

خوارج یکى از جریان‏هاى مؤثر در تحرکات دنیاى اسلام در قرون اولیه محسوب مى‏شوند که به دلایل مختلف سیاسى، مذهبى، در نخستین نیمه قرن اول ظهور کردند و با پراکنده شدن شعب گوناگون آنان در نقاط مختلف قلمرو اسلامى، هوادارانى از میان غیر عرب یافتند. به پشتوانه این نیروهاى جدید بود که حدود سه قرن چهره نظامى خود را حفظ نمودند و قیام‏هاى گسترده‏اى را علیه خلفاى اموى - عباسى ترتیب دادند. با این حال، خوارج به رغم تلاش‏هاى مداوم در متزلزل ساختن بنیان‏هاى این دو سلسله، هیچ‏گاه به عنوان آلترناتیو - جانشین احتمالى - امویان یا عباسیان مطرح نشدند.

از جمله مناطقى که از کانون‏هاى دیرپاى خوارج شد، مناطق جنوب شرقى ایران (سیستان بزرگ) بود. در مقاله حاضر ضمن توصیف کلیاتى درباره خوارج به بررسى فراگرد نفوذ و استقرار خوارج در ایران پرداخته و برخى نتایج ناشى از آن را یاد آور مى‏شویم.

پیدایش خوارج

اما در واقع ریشه تکوین خوارج را به عنوان یک جریان سیاسى 1 به طور بالقوه باید در اواخر عصرعثمان و خصوصا تحریک وشرکت آنان در قتل وى جست و جو نمود، چنان که خود خوارج به شرکت در قتل عثمان اعتراف مى‏کردند. (2) خوارج به صورت جریانى متشکل و منسجم در صفین پا گرفته و پس از اصطکاک‏هایى با حاکمیت على(ع) سرانجام در نهروان رو در روى وى قرار گرفتند و به رغم شکست‏سنگین، به حیات سیاسى نظامى خود در تمامى دوران خلافت اموى و اوایل عهد عباسى ادامه دادند. از این روى برخى محققان میان خوارج (از خرج + عن...) با خوارج (از خرج + على...) فرق بسیار قائلند. (3)

خاستگاه و منشا اجتماعى خوارج

جریان خوارج نیز به‏سان تشیع، گرچه بعدها توسط غیر عرب رشد و نمو یافت، ریشه در میان مسلمانانى داشت که از اعراب بودند. نشانه‏اى دال بر حضور غیر عرب در میان اولین خوارج موجود نیست; همه سران و بزرگان اولیه خوارج که اطلاعاتى از آن‏ها باقى مانده است، از قبایل شناخته شده عرب بودند. به نظر مى‏رسد حضور بندگان (رقیق‏ها) در میان صفوف خوارج نهروان نیز که بلاذرى به آن اشاره دارد، (4) غیر آزادانه و به تبع صاحبانشان بوده است. بعدها نیز که خوارج به سرزمین‏هاى غیر عربى راه یافتند، نخست در بین قبایل عرب ساکن در این نقاط ظهور کردند و از آن طریق غیر عرب را به سمت‏خود جذب کردند. (5) منشا و خاستگاه اجتماعى خوارج اولیه و این که از اعراب بدوى یا شهرنشین بوده‏اند موضوعى است که برخى محققان به بررسى آن پرداخته‏اند.

«فلهاوزن‏» در اثر خود، نظریه «برونو» مبنى بر بدوى بودن اولین خوارج را بررسى و رد نموده است. فلهاوزن به این مطلب اشاره دارد که به یک معنا، تقریبا همه اعراب و از جمله اعراب مهاجر مقیم بصره و کوفه که خوارج ابتدا از میان آن‏ها برخاستند، همگى بادیه‏نشین بوده و پس از فتوحات مسلمین در شهرها مستقر شدند، اما در واقع از همان زمان مهاجرت تقریبا ارتباط خود را با قبایل ساکن در بادیه قطع کردند و به تدریج‏با حرکت‏به سمت زندگى شهرى، خصلت‏هاى بادیه نشینى را ترک نمودند و اصولا هجرت، نفى بدویت‏بود. وى در نهایت‏به این نتیجه مى‏رسد که خوارج، نه از عصبیت عربى بلکه از متن اسلام نشئت گرفتند. (6) در دیدگاه «اشپولر» نیز اصولا نظریه بدوى بودن خوارج، کمتر با احساساتى که بدویان براى قومیت‏خود داشتند و با کوششى که براى پاک نگه داشتن خون عربى مى‏کردند، سازگار به نظر مى‏رسد (7) .

در تایید همین نظر، «لوینشتاین‏» با نقل عبارتى از نویسنده‏اى «اباضى‏» مذهب مى‏نویسد: خوارج «ازارقه‏» از اعراب بدوى که مى‏خواستند به آن‏ها بپیوندند دورى مى‏کردند (8) . گر چه مدارک و شواهد تاریخى بیشتر نظریه‏هاى فوق را تایید مى‏کند، اما حداقل در دو موضع مختلف اطلاع داریم که از دیدگاه اعراب همان عصر، بعضى از خوارج به بدویت منسوب یا متهم شده‏اند (9) .

این نکته شایان ذکر است که خوارج اولیه گرچه میان بعضى قبایل شاخص‏تر بودند، ولى به یک یا چند قبیله خاص وابسته نبوده و تقریبا از تمام قبایل عرب ساکن کوفه و بصره، افراد خارجى مذهب یافت مى‏شدند. اصولا تشکیلات خوارج بیشتر منشا ایدئولوژیک داشت تا ریشه‏هاى قبایلى و خانوادگى و وابستگى‏هاى قومى و نژادى. برخورد تساوى طلبانه خوارج با موالى و غیر عرب، نشان از کم توجهى ایشان به تعصب عربى و قبایلى دارد. با این همه، گاه رگه‏هایى از عنایت‏به تفاخر قبیلگى بین آن‏ها یافت مى‏شود; از جمله در شعرى از شاعرى خارجى به پیروزى خوارج قبیله بکربن وائل بر قریش، افتخار شده است (10) .

مهم‏ترین عقاید خوارج

بى‏شک برخى از اصول و فروع فکرى خوارج مانند دیگر فرقه‏هاى اسلامى در قرون اولیه، به خاطر اوضاع زمان و بر اثر تماس و اصطکاک با ادیان و نحله‏هاى فلسفى - کلامى در بین النهرین و ایران دچار تغییر شد که در این میان آمیزش اعراب با ملل دیگر و نیز اسلام آوردن غیر عرب و در نتیجه نفوذ آرا و عقاید قبلى آن‏ها - هر چند در حد اندک - در مذهب جدید، در این تغییر تاثیر به سزایى داشت. هم چنین به دلیل انشعاب‏هاى مکرر در میان ایشان مشکل مى‏توان اصولى را ذکر کرد که تمامى خوارج، خصوصا خوارج بعدى، بدان معتقد بوده باشند، با این حال مسئله امامت و رهبرى جزء اولین مسائلى بود که در جامعه اسلامى به ظهور فرقه‏هاى گوناگون و از جمله خوارج منجر شد.

موضوع امامت و رهبرى در نزد خوارج مراحلى چند طى کرده است. در حالى که اولین خوارج تحت‏شعار «لاحکم الا لله‏» اصل و در اجتماع «حروراء» در نزدیکى کوفه گفتند که ما با خداوند بیعت مى‏کنیم (12) اما مدتى بعد از نظر خود عدول کرده، در همان اجتماع افرادى را به سمت فرماندهى سپاه و امامت نماز برگزیدند. هم‏چنین اعتقاد خوارج به صحت‏خلافت ابوبکر و عمر و تایید حکومت على(ع) تا قبل از پذیرش حکمیت (13) و پیشنهاد بیعت مجدد با على(ع) مشروط بر این که وى توبه کند، (14) این نکته را مى‏رساند که خوارج اگر هم اصل امامت و رهبرى را انکار کرده‏اند براى مدت کوتاهى بوده است.

بنابر مندرجات منابع کلامى، تمامى فرق خوارج، غیر از فرقه «نجدات‏» اصل امامت (رهبرى) را قبول داشتند. (15) با این حال، خوارج مسئله وجود رهبرى را از بعد شرعى نمى‏نگریستند و معتقد بودند هر شخصى را که آن‏ها با راى خود نصب کنند و او با مردم به طریق عدل رفتار کند و از ظلم و جور بپرهیزد، آن شخص امام است (16) ; در حالى که همه فرقه‏هاى شیعه و اکثر اهل نت‏به نوعى امامت را از آن قریش مى‏دانستند (17) . در نظر خوارج امامت منحصر به قریش و حتى اعراب نبود، امام مى‏توانست غیر عرب، «نبطى‏» و حتى بنده باشد (18) .

یکى از مواردى که کلیه فرق خوارج در آن اتفاق نظر داشتند، وجوب خروج علیه امام جائر و برخاستن و جنگیدن و تیغ کشیدن بر پادشاه ستمکار بود (19) . اغلب خوارج به «تقیه‏» معتقد نبودند (20) و در هر زمان و شرایطى، امر به معروف و نهى از منکر را بر خود فرض مى‏دانستند و هیچ پیش شرطى را براى انجام آن نمى‏پدیرفتند. خوارج همگى معتقد بودند که اگر دفع منکر جز با شمشیر ممکن نباشد، قیام با شمشیر واجب است (21) و نیز اغلب ایشان مرتکبان گناهان کبیره را به نوعى کافر قلمداد کرده، مهدورالدم مى‏دانستند. در پافشارى بر این اصل تا آن جا پیش رفتند که برخى از ایشان حتى کودکان مخالفان خود را مستحق عذاب جهنم شمردند. (22)

خوارج از سخن دروغ به شدت پرهیز داشتند (23) ، اهل سیاست‏بازى نبودند و در انجام دادن آن چه حق مى‏پنداشتند و نیز در اجراى فرایض و عبادات سخت پایبند بودند. حتى در منابع غیر خارجى، اغلب سران و رهبران خوارج با القابى همچون «کثیر الصلوة‏»، «شدید الاجتهاد» و... توصیف شده‏اند. عمر بن عبدالعزیز در مذاکره با خوارج گفت: من مى‏دانم که خروج شما براى دنیا نیست، منظورتان آخرت است; اما راه آن را گم کرده‏اید (24)

تفرق و انتشار خوارج

به جز بعضى از اعتقادات که خاص خوارج اولیه بود، به مرور زمان نظریه‏هاى دیگرى نیز در چهار چوب فکرى ایشان رسوخ کرد و این امر باعث‏بروز اختلافات و دسته‏بندى‏هاى جدید میان ایشان شد. جایگاه رهبرى در نزد خوارج نیز به این مسئله دامن زد. فقدان کانونى واحد در سازماندهى یکپارچه و روشن نبودن وظایف و جایگاه رهبرى در نزد ایشان موجب مى‏شد که هر از چندگاهى رهبران خود را خلع و دیگرى را به جاى ایشان نصب کنند. اصولا امام یا رهبر در نزد خوارج از جایگاه مقدس و ویژه‏اى برخوردار نبود; وى یکى از «مؤمنین‏» بود که گاهى لقب «امیرالمؤمنین‏» مى‏یافت، اما این لقب و عنوان مانع از آن نبود که هرگاه خطایى هر چند کوچک از او مشاهده شد، بر او خرده نگیرند. امام و رهبر خوارج نمى‏بایست‏به صورت خودکامانه تصمیم بگیرد و در اغلب موارد وى در امور مهم از پیروان خود کسب نظر مى‏کرد. گرچه این امر به ظاهر از نکات مثبت‏حرکت آن‏ها بود اما در مسلکى که هر یک از اعضا به هر بهانه‏اى مى‏توانست رهبر و مرکزیت تشکیلات را زیر سؤال برد، بروز اختلاف و انشعاب مکرر، امرى بدیهى بود.

انعطاف پذیرى خیلى کم خوارج در مواضع اعتقادى و نیز پراکندگى و بعد مسافت محل‏هایى که در آن جا قیام مى‏کردند و مهم‏تر از همه نفوذ گسترده موالى (غیرعربان) به داخل تشکیلات خوارج که موجب شد خواسته‏هاى جدیدى را مطرح کنند و حرکت را تا حدودى در جهت اهداف و آمال خود سوق دهند، از دیگر عوامل تفرق در میان ایشان محسوب مى‏شد.

به هر تقدیر خوارج نزدیک به سى سال پس از ظهورشان در تاریخ، در طى حکومت على(ع) و معاویه و یزید، به صورتى تقریبا یکپارچه باقى ماندند. اما دوران پس از مرگ یزید شرایط خاصى پیش آمد که موجب شد در پیکره خوارج بیشترین انشقاق به وجود آید و به چند فرقه اصلى منشعب گردند. این فرقه‏ها هر یک در ناحیه‏اى به کر و فر پرداختند و حاکمیت‏هاى خود مختار تشکیل دادند، از جمله «ازارقه‏» در جنوب ایران، «صفریه‏» در شمال عراق، «نجدیه‏» در یمامه و عمان، و «اباضیه‏» در یمن فعالیت نمودند.

افراطى‏ترین این گروه‏ها ازارقه بودند که نواحى جنوب و جنوب شرقى ایران را به مدت پانزده سال (64 - 79 ق) جولانگاه خود ساختند. نافع بن ازرق (رهبر ازارقه) نه تنها مخالفین خوارج را کافر و مستحق مرگ مى‏دانست (اصل استعراض)، بلکه قتل کودکان و زنان آن‏ها را نیز مباح مى‏شمرد. وى خوارج غیر فعال (قعده) را که از جنگ با مشرکان خوددارى کرده و هجرت اختیار نمى‏کردند تکفیر مى‏کرد و منطقه‏اى را که خود و هوادارانش در آن ساکن بودند، «دار هجرت‏» و شهرهاى مخالفان را «دارکفر» مى‏نامید. از نظر او تقیه کاملا حرام و ملاک ایمان، عمل افراد بود. از ابتکارات او این بودکه‏کسانى را که به سپاهش مى‏پیوستند مورد آزمایش قرار مى‏داد تا به صدق یا سوء نیت آن‏ها اطمینان حاصل کند. (25) با گذشت زمان هر یک از شعب اصلى خوارج به فرقه‏هاى کوچک‏تر و جزئى‏ترى تقسیم شدند و این مسئله امرى عادى در میان آن‏ها تلقى مى‏شد.

خوارج در ایران (عهد اموى)

برخورد قهرآمیز و آشتى‏ناپذیر خوارج با خلفاى وقت که نتیجه طبیعى آن، فشار و سخت‏گیرى بر ایشان بود و نیز اعتقاد خاص ایشان به امر به معروف و نهى از منکر و نفى تقیه و گریز از دارکفر و استقرار در دارهجرت، به علاوه انشعاب‏هاى مکرر ایشان در دوره پس از مرگ یزید، موجب شد که شاخه‏هاى مختلف ایشان هر کدام در منطقه‏اى به فعالیت پردازند.

از جمله در سراسر دوره اموى، مناطق جنوب شرقى ایران، از کرمان تا هرات، پذیراى گروه‏هایى از خوارج شد. در واقع خوارج بعد از هر شکست‏به داخل ایران رانده مى‏شدند و ایران براى آنان بیشتر یک مامن و مفر بود تا یک سکونت‏گاه دائمى، و مقصودشان این بود که از این سرزمین به عنوان یک پایگاه جهت آماده سازى و تجدید قوا براى حمله به نیروهاى خلافت در عراق سود جویند. فاصله زیاد از مرکز حکومت، اوضاع خاص جغرافیایى، فقدان امنیت‏به لحاظ فعالیت‏خاندان‏هاى محلى، عدم تسلط و نفوذ خلافت در آن مناطق، نزدیک بودن به عمان که از کانون‏هاى دائمى خوارج بود، پراکندگى قدرت و بافت نسبتا غیر شهرى این مناطق و... از جمله عوامل مساعد براى فعالیت‏خوارج در این نواحى محسوب مى‏شد. از سوى دیگر درهم پاشیدگى اوضاع اجتماعى سیاسى ایران در قرن اول هجرى که معلول سقوط نظام پیشین و ورود اعراب مسلمان به داخل ایران بود، زمینه‏هاى مساعد فعالیت‏خوارج را در پاره‏اى از نقاط ایران فراهم مى‏آورد.

به طور خلاصه از یک سو رفتار متعصبانه اعراب اموى نسبت‏به غیر عرب و خصوصا اعمال تبعیض بین مسلمانان عرب و «موالى‏» و از سوى دیگر روحیه مساوات‏طلبى موالى، بخش‏هایى از مردم ایران را بر آن داشت که در طول قرن اول هجرى و تا پایان کومت‏بنى‏امیه، در قیام‏هایى با ماهیت‏هاى گوناگون از جمله در قیام‏هاى خوارج، علیه سلطه عربى و



خرید و دانلود تحقیق در مورد خوارج در ایران