انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

انواع فایل

دانلود فایل ، خرید جزوه، تحقیق،

روابط بین تدریس و یادگیری- نظریه‌های یادگیری -تفاوت بین تدریس و یادگیری

روابط بین تدریس و یادگیری- نظریه‌های یادگیری -تفاوت بین تدریس و یادگیری

فرمت ورد

273 صفحه

روابط بین تدریس و یادگیری:
می‌توان با عمل تدریس کمیت و کیفیت و سرعت یادگیری را افزایش داد و یا شرایط را برای یادگیری اموری که در شرایط معمولی امکان پذیر نیت فراهم نمود.
تفاوت بین تدریس و یادگیری:
1- یادگیری در همه جا و همیشه و فنی بدون تدریس صورت خواهد گرفت یا در حالی که هر تدریسی یاد داده نمی‌شود.
2- نظریه‌های دیگری، صرفاً به پدیده‌های یادگیری توجه دارد و همیشه معطوف به شاگرد است؛ به عبارت دیگر، نظریه‌های یادگیر، تبیین کننده‌ی چگونگی یادگیری و توصیف کننده‌ی شرایطی است که با حصول آن‌ها یادگیری صورت می‌گیردو در حالی که نظریه‌های تدریس باید به بیان کننده، پیش‌بینی کننده و کنترل کننده موقعیتی باشد که در آن، رفتار معلم موجب تغییر رفتار آن ؟؟ می‌شود. نظریه‌های یادگیری راه های یادگیری شاگرد را بیان می‌کند. در صورتی که نظریه‌های ما تدریس توصیف کننده روش‌هایی است که برای، وسیله معلم شاگرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب می‌شود که او یاد بگیرد.
3- نظریه‌های یادگیری بر اثر تحقیقات کشف شده است و توصیف کننده روابط تغییرهای مختلف یادگیری است، در حالی که نظریه‌های تدریس به وسیله علمای تعلیم و تربیت وضع می‌شود.
4- وقتی که تدریس می‌کنیم، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهیم؛ اما وقتی یاد می‌دهیم ما شاگردان را به انجام فعالیت‌هایی وادار می‌کنیم.
5- اگر بخواهیم آن چه درس می‌دهیم یاد بدهیم، باید قادر باشیم شاگردان را درک کنیم و از آن چه در رفتار آنان اثر می‌گذارد آگاهی یابیم. نتیجه این که اگر فعالیتی منجر به یادگیری نشود تدریس نیست.
روش تدریس در مکاتب فلسفی:
1- آرمان گرایی:  روش تدریس با تأکید بر خودکاری شاگرد، به تشویق محصلان به تفکر و راهنمایی آنها در انتخاب موضوع‌های  تفکر می‌پردازند و فرصت‌هایی فراهم می‌آورند که محصلان معرفت‌های آموخته‌شان را در حل مسائل اخلاقی و اجتماعی مورد استفاده قرار دهند و ارزش‌‌ها و تمدن انسانی را بپذیرند. در نتیجه روش دیالکتیک مخصوصاً در موضوعاتی که تفکر در آن دخالت دارد ترجیح دارد.
روش پروژه که در آن شاگردان به صورت انفرادی یا گروهی، ضمن برخورد با مسئله، از روی طرح و نقشه به آزمایش و مطالعه می‌پردازند جزء رو‌ش‌های آموزشی می‌باشد.
اهمام روش عدم، در تحریک یادگیری مانند روش منطقی، روش مشمول و زیبا شناسی، روش ؟؟؟ و زیباشناسی، روش به کاربردن مجاز و روش آزمایشی قابل قبول است. به طور کلی موضوع درس از روش تدریس جدا می‌باشد.
2- واقع گرایی:  چون واقع گرایی علم محور است، روش‌های تدریس آن حالت آمرانه دارد. معلم باید روش را که برای ؟؟ دانش‌آموز و موقعیت آموزشی تناسب دارد به کار بندد و از دانش آموزان بخواهد که حقایق را به یاد بسپارند، مقایسه کنند و توضیح دهند. همچنین با کشف و تعبیر و تفسیر روابط، معانی و مفاهیم تازه‌ای پیدا کنند. روش تدریس معلم بر محسوسات مبتنی است و به جای تلقین معلومات به دانش‌آموزان فرصت‌هایی فراهم می‌آورد که ایشان شخصاً به بررسی و اکتشاف بپردازند و حقایق را دریابند. بنابراین از روش سخنرانی، بحث و گفتگو و آزمایش استفاده می‌شود. همچنین ارزشیابی بسیار مهم و ضروری است و باید در هر گونه آموزش با معیارهای عینی انجام گیرد.
3- طبیعت گرایی:  به نظر طبیعت گرایان آموزش و پرورش باید امکان رشد طبیعی‌تر برای کودک فراهم سازد و تربیت وقتی حقیقی خواهد بود که به طبیعت و نیروها و امیال کودک فرصت دهد که به سرعت رشد و نمویی یابند و باید از هر گونه دخالت دخالت خود را رد کرد. تجربه مهم‌ترین روش تدریس است. کودک باید اشیا را پیش از الفاظ یاد بگیرد و همین اصل معلمان را وادار می‌کند که تنها به روش کتاب در تدریس اکتفا نکنند. بلکه دانش‌آموزان شخصاً به تجربه و فعالیت بپردازند. منبع علم تجربه خود دانش آموز است و معلم فقط نقش راهنما را دارد. تدریس باید با روح بازی همراه باشد و بازی روش طبیعی در آموزش و پرورش است. معلم نباید از روش‌های تدریس قالبی و کلیشه‌ای استفاده کند بلکه باید روش‌های منطبق بر طبیعت دانش‌‌آموزان را کشف کند و به کار بندد. به بیان دیگر، روش تدریس باید روش طبیعی باشد نه ساختگی و تصنعی.
4- عمل گرایی:  چون عمل گرایی دانش آموز محور است روش تدریس تابعی از تفاوت‌های فردی خواهد بود از مهمترین روش‌های تدریس، روش حل مسئله است که در این روش کودک را با مشکلات و مسایل عملی در زندگی مواجه می‌کنند تا شخصاً درباره آنها بی‌اندیشد و برای حل‌ آنها بکوشد.
5- وجود گرایی:  معلم اکنرئتائیسالیست هرگز هدف‌ها شخصی را به دانش‌آموزان تحمیل نمی‌کند و وظیفه‌ او راهنمایی دانش‌آموزان است و به طور غیر مستقیم فرصت‌هایی فراهم می‌آورد که دانش‌آموزان برانگیخته شوند و شخصاً فعالیت کنند. دیالکتیک سقراطی روش مناسبی برای معلمان اکنرئتائیسالیست است. گفت و شنود می‌تواند سئوالاتی را برای دانش‌آموزان مطرح کند تا آنها نسبت به شرایط زندگی خویش آگاهی حاصل کنند. در روش گفت و شنود معلم اکنرئتائیسالیست بر خلاف مربی ایده‌ئالیست پاسخ سئوالاتی مطرح شده را نمی‌داند. در حقیقت بهترین نوع سئوال فقط در معنی‌آفرینی خود دانش‌آموز قابل پاسخ است.
6- پست مدرنیسم:  به نظر پست مدرنیست‌ها، تعلیم و تربیت فرآیندی دو سویه و متعاملی در دانشگاه زندگی است نه انتقال دانش و معلومات. گفتگوهای انتقادی، مهم‌ترین روش تدریس در پست مدرنیسم است.
7- فلسفه تحلیلی:  معلم باید سر دانش آموز را به دانش گرایش علمی و ذهنی باز و عینی تشویق کند و فعالیت‌های آموزشی خود برای پایه تجربه‌های شخصی دانش‌آموزان و تحلیل انتقادی مطالب درسی انجام دهد.
1- بنیاد گرایی:  بنیادگرایی خالی از سرگرمی و پیرایه‌هاست و آموزشگاه باید روش‌های سنتی انضباط ذهنی را محفوظ به اردو مفاهیم بنیادی را به کودک بیاموزد حتی اگر لازم باشد که این مفاهیم را به سطح روان شناختی و فکری کودک تعمیم دهد.
2- پایدار گرایی:  روش تدریس تعلیمی یا دستوری بوده و نظارت فردی وجود دارد. همچنین از روش سخنرانی و گفت و شنود هدایت شده استفاده می‌شود.
3- پیشرفت گرایی:  در پیشرفت گرایی کودک مدار است و روش تدریس باید بر همکاری، یادگیری اجتماعی، علایق و فعالیت‌های ناشی از زندگی کودک مبتنی باشد. در نتیجه روش حل مسئله یا پروژه بر تلقین محتوای درسی مقدم است.
4- بازسازی گرایی:  روش تدریس باید فعالیت خود دانش‌آموزان را برانگیزد و به آن‌ها فرصت انتخاب بدهد یعنی هم دانش‌آموزان در تعیین و انتخاب هدف‌های عینی و رفتاری نقش مناسبی ایفا کنند تا توان تصمیم‌گیری فردی و گروهی در آن‌ها رشد یابد.
روش تدریس از نظر مربیان تعلیم و تربیت
1- سقراط:  سقراط معتقد بود که دانش در طبیعت افراد وجود دارد کافی است که معلم زمینه را مساعد کند و به شاگردان کمک نماید تا او خود به دانش مورد نظر برسد و از این جهت کار خود را به ماهی‌هایی تشبیه می‌کرد. سقراط در جلسات بحث با شاگردانش، ابتدا به انتقال اطلاعات یا پاسخ به سئوال یا مسئله‌ای نمی‌پرداخت. بلکه از راه پرسش‌های متوالی، افراد را به تفکر وامی‌داشت و آن‌‌ها را قدم به قدم هدایت می‌کرد تا خود جواب درست را کشف کنند.
آموزش باید حرکتی تدریجی و گام به گام از ساده به پیچیده از آنهم به دشوار، از عام به خاص و از قلم و حس به قلم و فهم باشد.
2- کومینیوس:  در آموزش نخست باید به خود اشیاء پرداخت و سپس به واژه‌ها و مفهوم‌ها، یعنی نخست با نمونه‌ها آشنا شد و پس از آن با قانون‌ها و قاعده‌ها. نخست فهمیدن است و سپس به خاطر سپردن برای فهم بهتر نخست باید طرح ساده و کلی پدید آورد و ‌آن‌گاه به آوردن جزئیات پرداخت. آموزش هر چیزی را باید با ساده‌ترین عنصرها، آن آغاز کرد تا دانش‌آموز بتواند طرح کلی از آن به دست آورد. در گام بعدی می‌توان با نشان دادن نمونه‌ها و آوردن قاعد‌ه‌ها طرح کلی را گسترش داده، موضوع را به صورت سیستماتیک بیان کرد و استثناها را شمرد در پایان می‌توان بر تفسیرها پرداخت.
روش تدریس باید کودک مدار بوده و با توجه به سن، انگیزه و توانایی و دلبستگی شاگردان برگزیده شود و در آن کودک با به کار بردن حواس مختلف، تجربیات مهمی را به دست بیاورد و به فعالیت‌های عملی بپردازد.
3- جان لوک:  ذهن کودک هنگام تولد مانند لوح سفیدی است که هیچ گونه تصور، ایده و اصلی در آن نقش نبسته است. بعد به تدریج او می تواند از راه حواس مختلف خود، شناخت و تصورهای گوناگون کسب کند. بدین‌سان انسان هیچ ایده یا اصلی را در خود کشف نمی‌کند بلکه سر چه در می یابد از تجربه است. بنابراین در تدریس باید از وسایل محسوس استفاده کرد و باید روش به کار برده شود که دانش‌آموزان بتوانند آموخته‌های خود را عملاً مورد استفاده قرار دهند.
4- هربرت اسپنسر:  معلم باید دانش‌آموزان را راهنمایی کند که شخصاً به بررسی بپردازند و استنباط کنند و روش تدریس باید استقرایی باشد.
5- پرترانلد راسل:  روش تدریس باید بر اساس اصالت فعالیت دانش‌آموزان انتخاب شود و معلم امکان کنجکاوی، تفکر را و بحث را فراهم می‌آورد تا دانش‌آموزان با پرورش توجه ارادی در خود، به فعالیت و کشف حقایق بپردازند.
6- ژان ژاک روسو:  کودک باید درس خود را از طبیعت‌ فراگیرد و به وسیله کنش متقابل و تجربیات مستقیم اطلاعات به دست آورد روش او تعلیم تربیت منفی بود یعنی قبل از دادن معلومات از راه ورزیدن حواس فرد را برا تعقل آماده می‌ساخت.
بنابراین او تعلیم و تربیت منفی را نوعی انتظار برای یادگیری و دخالت نکردن می‌دادند. روش تدریس دانش‌آموزان محور است و بر مراحل رشد، نیازها، استعداد‌ها و رغبت‌های کودکان مبتنی است و ؟؟ راهنما و هدایت کننده است. روسو بر پرورش حواس، بازی و ورزش، مثال نگه داشتن کودکان و شناخت طبیعت کودک تأکید می‌کند.
7- مادیا مونته موری:  به نظر مونته موری آموزش و پرورش باید به اتکای مشاهدات دقیق و مستمره از طبیعت و قوانین رشد کودک الهام بگیرد و از ه  گونه قید و شرط ناشی از سنت و عادت‌ها باشد. روش مونته مدری بر اساس نظریات او درباره رشد کودک شکل گرفته است. به همین جهت محیطی را     پدید می‌آورد که با استفاده از فعالیت‌ها و مسایل ویژه، نیازهای کودکان را در سر دوره اساسی و اولیه رشد یعنی 1- دوره آموزش حرکتی یا تجارب عملی زندگی . 2- دوره آموزش حسی یا تربیت حواس . 3- دوره آموزش مهارت‌های تحصیلی یا مدرسه‌ای یا آموزش خواندن و نوشتن  برآورده می‌نمود. مونته مدری روش تربیتی خود را روش علمی معرفی می‌کرد و آن را مرتب از سه عمل مشاهده، آزمایش و تجزیه و تحلیل می‌دانست.
از خصوصیات روش مونته مدری، توالی و تربیت در مراحل آموزش و سازماندهی و نظم آن می‌باشد. در نظام آموزشی مونته مدری مسئولیت آموزش و پرورش کودک، تا حد امکان بر عهده خود اوست و آزادی و فعالیت دو اصل مهم دیدگاه تربیتی او می‌باشد.
8- ادوارد کلاپارد:  کلیه آموزش ابتدایی فعالیت آزاد است که عمدتاً بر آزمایش و تجربه مستقیم مبتنی است بنابراین روش کیل پاتریک روش پروژه است. در این روش فعالیت‌های آموزشی بر رغبت‌های دانش‌آموزان مبتنی است. دانش‌آموزان آن چه را که دوست دارند انجام می‌دهند و یاد می‌گیرند. در این روش موضوعی انتخاب می شود و مواد لازم برای مطالعه درباره آن میان دانش‌آموزان به شکل گروهی یا فردی تقسیم می‌شود. و سپس دانش‌آموزان یافته‌های خود را با یکدیگر مورد بحث قرار می‌دهند و سرانجام یافته‌های هماهنگ درباره آن موضوع، به شکل وحدت یافته‌ای عرضه می‌شود و مورد قضاوت قرار می‌گیرد.
10- جان دیویی:  به نظر او جریان‌های تربیتی رشد استعداد تفکر در شاگردان اهمیتی خاص دارد و جنبه‌های مختلف تعلیماتی نیز به وسیله‌ی ایجاد عادات خوب تفکر وحدت پیدا می‌کنند. فکر کردن روش اساسی تجربیات تربیتی یابد عبارت دیگر روش آموزش می‌باشد. تفکر باید در ضمن تجربه جریان پیدا کند. روش تدریس از نظر دیویی همان روش تحقیق است.
11- مارتین بوبر:  تدریس عبارت است از مهارت کلامی یا دیکته کردن و کودک مجبور است به صورت مستقیم و یا تابع اراده معلم باشد یا تابع مجموعه دانش. معلم نظریات گوناگونی را به منظور فراهم آوردن زمینه بحث واقعی درباره‌ی محتوای درس به کلاس ارائه می‌کند، بعد از بحث کلاسی. معلم نظرش را به کلاس عرضه می‌کند و از دانش‌آموزان می‌خواهد تا این نظر را بر تجربه خود و دانشی که از این کلاس و کلاس‌های قبلی گرد‌ آورده است، متکی سازد.
12- فرانسیس بیکن:  بیکن در کتاب آدگاتن نوتیکه ارسطو استدلال قیاسی و نادیه، گرفتن روش تجربی را ناروا شمرده و می‌گوید: قیاس که از گزاره های علمی آغاز می‌کند، هیچگاه ما را به شناختی تازه نمی‌رساند و تنها به آن چه می‌دانیم نظم می‌بخشد.
بیکن با روشن کردن اهمیت روش تجربی و منشا به دادن برتری پژوهش بر آموختن دانش پیشینیان از بنیانگذاران فلسفه علم در دوران نو گردید.
13- اسنوئل کانت:  فهمیدن نتیجه کوشش و فعالیت آزاد خود فرد است. بهترین راه فهمیدن انجام دادن است. بهترین راه پرورش خرد روش سقراطی است.
کسب دانش باید بر پایه مشاهده و ادراک حسی استوار باشد.
14- پستالوزی:  هر آموزش نظری باید با نگرش حسی ‌یعنی تجربه تازه کودک یا مطالعه محیط اطراف در آغاز گردد زیرا طبیعت کودک چنین است که نخستین توانایی‌های او همانا توانایی‌های حسی ‌است. بدین‌سان به کار بردن واژه‌ها و مفهوم‌هایی که برای کودک هیچ گونه زمینه حسی و تجربی ندارند، نه تنها چیزی به او نمی‌آموزد بلکه مانع به کار آمدن فهم است. از این رو هیچ مفهومی را نباید به کودک آموخت مگر آن که نخست نگرش حسی از آن داشته باشد. بر این اساس می‌توان دریافت که روش تدریس پستالوزی بر پایه ادراک و شناخت استوار است تا حافظه و تمرینات شفاهی. برای آموزش کودکان باید از وسایل ملموس و اشیا محیط پیرامون استفاده نمود. زیرا آموزش با واقعیت زندگی تطبیق نماید. باید چیزی که به کودکان آموخته می‌شود. با مشاهده و تجربه شخصی آنها ارتباط کامل داشته باشد. به باور پستالوزی مشاهده به شناخت و آگاهی بیشتر مفید می‌شود و همین امر هست مهارت‌های کلامی، قدرت سخن‌گویی و مهارت‌های تحصیلی بهتر می‌گردد. در دیدگاه تربیتی پستالوزی با یک علم توام با عمل باشد.
15- هربارت:  هربارت از بنیانگذاران روش علمی در آموزش و پرورش است. با کار اوست که آموزش و پرورش بر بنیاد روان‌شناسی استوار می‌گردد.
او پس از پذیرفتن اسمیت روش پستالوزی در فراهم آوردن حسی و تجربی آموزش‌ها آن را تغییر، گام‌ می‌شمرد و در جستجوی روشی است که از این یافته‌های حسی و تجربی نظام فهمیدنی پدید آورد و از سویی دیگر از حد آموزش‌های حسی و تجربی فراتر رود.
هربارت بر آموزش زمان یافته، از پیش تعیین شده، از روی طرح و برنامه و با گامهایی مشخص ؟؟؟ با در نظر داشتن چگونگی فهمیدن برگزیده شود اهمیت می‌دهد. روش پیشنهادی او دارای 5 گام به شرح زیر است:
1- آماده سازی:  در این مرحله معلم با باز گفتن یا پرسیدن در سالهای گذشته که به درش فنون ارتباط دارند توجه شاگردان را به نکته‌های لازم بر می‌انگیزد.
2- عرضه کردن:  در این مرحله از تدریس معلم افکار یا درس تازه را عرضه می‌کند.
3- ارتباط:   بعد از عرضه داشته افکار یا درس تازه معلم باید میان مطالب قبلی و
موضوع‌های تازه ارتباط واقعی وجود آورد.
4- تعلیم:  در این مرحله معلم فکر کلی مورد نظرش را بصورت واحد و مرتب درآورده و تعلیم می‌دهد و معلومات دانش‌آموزان با همدیگر در آمیخته، بصورت واحد کل در می‌آید و نظامداری شود.
5- کاربرد:  در این مرحله‌ که برای دانش‌آموز بسیار اهمیت دارد، معلم او را به مواد و کاربرد آموخته‌هایش را نمایی می‌کند به عبارت دیگر دانش‌آموزان یاد می‌گیرد که از آموخته‌هایش در چه مواردی از زندگی واقعی می‌تواند استفاده کنند.
16- فروبل:  نخستین کار مربی باید گسترش روابط کودک با محیط باشد. کودک از راه پاسخ‌های طبیعی که به محیط و چیزهای پیرامون خود می‌دهد آنها را می‌شناسد. برای کودک این پاسخ یا فعالیت طبیعی همان بازی کردن است. بازی است که آگاهی به محیط را در کودک پدید می‌آورد. بازی کردن، طبیعی‌ترین راه آگاهی به محیط و آگاهی به خود است زیرا بازی آزاد‌ترین فعالیت است و همه‌ی هستی کودک چون یک کل در آن جلوه‌گر می‌شود. آزادی، خودکاری و فعالیت برترین جنبه انسان است و بازی کودک را به جهان بزرگتر می‌پیوند. کاربری تنها راهنمایی و هدایت است برای رسیدن به خود آگاهی حقیقی هدایت نقش مهمی وارد. فروبل بیش از هر چیز به نقش تربیتی بازی توجه می‌کند و بازی در نظریه تربیتی فروبل چون نمودی از آزادی و فعالیت و شادی و چون شایسته‌ترین راه تحول طبیعی، اهمیتی بنیادی یافت.
روش‌های تدریس سنتی
1- روش حفظ و تکرار:  در این روش، به خاطر سپردن مطالب به وسیله‌ی تمرین و تکرار و پس دادن آن مهمترین کار به شمار می‌رود.
انواع تمرین عبارتند از:

 



خرید و دانلود روابط بین تدریس و یادگیری- نظریه‌های یادگیری -تفاوت بین تدریس و یادگیری


تحقیق در مورد تعریف یادگیری 30 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 30 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

تعریف یادگیری

یادگیری عبارت است از فرایند تغییرات نسبتاً پایدار بالقوه فرد بر اثر تجربه. در تعریف فوق مفاهیمی وجود دارد که برای درک بهتر آنها را تحلیل می‌کنیم.

1. مفهوم فرایند: یادگیری فرایند است چون بر اثر تعامل دائم فرد با محیط، همیشه و در همه جا به طور پیوسته و مستمر صورت می‌گیرد.

2. مفهوم تغییر: یادگیری نوعی تغییر است که در فرایند تجربه اتفاق می‌افتد. بنابراین تغییرات ناشی از رشد و بلوغ یا استفاده از دارو یادگیری محسوب نمی‌شود.

3. مفهوم نسبتاً پایدار: تغییرات حاصل از یادگیری نسبتاً پایدار می‌باشند و رفتار موردی، لحظه‌ای و تصادفی یادگیری محسوب نمی‌شوند.

4. مفهوم رفتار بالقوه: کاربرد رفتار بالقوه دلیل تفاوت بین مفهوم یادگیری و عملکرد است. به عبارتی یادگیری تغییراتی است که در ساخت ذهنی ایجاد می‌شود.

5. مفهوم تجربه: یعنی تنها آن دسته از تغییرات رفتار را می‌توان یادگیری نامید که محصول تجربه، یعنی تأثیر متقابل فرد و محیط در یکدیگر باشد.

عوامل مؤثر در یادگیری (قوانین یادگیری)

1. قانون آمادگی: به موجب این قانون یادگیرنده باید از نظر جسمی، عاطفی، ذهنی، عقلی به اندازه کافی رشد کرده باشد تا بتواند آموختنی‌های معینی را فرا گیرد. مثلاً آموزش رنگ‌ها قبل از چهار سالگی برای کودک دشوار است.

2. قانون اثر: انسانها میل دارند تجاربی که مطلوب و رضایتبخش هستند بپذیرند و تکرار کنند و از آنهایی که اثر ناخوشایند دارند اجتناب کنند. بنابراین در امر آموزش، معلم باید دانش‌آموزان را یاری دهد تا از هر فعالیت یادگیری، نوعی رضایت شخصی احساس کنند و درسها را با میل و رغبت یاد بگیرند.

3. قانون تمرین: به موجب این قانون، تکرار و تمرین در یادگیری و دوام آن تأثیر فراوان دارد. زیرا هر قدر انجام عملی بیشتر تکرار شود آن عمل زودتر به صورت مهارت و عادت درمی‌آید.

4. قانون تقدم: معمولاً نخستین خاطرات کلاس درس بیشتر در ذهن باقی می‌ماند. بنابراین نخستین روز تشکیل کلاس باید رفتار و برخورد معلم با دانش‌آموز صحیح و منطقی باشد.

5. انون شدت: یک واقعه مهیج و جذاب، بیشتر از واقعه‌ای عامل و کسل کننده در ذهن باقی می‌ماند بنابراین معلم می‌تواند با آوردن مثال‌ها و نمونه‌های زنده و با استفاده از فناوری آموزش و به فعالیت واداشتن دانش‌آموزان، حالتی پرتحرک و جذاب در کلاس ایجاد کند.

6. قانون عدم کاربرد: مهارت و دانشی که به کار گرفته نشود، به تدریج و به میزان زیادی فراموش خواهد شد. بنابراین معلم باید شرایطی را تدارک ببیند تا دانش‌آموزان آموخته‌های خود را به کار بگیرند.

موانع یادگیری

1. کسل کنندگی 2. پیچیدگی 3. آزردگی

4. ترس از شکست 5. نگرانی از مسخره شدن 6. آموزش بیش از اندازه

7. عدم تمرکز حواس 8. تنبلی 9. نقص بدنی

10. کندذهنی

شرایط مؤثر در یادگیری

انگیزه یادگیری

آگاهی از ناکافی بودن دانش و مهارت‌های کنونی

داشتن تصور روشن از دانش و مهارت‌هایی که باید کسب شود.

داشتن فرصت کافی برای تکرار

آگاهی از پیشرفت

داشتن وسایل و منابع مناسب برای یادگیری

ارتباط و اثر آن بر فرایند یادگیری و تدریس

تعریف ارتباط: ارتباط عبارت است از فرایند انتقال و تبادل افکار، اندیشه‌ها، احساسات و عقاید دو فرد یا بیشتر با استفاده از علایم و نمادهای مناسب به منظور تحت تأثیر قرار دادن، کنترل و هدایت یکدیگر.

انواع روشهای ارتباطی عبارت است از:

1. ارتباط ارادی و ارتباط غیر ارادی: اگر ارتباطی با طرح و برنامه‌ریزی قبلی و حساب شده باشد آن را ارتباط ارادی می‌گویند و در غیر اینصورت آن را ارتباط غیرارادی می‌نامند.

2. ارتباط رسمی و غیر رسمی: ارتباط جمعی و ارتباطی که در سازمانهای اداری و آموزشی جهت ابلاغ آئین‌نامه‌ها و مقررات با زیردستان برقرار می‌گردد ارتباط رسمی می‌باشد و ارتباط عادی بین افراد از نوع غیر رسمی می‌باشد.

3. ارتباط کلامی و ارتباط غیرکلامی: اگر جریان ارتباط با رمزهای کلامی مانند بحث و گفتگو همراه باشد ارتباط کلامی بوده و اگر با حرکات دست و چشم، رنگ و صدا و غیره صورت گیرد غیرکلامی است.

4. ارتباط مستقیم و ارتباط غیرمستقیم: ارتباط مستقیم ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص فرستنده و گیرنده پیام ایجاد می‌شود. ارتباط غیرمستقیم ارتباطی است که حالت چهره به چهره ندارد مانند ارتباط مؤلف با خوانندگان کتاب.

5. ارتباط فردی و ارتباط جمعی: ارتباط فردی یا خصوصی ارتباطی است که معمولاً بین دو یا چند نفر به وقوع می‌پیوندد و بیشتر حالت مستقیم و شخصی دارد ولی ارتباط جمعی ارتباط بین یک نفر با گروه کثیری می‌باشد مانند سخنرانی.

6. ارتباط یکطرفه و ارتباط دوطرفه: وقتی انتقال پیام از فرستنده شروع و به گیرنده ختم شود و گیرنده نسبت به مفاهیم پیام واکنشی به فرستنده نشان ندهد ارتباط یکطرفه است ولی اگر در ارتباط بازخورد وجود داشته باشد و فرستنده و گیرنده پیام متناوباً جای خود را عوض می‌کنند ارتباط دوطرفه است.



خرید و دانلود تحقیق در مورد تعریف یادگیری 30 ص


تحقیق درمورد دیدگاه رشد عصبی در آموزش و یادگیری 7 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

دیدگاه رشد عصبی در آموزش و یادگیری

مغز انسان مثل یک ارکستر پیچیده است. نقشها و فعالیتهای آن، یعنی همان عملکرد های عصب شناختی، به شدت به هماهنگی، کنار هم قرار دادن و همزمان کردن احتیاج دارد.درست مانند هر ارکستر دیگری، نقش هر نوازنده بنابر موقعیت تغییر می‌کند. و همان طور که گاهی نقش سازهای زهی یا بادی در موسیقی پر رنگ تر می‌شود، عملکردهای عصب شناختی متفاوتی به هنگام خواندن زبان،ریاضی، گزارش نوشتن یا ورزش کردن تعیین کننده می‌شوند.همان طور که در یک ارکستر، سازها ایجاد هارمونی می‌کنند، عملکردهای عصب شناختی متفاوت با هم تعامل می‌کنند تا دانش آموز قادر به کسب دانش، مهار یا زیر مهارت‌ها باشد یا بتواند فعالیتهای خاص مدرسه مثل سازمان دهی، طرح ریزی کارا و استراتژیک را انجام دهد.وقتی دانش آموزان در یادگیری یک مهارت آکادمیک خاص به مشکل بر می‌خورند؛ والدین، معلمان و متخصصان باید ناحیه بروز مشکل را معین کنند تا زیر مهارتهای ضعیف مشخص شده و برنامه ای برای قوی کردن نواحی قدرت و نواحی دارای نیاز به بهبود، طراحی گردد.در اینجا لازم است از خودمان بپرسیم: نقطه بروز اختلال کجاست؟ کدام زیر مهارت نقش خود را به خوبی ایفا نمی کند؟ و در هر زیر مهارت کدام عملکرد‌ها خوب کار نمی کنند؟ مثلاً دانش آموزانی با مهارتهای واژگانی و توانایی حافظه ای قوی ممکن است در به یاد آوردن کلمات مشکل داشته باشند. در این حالت، احتمال دارد که مشکل در توانایی بازیابی لغت باشد، زیر مهارت بسیار خاصی که یاد آوردن لغات در یک آن را ممکن می‌سازد.پرونده رشد عصبیبچه‌ها در هر لحظه از زندگی با "پرونده رشد عصبی" شان به مدرسه می‌آیند. این پرونده‌ها در اصل، نمودار تعادل نقاط ضعف و قوت هر فرد در عملکردهای عصب شناختی مختلف است. هر پرونده کار کردن در برخی حوزه‌ها را ساده می‌کند و در کار بعضی نواحی مانع پدید می‌آورد. بعضی بچه‌ها نقاط قوتی دارند که باعث می‌شود در شش سالگی سرآمد و موفق باشند اما در دبیرستان کارایی ضعیفی پیدا کنند. بعضی دیگر از بچه‌ها در سالهای ابتدایی مشکل دارند و در سالهای بعدی به موفقیت می‌رسند. با تغییر توقعات ما در طول زمان، کارکرد دانش آموزان هم تغییر می‌کند.برای فهم بهتر اینکه چطور پرونده رشد عصبی در هر زمان، یادگیری و کارکرد بچه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، این پرونده‌ها را به چند "ساخت عصب شناختی" تقسیم می‌کنیم. هر ساخت، به گروهی از عملکردهای عصب شناختی مرتبط است. این ساخت‌ها به ما کمک می‌کند تا فکر کردن و ارتباط برقرار کردن درباره تفاوتهای یادگیری را سازمان دهی کنیم، چون بر نقشها و تعامل های عملکردهای عصب شناختی با توجه به رفتارهای خاص ، تمرکز می‌کنند. آنها باعث انعطاف پذیری در راههای ارزیابی تفاوتهای یادگیری و مشخص کردن نواحی اختلال یادگیری و



خرید و دانلود تحقیق درمورد دیدگاه رشد عصبی در آموزش و یادگیری 7 ص


تحقیق درمورد دلایل عدم تمایل یادگیری زبان انگلیسی در بین دانش آموزان و دانشجویان ایرانی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

بسمه تعالی

دلایل عدم تمایل یادگیری زبان انگلیسی در بین دانش آموزان و دانشجویان ایرانی

در اکثر موارد دانش آموزان و دانشجویان ایرانی در یاد گیری زبان خارجه بعنوان زبان دوم وشاید هم زبان یا لهجه سوم دچار مشکل هستند در بعضی از زبانها ساختار جمله زبان اصلی با زبان دوم کاملاً متفاوت می باشد وچون اکثر دانش آموزان برای یادگیری زبان دوم با ساختار زبان اصلی مقایسه می کنند لذا یادگیری مشکل می شود بعنوان مثال در زبان فارسی ساختار جمله به شکلی است که اگر زبان انگلیسی با آن مقایسه شود،یادگیری مشکل است.

2) شیوه تدریس در بین دبیران با یکدیگر متفاوت است بنابراین ایجاد انگیزه در بین دانش آموزان و دانشجویان در طی سالهای متوالی با هم دیگر فرق می کند و تا حدودی انگیزه را از بین می برد بنابراین اگر برنامه ریزی شود تا تمامی دبیران یک رشته طی دوره های خاص شیوه هایی مناسب و یکسانی داشته باشند در یادگیری دانشجویان کمک می کند .

3)دانش آموز بعد از اتمام دوره تحصیل در صورتیکه در مکانی مشغول به کار شد شاید زبان انگلیسی یا زبان خارجه دوم زیاد به کارش کمک نکند ( حداقل در جامعه ما )

4)در بعضی از شهرها که زبان رسمی کشور صحبت نمی شود بلکه با لهجه خاصی صحبت می شود یادگیری زبان خارجه بعنوان زبان سوم میباشد تا قدری مشکل می باشد .

5)از عوامل مهم دیگری که باعث می شود که دانش آ‌موزان در یادگیری زبان خارجه ضعیف باشند غییر نظام آموزشی از نظام قدیم به نظام جدید و از سیستم ترمی به سیستم سالی واحدی باعث افت در آموزش می شود بعنوان مثال در نظام ترمی دانش آموز در ترم اول سال تحصیلی 77 - 76 را در زمان را انتخاب می کند و ترم دوم همان سال زبان ندارد و در سال تحصیلی بعد یعنی 78 - 77 در ترم دوم موفق به گرفتن واحد زبان خارجه می شود که خود بخود 1 سال تحصیلی وقفه در یادگیری درس زبان بوجود می آید و با توجه به اینکه یکی از بهترین راههای یادگیری زبان تکرار می باشد و می بایستی مرتب در تماس با درس زبان باشند حداقل روزی 2 ساعت بنابراین این فاصله طولانی یک سال باعث فراموشی و عدم علاقه به یادگیری می شود.

یکی دیگر از عوامل عدم یادگیری زبان خارجه در بین بعضی از دانش آموزان ساعات کم هفتگی برای تدریس در مدارس می باشد می بایستی ساعات آموزشی بیشتر حداقل به دو برابر برسد تا تکرار برای دانش آموز بیشتر شود .

از مهم ترین عوامل عدم علاقه دانش آموزان به یادگیری زبان عدم تطابق الگوهای زبان مادری با زبان خارجی می باشد که با توجه به اینکه دانش- آموزان عادت به تطبیق یک زبان با زبان مادری را دارند و قطعا دچار اشتباه می شوند و نیز در تدریس دچار اشکال و ایرادی می شود .

با توجه به سئولاتی که از دانش آموزان مختلف پرسیده شده اکثر قریب به اتفاق علت آنرا بر می گردانند به اینکه زبان خارجه چه تاثیری در زندگی آینده و کار اجتماعی دارد بنابراین فقط در حد نمره قبولی در دبیرستان و گذراندن واحد در دانشگاه اکتفا می کنند و کمتر دانش آموز یا دانشجویی با میل و علاقه خود به کلاسهای تقویتی و یا مکالمه خارج از مدرسه می روند و یا در محیط خانه با وسایل کمک آموزشی سعی در یاد گیری زبان دارند .

یکی از بهترین راه کارهای ایجاد علاقه د انگیزه در دانش آموزان و یا دانشجویان به یادگیری زبان دوم اینست که به آنها باور دهیم که با یادگیری زبان دوم شخصیتی جدای از شخصیت خود دارند و مزیتی جدای از سایر اشخاص دارند .

معلمان بهترین وسیله در علاقمند کردن دانش آموز و یا دانشجویان می باشند از این طریق که ایجاد انگیزه کنند و نقش آینده ای آنرا مشخص کنند.

یکی دیگر از راههای مهم گذاشتن کلاسهای ضمن خدمت و دوره های آموزشی سراسری یکسان برای مدرسان و دبیران بصورت یکسان می باشد و ایجاد المپیادهای گسترده و



خرید و دانلود تحقیق درمورد دلایل عدم تمایل یادگیری زبان انگلیسی در بین دانش آموزان و دانشجویان ایرانی


تحقیق درمورد تاثیر تغذیه بر یادگیری دانش آموزان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

تاثیر تغذیه بر یادگیری دانش آموزانغذاهاى حاوى پروتئین میزان یادگیرى را افزایش مى دهند . همچنین زمینه ی لازم براى ارتبا ط بین سلول هاىمغز را فراهم مى کنند. از سوى دیگر کربوهیدرات ها ، انرژى بخش هستند، اما اگر به مقدار زیاد و بدون پروتئینکافى مصرف شوند، موجب خواب آلودگى مى شوند.کمبود اسیدهاى چرب ضرورى موجب آلرژى (حساسیت ) و مشکلات یادگیرى شامل کم توجهى و اختلالات بیشم ىشود. (ATTENTION DEFICIT HYPERACTIVITY DISORDER OR ADHD) فعالىتغذیه ی سالم در هر سنى مهم است، اما براى کودکان در حال رشد مهم تر است . مخصوصاً اگر در یادگیرى دروسخود مشکل داشته باشند.غذاهاى گوشتى اغلب خوشمزه و تازه تر هستند . به علاوه در معرض آفت کش ها و مواد شیمیایى نیز نبود ه اند .بچه هاى کوچکتر بیشتر به غذا و همینطور مواد شیمیایى هوازى حساسند . پس آنها بیش از همه از غذاهاى گوشتىاستفاده م ىکنند. آلرژى مانع رفتن کودک به مدرسه نمى شود، اما بر یادگیرى او تأثیر مى گذارد.طبق تحقیقات ، آنچه نوجوانان مى خورند بر یادگیرى آنان تأثیر مى گذارد . به گفته دکتر بونى اسپرینگ از دانشگاهتگزاس ، صبحانه بیش از دیگر وعده هاى غذایى مؤثر است.بچه هایی که همراه صبحانه مقدار زیادى پروتئین مصرف م ى کنند، بیش از آنهایی که غذاى غنى از کربوهیدراتمصرف مى کنند، در یادگیرى دروس خود موفق هستند.متأسفانه بیشتر کودکان پیش از رفتن به مدرسه به جاى مصرف پروتئین، بیشتر غذاهاى حاوى کربوهیدرات مصرفم ىکنند. در عوض هنگام شام غذاى پر پروتئین مى خورند که مانع خواب آنها نیز مى شود.کودکان به چه غذاهایى نیاز دارند؟پروتئین٧ ساله ) به ٥ وعده پروتئین در روز نیاز دارند که باید در صبحانه و ناهار مصرف شود . منابع - کودکان دبستانی ( ١١غذایى پروتئینى شامل گوشت، مرغ ، تخم مرغ ، ماهى ، حبوبات (عدس، لوبیا، سویا و ...)، رژیم هاى غذایى صرفاًگیاهى براى بچه ها توصیه نمى شود، زیرا حفظ توازن پروتئین در بدن بدون مصرف گوشت مشکل است . همچنین کودکان به اسیدهاى چرب اشباع نشده موجود در ماهى نیاز دارند . این چربی هاى اشباع نشده (مخصوصاً ماهی هایى که در آب هاى سرد هستند، مانند ماهى آزاد) فوراً به سلول هاى مغز و دیگر اعضاى بدن مى رسند.کربوهیدراتکودکان دبستانی روزانه به ٧ وعده کربوهیدرات و در هر وعده (نصف فنجان حبوبات ، ماکارونی یا برنج یا یک برش نان گندم) نیاز دارند.به علاوه ٥ وعده میوه و سبزیجات (هر وعده نصف فنجان میوه هاى ریز شد ه و رنگارنگ) نیاز دارند . ترکیبکربوهیدرات ها (گندم ، حبوبات ، ماکارونی و سبزیجات ) با غذاهاى حاوى پروتئین موجب یک تغذیه متعاد ل تر شدهو کودک شما را هوشیارتر مى کند.زمانی که کودکان رفتن به مدرسه را آغاز مى کنند، بیش از ٥٠ درصد کالرى مصرفى آنها، روزانه صرف این کارم ىشود.برخلاف دیگر اعضاى بدن ، مغز ٢٤ ساعت روز را کار مى کند و گلوکز (قند ساد هاى که هنگام هضم کربوهیدرات هابه وجود مى آید) تنها سوختى است که مغز براى فعالیت نیاز دارد . در حالیکه سلول هاى دیگر بدن، پروتئین و چربیها را به گلوکز تبدیل مى کنند، ولی سلول هاى مغزی نمى توانند این کار را انجام دهند.چربی هاکودکان دبستانی به ٥ وعده چربى در روز نیاز دارند که شامل یک قاشق چایخورى روغن یا مایونز و یک قاشقچایخورى کره است.شاید همه از مصرف چربى واهمه داشته باشند، ولی باید انواع خوب آن را براى حفظ یادگیرى مورد استفاده قراردهند. دو سوم آن باید از چربی هایى مانند روغن های گیاهی (کانولا، زیتون، سویا، ذرت، آفتابگردان و ...) و گردوبوده و بیش از یک سوم آن را چربی هاى اشباع مانند کره ی پاستوریزه تشکیل دهد.کمبود اسیدهاى چرب ضرورى مى تواند موجب آلرژی هایى از قبیل آسم و اگزما و همچنین بیش فعالى شود . امااین عوارض را مى توان با مصرف مکمل هاى اُمگا- ٣ که در روغن ماهى به مقدار فراوان وجود دارد، کنترل کرد.

تغذیه مناسب میزان یادگیری کودکان را افزایش می‌دهد



خرید و دانلود تحقیق درمورد تاثیر تغذیه بر یادگیری دانش آموزان