لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
نام بنا : مدرسه چهارباغ
اسامی دیگر : مادر شاه ، سلطانی
تاریخ ساخت : 1116 - 1126 ه.ق
بانی : شاه سلطان حسین
مدرسه چهارباغ
مدرسه چهارباغ که به نام مدرسه مادرشاه نیز نامیده مىشود، آخرین بناى تاریخى باشکوه عهد صفویه در اصفهان است که براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى در دوره شاه سلطان حسین از سال 1116 تا 1126 هجرى ساخته شده است.
مدرسه چهارباغ از لحاظ کاشىکارى انواع مختلف این فن را در خود جاى داده و در حقیقت موزه کاشىکارى اصفهان مىباشد کاروانسراى مادرشاه که مجلل ترین اقامتگاه مسافرین سه قرن پیش بوده هم اکنون تبدیل به مهمانسراى عباسى شده و از لحاظ سبک معمارى در بین هتل هاى دنیا در زمان حاضر بىنظیر و منحصر به فرد است.
مدرسه چهارباغ که به نام مدرسه سلطانى و مدرسه مادر شاه نیز نامیده مىشود آخرین بناى تاریخى با شکوه عهد صفویه در اصفهان است که براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى و در دوره آخرین پادشاه صفویه شاه سلطانحسین از سال 1116 تا1126 هجرى ساخته شده و درختهاى چنار کهنسال و نهر آبى که در آن جریان دارد بر زیبایى تزئینات نفیس کاشیکارى آن افزوده و بناى مزبور را بسیار فرحبخش و روحنواز نموده است.
گنبد مدرسه چهار باغ بعد از گنبد مسجد شیخ لطف الله قرار دارد ولى در مجلل آن که با طلا و نقره تزیین شده از لحاظ زرگرى و طلاکارى و طراحى و قلمزنى در نظر استادان بزرگ امروز این فن شاهکارى از صنایع ظریفه است و نظیر ندارد. مدرسه چهارباغ از لحاظ کاشیکارى هم انواع مختلف این فن را مانند کاشیهاى هفت رنگ و معرق و گره سازى و پیلى و معقلى واجد است. محراب با شکوه و منبر یکپارچه مرمرى و حجره مخصوص شاه سلطانحسین کاشیکارى معرق اطراف گنبد و داخل مدرسه و درها و پنجره هاى چوبى آلب برى شده از قسمت هاى بسیار جالب و تماشایى این بناى نفیس تاریخى است.
مدرسه چهارباغ آخرین بنای تاریخی با شکوه عهد صفوی در اصفهان و از بهترین مدارس بنا شده در ایران است . مدرسه چهارباغ واقع در ضلع شرقی خیابان چهارباغ است که به نام مدرسه سلطانی و مدرسه مادرشاه نیز نامیده میشد .
برای تدریس و تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی در اواخر حکومت شاه سلطان حسین صفوی از سال هزار و صد و شانزده تا هزار و صد و بیست و شش هجری قمری ساخته شد .
از نظر تناسبات معماری و زیباییهای کاشیکاری ، گنبد مدرسه چهارباغ بعد از گنبد مدرسه شیخلطفالله جای میگیرد . در مجلل آن که با طلا و نقره تزئین شده است از لحاظ زرگری ، طلاکاری ، طراحی و قلمزنی در نظر استادان بزرگ امروز این فن از شاهکارهای هنری کمنظیر است .
درختهای کهنسال و جوی آبی که در آن جریان دارد بر زیبایی تزئینات نفیس کاشیکاری آن افزوده و بنای مزبور را بسیار فرحبخش و روحنواز کرده است .
نظر تناسب معماری و زیبایی طرح کاشیکاری، گنبد مدرسه چهارباغ بعد از گنبد مسجد شیخ لطف الله قرار دارد، ولی در مجلل آن که با طلا و نقره تزئین شده است ، از لحاظ زرگری، طلا کاری، طراحی و قلم زنی در نظر استادان بزرگ امروز این فن نیز ، شاهکاری از صنایع ظریفه است و نظیر ندارد.
مدرسه چهارباغ از لحاظ کاشیکاری هم، انواع مختلف این فن را مانند کاشیهای هفت رنگ، معرق، گره سازی و پیلی را در خود جای داده است و در حقیقت موزه کاشیکاری اصفهان می باشد.
محراب با شکوه، منبر یکپارچه مرمری، حجره مخصوص شاه سلطان حسین، کاشیکاری بی نظیر مد خل مدرسه، خطوط نستعلیق کتیبه ها و پنجره های چوبی آلت بری شده از قسمتهای بسیار جالب و تماشایی این بنای نفیس تاریخی است .
کاروانسرای مادر شاه که مجللترین اقامتگاه مسافرین سه قرن پیش بوده و متصل به ساختمانهای مدرسه چهارباغ ، در ضلع شرقی آن است، هم اکنون تبد یل به مهمانسرای باشکوهی به نام مهمانسرای عباسی شده است و یقیناً از لحاظ سبک معماری در بین هتلهای درجه اول دنیا در زمان حاضر بی نظیر و منحصر به فرد است و احیا و ایجاد این مجموعه عظیم معماری، خود عامل مؤثری در جلب جهانگردان بسوی شهر تاریخی اصفهان شده است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
پلان، فرم بنا و نحوه ی قرارگیری آن
در حوزه ی اقلیمی سرد و کوهستانی، بناها دارای پلان و بافت متراکم و فشرده می باشند. فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد. لذا از حجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخل آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد.
ساختمان ها بین 20 درجه به طرف غرب و 45 درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتای هم، در محور شمالی- جنوبی مستقر می شوند.
اتاقهای کوچک با ارتفاع کم
در نواحی سرد و برفی، باید از ایجاد اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با فضای سرد بیرونی، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود.
بنابراین در این مناطق سقف تاق ها را پائین تر از اتاقهای مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد. ارتفاع کم سقف در تالارها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهود است.
بازشوهای کوچک
در این مناطق برای جلوگیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند. در صورت بزرگ بودن پنجره ها، استفاده از سایبان الزامی است. بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده ی هر چه بیشتر از تابش آفتاب، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند. همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد می بایست پرهیز نمود. پنجره های دوجداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسبترند. در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج از ساختمان، میزان تعویض هوای داخل و تهویه ی طبیعی را باید به حداقل رسانید.
در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه ی اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش افتاب افزایش یافته است.
دیوارهای نسبتا قطور
قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه ی خود از تبادل حرارتی بین فضای داخل بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند. معیارهای معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد. لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت فضای داخل بنا عمل نماید.
دیوارهای قطور، گرما و حرارت تابش افتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نمایند.
در معماری بومی و یا گرمای ناشی تا حد ممکن تلاش می شود تا به شکل طبیعی یا با استفاده از بخاری و یا گرمای ناشی از حضور افراد، پخت و پز یا حیوانات، بنا را گرم نمود.
بام ها مسطح
ابنیه سنتی در کوهپایه های شمالی سلسله کوه های البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی، غالبا مسطح هستند.
بام های شیب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام دور می کنند. ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام، قدرت آن در باربر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد. چرا که اب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد. به همین دلیل به محض بارش برف، آن را از روی چنین بامی پارو می کنند و باغلتکی سنگی و کوچک، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مججدا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ اب مسدود گردد.
انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد مشکلی ایجاد نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام از آن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد، عایق مناسبی بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود. لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است.
در روستاها جهت نگهداری چارپایان، اگر خانه دو طبقه باشد، معمولا در طبقه ی زیرین چارپایان نگهداری می شوند و طبقه دوم مسکونی می باشد. بدین طریق سطح تماس فضای طویله و محیط مسکونی با سرمای خارج کم می شود و سقف بین دو طبقه از هر دو طرف گرم می گردد که برای هر دو طبقه مفید است. اگر خانه یک طبفه باشد آغل و طویله غالبا در پائین حیاط است به طریقی که ساکنین خانه دید مستقیم جهت مراقبت از احشام داشته باشند.
نوع مصالح
مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نمایند.
لذا بدنه ی این ابنیه از سنگ (یا چوب، ملات کاهگل، خشت و آجر) و پوشش سقف و بام از تیرهای چوبی و کاهگل می باشد. از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای پی سازی بنا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 110
بنا های اوّلیه مسجد جامع کبیر یزد
" بررسی تاریخچه مسجد جامع کبیر یزد"
پیشگفتار
وجود ویژگی های متنوّع در دوره های تاریخ تکوین معماریمسجد جامعع کبیر یزد از یکسو و تضادّ در نوشته ها واقوال از دیگر سو،تاریخچه ای پیچیده و مبهم از این بنای مهمرا در پیشرو قرار داده است.این امر موجب آنن شد تا با هدف رفع ابهامات تاریخی مسجد و معرفی ان در دوره های تاریخی پژوهش حاضر شود.
بنای مسجد جامع کبیر یزد طی قرون متمادی بر بقایاو یا در کناربناهای متنوعی بنا گردیده که در متون تاریخی تحت عناوین مسجد جمعه شهرستان ،مسجد جامعع عقیق،مسجد جمعه قدیم در درده،مسجد جامع نو وبناهای الحاقی آن با اسامی گوناگون از آنها یاد شده است .
در بررسی حاضر از بناهایی که در قرون اولیه اسلامی تا نیمه قرن ششم ه.ق.در این مکان احداث شده تحت عنوان »بناهای اولیه مسجد جامع کبیر یزد« یادد شده است که آثار بسیار اندکی از آن باقی است.نکته جایز اهمیت در رفع ابهامات تاریخچه مسجد آن است که هر ساخت و ساز و اقدام تازه ای در بنا،با تعمیرات و نوسازی آثار قبلیو به عبارتی با ابقاء و احیای آثار گذ شته توام است و این امر نه تنهادر بنا به طور خاص اتفاق می افتد،بلکه همواره با تغییر و تحولات محیطی مسجد نیز همراه است تاسازمان ،فضایی شهرراکه خود نیز به آن وابسته است ،تبلور و انتظامبخشد.
این مهم در بررسی تاریخی مسجد رهنمودی است تا نهوه برخورد پیشینیان با آثار گذ شته راروشن سازد،نگرش آن ها در قالب بنای منفرد نبوده،بلکه به عنوان یک فضای شهری، با هدف پرهیزاز تخریب و انهدام محیط عمل می کرده اند تا این اقدام به بی هویتی بنا و تزلزل در نظم اندامواره بافت های قدیمی شهرها منجر نگردد.
روش پژوهش
بررسی های اولیه بیانگر این حقیقت بودند که نه تنها تعدد و تنوع بنا ها یاولیه مسجد زیر سئوال است بلکه بانیان بناها و تاریخ بنیان آنها نیز درپرده ای از ابهام قرار دارد.
مهمترین و پیچیده ترین بخش یافتن شجره نامه ای آل کاکویه یزد (قرون 5
و6 ه.ق )بود که در منابع تاریخی از بانیان بناهای اولیه بشمار می رود. دقت در تمامی آثار و مقایسه منابع موجود و همچنین یافتن نسبتهای فامیلی حکام کاکویی با سلاطین وقت ایران، چون کلافی سر در گم زمانی طولانی این پژوهش را متوقف ساخت که در نهابت با پژوهش های مکرر این امر میسر گردید.
منابع مورد استفاده
در میان مورخین، مورخین قرن نهم ه.ق جعفر بن محمد حعفری مولف تاریخ یزد به سال 844 ه. ق و احمد بن حسین بن علی کاتب مولف تاریخ جدید یزد پس سال 862 ه. ق اطلاعات ارزنده ای از مسجد را ارائه داده اند. همچنین آثار دیگر مورخینی چون محمد مستوفی بافقی، وطرب نائینی را در زمره مورخین متأخر می توان بر شمارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
نام بنا : مدرسه چهارباغ
اسامی دیگر : مادر شاه ، سلطانی
تاریخ ساخت : 1116 - 1126 ه.ق
بانی : شاه سلطان حسین
مدرسه چهارباغ
مدرسه چهارباغ که به نام مدرسه مادرشاه نیز نامیده مىشود، آخرین بناى تاریخى باشکوه عهد صفویه در اصفهان است که براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى در دوره شاه سلطان حسین از سال 1116 تا 1126 هجرى ساخته شده است.
مدرسه چهارباغ از لحاظ کاشىکارى انواع مختلف این فن را در خود جاى داده و در حقیقت موزه کاشىکارى اصفهان مىباشد کاروانسراى مادرشاه که مجلل ترین اقامتگاه مسافرین سه قرن پیش بوده هم اکنون تبدیل به مهمانسراى عباسى شده و از لحاظ سبک معمارى در بین هتل هاى دنیا در زمان حاضر بىنظیر و منحصر به فرد است.
مدرسه چهارباغ که به نام مدرسه سلطانى و مدرسه مادر شاه نیز نامیده مىشود آخرین بناى تاریخى با شکوه عهد صفویه در اصفهان است که براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى و در دوره آخرین پادشاه صفویه شاه سلطانحسین از سال 1116 تا1126 هجرى ساخته شده و درختهاى چنار کهنسال و نهر آبى که در آن جریان دارد بر زیبایى تزئینات نفیس کاشیکارى آن افزوده و بناى مزبور را بسیار فرحبخش و روحنواز نموده است.
گنبد مدرسه چهار باغ بعد از گنبد مسجد شیخ لطف الله قرار دارد ولى در مجلل آن که با طلا و نقره تزیین شده از لحاظ زرگرى و طلاکارى و طراحى و قلمزنى در نظر استادان بزرگ امروز این فن شاهکارى از صنایع ظریفه است و نظیر ندارد. مدرسه چهارباغ از لحاظ کاشیکارى هم انواع مختلف این فن را مانند کاشیهاى هفت رنگ و معرق و گره سازى و پیلى و معقلى واجد است. محراب با شکوه و منبر یکپارچه مرمرى و حجره مخصوص شاه سلطانحسین کاشیکارى معرق اطراف گنبد و داخل مدرسه و درها و پنجره هاى چوبى آلب برى شده از قسمت هاى بسیار جالب و تماشایى این بناى نفیس تاریخى است.
مدرسه چهارباغ آخرین بنای تاریخی با شکوه عهد صفوی در اصفهان و از بهترین مدارس بنا شده در ایران است . مدرسه چهارباغ واقع در ضلع شرقی خیابان چهارباغ است که به نام مدرسه سلطانی و مدرسه مادرشاه نیز نامیده میشد .
برای تدریس و تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی در اواخر حکومت شاه سلطان حسین صفوی از سال هزار و صد و شانزده تا هزار و صد و بیست و شش هجری قمری ساخته شد .
از نظر تناسبات معماری و زیباییهای کاشیکاری ، گنبد مدرسه چهارباغ بعد از گنبد مدرسه شیخلطفالله جای میگیرد . در مجلل آن که با طلا و نقره تزئین شده است از لحاظ زرگری ، طلاکاری ، طراحی و قلمزنی در نظر استادان بزرگ امروز این فن از شاهکارهای هنری کمنظیر است .
درختهای کهنسال و جوی آبی که در آن جریان دارد بر زیبایی تزئینات نفیس کاشیکاری آن افزوده و بنای مزبور را بسیار فرحبخش و روحنواز کرده است .
نظر تناسب معماری و زیبایی طرح کاشیکاری، گنبد مدرسه چهارباغ بعد از گنبد مسجد شیخ لطف الله قرار دارد، ولی در مجلل آن که با طلا و نقره تزئین شده است ، از لحاظ زرگری، طلا کاری، طراحی و قلم زنی در نظر استادان بزرگ امروز این فن نیز ، شاهکاری از صنایع ظریفه است و نظیر ندارد.
مدرسه چهارباغ از لحاظ کاشیکاری هم، انواع مختلف این فن را مانند کاشیهای هفت رنگ، معرق، گره سازی و پیلی را در خود جای داده است و در حقیقت موزه کاشیکاری اصفهان می باشد.
محراب با شکوه، منبر یکپارچه مرمری، حجره مخصوص شاه سلطان حسین، کاشیکاری بی نظیر مد خل مدرسه، خطوط نستعلیق کتیبه ها و پنجره های چوبی آلت بری شده از قسمتهای بسیار جالب و تماشایی این بنای نفیس تاریخی است .
کاروانسرای مادر شاه که مجللترین اقامتگاه مسافرین سه قرن پیش بوده و متصل به ساختمانهای مدرسه چهارباغ ، در ضلع شرقی آن است، هم اکنون تبد یل به مهمانسرای باشکوهی به نام مهمانسرای عباسی شده است و یقیناً از لحاظ سبک معماری در بین هتلهای درجه اول دنیا در زمان حاضر بی نظیر و منحصر به فرد است و احیا و ایجاد این مجموعه عظیم معماری، خود عامل مؤثری در جلب جهانگردان بسوی شهر تاریخی اصفهان شده است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
پلان، فرم بنا و نحوه ی قرارگیری آن
در حوزه ی اقلیمی سرد و کوهستانی، بناها دارای پلان و بافت متراکم و فشرده می باشند. فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد. لذا از حجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخل آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد.
ساختمان ها بین 20 درجه به طرف غرب و 45 درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتای هم، در محور شمالی- جنوبی مستقر می شوند.
اتاقهای کوچک با ارتفاع کم
در نواحی سرد و برفی، باید از ایجاد اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با فضای سرد بیرونی، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود.
بنابراین در این مناطق سقف تاق ها را پائین تر از اتاقهای مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد. ارتفاع کم سقف در تالارها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهود است.
بازشوهای کوچک
در این مناطق برای جلوگیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند. در صورت بزرگ بودن پنجره ها، استفاده از سایبان الزامی است. بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده ی هر چه بیشتر از تابش آفتاب، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند. همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد می بایست پرهیز نمود. پنجره های دوجداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسبترند. در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج از ساختمان، میزان تعویض هوای داخل و تهویه ی طبیعی را باید به حداقل رسانید.
در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه ی اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش افتاب افزایش یافته است.
دیوارهای نسبتا قطور
قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه ی خود از تبادل حرارتی بین فضای داخل بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند. معیارهای معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد. لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت فضای داخل بنا عمل نماید.
دیوارهای قطور، گرما و حرارت تابش افتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نمایند.
در معماری بومی و یا گرمای ناشی تا حد ممکن تلاش می شود تا به شکل طبیعی یا با استفاده از بخاری و یا گرمای ناشی از حضور افراد، پخت و پز یا حیوانات، بنا را گرم نمود.
بام ها مسطح
ابنیه سنتی در کوهپایه های شمالی سلسله کوه های البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی، غالبا مسطح هستند.
بام های شیب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام دور می کنند. ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام، قدرت آن در باربر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد. چرا که اب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد. به همین دلیل به محض بارش برف، آن را از روی چنین بامی پارو می کنند و باغلتکی سنگی و کوچک، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مججدا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ اب مسدود گردد.
انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد مشکلی ایجاد نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام از آن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد، عایق مناسبی بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود. لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است.
در روستاها جهت نگهداری چارپایان، اگر خانه دو طبقه باشد، معمولا در طبقه ی زیرین چارپایان نگهداری می شوند و طبقه دوم مسکونی می باشد. بدین طریق سطح تماس فضای طویله و محیط مسکونی با سرمای خارج کم می شود و سقف بین دو طبقه از هر دو طرف گرم می گردد که برای هر دو طبقه مفید است. اگر خانه یک طبفه باشد آغل و طویله غالبا در پائین حیاط است به طریقی که ساکنین خانه دید مستقیم جهت مراقبت از احشام داشته باشند.
نوع مصالح
مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نمایند.
لذا بدنه ی این ابنیه از سنگ (یا چوب، ملات کاهگل، خشت و آجر) و پوشش سقف و بام از تیرهای چوبی و کاهگل می باشد. از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای پی سازی بنا