لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 26 صفحه
قسمتی از متن .doc :
موضوع :
نقش تربیت در خانواده
نام دبیر :
سرکار خانم حسینی
نام محققان : مریم استوار ، سیمین بهرامی ، زهرا محمدی
دبیرستان شاهدان کوثر ، مرکز پیش دانشگاهی هدف
بهار 1387a
مقدمه :
به نام خدایی که گل را آفرید و از گل انسان را آفرید و از انسان یک بنده ی مؤمن آفرید به نام خدایی که آفریدگار همه چیز در این جهان نامتناهی است .
به نام خدا
چرا نهاد خانواده قداست دارد ؟ برای پاسخ به این سئوال باید به نقش آن در رشد و کمال انسان توجه کرد . آدمی برای این آفریده شد که مسیر ‹‹ شدن ›› را به تدریج بپیمایید در وجود خود را با سجایای اخلاقی بیاراید و به مقام خلیفه الهی نزدیک گردد .
نهاد مقدس خانواده برای رساندن انسان به این مقصود می تواند نقش مؤثری ایفا کند . نخستین تأثیر آرامش روانی و عاطفی در اثر تأمین نیازهاست وقتی مردی همسری بر می گزیند گویی نصف خود را می یابد . بازوجیت ، آدمی کامل می شود و باید برای کسب کمالات تلاش کند . این دو نفر وقتی با هم سخن می گویند و این گفت و گو با عشق و علاقه حمایت می شود ، هیچ آهنگی در عالم به زیبایی آهنگ کلمات یک زوج علاقه مند به یک دیگر نخواهد بود وقتی این دو با یک دیگر هم درسی می کنند نیرو و انرژی می گیرند و قادرند بر مشکلات بیرون از خانه فایق آیند .
دومین تأثیر خانواده در تربیت فرزندان و انسان سازی تجلی پیدا می کند . نخستین قابلیت ها در خانواده شکل می گیرد و زیر بنایی ترین گرایش ها در کودک و نوجوان از طریق رفتار پدر و مادر ایجاد می شود . اگر این قاعده را بپذیریم که در هر چیز مبنا و اساس تعیین کننده است ، می توانیم بپذیریم که در عرصه ی تربیت نیز زیر بناها و مبناها تا آخر عمر به رفتار فرد جهت می دهد . سعادتمندترین انسانها کسانی هستند که از لغت وجود والدین خوب برخوردار می باشند .
سومین نقش و تأثیر خانواده در ارتباط با جامعه و بیرون از خانواده معنا پیدا می کند . نهاد خانواده ، جزئی از کل نظام اجتماعی است . قاعدتا سلامت و استحکام جامعه به مقدار زیادی به سلامت و استحکام خانواده وابسته است . اگر خانواده ها وضع مطلوبی داشته باشند و کارکرد تربیتی مناسب از خود بروز و ظهور دهند ، انسان های مفید و کار آمد به وجود می آید و به کار آمدی و سلامت جامعه افزوده می شود . بنابراین قراست خانواده با نقش تربیتی این نهاد ، رابطه ی مستقیم دارد و هر خانواده ای بخواهد قداست و ارزش
واقعی خود را حفظ کند باید نقش تربیتی خود را به خوبی ایفا نماید .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن .doc :
واحد رودهن
کارشناسی ارشد ناپیوسته روان شناسی
استاد محترم: دکتر نیکخو
کار تحقیقی درس انگیزش و هیجان
دانشجو: زهرا اشتیاقی
به نام خدا
اما پینل 1997 گزارش می کند سایر پژوهشها دریافته اند که رفتار خوردن اغلب حتی با تزریق زیاد گلوکز تأثیر نمی پذیرد.
نظریهی لیپواستاتیک
گرسنگی می تواند با کاهش سطوح گلوکز ایجاد می گردد. این ماده یکی از مواد اصلی غذایی است (موادی که باعث تغذیه و قوت می شود) اما این مواد دو نوع میباشند، لیپیدها یا اسیدهای چربی، و اسیدهای آمینه. برطبق فرضیهی لیپواستاتیک (برای مثال نیسبت 1972)، رفتار خوردن زمانی حاصل می شود که هیپوتالاموس اطلاعاتی را دربارهی پایین بودن سطوح لیپیدها یا چربی دریافت می کند.
این گیرنده ها در کجا قرار دارند که سطح پایین چربی ها یا لیپیدها را مشخص میسازند؟ ریتر و تیلور (1990) دریافتند با قطع شدن عصب واک (عصبی که اطلاعات را از شکم به مغز می رساند) وارد حفرهی شکمی می شود، فقدان اسیدهای چربی بوجود می آید گرسنگی ایجاد می شود. این مساله پیشنهاد می کند گیرنده های حساس به چربی در داخل حفرهی شکمی یا نزدیک به آن وجود دارد.
ارزیابی
محروم ماندن از لیپیدها (محرومیت از سلولهای چربی) باعث گرسنگی می شود، به خصوص زمانیکه با کمبود گلوکز (محرومیت سلولهای گلوکز) همراه باشد. فریدمن، توردف و رامیرز (1986) به موشها دوزهای متعادلی از مواد شیمیایی دادند که هم محرومیت چربی و هم محرومیت گلوکزی را ایجاد می نمود. هنگامی که هر دو مادهی شیمیایی به موشها داده شد، افزایش چشمگیری در غذا خوردن آنها مورد مشاهده قرار گرفت، اما هنگامیکه تنها یک مادهی شیمیایی به کار رفت، اثرات کمتری نشان داده شد. این موضوع پیشنهاد می کند که باید کنترل پیچیده ای بر ایجاد و آغاز رفتار خوردن حاکم باشد.
توقف خوردن
تا اینجا بر همهی دلایلی که رفتار خوردن را بر می انگیزند تمرکز نمودیم. اما چرا ما از خوردن باز می ایستیم؟ فشارهای اجتماعی متعددی برای حجم وعده های غذایی معین وجود دارد اما، فرآیندهای فیزیولوژیک دیگری هم بر این امر دخیل است. دوتش و گنزالز (1980) دریافتند که شکم نیز نقش مهمی ایفا می کند. آنها با استفاده از عمل جراحی در موشها وسیله ای را با قابلیت باد شدن قرار دادند که می توانست از نگهداری غذا در شکم جلوگیری کند. هنگامی که 5 میلی لیتر از محتویات شکم به طور مصنوعی خارج می شد، موشها تقریباً به طور دقیق 5 میلی لیتر از رژیم مایع غذایی را برای جبران آنچه که از دست داده بودند مصرف می کردند.
شواهد قوی دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه دستگاه معدی- روده ای نیز در این امر سهیم می باشد. گیرنده های دستگاه معدی- روده ای با آزادسازی پپتیدها به غذاهای بلعیده شده پاسخ می دهند. بسیاری از این پپتیدها علائم سیری را به مغز میفرستند که منجر به توقف خوردن می شود. شواهد مربوطی توسط گیبز، یانگ و اسمیت (1973) گزارش شد. آنها پپتید کوله سیستوکنین را به موشهای گرسنه تزریق نمودند و متوجه شدند که این امر منجر به کاهش خوردن می شود. یافته های مشابهی برای سایر پپتیدهای مختلفی نیز بدست آمد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
بررسی کارائی طرح انتخاب مدیران توسط معلمان مدرسه
چکیده
این تحقیق در شهرستان مرند انجام گرفته است در این پژوهش 388 نفر از معلمان نمونه آماری را تشکیل می دهند روش مطالعه در این پژوهش تحقیق توصیفی از نوع علی ومقایسه ای می باشد . ابراز اصلی پژوهش ، پرسشنامه بسته پاسخ است . برای جمع آوری داده ها به مدارس مراجعه گردید ه پرسشنامه ها در اختیار معلمان قرار داده و نحوه تکمیل کردن پرسشنامه ها وعلت تحقیق به آنان توضیح داده شد . برای آزمون فرضیه ها وتوصیف ها داده ها از روشهای آماری آزمون x2,t (خی دو ) جداول فراوانی، میانگین ، انحراف معیار ، واریانس نمودارهای ستونی وهیستوگرام استفاده گردیده است.
مقدمه :
مدیرت یک از ابعاد زندگی اجتماعی است که از آغاز زندگی اجتماعی به اشکال متعددی وجود داشته است از زمانی که انسانها زندگی گروهی را آغاز نمودند برای گریز از بی نظمی وتامین نیازها افرادی به عنوان سرگروه پیدا شدند. می توان گفت سرگروه همان مدیر است که به اعضای گروه نظم می بخشد وکارهای افراد را در جهت رسیدن به اهداف گروه رهبری می کند که از دیر باز به صورت سنتی وجود داشته است.
با پیشرفت زندگی اجتماعی روابط اجتماعی پیچیده گردید ومسائل و مشکلات جدیدی پدیدار شد که متناسب با آن مدیران کار آزموده وارد عمل شدند با آغاز انقلاب صنعتی علم مدیریت به تدریج جهت پاسخگویی به نیازهای جامعه صنعتی رشد و توسعه می یافت و افراد برای بر عهده گرفتن مدیریت ، به علم مختص آن مجهز می شوند این روند همچنان ادامه پیدا کرده و روز به روز فنون خاص مدیریت جهت پیشبرد هر سازمانی ابداع می گردد تا آن سازمان هر چه بهتر و بیشتر بتواند اهداف خود را عملی سازد.
بدون شک مدیر هر سازمانی نقش کلیدی آن را برعهده دارد به شرطی که به فن مدیریت مجهز باشد . به نظر می رسد مجهز بودن به فن مدیریت هر چند که لازمه نقش مدیریت است اما کافی نیست . مدیر می تواند اعضای سازمان را در جهت نیل به اهداف سازمان رهبری کند، بین اعضای گروه همکاری ایجاد کند ، کارکنان را درامور سازمان مشارکت دهد که در بین اعضای آن سازمان مقبولیت ومحبوبیت داشته باشد . برای رفع این مشکل از سال 1381 در مدارس کشورطرح انتخاب مدیران توسط معلمین آغاز شده است. به نظر می رسد این اقدام بتواند مقبولیت و محبوبیت مدیران را بالا بوده و مدارس بتوانند هر چه بیشتر در جهت رسیدن به اهداف سازمان جامه عمل بپوشانند .
آزمودنیها یا شرکت کنندگان:
این پژوهش به شیوه توصیفی واز نوع علی – مقایسه ای صورت گرفته است .
برای تعیین حجم نمونه ابتدا مدارسی که دارای مدیران انتخابی بودند مشخص شده سپس مدارسی که از نظر اقتصادی واجتماعی مشابه با آنها بوده مشخص گردید. سپس از بین معلمان آنها 400 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه در بین آنان تکمیل گردید . تعداد نممونه از طریق فرمول زیر بدست آمده است.
بعد از تکیمل پرسشنامه ها 12 مورد به جهت خالی بودن و علامت زدن به بیش از یک خانه در جوابها حذف گردیده است . بنابر این حجم نمونه در این پژوهش 388 نفر بوده است .
جدول شماره (1) پراکندگی معلمان بر اساس دوره تحصیلی
دوره تحصیلی
فراوانی
درصد فراوانی
ابتدایی
راهنمایی
متوسطه
156
125
107
2/40
2/32
6/27
جمع
388
100
ابراز مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه بسته پاسخ می باشد سئوالات بر اساس طیف کیلرت وچند جوابی تنظیم گردیده است پرسشنامه حاوی 26 سوال بوده وبی نام می باشد در ابتدای پرسشنامه توضیحاتی جهت جلب پاسخگویان واهداف تحقیق آورده شده است.
پرسشنامه محقق ساخته است . در ساخت پرسشنامه از الگوی پیشنهادی درجهت خود سنجی مدیران (سلطانی،1377) و مهارت انسان مدیران واندازه گیری میزان آن(سلطانی ،1377) وتمرین خود سنجی مدیران (پرداختچی،1377) نیز استفاده شده است برای تعیین روائی ابزار اندازه گیری آن را در اختیار دو تن از صاحب نظران قرار داده وبرای تعیین روائی سازه ه ای نتایج پژوهش با نظریه های ارائه شده وسایر تحقیقات مرتبط مقایسه گردید ه است.
برای تعیین اعتبار وسیله اندازه گیری روشهای متعددی وجود دارند . چون ابزار از چند ین مجموعه سوال تشکیل شده وسوال هم وزن نیستند وپرسشنامه ها بی نام هستند به همین علت از آلفای کرانباخ استفاده شده است.
ابزار اندازه گیری متناسب با سئولهای وفرضیه ها ی پژوهش و با توجه به معرفهای متغیرها در تغریف عملیات تنظیم گردیده است.
شیوه اجرا
بعد از مشخص شدن مسئله پژوهش اهداف مطالعه مطابق مسئله وبا توجه به تحقیقات انجام یافته تعیین گردید . بر اساس اهداف مطالعه وتحقیقات انجام شده نظریه های روانشناسی فرضیه های ارائه شده است تعاریف عملیاتی متغیرهای فرضیه ها در زیر آمده است.
کارایی میزان : در این پژوهش کارایی مدیران از طریق معرفهای مشارکت معلمان در امور مدارس رضایت معلمان از مدیر مدرسه شایستگی مدیران از نظر معلمان وپیشرفت تحصیلی مدرسه سنجیده می شود .
معرفهای کارایی خود نیازمند معرفهای درجه دوم هسند که در زیر آوزده می شود .
مشارکت دادن معلمان در امور مدرسه :مشارکت معلمان از طریق معرفهای پذیرش متقابل نظرات ، فرصت اظهار نظر در امور مدرسه همکاری وهمفکری معلمان مفید بودن شورای معلمان درحل مشکلات استفاده از نظرات معلمان درانجام وظایف شغلی و روابط انسانی تقویت روحیه گروهی سنجیده می شود.
رضایت معلمان از مدیر مدرسه : رضایت معلمان از طریق معرفهای خودداری ازتحمیل نظرات به معلمان بدون تعصب قضاوت کردن در مقابل معلمان عدم استفاده از زور وتهدید توسط مدیر با احترام برخورد کردن ایجاد محیط صمیمی در مدرسه استفاده از تشویق وتحسین منطقی مهربان بودن با معلمان سنجید می شود.
شایستگی مدیران از نظر معلمان : شایستگی مدیران از طریق معرفهای منظم بودن وبموقع حضور یافتن در سرکار رسیدگی به نحوه تدریس معلمان آگاهی به اصول وفنون مدیریت اهمیت دادن به پیشرفت تحصیلی مدرسه وفراهم آوردن فرصت های یادیگری دوری از تحمیل نظرات عدم استفاده از تهدید برقراری روابط انسانی صحیح استفاده از تشویق در انجام ظایف شغلی معلمان همکاری و همفکری با معلمان استفاده از عقاید ونظرات معلمان تقویت روحیه گروهی در معلمان تامین امکانات مورد نیاز معلمان در امر تدریس سنجیده می شود.
پیشرفت تحصیلی مدرسه : پیشرفت تحصیلی از طریق در صد قبولی مدرسه در خرداد 1383 سنجیده شده است .
لازم به توضیح است که مدارس ابتدایی با یکدیگر مدارس راهنمایی با هم و مدارس متوسطه نیز باهم بطور جداگانه از لحاظ پیشرفت تحصیلی مقایسه خواهند شد.
نتایج
فرضیه های تحقیق با روشهای آماری متناسب با متغیر ها مورد آزمون قرار گرفت ومیزان همبستگی متغیرها با یکدیگر تعیین گردید. در خلال آن متغیرهای تعدیل کنندعه در رابطه با طرح انتخاب مدیران مورد بررسی قرار گرفت .
فرضیه ها ی تحقیق عبارتنداز:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 32
بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان
چکیده:
این مقاله سعی بر آن دارد تا به بررسی علل تشکیل شهرهای جدید در جهان بپردازد.
بر همین اساس ابتدا به سابقة تاریخی ایجاد شهرهای جدید پرداخته شده و چند تعریف از شهرهای جدید ارائه گردیده است. در ادامه سابقه احداث شهرهای جدید بطور مختصر بیان گردیده و سپس عوامل لزوم شهرهای جدید بصورت کلی بیان می گردد. شهرهای جدید بر اساس وسعت، فاصله جمعیت نوع و سطح فعالیتها در چندین الگوی کلی که شامل شهرهای جدید مستقل، شهرهای جدید اقماری و شهرهای جدید پیوسته می باشد طبقه بنید شده که به بررسی اجمالی آنها پرداخته شده و در پایان نتیجه گیری خواهد شد.
بر اساس سه الگوی فوق در مناطق مختلف دنیا الگوهای دیگری از شهرهای جدید احداث شده اند که در پیوست شماره 1 به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.
در پیوست شماره 2 سابقه ایجاد شهرهای جدید در ایران در چهار دوره مورد مطالعه قرار می گیرد و سپس اهداف عمده شهرهای جدید پس از انقلاب اسلامی توضیح داده شده و در پایان این قسمت نیز نتیجه گیری در مورد شهرهای جدید ایران انجام خواهد گرفت.
مقدمه
پس از انقلاب کشاورزی ایجاد شهرها، دومین انقلاب عظیم در فرهنگ انسان بود. این امر، روند اجتماعی برجسته ای بود که بیشتر موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان با محیط و انسانهای دیگر گردید. در حقیقت، تغییر در واکنشهای انسانها نسبت به هم و نسبت به محیط، به تحول اجتماعی و دگرگونی فضایی امکان داد که نمود عینی آن بصورت یک پدیده نو که اصطلاحاً «شهر» نامیده می شد، نمایان گردید. بنابراین، پیدایش شهرها را باید نقطة عطفی در تاریخ اجتماعی انسان بحساب آورد (نظریان، 1374، ص 9)
فرایند تشکیل و توسعه شهرها در سراسر جهان، پیوسته و بر اساس روابط متقابل محیطهای طبیعی و فرهنگی بوده است. با اینکه پیدایش شهرها باعث رشد فرهنگ و تمدن و روابط اجتماعی میان انسانها گردید و مسیر زندگی او را به نحو دلخواه تغییر داد اما با توجه به تحولاتی که در طول تاریخ، بخصوص، در صد سال اخیر در ارتباط با استقرار حکومتها، دولتهای مرتبط با اقتصاد صنعتی و سرمایه داری جهان، موجب دگرگونی در روند تمدن و فرهنگ عمومی شهرنشینی، عملکرد شهرها، توسعه و گسترش آنها و دگرگونی فضای پیرامون آنها گردیده است. در دنیای امروز یک حرکت انفجاری و فزاینده در شهرنشینی بوجود آمده است و جمعیت و تعداد شهرها روز به روز در حال افزایش می باشد و این امر سبب پیدایش عوارض و مشکلات فراوانی در زندگی شهرنشینی انسانها گردیده است. این معضلات بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته نمود بیشتری یافته است. زیرا در اینگونه کشورها اختلاف سطح درآمد بین شهر و روستا، عدم برنامه ریزی صحیح برای توزیع اصولی امکانات و منابع بین شهرها و فضای پیرامونشان، عدم توجه اصولی و منطقی به برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای، عدم توجه به توسعه و رشد صحیح و متناسب شهرها و غیره، موجب پیدایش شرهای بزرگ ناموزون و نامتناسب و بدون توجه به نظام سلسله مراتب شهری در این کشورها گردیده است و این مسائل باعث بروز بسیاری از معضلات شهری شده است که از جمله آنها میتوان به افزایش جمعیت و تراکم شدید جمعیت شهرنشینی، انواع آلودگی های زیست محیطی، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، بروز انواع مشکلات اجتماعی و فرهنگی، افزایش شغلهای کاذب، افزایش بیکاری، حاشیه نشینی و ... اشاره نمود. (داداشپور، 1381، ص 5)
با توجه به مسائل و مشکلات فوق، انواع راهکارها و راه حلها جهت غلبه بر آنها و ایجاد تعادل و توازن در رشد شهری و ارتباط منطقی بین شهرها و فضای پیرامون ارائه و اجرا گردیده اند که یکی از آنها، ایجاد «شهرهای جدید» بعنوان راهکار اساسی جهت حل معضلات شهرهای بزرگ و ایجاد تعادل در توزیع امکانات و توازن در نظام سلسله مراتبی شهرها بود که با دیدگاههای متفاوت و معیارهای مختلف در نقاط گوناگون جهان طراحی و احداث گردیدند.
کشور ایران نیز بعنوان یک کشور قدیمی که مدنیت و فرهنگ شهرنشینی در آن بسیار پرسابقه است و از اثرات منفی مشکلات و معضلات شهری مذکور در امان نمانده است. رشد شهرنشینی و افزایش سریع جمعیت شهری تبعات منفی ناشی از آن از مهمترین مسائل و مواردی است که در سطح ملی و منطقه ای اذهان عمومی و برنامه ریزان شهری و شهرسازان و حتی مسئولین کشوری را به خود مشغول کرده است.
در ایران نیز، ایجاد شهرهای جدید بعنوان یکی از راه حلهای اساسی و مناسب جهت رفع و کاهش معضلات شهری کلانشهرها مورد توجه قرار گرفته و در اطراف تعدادی از شهرهای بزرگ طراحی و اجرا گردیده اند. (داداشپور، 1381، ص 7 الی 15)
مقاله حاضر شهرهای جدید را مورد بررسی قرار می دهد.
بیان موضوع:
بحث شهرهای جدید یا نوشهرها، سابقه در تاریخ شهرنشینی بشر دارد چنان که، فرایند پدیده ای تحت عنوان شهرهای جدید را می توان در اواخر دوره باستان یا در قرون وسطی نیز ملاحظه کرد. در این دوران، در پهنه وسیع امپراطوری های بزرگی همچون ایران و رم، این پدیده بخوبی قابل مشاهده و بررسی می باشد.
اما طرح ایجاد شهرهای جدید به شکل کلاسیک و مدرن را، می توان به اوایل قرن بیستم، یعنی زمانی که به واسطة انقلاب صنعتی، تغییرات گسترده و همه جانبه ای در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بخش بزرگی از جوامع بشری بوجود آمد، نسبت داد. یکی از نمادهای بارز این دگرگونی ها را می توان رشد روزافزون جمعیت شهری شهرنشینی و گسترش دامنه فیزیکی شهرها دانست.
با گذشت زمان، این گسترش، یک سری مسائل و مشکلاتی را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و زیست محیطی ببار آورد که مسؤولان و برنامه ریزان شهری را بر آن دانست تا در جهت رفع آنها چاره اندیشی کنند که یکی از مهمترین تدابیری که در جهت رفع این موانع و مشکلات اندیشیده شد طرح ساخت شهرهای جدید یا نوشهرها بود.
بیش از نیم قرن است که نظریه شهرهای جدید، (بصورت مدرن و جدی) به اشکال مختلف در نظامهای سرمایه داری، سوسیالیستی سابق و جهان سوم به تناسب ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و خصوصیات طبیعی آنها بکار گرفته شده است؛ نظریه شهرهای جدید در کشورهای سرمایه داری غرب، برای اجرای راهبرد عدم تمرکز، مهار و رشد شهرهای بزرگ، جذب سرریزهای جمعیتی، توزیع فضایی بهینه جمعیت و صنعت و ساماندهی فضایی پایتخت و مادرشهرها بکار گرفته شد که نتایج گوناگونی ببار آورده است.
در کشورهای سوسیالیستی سابق، نظریه شهرهای جدید، برای اجرای راهبرد ایجاد قطب رشد، جلوگیری از رشد شهرهای بزرگ، استفاده از منابع داخلی، توزیع فضایی جمعیت و صنعت، توسعه نواحی عقب مانده و آمایش سرزمین بکارگرفته شده که نتایج گوناگونی ببار آورده است؛ بطوریکه این نظریه در شوروی سابق موفق بوده و بعنوان نظریه تمرکززدایی پذیرفته شده است؛ اما در لهستان و مجارستان چندان موفق نبوده، بطوریکه مجارستان به سوی سیاست توسعه شهرهای کوچک و میانه روی آورده است. در جهان سوم، این نظریه برای اجرای راهبرد عدم تمرکز، آمایش سرزمین، ایجاد قطب رشد، توسعه ناحیه ای، انتقال مراکز اداری، ساماندهی فضایی شهرهای بزرگ، ایجاد قطب سرویس دهی به نواحی روستایی، ایجاد مراکزی برای یکپارچه سازی روستاها و تجدید ساخت شهرهای تخریب شده بکار گرفته شد و نتایج گوناگونی ببار آورده است. (زیاری، 1378، ص 73 – ص 74)
امروزه، رشد سریع شهرها و گسترش بی حد و مرز قطبهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی، بخصوص رشد غول آسای شهرهای بزرگ، نشانگر استقبال روزافزون توده های مردم از پدیده شهرنشینی است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
بررسی عملکرد سیاستهای حمایتی دولت در بخش کشاورزی ایران/ بخش نخست
موضوع: عمومی
خلاصه: اشاره: سیاستهای حمایتی در بخش کشاورزی از اهمیت و جایگاهی راهبردی در فرآیند سیاستگذاری توسعهی کشاورزی کشورهای توسعهیافته برخوردار است، نظریه پردازان مختلف برای توجیه این حمایتها، استدلالهای مختلفی ارائه میکنند، اما آنچه که در عمل روشن است، وجود بستههای سیاستی پیچیده و قدرتمند در کشورهای توسعه یافته برای حمایت از بخش کشاورزی و غفلت کشورهای توسعه نایافته و برخی از کشورهای در حال توسعه از اهمیت این سیاستهاست. در مادهی 6 سیاستهای کلان نظام در بخش کشاورزی آمده است: ماده 6- گسترش زیرساختها،
واژگان:نرخ حمایت اسمی(NRP):برای اندازه گیری اثر مداخله دولت بر قیمت های داخلی و کنترل قیمت تولیدکننده، ازمعیار نرخ حمایت اسمی استفاده می شود. این نرخ تفاوت بین قیمت های تولید کننده را نسبت به معادل قیمت مرزی کالای مورد نظر به پول داخلی اندازه گیری می کند. اگر NRP مثبت باشد، نشان دهندهی این است که به کالای مورد نظر یارانه پرداخت میگردد یا به عبارتی از آن حمایت میشود و اگر منفی باشد به معنای آن است که از کالای مورد نظر مالیات گرفته میشود و به عبارتی تحت حمایت قرار ندارد.نرخ حمایت ضمنی(*NRP):در محاسبه نرخ حمایت اسمی، برای تبدیل قیمتهای مرزی به معادل قیمت مرزی از نرخ ارز رسمی استفاده می شود. و چون استفاده از چنین نرخ ارزی، محدودیت هایی را به ویژه در دورههای نرخ ارز ثابت ایجاد می کند. برای نمونه زمانی که تورم کشوربالاتر از سطح تورم جهانی باشد، قیمت تولیدکننده در داخل درمقایسه با قیمتهای جهانی، در نرخ اسمی بالاتری درحال افزایش خواهد بود. لذا نتایج ناشی از محاسبه نرخهای حمایت ممکن است یارانه بیشتری ( یا مالیات کمتری) را از حالتی که در شرایط واقعی وجود میداشت، نشان دهد. بنابراین مناسبتراین است که علاوه بر محاسبهی نرخ حمایت اسمی یک نرخ حمایت ضمنی نیز که درآن به جای نرخ ارز رسمی از نرخ ارز واقعی برای تبدیل قیمتهای مرزی استفاده میشود.نرخ حمایت موثر(ERP):نرخ حمایت اسمی فقط با توجه به بازار محصول به دست می آید و اثر اعمال محدودیتهای تجاری و یا پرداخت یارانه و یا وضع مالیات بر نهادههای مورداستفاده در تولید کالای مورد نظر را نشان نمی دهد، درحالیکه بخشی از مداخلات دولت ازطریق پرداخت یارانه و یا وضع مالیات و حقوق گمرکی بر روی نهاده های مورد استفاده در تولید کالا اعمال می شود. بنابراین تعرفه ها و سیاست های مداخله دولت در قیمت گذاری نه تنها قیمتهای بازاری محصولات نهایی را تحت تأثیر قرار می دهد، بلکه ممکن است قیمت نهادههای اولیه و واسطهای مورد استفاده در فرایند تولید را نیز تغییر دهد. این امر به نوبه خود تغییراتی را در ارزش افزوده ایجاد می کند که نرخ حمایت اسمی آن را نشان نمی دهد. لذا نرخ حمایت مؤثر، معیار مناسبی برای اندازه گیری این اثرات است. به عبارتی، نرخ حمایت مؤثر تفاوت بین ارزش افزوده یک کالا و یا یک فعالیت را در قیمت های داخلی و قیمت های جهانی اندازه گیری می کند. مقدمه:سیاستهای بنیادی اقتصادی هر کشوری با توجه به شرایط وامکانات، متضمن میزان رشد و توسعه آن کشوراست. دو سیاست بنیادین حمایت گرایی و درمقابل آن آزادسازی اقتصادی به عنوان دو راهبرد اساسی در اتخاذ سیاست توسعه اقتصادی مطرح می باشند که با گذشت سالهای زیادی ازعمرعلم اقتصاد، اقتصاددانان هنوزبه اجماعی کلی درمورد انتخاب یکی از این سیاستها به عنوان سیاست ارجح در توسعه اقتصادی دست نیافته اند. این درحالی است که در دهههای اخیر کشورهای توسعه یافته در ادامه مسیر توسعه خود، جایگزینی تدریجی راهبرد آزادسازی اقتصادی و تجاری را با راهبرد حمایت گرایی سر لوحه کار خود قرار داده اند و این انتخاب را به دیگر کشورها نیز توصیه می کنند، اما هنوز تغییر چشمگیری دراین مورد به ویژه در بخش کشاورزی مشاهده نشده است.بخش کشاورزی بنا به ویژگیهای خاص اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همواره از حمایت گرایی های گسترده برخورداربوده است. مجموعهی این ویژگیها و حمایتهای گسترده باعث شده است بخش کشاورزی مدتها از مباحث گات کنار گذاشته شود، زیرا حساسیتهای موجود در بخش کشاورزی از ابتدا رفتار ویژه ای را می طلبید. سیاستهای حمایتی در بخش کشاورزی در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه نیز متفاوت بوده است، بهنحوی که کشورهای توسعه یافته با سیاستهای مشخص و هدفمند، حمایت گستردهای از این بخش کرده اند؛ برای نمونه، براساس گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، دولت ایالت متحده آمریکا بین سالهای 1986 تا 1994 ، 6/254 میلیارد دلار هزینه بابت یارانههای کشاورزی پرداخت کرده است، اما سیاستهای کشورهای درحال توسعه عمدتاً منجر به حمایت منفی یا عدم حمایت قابل توجه شده است.بخش کشاورزی درایران هم مانند سایر کشورهای کمتر توسعه یافته و درحال توسعه به عنوان یکی از بخشهای قدیمی و اصلی اقتصاد در زمینه تولید، اشتغال، امنیت غذایی، مبادلات خارجی و حضور در صحنههای بین المللی و مزیتهای نسبی از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است، به طوری که بیش از 52 درصد از تولید ناخالص داخلی و بیش از 20 درصد اشتغال وهمچنین نزدیک به 70 درصد از کل صادرات غیرنفتی به بخش کشاورزی اختصاص یافته است. حال سؤال این است که با توجه به سیاست های حمایتی و تجاری وسیعی که دولت در ارتباط با این بخش اعمال می کند، آیا از بخش کشاورزی در واقع حمایت به عمل می آید یا خیر؟ و میزان حمایت واقعی از این بخش درچه حدی است؟ راهبردهای اساسی دولت برای دخالت در بخش کشاورزیبرای درک چرایی و چگونگی استفاده از ابزارهای حمایتی در بخش کشاورزی لازم است تا راهبردهای دولت برای دخالت در این بخش را شناسایی کنیم. این راهبردها عبارتند از:1- تثبیت عرضه محصولات تولیدی بخش2- تثبیت تقاضای محصولات تولیدی بخش3- تثبیت قیمت محصولات تولیدی بخش4- تثبیت درآمد تولیدکنندگان بخش5- تنظیم بازار6- تشویق تولید7- تشویق صادرات8- محدودیت تولید9- تشویق یا محدود نمودن استفاده از نهادههای بخصوص10-تشویق سرمایه گذاری11- تشویق فرایند تعدیل ساختاری12- توسعه پایدارهمانطورکه ملاحظه میشود دولت برای دخالت دربخش کشاورزی می تواند راهبردهای متفاوت و حتی گاه متناقضی را به صورت همزمان دنبال نمایید. طبیعی است درچنیین شرایطی سیاست گذار به جای استفاده از یک ابزار حمایتی از مجموعه ای از این ابزارها در قالب سبد حمایتی استفاده خواهد نمود. استفاده از چنین سبدهایی امروزه درتمامی کشورهای عضو OECD به عنوان کشورهایی که بیشترین حمایت ممکن ازبخش کشاورزی خود به عمل می آورند، کاملاً متداول است.دلایل حمایت از بخش کشاورزیاختلال دربازار بینالمللی محصولات کشاورزی - که ناشی از سیاستهای کشاورزی دولتها ست - به اندازهای آشکار است که مک کالا(1993) اعتقاد دارد مشکل بتوان اقتصاددان کشاورزی را یافت که مخالف با این نظر باشد، اما آنچه بیشتر از تایید وجود این اختلافات حائز اهمیت است آن که کدام دلایل دخالت در بخش کشاورزی را ضروری می سازد؟ چرا علیرغم تعیین منافع تئوریک آزادسازی تجاری، رفع این موانع در هیچ یک از بخش های اقتصادی به اندازهی رفع موانع در این بخش با مشکل مواجه نبوده است؟ تا کنون توجیهات فراوانی دربارهی ضرورت دخالت دولت در بخش کشاورزی ارائه شده که در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم.توجیه سنتی:بسیاری با این توضیح که محصولات تولید شده در بخش اساسی هستند، حمایت ازبخش را ضروری می دانند به عبارت دیگر با توجه به اینکه بسیاری از محصولات کشاورزی قوت اصلی مردم بوده و در تأمین غذای آنان و نهایتاً درامنیت غذایی جامعه نقش اصلی دارد، لذا حمایت از آن اجتناب ناپذیر و ضروری است.توجیه براساس بی ثباتی بخش:بخش کشاورزی ماهیتاً قادر نیست مقدارعرضه محصولات تولیدی خود را بر حسب نوسانات کوتاه مدت بازار تنظیم نماید، بدیهی است که این امر میتواند موجب بی ثباتی دربخش گردد. لذا دولت برای ایجاد ثبات دربخش کشاورزی، ناگزیربه مداخله در بازار این محصولات است.توجیه براساس مزیت نسبی وساختاری:بسیاری از اقتصاددانان کشاورزی همچون هونما، هایامی، تایرزو اندرسون اعتقاد دارند که انتقال از یک اقتصاد مبتنی بر روابط کشاورزی به یک اقتصاد مبتنی بر صنعت – انتقال از موج اول به موج دوم – مستلزم استفاده از سیاستهای حمایت گرایی است. چراکه تغییر تکنولوژی و گسترش سرمایه همزمان منجر به افزایش کارایی اقتصادی بخشها و درآمد افراد می شود ازآنجا که کارایی دربخش صنعت به طورنسبی از بخش کشاورزی بیشتر است و براساس قانون رابرت