لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
مقدمه
درقصه ی آفرینش حضرت آدم علیه السلام آمده است که ((چون ملک تعالی خواست که آدم را بیافریند جبرییل را بفرستاد تا از زمین خاک گیرد.جبرییل ارش خاک از زمین برگرفت.آنگاه حق تعالی بارانی بفرستاد تا آن گل سرشته شد و آدم را بیافرید چنانکهخواست ودانست وجسد او را به صورتکرد به کمال قدرت خود))
قدر مسلم آن است که انسان سرشتی از((خاک))و((آب))دارد و بقا او بستگیبه این دوعنصر
خدادادی وحیاتی است.
من دراین تحقیق به بیان موضوعات اب و موضوعات مرتبط(اب وخاک اب وپوشش گیاهی و...) و به خصوص بحران اب پرداخته ام .امید وارم مطالب من در ای تحقیق مورد توجه شما خواننده گرامی قرار بگیرد وگا می در راه پیشرفت وابادی کشورم ایران برداشته باشم .
اب در زندگی روزانه
وجود هر گونه حیات، متکی به وجود آب است. آب در بیشتر فرایندهای متابولیسمی بدن، نقش حیاتی دارد. هنگام گوارش غذا، مقادیر قابل توجهی آب مورد استفاده قرار میگیرد.تقریباً 70 درصد وزن بدن را آب تشکیل میدهد. برای عملکرد درست، بدن ، روزانه به 1 تا 7 لیتر آب نیاز دارد البته این میزان آب به مقدار فعالیت بدن ، دمای هوا ، رطوبت و دیگر عوامل بستگی دارد. آب از طریق ادرار ، مدفوع ، تعریق و همچنین از طریق بازدم به شکل بخار آب دفع میشود.بدن انسان به آبی نیاز دارد که نمک یا ناخالصی های دیگر ( مثل باکتری یا دیگر عوامل بیماریزا و یا مواد شیمیایی) نداشته باشد. البته برخی مواد محلول در آب طعم و مزه آن را بهتر هم میکند. امروزه ، با توجه به رشد روز افزون جمعیت ، میزان سرانه آب آشامیدنی کاهش یافته است. راه حل های تحت بررسی، تولید بیشتر آب ، بهبود توزیع و جلوگیری از هدر رفتن آن میباشد. منبع کمیاب
در بسیاری از کشورها ، آب نوعی منبع استراتژیک محسوب میشود. بسیاری از جنگها از جمله جنگ 6 روزه در خاور میانه، بر سر به دست آوردن منابع آبی بیشتر صورت گرفت. البته کارشناسان، مشکلات بیشتری را هم پیش بینی میکنند که بدلیل رشد جمعیت، آلودگی آب ها و گرم شدن زمین حادث میشود
اب اشامیدنی
آبهای آشامیدنی را از چشمه ها ، قنات ها و یا چاه ها استخراج میکنند. بنابراین ، برای تولید بیشتر آب ، میتوان چاههای بیشتری ساخت. باران و دریا هم از دیگر منابع آبی هستند که البته به عنوان آب آشامیدنی مناسب نیستند. این گونه آبها را باید تصفیه نمود. روش های معروف تصفیه آب ، تقطیر و جوشاندن میباشند.
مهم ترین بحران آب ـ خشکسالی
آب یکی از بزرگتری چالشهای قرن حاضر بشریت است که می تواند به انقلاب آب منجر شود. چالش آب (فاصله یا خلا) بین توان تامین و نیاز مصرف است که لاجرم در طول زمان رو به افزایش است، زیرا از یک سو منابع آب محدود و محدودتر میشود و همه ساله بخش قابل توجهی از منابع محدود آب به علت کیفیت از اولویت مصرف خارج می شود که نمود بارز آن فاضلابهای شهری و صنعتی و پابهای کشاورزی است که در موارد زیادی این تغییر کیفیت عامل تهدید کننده برای تغییر کیفیت منابع آب سالم نیز هست. از سوی دیگر مصارف و تقاضای آب همواره رو به فزونی میرود.
انسان هر چه بیشتر رموز طبیعت را می گشاید، به قانونمندیهای بینظیر آن پی می برد. دخالت در این چرخه منظم بدون در نظر گرفتن عواقب آن می تواند محدودیتهای منابع آب و چگونگی استفاده از آن را محدودتر کند. خشکسالی و کم بارندگی نیز از جمله عوارضی است که با دخالت مطالعه نشده انسان در طبیعت محدودیت منابع آب را تشدید میکند.
عدم توزیع مناسب بارندگی، کاهش بارندگیهای سالیانه به نسبت میانگین بلند مدت (خشکسالی) از جمله عوامل و عوارضی است که ر قانون طبیعت وجود دارد و به نسبت نیاز انسان شدت و ضعف آن نمایان می شود. بنابراین باید به اصل محدودیت منابع آب در عمل اعتقاد پیدا کرد و به فاکتور خشکسالی به عنوان واقعیتی که اتفاق میافتد حدود و ثغور آن را شناسایی و برای کاهش تبعات آن برنامهریزی کرد.
آب چالش بزرگ آینده
با توجه به مواردی که اعلام شد و مطالبی که به دنبال میآید، تردیدی باقی نمیماند که آب یکی از بزرگتری چالشهای پیش روی بشر است، زیرا:
- خلا بین منابع آب و تقاضای انسان برای دستیابی به آن رو به تزاید است.
- منابع آب مواره محدودیت داشته و با تغییر در کیفیت به سوی حدودیت بیشتر پیش میرود.
- توزیع بارندگی بر روی کره زمین نامتوازن است.
- افزایش حجم فاضلابها و پسابها بر محدودیت منابع آب میافزاید.
- برداشت بیش از حد از سفرههای آب زیرزمینی این منابع ارزشمند را با تحلیل جدی مواجه کرده است.
- رشد خدمات جانبی و مواد غذایی و دیگر محصولات، نیاز به آب را همواره افزایش میدهد.
- عدم توان و توازن مالی و مبانی تعرفهای برای اجرای به موقع پروژههای تامین و تقاضای آب، غالب راهکارهای اندیشیده شده را با تاخیر و عدم کارآیی مواجه میسازد.
- در بین وامل تشدید کننده چالش بزرگ آب نقش جمعیت بسار حایز اهمیت است.
رشد جمعیت مهمترین عامل تشدید کمبود آب
رشد جمعیت در مصارف مستقیم و غیر مستقیم آب عامل بسیار مهمی است.
- جمعیت جهان طی 50 سال اخیر از 5/2 به 6 میلیارد نفر افزایش یافته است.
- میانگین پتانسیل سرانه آب در 50 سال اخیر 58% کاهش یافته است.
- سالانه 30 میلیون نفر به جمعیت بهره گیرنده از آب در جهان اضافه می شود
این ارقام نشانگر اثرات عمیق رشد جمعیت جهانی بر منابع آب مصرفی است، با این روند مصرف در پایان قرن حاضر، در صورت عدم چارهجویی اساسی در بخش مدیریت تقاضا، نسل های آتی با بحران عظیم آب شیرین و کاهش شدید سهم سرانه آب روبرو خواهند شد.
در کشور ما نیز وضع به راتب حادتر است. جمعیت حدود 6 میلیون نفری کشورمان طی 45 سال اخیر به حدود 65 میلیون نفر افزایش یافته است و در طول این دوره میانگین پتانسیل سرانه آب حدود 90% کاهش یافته است.
این روند اگر چه در استانهای مختلف کشور متفاوت است لیکن میانگین بسیار کم سهم سرانه در کشور نشانه چالش پیش رو است.
جمعیت کلان شهر فعلی تهران نیز که در سال 1200 حدود 30 هزار نفر بوده است و در سال 1330 به حدود 75 میلیون نفر رسیده و در حال حاضر به 7 میلیون نفر افزایش یافته است، سرعت رشد جمعیت کاهش پتانسیل سهم سرانه آب را به دنبال داشته است. این کاهش سهم سرانه با پذیرش اندکی خطا حدود 78% است به گونه ای که از نظر معیارهای جهانی این شهر در طیف شهرهای دارای بحران اب می باشد.
خشکسالی و اثرات آن
خشکسالی دورهای است که در آن بارش نزولات جوی نسبت به میانگین دراز مدت آن کمتر است. کاهش جریانهای سطحی، افت سطح آب زیرزمینی و نقصان آب رودخانهها از تبعات مشهود خشکسالی است. خشکسالی را می توان بدینگونه نیز تعریف کرد که محصول یک دوره با شرایط خشک غیر عادی است که به اندازه کافی دوام داشته و با دم تعادل جوی در وضعیت هیدرولوژیکی یک ناحیه ایجاد می شود. خشکسالی پدیدهای طبیعی است و در طول دورانهای مختلف اتفاق افتاده است لیکن اثرات آن در سالهای اخیر که رشد جمعیت و میزان مصرف آب افزایش داشته است مشهودتر بوده است. در دورانهای گذشته نیز به نوعی اسیبهای ناشی از خشکسالی به علت عدم اشراف و آگاهی انسان بر رموز طبیعت و عدم چارهجویی های مناسب بعنوان بلایی آسمانی تلقی شده است که نمونه ای از آن در کتیبه های عهد هخامنشیان در ایران بدست آمده است. اثرات خشکسالی در کشور ما در حال حاضر به چالشی سنگین مبدل شده است زیرا همواره خسارات سگینی را با خود بهمراه دارد. برای مثال در سال 1380 خسارات وارده از خشکسالی در بخشهایی از کشور فقط در زمینه کشاورزی حدود 21000 میلیارد ریال بوده است.
وضعیت خشکسالی در ایران
در اساس آمارها مصرف آب در ایران حدود 90 تا 95 میلیارد متر مکعب است، این موضوع به دلیل پیش بینی گرم شدن زمین که کاهش بارندگی در سالهای آتی را در پی خواهد داشت به موازاتها با پدیده های همچون رشد فزاینده بیابانهای کویری و افزایش جمعیت مواجه هستیم لذا مجموعه این عوامل موجب شده تا جمعیت کشور به آب شرب سالم و بیشتری نیازمند باشند، حتی برخی کارشناسان پیش بینی میکنند در دهههای آتی ایران نیازمند 120 میلیارد متر معکب آب خواهد شد.
متاسفانه در حال حاضر بیش از 90 درصد از آبهای کشور در بخش کشاورزی به مصرف میرسد آن هم با راندمان حدود 35 درصدی که خود نیاز به بازنگری اساسی دارد. به عنوان مثال در سه دهه اخیر بسیاری از روستانشینهای ما به علت خشکسالیهای پیاپی مجبور به ترک روستاهای خود شدهاند. بسیاری از جنگلهای ما در برخی قسمتها از جمله استان گلستان به شدت آسیب دیدهاند و موجب شده که در 5 سال اخیر 4 سال آن در مرداد ماه در این بخش سیلهای وحشتناکی جاری شود.
البته در سالهای اخیر برخی آمارها حاکی از اینست که حدود 600 تا 620 هزار هکتار از اراضی زهداری شدهاند که به علت کمبود
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
بررسی رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری و غیر سیگاری شهر ایذه
چکیده :
زمینه و هدف: بررسی عوامل جمعیت شناختی و روانشناختی از جمله تنش (Stress) در اعتیاد به سیگار به عنوان رایجترین و ارزانترین ماده اعتیادآور در جوانان که نیروهای سازنده و فعال جامعه محسوب میشوند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. به همین دلیل این مطالعه به منظور بررسی رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری و غیرسیگاری بر اساس پرسشنامه رویدادهای زندگی پیکل انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع بررسیهای زمینهیابی است که به شکل مقطعی و توصیفی- تحلیلی انجام شد. 356 نفر از جوانان جمعیت شهری ایذه با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی از بین 5744 خانوار شهری 20 خوشه و در هرخوشه 10 خانوار انتخاب شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامهای حاوی مشخصات فردی و رویدادهای زندگی جمعآوری و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمون Kendlls t/aub مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: 9/5% از جوانان سیگار مصرف میکردند. مردان (9/12%) به طور کاملاً معنیداری بیشتر از زنان (7/1%) سیگار میکشیدند (0=P). بیشترین میزان جوانان سیگاری در دامنه سنی 25-30 سال (6/47%) و کمترین میزان آن در سنین 20-25 سال بود؛ همچنین برادران و خواهران جوانان سیگاری از جوانان غیرسیگاری به طور معنیداری سیگار بیشتری مصرف میکردند (0=P) (6/28% در برابر 3/3%). هیچگونه اختلاف معنیداری بین فراوانی و میانگین رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری و غیرسیگاری وجود نداشت. شایعترین رویدادهای استرسزا در جوانان سیگاری مشکلات مالی سنگین، عدم کفایت حقوق و درآمد، مشکلات مالی متوسط و بیکاری موقت و در جوانان غیر سیگاری بروز بیماری خفیف جسمی، دوری از یک فرد مورد علاقه، بستری شدن یکی از اعضای خانواده و شرکت در یک امتحان مهم بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه به نظر میرسد که تنشهای خاصی (مالی و اقتصادی) در نمونه مورد بررسی ممکن است با رفتار سیگار کشیدن در ارتباط باشد که این موضوع را میتوان با توجه به فردی بودن ارزیابی تنش و اهمیت کار، حقوق و درآمد در سنین جوانی تبیین نمود.
کلید واژهها: رویدادهای تنشزا؛ سیگاری؛ جوانان؛ ایذه
افق دانش؛ مجله دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی ایذه (دوره 10؛ شماره 1؛ سال 1383)
مقدمه
مصرف سیگار به عنوان رایجترین و ارزانترین ماده اعتیادآور دارای عوارض زیانبار جسمی و روانی و اقتصادی است. سیگار علت عمده سرطان ریه، افزایش ضربان قلب، فشار خون، زخم معده و روده است و در بسیاری از مشکلات جسمی دیگر از جمله در بیماریهای قلب و عروق، سکته مغزی، اختلالات چشمی و شنوایی، چهارده نوع سرطان مختلف و غیره نقش دارد.
مصرف هر سیگار بیش از 5 دقیقه از عمر انسان را میکاهد و در کشور سالانه 50 هزار نفر بر اثر استعمال این ماده فوت میکنند. از نظر اقتصادی مصرف دخانیات صدمات مالی و جبرانناپذیری به خانواده و اجتماع وارد میسازد.
بر اساس بررسیهای به عمل آمده، یک سوم درآمد خانوار در خانوادههای فقیر صرف مصرف سیگار میشود. در مورد شیوع استعمال سیگار نتایج بررسیهای انجامشده نشان میدهد که در سال 1371، 6/28% مردان و 6/3% زنان بالای 15 سال کشور سیگاری بودهاند؛ همچنین در بررسی دیگری نتایج نشان داد که 12% جمعیت 15 تا 65 سال کشور سیگار میکشیدند (1).
بر اساس پژوهشهای انجام شده سیگار حاوی چهارهزار ماده شیمیایی است که بسیاری از آنها برای بدن و مغز انسان مضر میباشند. مدارکی دالّ بر این مطلب وجود دارد که نیکوتین مسؤول بسیاری از عوارض روانی و رفتاری مصرف سیگار از جمله تأثیر آن بر روی تنش است (3،2). بنابراین با توجه به وسعت، شدت و پیامدهای منفی این مشکل بویژه در جوانان که نیروهای کارآمد و فعال کشور محسوب میشوند، بررسی این امر به عنوان تهدیدی جدّی در بهداشت آنان، میتواند مفید واقع شود. در صورت وجود ارتباط بین تنش و سیگارکشیدن میتوان با راهکاری مناسب و پیشگیرانه یعنی آموزش بهداشت روانی بویژه در زمینه کنترل و اداره تنش و یادگیری راههای مقابلهای مؤثر با آن مصونیت جوانان را در برابر تنش بالا برد و از وسعت و گستردگی مشکل جلوگیری کرد. ارتباط تنش و سیگار کشیدن در پژوهشهای مختلفی به اثبات رسیده است
(4-12).
برخی از افراد از سیگار به عنوان ابزاری برای تعدیل خلق و احساسات منفی خود همچون خشم، اضطراب و افسردگی و برای مواجهه با تنش استفاده میکنند (4). بسیاری از سیگاریها به هنگام مواجهه با تنش، خشم، اضطراب یا غمگینی سیگار بیشتری دود میکنند (4) و انتظار دارند که مصرف سیگار این هیجانات منفی را کاهش دهد .در این زمینه بسیاری از افراد سیگاری اظهار مینمایند که مصرف سیگار تنش را در آنها کاهش میدهد و نوعی احساس آرامش و تسکین در آنان ایجاد میکند؛ به طوری که بدون مصرف آن دچار تنش و اضطراب میشوند. آنها بر این عقیدهاند که سیگارکشیدن به هنگام ناراحتی، عصبانیت آنان را آرام میکند و فعالیتی لذتبخش محسوب میشود؛ البته نتایج پژوهشها در این رابطه ضمن عدم تأیید چنین موضوعی این احتمال را مطرح میسازند که سیگاریها ممکن است ذاتاً نوروتیک باشند و تنش آنها به نوبه خود به وسیله وابستگی نیکوتین ایجاد شده باشد (13). پژوهشها همچنین بیانگر این مطلب است که با مصرف سیگار نمیتوان تنش و عصبانیت را کاهش داد؛ احتمالاً چنین احساسی در سیگاریها به کاهش تنش و تنش ناشی از وابستگی به نیکوتین مربوط است تا تنش و تنشهای واقعی زندگی. بنابراین میتوان گفت بر خلاف این عقیده که سیگارکشیدن به کنترل خلق کمک میکند، مصرف آن واقعاً تنش، بیقراری و افسردگی را در طول وابستگی بدن به نیکوتین افزایش میدهد. این تغییر خلق در ضمن مصرف سیگار یا دورههایی که نیکوتین به بدن نمیرسد، رخ میدهد و معتادان به سیگار برای داشتن احساس طبیعی به نیکوتین نیاز دارند (14)؛. بنابراین باید به افراد سیگاری آموخت که در مواقع تنش و عصبانیت به اشتباه به سیگار پناه نبرند بلکه برای اجتناب از چنین وضعیتی از راههای مقابلهای مؤثر استفاده کنند.
در مطالعات متعددی رابطه سیگارکشیدن و تنشهای مختلف از جمله سوء استفاده کودکان، تجارب بد دوران کودکی، طلاق والدین، رویدادهای زندگی و تنشهای حاد و مزمن به اثبات رسیده است که تمامی آنها با افزایش خطر سیگارکشیدن همراه بوده است (15)؛ در این زمینه مدارک مشخصی وجود دارد مبنی بر این که افرادی که در معرض تجربه تنشهای مختلفی میباشند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به سیگار و نیز تشدید مصرف آن میباشند؛ در ضمن نتایج مطالعات بیانگر این امر است که تنش اغلب مقدم بر مصرف سیگار میباشد نه پیامد سیگار کشیدن (17،16). در در بررسی Loyd و Lucas بر روی دانش آموزان مدارس انگلستان، کمترین میزان تنش در افراد غیرسیگاری، بیشتر از آن در افرادی که گهگاهی سیگار میکشند و بیشترین میزان آن در افرادی بود که مرتب سیگار میکشیدند (11).
اگر سیگارکشیدن منجر به افزایش تنش میشود، ترک آن بایستی تنش را کاهش دهد. این موضوع در پژوهشهای مختلف به اثبات رسیده است (19،18،8)؛ Cary و همکاران در بررسی خود با کاهش معنیداری در تنش افراد نمونه که به طور موفقیتآمیزی سیگار را ترک کرده بودند، مواجه شدند (20).
برخی از محققان نقش متغیرهای جمعیتشناختی را در رفتار سیگارکشیدن مورد بررسی قرار دادهاند؛ Kroutil و همکاران در این زمینه در بررسی خود بر روی کارکنان نطامی دریافتند که مصرف سیگار با تحصیلات پایین، مردان و کسانی که دارای تنش کاری بالایی بودند، بیشتر همراه است (21)؛ در مطالعهای دیگر بر روی دانشجویان دانشگاه، گزارش شد که جنسیت مرد، همنشینی با دوستان، سطح سواد پایین والدین و سیگاری بودن اعضای خانواده با مصرف سیگار در فرد ارتباط دارد (1). Johnson و Gilbert همبستههای فامیلی و روانشناختی سیگارکشیدن را مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که برادران و خواهران سیگاری و تجربه احساسات شدید خشم و بیقراری در شروع و ادامه سیگارکشیدن مؤثر است؛ همچنین افراد سیگاری و غیرسیگاری در واکنش هیجانی خود به تنش متفاوت میباشند (22). در یک بررسی بر روی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، میزان شیوع مصرف سیگار در دانشجویان 8/9% (مردان 4/14% و زنان 1/4%) گزارش گردید؛ همچنین میزان مصرف سیگار در دانشجویان گروه سنی 23-26 سال و دانشجویانی که والدین آنها سیگار میکشیدند، بیشتر بود (1).
روش بررسی
در این مطالعه مقطعی و زمینهیابی، تمامی جوانان در منطقه شهری ایذه (جوانان تحت پوشش مراکز بهداشتی، درمانی شهری 1 و 2 با دامنه سنی 20-40 سال) مورد بررسی قرار گرفتند. این افراد با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی اتنخاب شدند؛ در نهایت از بین 5744 خانوار شهری 20 خوشه و در هر خوشه 10 خانوار به تعداد 356 نفر انتخاب شدند؛ در این تحقیق از پرسشنامهای حاوی مشخصات فردی و نیز پرسشنامه رویدادهای زندگی، بر اساس پرسشنامه رویدادهای زندگی پیکل و همکاران که یکی از معروفترین فهرستهای تنشزای روانی است،استفاده شد. ابتدا تعدادی از کارکنان مراکز بهداشتی، درمانی شهری در مورد پرسشنامهها و نحوه تکمیل آن آموزش دیدند؛ بعد از نمونهگیری و تعیین خوشههای هر خانوار، فهرستی از افراد نمونه با مشخصات دقیق آنها تهیه شد و به آدرس آنها مراجعه گردید؛ پرسشنامه توسط جوان یا جوانان هر خانوار تکمیل شد؛ اطلاعات جمعآوریشده با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون آماری Kendalls t\aub مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها
در مجموع 9/5% از افراد مورد بررسی سیگاری بودند (جدول 1). این میزان در مردان 9/12% و در زنان 7/1% بود؛ یعنی مردان حدود 8 برابر بیشتر از زنان سیگاری بودند؛ این اختلاف از نظر آماری معنیدار بود (23/0=P). بیشترین میزان سیگاریها در دامنه سنی 25-30 سال (6/47%) و کمترین میزان آن در دامنه سنی 20-25 سال (5/9%) بود؛ این اختلافها نیز از نظر آماری معنیدار بود (02/0= P، 2=df و 78/7=X2) (جدول 2)؛ همچنین 6/28% از برادران و خواهران جوانانی که سیگار میکشیدند، سیگاری بودند؛ ولی میزان برادران و خواهران سیگاری در جوانان غیر سیگاری 3/3% بود؛ این اختلاف از نظر آماری معنیدار بود (0=P ، 2= df و 27= X2) اما از نظر سایر عوامل جمعیتشناختی از قبیل وضعیت تأهل، تحصیلات و وضعیت مصرف سیگار والدین هیچگونه اختلاف معنیداری بین میزان جوانان سیگاری و غیرسیگاری وجود نداشت.
جدول 1- توزیع فراوانی جوانان سیگاری و غیر سیگاری در نمونه مورد بررسی
وضعیت مصرف سیگار
در جوانان
فراوانی
درصد
جوانان سیگاری
21
9/5
جوانان غیر سیگاری
302
8/84
نا مشخص
33
3/9
جمع
356
100
جدول 2- توزیع فراوانی جوانان سیگاری و غیر سیگاری بر حسب عوامل جمعیت شناختی مختلف
وضعیت سلامت روانی
جوانان
کل
P-value
سیگاری
غیر سیگاری
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
جنس
مرد
18
9/12
12
1/87
139
100
S*
زن
3
7/1
178
3/98
181
100
سن
25-20
2
5/9
110
4/36
112
7/34
S
30-25
10
6/47
77
5/25
87
9/26
30 به بالا
9
4
115
1/38
124
4/38
وضعیت تأهل
مجرد
2
5/9
60
9/19
62
3/19
NS**
متأهل
18
7/85
239
4/79
25
8/79
جدا شده یا مطلقه
1
8/4
2
7/0
3
9/0
وضعیت تحصیلات
بی سواد
1
8/4
3
1
4
2/1
NS
ابتدایی
6
6/28
48
16
54
8/16
راهنمایی
4
19
51
17
55
1/17
دبیرستان
2
5/9
30
10
32
10
دیپلم
3
3/14
101
7/33
104
4/32
فوق دیپلم
3
3/14
28
3/9
31
7/9
لیسانس
2
5/9
38
7/12
40
5/12
بالاتر
0
0
1
3/0
1
3/0
وضعیت مصرف سیگار والدین
والدین سیگاری
4
19
28
5/9
32
9/9
NS
والدین غیر سیگاری
17
81
267
5/90
284
9/87
وضعیت مصرف سیگار برادران و خوهران
برادران و خواهران سیگاری
6
6/28
10
3/3
16
5
برادران و خواهران غیرسیگاری
15
4/71
281
93
296
6/91
*: اختلاف معنیدار است. **: اختلاف معنیدار نمیباشد.
جدول 3 توزیع فراوانی رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری و غیر سیگاری را بر حسب تعداد رویدادهای تجربهشده نشان میدهد؛ اغلب جوانان سیگاری (4/71%) و غیرسیگاری (2/76%) تنها با 1 تا 3 رویداد تنشزا در طول یک سال گذشته خود مواجه بودهاند؛ 8/4% از جوانان سیگاری در طول این مدت 3 تا 6 رویداد تنشزا را تجربه کرده بودند؛ این میزان در جوانان غیر سیگاری 2/15% بود.
تجربه 6 تا 9 و 9 تا 12 رویداد تنشزا در جوانان سیگاری (به ترتیب 3/14% و 5/9%) بالاتر از جوانان غیرسیگاری (به ترتیب 3/6% و 3/2%) بود؛ البته این اختلافها از نظر آماری معنیدار نبود (0071/0=P، 3=df، 70= X2).
در جدول 4 میانگین رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری و غیرسیگاری با یکدیگر مقایسه شده است؛ میانگین رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری (90/2) در مقایسه با جوانان غیرسیگاری (31/2) بیشتر بود اما از نظر آماری اختلاف معنیداری بین دو میانگین وجود نداشت
(059/0=P، 321=df، 096/0=T).
جدول 5 توزیع فراوانی و درصدی رویدادهای تنشزا در جوانان سیگاری و غیرسیگاری را نشان میدهد. در جوانان سیگاری به ترتیب مشکل مالی سنگین (6 مورد، 6/28%)، عدم کفایت حقوق و درآمد، مشکلات مالی متوسط و بیکاری موقت (هر کدام 5 مورد، 8/23 %) نسبت به سایر رویدادها بیشتر تجربه شده بود؛ در حالی که در جوانان غیرسیگاری به ترتیب بروز بیماری خفیف جسمی (58 مورد، 2/19%)، دوری از یک فرد مورد علاقه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
بررسی تاثیر ارتباط مستمر اولیا و مربیان در پیشرفت تحصیلی دانشآ مو ز ا ن
بهطور کلی اکثر پدران و مادران به فعالیتهای آموزشی فرزندان خود علاقهمند بوده و در فراهم ساختن امکانات و تسهیلات لازم برای تحصیلات موفقیتآمیز فرزندان خود از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند. در واقع هر پدر و مادری خواهان موفقیت فرزندان خویش است
بر مبنای یک احساس و سنت دیرین مشخصترین مسوولیت خانواده در قبال زیست و رفاه فرزند خویش در تامین غذا، پوشاک، مسکن، بهداشت و تربیت خلاصه شده است. غذا و پوشاک و مسکن در چهارچوب تسهیلاتی که خانواده برای خود فراهم میکند تامین میشود. در این سه زمینه فرزندان خانوادهها در کنار دیگر افراد خانواده از امکاناتی که نیازهای آنها را رفع میکنند بهرهمند میشوند.
بهداشت فرزندان خانواده در دو بعد مراقبت و پیشگیری و درمان یکی با مسوولیت و کوشش خانواده و دیگری با مباشرت پزشک و سازمانهای درمانی شکل میگیرد. پدر و مادر به انگیزه علاقهای که به حیات و سلامت فرزند خویش دارند، به فراخور امکانات اجتماعی و اقتصادی خود برای حفظ سلامت فرزند خویش اهتمام دارند.
در مساله تربیت، بهویژه از لحاظ جنبههای عمومی اغلب نقش خانواده کمتر از آن است که انتظار میرود.
شرایط اجتماعی امروز وضعی پیش آورده است که در مجموع کوششهای پدر و مادر، آن تلاش عمدهای که به هدف مشخص تربیتی متوجه باشد تقریبا جایی ندارد و دستخوش اغماض و بیتوجهی است. اولیای بعضی از خانوادهها هنوز تصور میکنند که وظیفه پدر و مادر تهیه امکانات مالی و مادی و تامین نیازهای اولیه فرزندان است و کار تربیتی را بایستی به مدارس واگذار کرد و با این نقطه دید که مساله تربیت به مدرسه محول است از مهمترین نیازهای دوره رشد فرزندان خویش بیتوجه میگذرند و احتمالا به محض مشاهده رفتار نابهنجار در فرزندان خود مدرسه و معلم و دیگر عوامل تربیتی مدارس را مقصر میپندارند.
در جامعه امروز مدرسه عملکرد تربیت کودکان را در چارچوب هدفها و برنامههای مشخص تربیت عمومی عهدهدار میباشد. آموزش و پرورش عمومی به نیازهای تربیتی هرگروه در قالب هدفهای کلی تربیتی و رشد، کم و بیش پاسخ میدهد اما طبیعت هر فرد را ویژگیهایی است که در قالب برنامههای عمومی نمیگنجد و به چارهجویی و اعمال روشهای خاص نیاز دارد.
هدفها و سیاستهای آموزش عمومی به شرایط طبیعی و متوسط هر گروه سنی متوجه است و مدرسه را معمولا مجال آن نیست که ضرورتها و نیازهای تربیتی فرد را نیز تشخیص دهد و به صورت مطلوب دنبال کند.
مجموعه این نگرشهای اولیای دانشآموزان و مسوولان مدارس، شرایطی را فراهم میسازد که دانشآموزان تحت تاثیر برخی عوامل مخرب در فاصله بین خانه و مدرسه قرار گیرند. این عوامل در برخی مواقع چنان تاثیر عمیقی بر شخصیت، رفتار و امور آموزشی دانشآموزان بر جای میگذارد که کلیه تلاشها و زحمات اولیا و مربیان و معلمان را بیثمر میسازد. اینک در شرایط دشوار حاضر در هنگامه ورود به دوره تحولات فرهنگی و سیاسی جدید، به نظر میرسد که اولیا و متولیان دستگاه تعلیم و تربیت بیش از هر زمان دیگر کلیه عوامل تاثیرگذار بر رشد و شخصیت کودکان و نوجوانان را شناسایی و نسبت به کنترل عوامل بازدارنده اقدام کنند.
تربیت صحیح کودکان و نوجوانان کوشش و همکاری متقابل خانواده و مدرسه را برای شناخت و چارجویی مسائل روزمره تربیتی ایجاب میکند. بهطوری که امروزه پیوند مستمر خانه و مدرسه و ارتباط متقابل اولیا و مربیان به عنوان یکی از مهمترین ارکان تعلیم و تربیت مطرح است.آنجا که پدر و مادر مسوولیت تربیت فرزند خویش را یکجا به مدرسه محول میکنند و از آن نیازها و ضرورتهای تربیتی فرزند خویش که در چارچوب تربیت عمومی و رسمی نمیگنجد، فارغ هستند و به انتظار نتایج تربیت رسمی، فرصتها را از دست میدهند دشواریها و کمبودهایی پدید میآید که همکاری و همفکری خانواده و مدرسه بهموقع و بهسادگی میتواند در جهت رفع آنها موثر باشد.
مدرسه معمولا به ضرورتهای تربیت فردی کمتر برخورد میکند و کمتر میرسد. چه بسیار ضرورتها که در ارتباط با نیاز تربیتی یکایک کودکان و نوجوانان درخور توجه هستند و مربی و معلم به آنها برخورد نمیکند. بهطوری که آنها را نمیشناسد و تشخیص نمیدهد یا از آنها با چشمپوشی و اغماض میگذرد و این خانواده است که در مقیاس محدود مراقبت یا در اثر تماس بیشتر و مستقیمتر روزانه با ویژگیهای فرزند، به این نیازها برخورد میکند و فرزند خود را بهتر میشناسد.
خانوادهها اغلب از هدفها و رئوس آموزش و پرورش رسمی و ابعاد آن بیاطلاعند و بنابراین ممکن است از نظر مسائل تربیتی مخالف با تربیت رسمی مدرسهای عمل کنند. این شیوه زمانی تعدیل میشود که بین مدرسه و خانواده تبادل اطلاع و تجربه معمول باشد و جنبه فردی تربیت را با همفکری متقابل شناسایی کنند و به چارهجویی نقصها و کمبودها بپردازند.
همکاری خانه و مدرسه معلم را در شناخت مسائل یاری میدهد و جنبه کلی روشها و مقاصد تربیت عمومی را با ضرورتهای عینی تربیت فرد هماهنگ میکند. شناسایی کودکان و نوجوانان مستلزم آگاه بودن مربی به آن خصوصیات فکری و عاطفی و رفتاری کودک است که در مدرسه ظاهر نمیشوند و از شرایط خانوادگی نشأت میگیرند یا فقط در خانه و در ارتباط با محیط خانوادگی مجال ظهور و رشد دارند. برای مربی و معلمنیز در مساله تربیت و تعلیم گاه و بیگاه مسائلی پیش میآید که چارهجویی آنهامستلزم آگاهی از علتهایی است که از شرایط خانوادگی ناشی میشوند.
در انجمنهای امروزه سعی بر این ست که گروه متجانستری که دید و نظر تربیتی وسیعتر دارند به عنوان اعضای انجمن برگزیده شوند و کار سالانه انجمنها بیش از آنکه با نحوه اداره و تجهیز مدرسه و تهیه وسایل در ارتباط باشد با مسائل تربیتی و دشواریهایی که مربی و معلم در جریان کار روزانه تعلیم و تربیت با آنها برخورد میکنند پیوند داده شود، سعی میشود همکاری و همفکری مستمر اولیا و مربیان به منظور چارهجویی دشواریهای روزمره و در جستوجوی روش بهتر و موثرتر تربیتی برای حل مسائل خاصی باشد که در مجموعه روشهای تربیتی پیشبینی نشدهاند و برای آنها از تجربههای قبلی و مکتوب الگو و علاج مشخص به دست نیامده است. هنوز هم در این زمینه تا حصول مقصود فاصله بسیار است.
از طرفی پیگیری توصیهها و تصمیمهای انجمنها تا حصول نتیجه نهایی و احساس اینکه بررسیها و بحثها و نتیجهگیریها عملا سودبخش بوده است، بر قوام و دوام کار انجمنها میافزاید و ادامه آن تدریجا انجمنها را در جهت مطلوب قرار میدهد. یکی از عمومیترین و موثرترین روشها برای جذب مشارکت والدین و اولیای مدرسه، توسعه انجمنهای اولیا و مربیان در مدارس است. این نشستها و گردهماییها باید محتوای آموزشی داشته باشد.
خلاصه کلام آنکه نظارت، هدایت و حمایت مستمر والدین میتواند موجبات رشد شخصیت و پیشرفت مطلوب تحصیلی فرزندانشان را فراهم آورد. معذلک خیلی از اولیای دانشآموزان به علل گوناگون از کار خود سر باز میزنند و این امر را فقط برعهده خود مدرسه و مربیانش میگذارند.
نکاتی برای جذب اولیای دانشآموزان
انجمن اولیا و مربیان در جذب اولیا نکات زیر را توصیه مینماید:
1 -مدیران مدارس و مسوولان انجمنها با کرامت انسانی و اخلاقی اسلامی با تمام اولیا برخورد نمایند.
2 -در هنگام مراجعه اولیا اگر به علت نداشتن جا از ثبتنام فرزندش معذور هستید این معذوریت را با دلیل و منطق برای آنان اثبات کنید و در عین حال نسبت به ثبتنام فرزندش در آموزشگاههای همجوار او را راهنمایی نمایید. چون در همه حال مردم از ما انتظار یاری دارند.
3 -هر زمان پدر و مادری جهت کاری به مدرسه مراجعه مینمایند از آنها با خوشرویی استقبال و حتیالمقدور نسبت به انجام تقاضایش با وی همکاری نمایید.
4 -عدم توجه اولیا به مدارس را به حساب فرزندشان منظور نکنید. مبادا خدای ناکرده دانشآموزی به علت عدم توجه پدر یا مادرش به مدرسه مورد سرزنش یا تنبیه قرار گیرد.
5 -از نوشتن نامه تند و کنایهزدن به اولیایی که نسبت به تعلیم و تربیت فرزندانشان کوتاهی میکنند شدیدا خودداری کنید.
به امید آن که مدیران محترم آموزشگاههای کشور با رعایت حداقل این نکات بتوانند بیش از پیش اولیا را به کنون باصفای مدرسه فراخوانند و با تعاون و همکاری آنان رسالت خود را که تعلیم و تربیت آیندهسازان این مملکت اسلامی بهتر انجام دهند.
نتیجهگیری
با توجه به مطالبی که بیان شد نتایج بهدستآمده به شرح ذیل اعلام میگردد:
1 -تماس اولیا و شناسایی دانشآموزان محروم از محبت والدین (فوت یا متارکه والدین) به میزان زیادی بر پیشرفت تحصیلی اینگونه دانشآموزان اثر دارد.
2 -رابطه نزدیک و تنگاتنگ والدین و مربیان میتواند به مقدار قابلتوجهی بر آگاهسازی والدین در پیشگیری از اختلالات عاطفی دانشآموزان کمک کند و در بهبود فرآیند آموزش و پیشرفت تحصیلی موثر باشد.
3 -تماس اولیا با معلمین به منظور شناخت علل ناسازگاری و برخورد مناسب با دانشآموزان به میزان زیادی بر رشد شخصیتی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان تاثیرگذار است.
4 -دایر نمودن کلاسهای تقویتی و جبرانی از سوی انجمن برای دانشآموزان ضعیف از نظر درسی در پیشرفت تحصیلی آنان به میزان قابل توجهی موثر است.
5 -تبادل نظر علمی، حرفهای، فرهنگی و اجتماعی والدین با دبیران در معرفی مشاغل اجتماعی به دانشآموزان دوره راهنمایی میتواند بر تقویت انگیزه تحصیلی دانشآموزان بینجامد.
6 -توجه به آموزش خانوادهها توسط کارشناسان علوم تربیتی و علوم اجتماعی و روحانیون محترم تا میزان زیادی میتواند به حل مشکلات و مسائل خانوادهها و سرانجام پیشرفت تحصیلی فرزندان آنان بینجامد.
7 -اتخاذ شیوههای رفتاری متناسب با دانشآموزان از قبیل تنبیه، تشویق، انتظار متناسب با تواناییها از طریق آگاهسازی والدین توسط مربیان مدارس بر بهبود روند آموزش و یادگیری موثر است.
8 -وجود تضاد در شیوههای آموزشی و تربیتی میان اولیا و مربیان تا حد بسیار زیادی بر روند آموزش و یادگیری و در نهایت بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان اثر نامطلوب میگذارد.
9 -کمک مالی و فکری اولیای دانشآموزان در غنیسازی اوقات فراغت بر تداوم امر خطیر آموزش و پیشرفت تحصیلی تاثیر بهسزایی دارد.
10 -شناسایی دانشآموزان دارای مشکل اقتصادی و اعطای کمک از سوی انجمن به آنان تا حد زیادی اینگونه دانشآموزان را به تلاش و کوشش واداشته و انگیزه آنان برای ادامه تحصیل تقویت شده و در نهایت بر بهبود روند آموزش و پیشرفت تحصیلی آنان تاثیرگذار است.
11 -شناسایی دانشآموزان دارای مشکل جسمی نظیر ضعف شنوایی، ضعف بینایی، کلامی و... و جلوگیری از گسترش این عارضهها سلامت روان و شخصیت دانشآموزان مذکور را به مخاطره نمیاندازد و به نسبت بر پیشگیری از مشکلات و مفاسد میکاهد و بر پیشرفت تحصیلی آنان موثر است.
12 -قبول پیشنهادات و طرحهای مفید آموزش که از سوی انجمن ارائه میشود توسط مربیان و اولیای مدرسه میتواند سبب افزایش بازدهی مدرسه و پیشرفت روند امر آموزش در مدرسه گردد.
پیشنهادات
1 -شناخت دانشآموزان محروم از محبت والدین به طور محرمانه صورت گیرد تا دانشآموزان دیگر مطلع نشوند.
2 -مربیان در برخورد با اولیا اخلاق اسلامی را رعایت و اولیا را تنها هنگامی که از فرزند آنها خطایی سر زده است به آموزشگاه دعوت نکنند تا موجب سرافکندگی و خجالت آنان گردد. بلکه باید بهگونهای رفتار کنند که اولیا هر ماه حداقل یکبار برای جویا شدن از وضعیت تحصیلی فرزندان خود به مدرسه مراجعه کنند و به تبادلنظر در این زمینه با مربیان بپردازند.
3 -به امر آموزش خانواده و تشکیل کلاسهای آموزش خانواده توجه و عنایت بیشتری صورت گیرد.
4 -به برگزاری هفته مشاغل در مدارس اهمیت بیشتری داده شود.
5 -پر کردن اوقات فراغت به وسیله والدین و با نظارت و هماهنگی مدرسه انجام پذیرد.
6 -اعطای کمکهای مالی از سوی انجمن به دانشآموزان مستمند بیشتر گردد. البته بهتر است که اینگونه کمکها به صورت محرمانه و حتی بدون اطلاع خود دانشآموز باشد.
7 -برخورد مناسب و محترمانهای با دانشآموزان دارای مشکل جسمی مانند آنهایی که ضعف بینایی و شنوایی و کلامی دارند بشود تا مورد تسمخر دیگر دانشآموزان قرار نگیرند.
8 -مدرسه در حل مشکلات خود از والدین کمک و یاری طلبد و روی آنها حساب باز کند.
9 -نشریه پیوند را برای اولیای دانشآموزان ارسال کنیم.
فهرست منابع و مآخذ
1 -آییننامه انجمن اولیا و مربیان واحدهای آموزشی، وزارت آموزش و پرورش
2 -پیوند: نشریه ماهانه آموزشی - تربیتی، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، شماره 271
3 -نگاه: نشریه خبری آموزشی - تربیتی، وزارت آموزش و پرورش، سال پنجم، شماره 61
4 -جهانگرد، یدالله، آشنایی با انجمن اولیا و مربیان، انتشارات دفتر انجمن اولیا و مربیان
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
بررسی تطبیقی خانواده در استعمار فرانوین و تفکر دینی
مقدمه
خانواده، واحد بنیادین جامعه، کانون اصلی رشد و تعالی انسان و مؤثرترین عامل در انتقال فرهنگ اسلامی است که در شرایط مختلف در تأثیر و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعی است. انسان در خانواده به هویت و رشد شخصیت دست می یابد و در خانواده های سالم و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نائل می شوند.
از این رو، خانواده نه تنها عامل کمال یابی و سکونت و آرامش و بالندگی اعضای خویش است، بلکه در تحولات اساسی جوامع نقش عمده ای ایفا می کند و مذهب و آموزش و حکومت نیز از عملکرد خانواده متأثرمی شود و این تأثیر به صورت متقابل باعث ایجاد تغییرات اساسی می گردد.
اگر خانواده محیط سالم و سازنده ای داشته باشد و به نقش کلیدی و جایگاه زن در تحکیم و تقویت خود خانواده آگاه باشد، مسلماً پر برکت و ماندگار خواهد بود و بهره های فراوانی نصیب اجتماع خواهد کرد.
بالاخره نظر به کارکرد بسیار محوری و فردی و اجتماعی خانواده در حفظ و انتقال ارزش ها و همچنین حفظ سلامت فردی و اجتماعی، همواره مهاجمان فرهنگی درصد تضعیف خانواده وانحلال آن می باشند. همان طور که « الوین تافلر» در کتاب « موج سوم » خود بیان می کند جز از طریق به نابودی کشاندن خانواده و تضعیف این نهاد، فرهنگ سازی صورت نمی پذیرد، از این رو کلیه تلاش دشمن مصروف به از هم پاشیدن نظام خانواده است و جا دارد که متولیان و صاحبنظران به این مسئله توجه داشته باشند و جهت مقابله اصولی با تهاجم فرهنگی به تقویت و استحکام نظام خانواده بپردازد و صاحب نظران در این عرصه با تنویر افکار، رسواگر توطئه های شوم دشمن شوند.
از این روبه نظر می رسد که پرداختن به مسأله خانواده و تلاش جهت استحکام بنیان های این نهاد مقدس، مؤثرترین گام جهت حفظ فرهنگ ملی و ارزش های مذهبی است.
با اولویت ترین رسالت مسئولان ذیر بط می باشند، چرا که بستر رشد و تعالی و توسعه جامعه خانواده است و بدون برخورداری از جامعه سالم امکان دسترسی به رشد و توسعه وجود ندارد.
جایگاه رفیع خانواده
بخش قابل توجهی از شکل گیری شخصیت، تبلور رفتارهای اجتماعی، تعاملات بین فردی و مسئولیت پذیری انسانها حاصل چگونگی بازخوردها، بینش ها و تجارب فرد در زندگی خانوادگی است.
برای کودک، پدر و مادر کامل ترین و خوشایندترین موجود هستی و کامل ترین الگو برای همانند سازی است.
ارضای عاطفی، اجتماعی کودک در خانواده صورت می پذیرد، بسیاری از تخلفات، پرخاشگری ها کجروی ها و بزهکاری ها از مشکلات خانواده نشأت می گیرد. فقر عاطفی در خانواده زمینه ساز تبهکاری ها است. رمز پیشرفت تحصیلی، سلامت روانی اجتماعی و رشد و تعالی یک یک اعضای جامعه، نقش بنیادین دارد.
تلاش در جهت استحکام خانواده و استوارسازی روابط درون این سیستم، زمینه را برای سلامت اخلاقی و سعادت عموم مردم یک جامعه فراهم می سازد. گروهی از کارشناسان خانواده و مسایل اجتماعی به سرپرستی بری ( bray ) در آمریکا در سال 1988 پس از یک مطالعه طولانی سیستماتیک طی 9 سال به این نتیجه رسیدند که بحرانهای اجتماعی و روانی در جهان معاصر به جهت تضعیف و تزلزل و در نهایت سقوط خانواده می باشد. بحرانهایی چون، استرس رو به تزاید در زمینه های تحصیلی و شغلی، ناشی از زندگی ماشینی و پیشرفت تکنولوژی، تغییر بنیادین در الگوهای تولید، تغییرات در شیوه های زندگی افراد، تورم و بحرانهای شدید اقتصادی، کاهش یا سقوط ارزش های مذهبی و اخلاقی، از جمله بحرانهای ناشی از تزلزل خانواده در جهان معاصر است.
نهاد خانواده به خودی خود یک جامعه کوچک است و هر گونه تغییر مثبت یا منفی در آن، در جامعه بزرگ انسانها تأثیر مستقیم و مؤثر دارد.ثبات یا بی ثباتی خانواده مستقیماً بر ثبات و بی ثباتی جامعه تأثیر گذار است. جوامعی که برخوردار از خانواده متزلزل است، ارزشهای اخلاقی در سطح کلان سقوط می کند.
کنفوسیوس می گوید :
«وقتی زناشوئی با عشق و علاقه باشد، هماهنگی در خانه و خانواده به وجود می آید و هنگامی در خانه مستقر باشد، رضایت در جامعه حاصل می شود و وقتی خشنودی در جامعه حاصل باشد، آبادانی و رفاه در آن جامعه موجود خواهد بود و بالاخره هنگامی که رفاه وآبادانی در جوامع فراهم باشد صلح جهانی بیشتر تأمین خواهد شد.»
خانواده نخستین بستر، فعلیت یافتن استعدادهای بشر است و اصلی ترین پایگاه رشد و شکوفایی شخصیت و پرورش مهارت های اجتماعی کودکان و نوجوانان میباشد . و اساسی ترین سهم را در سلامت و سعادت و تعالی جوامع بشری به عهده دارد.
زیانهای فروپاشی خانواده
تضعیف بنیانهای خانواده و فروپاشی آن، خسارت های زیادی را برای جامعه بشری به ارمغان می آورد که در این بخش از نوشتار به برخی از آنها به صورت اجمالی پرداخته می شود.
1-اختلال در جامعه
نخستین اختلالی که در زندگی اجتماعی با فروپاشی خانواده ایجاد می شود، اختلال در جمعیت است. رشد جمعیت مختل می شود.
2- فقدان عواطف
جامعه ای که خانواده نداشته باشد از کانون اصلی پیدایش محبت و عاطفه بی بهره است.
« و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً و جعل بینکم موده و رحمته »؛ مودت یعنی محبت شدید مربوط به اوایل زندگی و رحمت برای زن و شوهر سالخورده .
3- از بین رفتن آداب و سنن
خانواده یک بستر و جویبار طبیعی است برای انتقال تدریجی سنت ها، ارزشها و آداب و رسوم و فرهنگ از نسلی به نسل دیگر، و اگر این جویبار قطع شود، فرهنگ نیز منتقل نمی شود و جامعه دچار مشکل هویت می گردد. فرهنگ برای جامعه در حکم حافظه است برای فرد، جامعه ای که فرهنگ خود را از دست بدهد حافظه جمعی تاریخی خود را از دست داده است و دچار بحران شدید می شود.
با توجه به جایگاه بلند خانواده و کارکرد بسیار محوری و مؤثر آن در جوامع بشری جا دارد که به بررسی تطبیقی بین نگاه استعمار فرانوین نسبت به خانواده و جایگاه آن و مقایسه آن با دیدگاه اسلام بپردازیم.
خانواده در منظر استعمار نوین
انسان معاصر در پناه برنامه های استعمار فرانوین که منجر به فروپاشی نهاد خانواده شد، دچار سردرگمی و مشکلات زیادی شده است. استعمار فرانوین توانست یکپارچگی و پیوند خانواده را به نابودی بکشاند و براثراین نابودی ، انسان دچار دشواری ها و مشکلات زیادی شده است.
پدیده مادران مجرد، پدیده شومی در استعمار فرانوین است که هدف آن متلاشی کردن نظام خانواده است. مجموعه قوانین جاری در این نظام، لجام گسیختگی فرهنگی و حمایت از مادران مجرد است و این یعنی اضمحلال خانواده و خانه به دوشی.
کلیه شئونات خانواده در این تفکر مبتنی بر دو عنصر آزادی و فرد گرایی است.
تنها چیزی که صلاحیت محدود سازی آزادی و فرد گرایی را دارد، آزادی و حقوق فردی دیگران است. نکته قابل توجه این است که تشکیل خانواده در تفکر فرانوین ضرورتاً در گرو پیوند زدن زن و مرد نیست بلکه به انواع هم زیستی رسمیت داده می شود، در کنفرانس پکن مفهوم خانواربه جای مفهوم خانواده به ادبیات بین الملل راه پیدا کرده است. یکی از مباحثی که کشورهای اروپایی و آمریکایی تلاش داشتند درسند پکن بگنجد تعریف خانواده بود.
اصرار داشتند که همه کشورها ملزم بشوند خانواده ای متشکل از دو هم جنس بازرا به عنوان خانواده بپذیرند و حمایت قانونی کنند. درسند پکن که به گفته ی البرایت وزیر خارجه آمریکادر سال 1995 دقیقاً در راستای سیاست های آمریکایی است، اساساًخانواده ارزشی ندارد. بر اساس این سند خانواده متشکل از چند فردی است که
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 46 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقاله ای پیرامون آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
چهار شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵
الف. امتناع تناسخصرف نظر از افراد نادرى چون قطب الدّین شیرازى فلاسفه مسلمان نظریه تناسخ یا انتقال نفس را رد کرده اند. ملاّصدرا برهانهاى عام مشّائیان در مثل ابن سینا را در ردّ تناسخ توصیف و از آن حمایت مى کند. برابر این ادله عام رابطه نفس با بدن از گونه رابطه صورت و ماده و ارتباط عمیقى است. در شیئ مرکّب از یک ماده و صورت اگر صورت یا مادّه از میان رود کامل کننده آن (ماده یا صورت) هم از بین خواهد رفت و گفتن این که یا صورت به مادّه دیگرى منتقل شده است یا ماده به صورت دیگرى انتقال یافته قول نامعقولى است. کلّ آن (ماده و صورت) از بین مى رود و به جاى آن کلّ به طور کامل جدیدى پدیدار مى شود. در مواردى مانند نفس انسان که جوهرى تباهى ناپذیر است و بویژه در مورد نفوس انسانى به فعلیّت رسیده و رشد یافته که به مرحله عقل محض رسیده اند قول به تناسخ نابخردانه است چون چنین نفسهایى دیگر نیازى به بدن ندارند.1امّا غیر از این ملاّصدرا برهان ویژه خودش را که بر تصوّر او از (حرکت جوهرى) استوار است براى ردّ تناسخ به کار مى گیرد. برابر این نظریه هم نفس و هم بدن در آغاز بالقوّه اند. وقتى این بالقوّگیها کم کم به فعلیّت مى رسند نفس و بدن به عنوان یک کلّ مرکب با یک جریان تکاملى به حرکت صعودى درمى آیند.این چنین نیست که نفس به تنهایى حرکت کند و بدن ساکن باقى بماند یا به عکس بلکه مجموع آن دو از رهگذر کمال تدریجى به مرتبه وجودى جدیدى مى رسند. وقتى نطفه بدل به جنین مى شود نه تنها حیات به وجود مى آید بلکه تغییرى جسمانى هم ایجاد مى شود.و این رشد دوجانبه در طول عمر ادامه مى یابد. از آن جاکه این حرکت غیرقابل برگشت است نامعقول خواهد بود که نفس رشد یافته پس از ترک بدن خودش بخواهد وارد بدن رشد نایافته جدیدى شود و از نو شروع به رشد کند. به عبارت دیگر آن سیر قهقرایى که لازمه اعتقاد به تناسخ است امرى است محال.2با این همه انکار تناسخ اشکالهاى جدّى خاصّى را به همراه دارد که پاره اى از آنها ناشى از متون دینى است و پاره ٌ دیگر ناشى از دیدگاههاى خاص فلسفى درباره سرنوشت انسانهاى رشدنیافته دیدگاههایى که مقبول صدرا هم هست.ازجمله مشکلات دینى فرازها و آیه هایى از قرآن و فرازها و جمله هایى از روایات است که [برابر آنها ] خداوند گروهى از آدمیان را به دلیل کردار بدشان به شکل میمون و خوک درمى آورد.3 به طور کلّى نظریه هاى مشهور معاد جسمانى که به اتّحاد دوباره نفسها با بدنهاى جدید نظر دارند ناگزیر بر تناسخ استوارند. براساس آراى فلسفى مربوط به آخرت [نیز] نفوس رشد نایافته چون برهنه از بدن نمى توانند بود و بدن خاکى هم باقى نیست باید با بدنى از نوع دیگر اتّحاد یابند و تناسخ هم به طور دقیق به معناى همین اتّحاد نفس با بدنى دیگر است.ملاّصدرا مى گوید: به دلیل این اشکالهاست که گفته اند: همه اقوال مربوط به معاد جسمانى ناگریز مبتنى بر تناسخند.4 ملاّصدرا به همه این اشکالها براساس دیدگاههاى خود در باب (حرکت جوهرى) و (عالم مثال) پاسخ مى دهد.همه نفوس رشد نایافته یا نفوسى که در این زندگى کردارهاى زشتى انجام داده اند چون نمى توانند برهنه از بدن باشند و چون این بدن مادّى نمى تواند پس از نابودى دوباده زنده شود با تجسّم اعمال و حالات روانى ذاتى که در این زندگى تحصیل کرده اند بدنى از خود به صورت بدن عالم مثال خلق مى کنند که در آن همه حالتها و طبایع روانى به صور عینى دگر مى شوند که هنگام بحث از مسأله معاد به آن خواهیم پرداخت. بدین سان نفسى که به آز بسیار دچار است خودش را به صورت یک خوک واقعى خواهد