انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

طرح توجیهی مصاحبه شغلی 3

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 3

 

مصاحبه با کاظم قلم چی: شرکت  کانون فرهنگی آموزش

نام و نام خانوادگی: کاظم قلم چی

شرکت: کانون فرهنگی آموزش

نام محصول: انواع کتابهای کنکور تقویتی و تستهای مربوطه

تحصیلات: لیسانس مهندسی معدن

 

در یک خانواده فرهنگی متولد شدم مادر من سرگذشت جالبی داشتند، تحصیلات ایشان تا پنجم ابتدایی بیشتر نبود و با وجود اینکه هم پدر خانواده بود هم مادر، تحصیلاتشان را ادامه دادند. ایشان دوره ی شش ساله ی دبیرستان را در سه سال تمام کردند و در رشته ی ادبیات دانشگاه تهران قبول شدند. مادرم فوق لیسانس را زمانی گرفتند که من تازه وارد دانشگاه شده بودم. مادر من الگوی سخت کوشی و تلاش بودند ایشان هم درس می خواندند و هم کار می کردند فضای فرهنگی که در دوران کودکی در خانواده ما حاکم بود من را در مسیر آموزش قرار داد. من سه سال آخر دبیرستان را در مدرسه ی شبانه گذراندم، وقتی که من کلاس چهارم دبیرستان بودم بیشتر همکلاسیهایم از من بزرگتر بودند. خیلی از همکلاسیهای من شاغل بودند و می خواستند صرفاً دیپلم بگیرند به همین دلیل معلم های آن دبیرستان نکات کنکوری و تستی را به ما نمی گفتند. در آن زمان دانشگاه تهران موقعیت فعلی دانشگاه شریف را داشت و نابغه های ایران به آنجا می رفتند. من خیلی علاقه داشتم به دانشگاه تهران بروم به همین دلیل پایین ترین رشته ای را که ممکن بود یعنی مهندسی معدن را انتخاب کردم، اگر چه بعداً متوجه شدم که در تمام رشته ها پذیرفته شده ام به این ترتیب در سال 1352 وارد رشته مهندسی معدن دانشگاه تهران شدم.

 

من کار را با تدریس خصوصی شروع کردم ولی به مرور زمان به دنبال راههای جدیدتری می رفتیم که جزئیات تهیه و طراحی جدید آموزش را ارائه دهیم. اولین شاگردی که داشتم کلاس پنجم دبستان بود. در آن زمان دانش آموز دبیرستان بودم. شاگرد من جزو کسانی بود که جهشی درس خوانده بود و افت تحصیلی داشت قرار شده من به او ریاضی درس بدهم.

 

طرحی که امروز به این شکل وجود دارد از ابتدا به شکل منسجم و جامع طراحی نشده بود و بخش عظیمی از آن در طول سالهایی که تدریس می کردم شکل گرفته بود.

 

سال 70 ما کانون فرهنگی آموزش را در وزارت ارشاد ثبت کردیم کاری که انجام دادیم یک کار جدید و نوآورانه بود که تا به آن روز در ایران انجام نشده بود. ما توانستیم مقوله برنامه ریزی و آزمونهای منظم را وارد سیستم آموزشی نمائیم بدون اینکه نیاز به فضای درسی داشته باشیم. قبل از این که ما کار را در سال 71 شروع کنیم به صورت تدریس خصوصی کار می کردیم. بعد از آن به تدریج به این سمت رفتیم، سال 71-70 ما آزمون را با پنجاه نفر شروع کردیم که سال بعد ده برابر شد. این روند صعودی در سالهای بعد ادامه داشت چون موفقیت بچه ها زیاد بود فقط قبول شدن در کنکور برای ما ملاک نبود بلکه افرادی که می آمدند تحولی نو در آنها بوجود می آمد.

 

من در کارم به این مسأله معتقد هستم که باید از آموخته های دیگران استفاده کرد ولی به الگو برداری معتقد نیستم به این معنا که هر کس باید سبک و روش خود را داشته باشد جالب اینکه من از همکاران خودم و دوستانی که به آنها یاد می دهم نیز آموزش می گیریم. اعتقاد من بر این است که در درس نباید یک رابطه ی یک طرفه وجود داشته باشد به این معنا که همانطور که آموزش می دهیم آموزش نیز بگیریم.

 

من یک مسیر اکتشافی را طی می کنم بسیاری از همکاران ما یا داوطلب بودند یا دانش آموزان نخبه ی خود بودند. این افراد اصولاً با اعتقاد و علاقه کار می کنند چون تجربه ی هر دو طرف بودن را دارند در حال حاضر هم که با ما کار می کنند جزء بهترین همکاران ما هستند.

 

ما تقریباً مجموعه کار را از صفر شروع کردیم. من زمانی که شروع به کار کردم با خودم عهد بستم که حتی یک ریال هم وام نگیرم و به میزانی که می توانم روی پای خود بایستم. قبل از شروع کار من به همراه گروهی از همکارانم تدریس خصوصی می کردیم بنابراین همکارانی بودند که موفقیت و تجربه شان در حوزه ی تدریس مشخص بود.

 

برنامه ای را که ما برای دوره های آتی داریم این است که اگر کسی نام قلم چی یا کانون فرهنگی آموزش را بشنوند یاد آموزش به مفهوم کلی اش بیافتند. من آرزو دارم به جایی برسم که دانش آموزان روش فکر کردن را بیاموزند و بتوانند برای خودشان برنامه ریزی کنند.

 

دانش آموزان در این دوره درست درس خواندن را یاد می گیرند تا وقتی که به سالهای بالاتر می روند استرس نداشته باشند و بهتر بتوانند نتیجه بگیرند. برنامه ی ما اینست که کاری را به صورت فشرده و در یک سال انجام می گیرد با یک برنامه طولانی در سالهای تحصیل انجام می دهیم. من از این کاری که می کنم بسیار راضی هستم و از آن لذت می برم و دیگر نیازی نمی بینم که کار دیگری را شروع کنم.  



خرید و دانلود  طرح توجیهی مصاحبه شغلی 3


تحقیق درمورد مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای والدین شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی مقطع متوسطه در شهرستان ایذه

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

چکیده

موضوعی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته عبارست است از مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای والدین فرهنگی و غیر فرهنگی متوسطه در شهرستان ایذه .

در این رابطه فرضیه های مورد نظر عبارتند از اینکه بین دانش آموزان دختر دارای والدین ( پدر و مادر ) شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد . و فرضیه دوم عبارت است از اینکه بین دانش آموزان پسر دارای والدین شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .

فرضیه سوم : بین دانش آموزان دختر دارای مادران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .

فرضیه چهارم : بین دانش آموزان پسر دارای مادران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد.

فرضیه پنجم: بین دانش آموزان دختر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .

فرضیه ششم : بین دانش آموزان پسر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیرفرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .

جامعه آماری در این تحقیق 12812 نفر بوده که تعداد 200 نفر بعنوان نمونه ای انتخاب شده ا ند .

100 نفر دانش آموز دختر ، که از این تعداد 50 نفر با والدین فرهنگی و 50 نفر با والدین غیر فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفتند .

ملاک در این تحقیق معدل دانش آموزان بوده است .

برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تجزیه و تحلیل واریانس دو راهه و استفاده از آزمونهای پسین با مقایسه های چند گانه استفاده شده است .

نتیجه بدست آمده از این تحقیق این است که بین اشتغال والدین در آموزش و پرورش و عملکرد تحصیلی فرزندان رابطه معنا دار وجود دارد .

لازم به ذکر است فرضیه ششم که عبارت است از بین دانش آموزان پسر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد . این فرضیه تأیید نشده است

مقدمه

والدین درارتقاءکیفیت آموزشی فرزندان خود نقش محوری را ایفا می نمایند . عموماً والدینی که از تحصیلات بالاتری برخوردارند از یک طرف در منزل مشارکت بیشتری در امر آموزش فرزندان خود دارند با دقت پیشرفت تحصیلی آنها را دنبال می کنند . زیرا انجام تکالیف فرزندان خود را از نزدیک نظارت دارند . از طرف دیگر کیفیت و نحوه کار معلمین را تحت کنترل دارند و در صورت مشاهده هر گونه نارسایی از رفتن به مدرسه و مذاکره معلمین خوداری نمی نمایند در چنین شرایطی مراقبت و دقت والدین موجب ارتقاء کیفی آموزشی فرزندان احتمالاً کلاس و مدرسه خواهد شد در مدارس خصوصی که والدین در هر زمینه ای مشارکت مستقیم دارند ، کیفیت معلمین پیوسته زیر سئوال است و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان هم در خانه و هم در مدرسه تحت کنترل شدید قرارداد در جاهائیکه والدین از تحصیلات پایین تری برخوردارند نه تنها به کیفیت معلمین توجه نمی گردد بلکه پیشرفت تحصیلی فرزندان در منزل به دقت دنبال نمی گردد . نگرش والدین نسبت به آموزش و پرورش و اهمیت پیشرفت تحصیلی فرزندان خودنیز یکی از عوامل بسیار مهم در ارتقاء کیفیت دانش آموزان قلمداد می شوند . نقش والدین از آن جهت از اهمیت روز افزون برخوردار است که با پیشگیری های مداوم خود کنترل مضاعفی به طور همزمان به کیفیت آموزش فرزندان و نحوه کار معلمین دارند .

بطور کلی مطالعات بانک جهانی در 29 کشور گوناگون همگی گویای این حقیقتند که دانش آموزان در ایفاء کیفیت از نقش والایی برخوردارند . توانایی ذاتی ، محیط خانوادگی و اوضاع اقتصادی – اجتماعی والدین در کیفیت دانش آموزان آثار مستقیمی دارند و هر قدر کیفیت کودکان بهبود یابد کارآموزش سهل تر و سطح آن ارتقاء بیشتری خواهد یافت . مطالعات انجام شده همگی گواه این حقیقت اند که آن دسته از دانش آموزان که والدین تحصیل کرده دارند در مراحل تحصیلی از توفیق بیشتری برخوردار بوده اند . ارائه تحصیلات فرزندان و دریافت مهارت ها و تخصص های آنها تا حد زیادی متأثر از رفتار والدین و جو حاکم بر خانواده می باشد . محیط خانواده بسیاری از مسائل را به فرزندان می آموزد آنجاست که زمینه رفتن به مدرسه ، ادامه تحصیلات و انتخاب رشته تحصیلی فرزندان بنیان نهاده می شود . در محیط خانوادگی است که فرزندان به ارزش آْموزشی و پرورشی پی می برند و تلاش می نمایند تا با دریافت مهارتها و تخصص هایی برای مشاغل گوناگون خود در آینده تجهیز نمایند . بنابراین جو خانواده تأثیر مهمی در اشاعه آموزش و پرورش دارد یکی از مهمترین وظایفی که والدین در زمینه پیشرفت فرزندان خود دارند ایجاد محیط آرام ومساعد برای انجام تکالیف و مطالعه است . غنی کردن محیط خانواده از دیگر مسولیتهای مهم والدین است . همچنین والدین با شناخت خصوصیات رشد کودکان و نوجوانان در سنین مختلف بیشتر می توانند در بالندگی فرزندان خود مؤثر باشند .



خرید و دانلود تحقیق درمورد مقایسه عملکرد  تحصیلی دانش آموزان  دارای والدین  شاغل فرهنگی   و غیر فرهنگی  مقطع متوسطه  در شهرستان ایذه


اجتماعی و فرهنگی 22ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

ریشه های اجتماعی ـ فرهنگی شکستها و تدابیر جبرانی

متداول

یکی از ریشه های مهم شکستهای تحصیلی مربوط به ساختارهای مسلماً بسیار به هم مرتبط ـ جامعه و مدرسه در سطوح مختلف آنها می شود پ . بوردیو و پاسرون دقیقاً نشان داده اند که چگونه سازمان آموزش سعی دارد جامعه را در همان وضع و با همان سلسله مراتب در خود بازسازی کند . با این حال غالباً در مدرسه وجود نیروی دگرگونی اجتماعی بالقوه ای تشخیص داده شده است . گر چه از این لحاظ باید از هر گونه خیال پردازی خودداری کرد و اگر چه مدرسه به خودی خود رهایی بخش نیست اما نقش آن در یک جامعه دموکراتیک نمی تواند مشروع دانستن تفاوت گذاریهای اجتماعی ـ اقتصادی بین دانش آموزان و حتی تأیید این امر باشد . عقیده منفی گرایانه ای که بر حسب آن مدرسه بدون یک انقلاب سیاسی و اجتماعی کامل دارای قدرتی نخواهد بود دیگر پذیرفتنی نیست زیرا اگر این اصل هم قبول شود یارای آن را ندارد که تاریخ و اثرات آن را پیش بینی کند . سازمانهای آموزشی نیرویی را در اختیار دارند که از آن باید برای کاستن از مشکلات پیچیده اجتماعی ـ فرهنگی استفاده کنند از این راه که به دانش آموزان خود پذیرش و تربیتی را تفویض کنند که تا حدی رهایی بخش آنان از رنج نابرابریهای اجتماعی ـ اقتصادی باشد . نابرابریهایی که تا کنون تحمل کرده اند و هم اکنون متحمل می شوند .

1ـ همپوشی ریشه های اجتماعی ـ آموزش و شخصی : یک تحلیل موجز در مورد ریشه های اجتماعی ـ آموزشی تعداد معتنابهی از شکستهای تحصیلی نشان خواهد داد که چگونه والدین معلمان و اصلاح گرایان می توانند به خشکاندن آنها کمک کنند .

در این فصل و همچنین فصول بعدی ما در صدد تفکیک ریشه اجتماعی از ریشه آموزش بر نخواهیم آمد : زیرا این دو بنا به دلایل بسیار از یکدیگر جدایی ناپذیر هستند و این امر در طول این تحقیق مورد تأیید قرار خواهد گرفت بارزترین نشانه این پیوند ناگسستنی در امکاناتی به چشم می خورد که مدرسه و همچنین خانواده از لحاظ دخالت مؤثر در این رابطه علت و معلولی به هم پیوسته در اختیار دارند .

رابطه بین بالا بودن سطح اجتماعی والدین و موفقیت تحصیلی دانش آموز که تا مدتها ناشناخته مانده بود بالاخره بلامنازع از آب در آمد و ما در این مقام درصدد به تأیید مجدد رساندن آن بر نمی آییم . لیکن به منظور نشان دادن گستره این واقعیت کار خود را در این مبحث از این پس پربار به ارائه دو رشته آمار یکی آمار تحصیلی و دیگری آمار روان سنجی محدود می کنیم .

تحقیق روان سنجی باشر و روشلن بین دانش آموزانی که والدینشان به مشاغل دو انتهای نردبان اجتماعی ( مشاغل آزاد و مناصب عالی از یک سو و مزدبگیران زراعی از سوی دیگر ) اشتغال دارند فواصلی تا 29 نمره در آزمونهای کلامی و 7 نمره در تستهای غیر کلامی نشان می دهد . موضوع قابل اهمیت آن که این تفاوتها تنها از 18 ماهگی تا دوسالگی به بعد دیده می شوند یعنی سنی که در آن تاثیر محیط آغاز به محسوس واقع شدن می کند . ضمناً در واقع این همان سنی است که در آن اکتسابهای وراثتی آغاز به ظهور می کنند . در صفحات بعد شاهد جدال در مورد وراثت و محیط خواهیم بود و هدف تنها مطرح ساختن نظری این بحث نیست بلکه این کار به منظور تأیید آن است که ظاهراً باید هر چه زودتر خود را از سیاست کنار بکشیم . ما در این مقام بیشتر به تحلیل برخوردهای سهمگین و شاید جبران پذیر محیطهای اجتماعی ـ فرهنگی تا بدان حد متفاوتی خواهیم پرداخت که دانش آموزان متعلق به آنها در عین حال از این پس به نحو بدون تمایزی در آموزش جمعی به دور هم گرد خواهند آمد .

بارزترین برخورد مربوط به بازی پیچیده محیط اجتماعی خانواده و شخصیت یعنی سطح آروزهای دانش آموز است .

2ـ موقعیت اجتماعی اقتصادی دانش آموز و سطح آروزهای او : سطح آرزوهای دانش آموز متعللق به محیط سرمایه داری را دانش آموز متعلق به یک خانواده معلم یا نظامی یا کارمند یا کارگر یدی و یا کشاورز روستایی کاملاً متفاوت است و همین تفاوتهای کمی و کیفی به توجیه فاصله با نتایج تحصیلی و وفور بسیار زیاد شکستهای تحصیلی در طبقات اجتماعی کم انگیزه تر و کم تشویقتر به رغم وجود سطح تواناییها و شخصیت برابر ، کمک می کند . تحقیقاتی تردید ناپذیر به اثبات رسانده اند که تا چه حد «موقعیت» دانش آموزان در برابر آموزش تا حد زیادی بستگی به موقعیت گروه خانواده او در مقابل گروه عظیم اجتماعی دارد. در سطح اجتماعی ممتاز موقعیت خانواده برای دانش آموز یک نمونه است اما در عین حال یک ایمنی حمایتی نیز هست . در خانواده هایی در سطوح پایینتر ، شروع به تحصیلاتی ناشناخته ، اندیشیدن به امتحاناتی دوردست ، مواجه شدن با متونی که آنها را مشکل می پندارد ، در حالی که دیگران با آرامش دربارة آنها بحث می کنند ، موقعیتهایی بشمار می روند که بسهولت ایجاد نگرانی می کنند . در برابر دشواریهای اجتناب ناپذیر تحصیلات دانشگاهی خانواده های حائز آرزوهای سطح بالا متوقع هستند که فرزندانشان ارتقای اجتماعی خود را بیابند و یا آن را پشت سر گذارند . در نتیجه از آنان حمایت می کنند ، به تشویق آنها می پردازند ، به آنها یاری می دهند و دیگران را به کمک آنان وا می دارند . بالعکس و به شیوه ای نه همیشگی لیکن معمول ، خانواده های در موقعیت اجتماعی ـ فرهنگی پایین (کارگران متخصص ، کارمندان در سطح مشابه ، روستاییان ) از خود آرزوهایی در سطح ضعیف نشان می دهند . اینان در برابر تحصیلاتی که نکرده اند دارای احساس فلج کنندة دست نیافتنی بودن و تسلیم بلا شرطی می شوند که به فرزندان خویش نیز آن را منتقل می سازند و یا براحتی می پذیرند که آنان نیز چنین احساسی داشته باشند . از همین جا است تعداد زیاد کودکانی که از آغاز دورة کودکستان و دبستان این احساس را پدید می آورند که گویی غایب زندگی می کنند و کارشان محدود به انجام حرکات و کلماتی تکراری است . به سبب فقدان انگیزش اجتماعی ـ خانوادگی ، اجتماعی شخصی و منشی ، البته سوای مواردی که در آنها یک توانایی ذهنی خوب به مرتفع ساختن این کمبود می شتابد ، در کلاسها و دوره ها و مدارس به صورت افرادی واقعاً غیر ذینفع حضور می یابند و چون فکر می کنند آنچه را که از آنان انتظار می رود بخوبی نمی دانند ، تا همین اواخر ، پایان تعلیمات اجباری (15 یا 16 سالگی در غالب کشورهای اروپایی ) را انتظار می کشیدند تا بیکار بمانند و یا در ساده ترین و کم دستمزد ترین



خرید و دانلود  اجتماعی و فرهنگی 22ص


تحقیق درمورد شیوه های فرزندپروری و شخصیتِ اجتماعی و فرهنگی جوانان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 17

 

شیوه های فرزندپروری و شخصیتِ اجتماعی و فرهنگی جوانان

مقدمه :انسانها (کودکان) در بَدو تولد مانند کاغذ سفیدی هستند که هنوز چیزی بر روی آن نوشته نشده است. (راموز, 1976 : 119) هر آنچه که ما بر روی آنها بنویسیم, در آینده همان را خواهیم خواند. به عبارت دیگر، شخصیتِ اجتماعی و فرهنگیِ فرزندان توسط :

خانواده، مدرسه، رسانه ها و محیط های اجتماعی دیگر ساخته می شود. یعنی, قاعدتا شکل، فرم و محتویِ هر کدام از این منابع, نسبتا مشابه شکل, فرم و محتویِ شخصیتِ روانی، اجتماعی و هویت فرهنگی جوانان خواهد بود.

این منابع بطور یکسان عمل نکرده و تاثیر یکسانی بر روی افراد جامعه ندارند. در بعضی از افراد، خانواده و در افراد دیگر، مدرسه و در تعدادی دیگر, ممکن است رسانه ها بیشترین تاثیر را داشته باشند. اما، همانطوری که تحقیقات نشان می دهند، بیشترین تاثیر در روند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری انسان، در نتیجه, شخصیت روانی و فرهنگی او تا قبل از 6 سال پایه ریزی می شود و این زمان را انسان بیشتر در خانواده می گذراند. (دادسون, 1972)

در مواقعی که خانواده بتواند با روابط آموزشی صحیح، فرزند را به سمت خود جذب کند، تاثیر نیروهای دیگر حتی در صورتی که مخالف با فرهنگ رایج خانواده باشند, به حداقل خواهد رسید، و در صورت موافقت نیز تشدید خواهد شد. در صورتیکه خانواده با روابط نا صحیح خود نقش دافعه را نسبت به فرزند داشته باشد، طبیعتا, منابعِ دیگر که رابطه ای بهتر و آموزشی تر از خانواده ایجاد کنند، می توانند بر روی چگونگی شخصیتِ روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان اثر بسزایی داشته باشند. از منظری دیگر، در صورتیکه رابطة خانواده، رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی باشد، اولا, فرزند بیشتر به سمت خانواده تمایل نشان خواهد داد، ثانیا, جنبة اجتماعی شدن او بیشتر تقویت شده و وی نقش فعالتری را در جامعه ایفا می کند. در غیر اینصورت غالبا دیده شده که فرد منزوی بوده و با محیط اطراف خود منفعلانه بر خورد خواهد کرد.

وجود شخصیت سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گروِ یک نکتة اساسی است که در اکثر خانواده های مورد مطالعة این پژوهش کیفی (لاپلانتین, 2000) که در سلامت روان بسر می برند، مشترک به نظر می رسید، و این نکته, مسئلة حضور والدین در جمع خانواده بود. به عبارت دیگر، مدت زمانی (Moment) است (لوفور, 1989) که والدین در خانه می باشند, و یا شکل فضایی (Champ) (بوردیو, 1989) که در خانه حاکم است. البته، وجود زمان و یا فضا به تنهایی کافی نبوده، بلکه در این مدت زمانِ حضورِ فیزیکی، داشتن رابطة آموزشی (هس و ویاند, 1994) و مسئلة وجود ارتباطات کلامی (بودیشون, 1982), یعنی گفتگو در بین اعضاء خانواده لازم و مطرح است.

بدینسان، زمانی که انسان برای فردی ارزش قائل بشود، با وی از روی علاقه و نه اجبار کنش متقابلی (مید, 1963) را بر قرار خواهد کرد. طبیعتا، در گذر از کنش متقابل، گفتگوها و مکالماتی نیز بر قرار خواهد شد. گفتگو از عناصر اصلی کنش متقابل می باشد. گفتگو، یعنی، هر دو طرف حق ابراز عقیده را داشته، و می بایستی به افکار و اندیشة طرفین اولا، گوش فرا دهند، ثانیا، برای استمرار کنش، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، به خواسته های طرفین بی توجه نباشند. به عبارتی، گفتمان (Discours) در بین افراد بر قرار بشود.

تاثیرات والدین :

انسان, چون موجودی اجتماعی است و در ارتباط با محیط های اجتماعی مختلف می باشد، از هر محیطی چیزی می آموزد تا در مجموع از فرد بدونِ هویت، تبدیل به شخصِ اجتماعی (نیک گهر، 1369) و دارای هویت اجتماعی گردد و طبیعی است که این فرد شهروندی مثمر ثمر برای جامعة خویش می شود. در گذر از شخص فردی بدون هویت به شخص اجتماعی، فعالیت جامعه پذیری نسبت به وی اعمال می شود. امر جامعه پذیری توسط منابع مختلف بر روی انسان عملی شده، و هر یک بخشی از شخصیت فرهنگی و اجتماعی شخصِ اجتماعی شده را می سازند. در این بین, خانواده در اکثر جوامع از جمله ایران بیشترین نقش را ایفا کرده، (پیاژه, 1981) که این نقش در رفتارها و نوع فرزند پروری آنها متبلور می شود.

در این رابطه ثنائی به نقل از فریمو می گوید : "اثر خانواده بر اشخاص از تمام نیروهائی که تا بحال شناخته شده بیشتر است. یعنی اثر خانواده فراتر از فرهنگ جامعه، دنیای کار، دوستان، نزدیکان و امثال آنهاست" (ثنائی، 1378 : 26). ثنائی به نقل از مینوچین بر این باور است که، "فرد بدون خانواده، قابل تعریف نیست. در واقع خانواده کانون شکل گیری و هویت فرد است" (همان : 29). باقر ثنائی نیز خود معتقد است، " انسان عمدتا وارث برنامه ریزی های خودآگاه و ناخود آگاه خانواده و برون سازی های دوران کودکی خود با آنهاست" (همان : 21). اعزازی نیز به نقل از ماکس هورکهایمر معتقد است که " از میان تمام نهادهای اجتماعی که فرد را برای قبول اقتدار (دیکتاتوری در سطح جامعه) آماده می سازد، خانواده در مقام اول قرار دارد." (اعزازی، 1376 :20) در همین رابطه کلاین برگ نقل می کند که، " ژاک در مطالعة استادانة خود در بارة قدرت طلبی درکودکان 4 ساله ثابت کرد که تغییر صفات شخصیت بر اثر تغییر اوضاع و احوال محیط ممکن است." (کلاین برگ، 1372 : 390) و تاثیر گذارترین این محیط ها خانواده می باشد. به عقیدة کاردینر "شیوة تربیت کودک (نخستین نهاد اجتماعی) ساختمان اساسی شخصیت را پی ریزی می کند." (همان, 394) نیوکمب چنین می گوید : "تفاوت جنبه های عملی تربیت کودکان نتیجة تفاوت فرهنگی و نیز تفاوت شخصیت است." (همان, 394) شیخاوندی نیز در مورد تاثیر خانواده بر شخصیت فرزندان معتقد است که "بر اساس مطالعات روانی- جامعوی, مثلا ملاحظه شده است که در خانواده های سختگیر کودکان یا سر بطغیان میزنند و خشونت بخرج می دهند و یا احساس گنها و مجرمیت می کنند و در خود فرو می روند." (1379: 44)

رابطة والدین با فرزندان یا شیوه های فرزند پروری, در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی, رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند. "پارسنز نیز دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد." (اعزازی، 1376: 16)

این گونه اهداف والدین که شامل تمام فعالیت ها و اعمالی می شود که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط آنها را با فرزندان در رفتارهای روزمره (برجه و لوکمان, 1986) نشان می دهد، هستة اصلی این مقاله بوده، که تحت عنوان فرزند پروری یا رابطة آموزشی مطرح می باشد. این فعالیت ها برطبق نظریة عمل بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی (بوردیو, 1989) توسط نیروهائی هدایت و یا کنترل می شوند، که این نیروها به صورت یکسان و به یک اندازه نزد انسانها از جمله والدین وجود ندارد. این نیروها در ارتباط با وضعیت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خانواده می باشند. همچنین تصوراتی که والدین از فرزندان خود دارند, تاثیر بر روی چگونگی نوع روابط یعنی



خرید و دانلود تحقیق درمورد شیوه های فرزندپروری و شخصیتِ اجتماعی و فرهنگی جوانان


حذف کمیته میراث فرهنگی و گردشگری

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

حذف کمیته میراث فرهنگی و گردشگری،حرکتی ناهمگون با سیاست های کلان

طی روزهای اخیر، موضوع ادغام کمیته میراث

فرهنگی و گردشگری در کمیته فرهنگ و هنر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، مورد

توجه برخی رسانه های کشور قرار گرفته است در این راستا، شماری از مسئولان و

کارشناسان دو حوزه میراث فرهنگی و گردشگی و نیز اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس به اظهار

نظر در این خصوص پرداخته اند. انحلال کمیته مستقلی به نام میراث فرهنگی، و

گردشگری و ترکیب کردن آن با کمیته ای دیگر از نظر رویکردهای داخلی کمیسیون فرهنگی

مجلس و نیز به لحاظ بازتاب های بیرونی آن قابل تامل و بررسی است. از یک منظر،

این اقدام کمیسیون فرهنگی مجلس را می توان طبیعی و قابل قبول دانست، چه آن که،

مدیریت و اعضای یک مجموعه، قاعدتا باید اختیار آن را داشته باشند که چارت تشکیلاتی

و سازمانی شان را بر اساس نیازها و حتی سلیقه های خود تنظیم کنند. بر همین اساس،

این که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس در ادواری گذشته ضرورت تشکیل کمیته ای تحت عنوان

میراث فرهنگی و گردشگری را احساس کردند و پیگیری های خود در این حوزه را از طریق

چنین کمیته ای امکان پذیر می دانستند از همان وجاهت منطقی برخوردار است که ادغام

این کمیته در کمیته فرهنگ و هنر کمیسیون فرهنگی در دوره هفتم، پذیرفتنی است.

اظهار نظر اعضا و هیات رییسه کمیسیون فرهنگی نیز، تاکنون نشانگر همین موضوع بوده

است که آنان پیگیری مباحث میراث فرهنگی و گردشگری را در قالب جدید، مناسب تر تشخیص

داده اند. دکتر عماد افروغ، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس در نخستین اظهار نظر در این

خصوص گفته است که تقسیم بندی جدید در این کمیسیون صرفا برای رعایت سنخیت و همخوانی

بین موضوعات و نوع نگاهی که می توان نسبت به مسایل داشت، انجام شد و قرار دادن

موضوع میراث فرهنگی و گردشگری در زیر مجموعه کمیته فرهنگ و هنر به هیچ عنوان، به

معنای تضعیف این امر نیست. به گفته افروغ با توجه به تعریف تخصصی _ فرهنگی

موضوعاتی نظیر میراث فرهنگی و گردشگری، این مباحث از یک سنخیت و وحدت موضوعی با

برخی دیگر از مقوله های فرهنگی برخوردارند و علت تجمیع مجموعه این موضوعات در کمیته

فرهنگ و هنر، وجود همین سنخیت است. همچنین به باور جواد آرین منش، نایب رییس

کمیسیون فرهنگی، تشکیل کمیته های زیر مجموعه این کمیسیون به شکل جدید، بر میزان و

دقت لازم برای نظارت بر دستگاه های تحت نظر کمیسیون فرهنگی می افزاید. بر اساس

تحلیل و برداشتی که ذکر شد و نیز با مبنا قرار دادن اظهارات اعضای کمیسیون فرهنگی

مجلس، می توان این طور نتیجه گیری کرد که ادغام کمیته میراث فرهنگی و گردشگری،

الزاما نشان گر بی اهمیت قلمداد کردن موضوع میراث فرهنگی و گردشگری، از سوی کمیسیون

فرهنگی نیست اما از نگاه بیرونی به رویکرد جدید کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم، می توان

نقدهای جدی به اقدام اخیر این کمیسیون را مورد توجه قرار داد. نخست آن که باید

اذعان کرد آن چه موجب تشکیل کمیته میراث فرهنگی و گردشگری در ادوار پیشین مجلس شده

بود، تجربیات و نیازهایی بود که به ویژه طی سال های اخیر برای کشور ایجاد شده بود و

نمایندگان دوره های گذشته مجلس به درستی آن را شناسایی کرده بودند. در واقع تاسیس

چنین کمیته ای، صرفا اقدامی سمبلیک و به منظور انجام یک حرکت نمایشی برای القای این

نکته که مجلس به میراث فرهنگی و گردشگری توجه ویژه دارد نبود، بلکه، کمیسیون فرهنگی

مجلس، تا پیش از این واقعا احساس نیاز می کرد که برای برقراری تعامل بیشتر با دیگر

بخش های حاکمیتی در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، کمیته ای خاص را با همین عنوان

تشکیل دهد و آن را مامور رسیدگی به موضوعات این حوزه کند. در واقع، تشکیل کمیته

میراث فرهنگی و گردشگری بر اساس سال ها تجربه تقنینی _ نظارتی و حتی اجرایی صورت

گرفته بود و درست به همین دلیل است که بسیاری از پیش کسوتان این حوزه نارضایتی خود

را از انحلال کمیته میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرده اند. مدیر کل فرهنگ و هنر

سازمان مدیریت و برنامه ریزی در تشریح علت اعتراض خود به انحلال این کمیته گفته

است: در جریان حذف کمیته میراث فرهنگی و گردشگری، شاید نمایندگان عضو کمیسیون

فرهنگی مجلس نسبت به حساسیت این دو بخش توجیه نشده اند و اهمیت موضوع برای آنان به

خوبی باز نشده باشد. به اعتقاد خسروآبادی، تشکیل این کمیته می تواند در جهت

روان شدن امور موثر باشد و حتی مواردی وجود دارد که پیگیری مسایل بدون وجود کمیته

میراث فرهنگی و گردشگری در مرحله اجرا با مشکل رو به رو می شود. فعالان و

مسئولان حوزه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین بر این نکته تاکید می کنند که وجود

کمیته میراث فرهنگی و گردشگری موجب می شود، مباحث این حوزه، تخصصی تر و دقیق تر

پیگیری شود. این نگاه تخصصی در هر دو محور درون پارلمانی و مناسبات مجلس با دیگر

دستگاه ها قابل توجه است. از سویی نهادها و دستگاه هایی که در حوزه میراث

فرهنگی و گردشگری به نوعی با مجلس در ارتباط و تعامل هستند، به روشنی می دانند که

موضوعات را با کدام مرجع در درون مجلس در میان بگذارند و حتی نمایندگانی که پیگیر

موضوعات میراث فرهنگی و گردشگری هستند را می شناسند. از سوی دیگر با این واقعیت رو

به رو هستیم که در جریان طی شدن روندهای قانونگذاری و نظارتی در درون مجلس که اغلب،

عناصری نظیر رایزنی و چانه زنی،‌ نقش تعیین کننده ایفا می کند، حضور نمایندگان و

کمیته ای که با شناسنامه میراث فرهنگی و گردشگری شناخته می شوند، در پیشبرد امور،

بسیار مهم است. و اما مهم ترین نقدی که به حذف کمیته میراث فرهنگی و گردشگری

وارد است ناهمخوان بودن این اقدام با تمام تحولاتی است که طی سال های اخیر در سطح

حاکمیت و کشور رخ داده است. طی سال های اخیر، میراث فرهنگی به عنوان عاملی مهم و

شاید هم مهم ترین عامل از تقویت و بازسازی هویت ملی و دینی جامعه ایران مورد توجه

نهادهای اصلی تصمیم گیری در نظام قرار گرفته است. چهره های سرشناس نظام اعم از

آنهایی که در نهادهایی همچون شورای عالی امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و دولت

هستند و یا نمایندگانی که در ادوار اخیر مجلس ایفای وظیفه کرده اند متفقا بر تقویت

هویت ملی و دینی برای حفظ منافع ملی و حتی بالا بردن ضریب امنیت ملی تاکید کرده

اند. بر این اساس تمامی اقدامات مهمی که طی سال های اخیر در جهت حفظ و حراست از

میراث های فرهنگی به عنوان سندهای هویت ملی انجام گرفته را باید در چارچوب یک حرکت

منسجم از سوی مجموعه حاکمیت تلقی کرد. همین انسجام را در خصوص گردشگری نیز می

توان سراغ گرفت به گونه ای که به موازات پایین رفتن ضریب اطمنیان نسبت به درآمدهای

نفتی، تصمیم سازان نظام اقتصادی کشور به طور جدی، یافتن منابع درآمدی و ارزآور را

در دستور کار قرار داده اند و با لحاظ کردن پتانسیل های ایران در جلب و جذب توریست،

صنعت گردشگری را به عنوان یک محور مهم اقتصادی مورد توجه قرار داده اند. تنها

یکی از دستاوردهای این رویکرد نو و جدی حاکمیت در سال های اخیر، تشکیل سازمان میراث

فرهنگی و گردشگری بوده است. واقعیتی که باید بر آن تاکید کرد، این که توجه ویژه به

میراث فرهنگی و گردشگری نه جهت گیری و اقدامی از سوی یک جریان خاص بلکه حرکتی با

هماهنگی مجموعه جریان های حاضر در حاکمیت بوده است. کما اینکه در جریان تشکیل



خرید و دانلود  حذف کمیته میراث فرهنگی و گردشگری