لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 73
چرا ترانسفورماتورها در زندگی امروزی اهمیت دارند؟
اولین سیستم توزیع قدرت در ایلات متحده ، یک سیستم جریان مستقیم (dc) با ولتاژ 120 ولتی بود که توسط «توماس – ا – ادیسون » برای تغذیه لامپ اختراعی خودش بکار گرفته می شد . اولین نیروگاه مرکزی توان الکتریکی ادیسون بمنظور تغذیه به شهر نیویورک در سپتامبر 1882 ، تاسیس و بکار گرفته شد . متاسفانه او برای انتقال توان تولیدی اش ، با آن سطح ولتاژ پایین ، احتیاج به جریان زیادی داشت تا بتواند توان کافی تولید نماید . در نتیجه بالا بودن جریان ، افت ولتاژ و توان در خطوط انتقال بسیار زیاد بود و شدیدا سرویس و نگهداری نیروگاه را محدود می ساخت . برای غلبه براین مسئله در آن زمان پستهای قدرت نگهداری نیروگاه را محدود می ساخت . برای غلبه براین مسئله در آن زمان پستهای قدرت مرکزی در جای جای شهر قرار داشت تا بدین وسیله ، فاصله بین محل تولید و مصرف کاهش یافته و افت ولتاژ توان کاسته گردد . این حقیقت که توسط سیستم های قدرت با ولتاژ dc پایین ، نمی توان توان را به مسافت های زیادی انتقال داد باعث شده بود که پستها ی تولید کوچک و محلی گردند و نسبتا بازهی کافی داشته باشند .
اختراع ترانسفورماتور و بموازات آن تولید و پیشرفت منابع قدرت ac ، محدودیت های فوق را در سیستم های قدرت برای همیشه حل کرد . یک ترانسفورماتور بطور ایدال ولتاژ ac را به ولتاژ ac دیگری تبدیل می کند، بدون اینکه توان حقیقی اعمال شده اثری بگذارد . اگر ترانسفورماتوری برای افزایش ولتاژ بکار گرفته شود باید جریان را بکاهد تا توان ورودی به آن برابر خروجی از آن باشد .
بنابرین ، ولتاژ توان الکتریکی ac تولید شده در نیروگاه را توسط ترانسفورماتور افزایش می دهند تا بتوان آنرا با تلفات بسیار کم به مسافتهای طولانی انتقال داد ، و در نهایت باز ولتاژ بالای انتقال یافته را برای مصرف به حد معقولی پایین آورد . چون تلفات سیستم قدرت متناسب با جریان عبوری از خطوط انتقالی می باشد ، افزایش ولتاژ خطوط انتقال و کاهش جریان ، مثلا با یک ضریب 10 ، توسط ترانسفورماتور تلفات توان سیستم انتقال را 100 برابر کمتر می کند . در بسیاری از موارد نمی توان بدون استفاده از ترانسفورماتور ، بسادگی از توان الکتریکی استفاده نمود .
در نیروگاهای مدرن ، توان در ولتاژ های بین 12تا 25 کیلو وات تولید شده و توسط ترانسفورماتور افزاینده ای تا سطح 110 الی 1000 کیلو وات افزایش داده می شود .
با این ترتیب می توان ولتاژ را با تلفات بسیار کم به مسافتهای طولانی انتقال داد . در انتهای دیگر خط انتقال ترانسفورماتور هائی سطح ولتاژ را به 12 تا 345 کیلو ولت برای توزیع تقلیل می دهند ، و نهایتا توسط ترانسفورماتور کاهنده دیگری ، این ولتاژ در حد 120 ولت یا حتی کمتر در اختیار مصرف کننده ، کار و ادارات قرار داده می شود .
انواع و ساختمان ترانسفورماتور ها
منظور اصلی در استفاده از ترانسفورماتورها تبدیل توان ac با یک سطح ولتاژ به همان توان اما تحت ولتاژ متفاوتی نسبت به اول و با همان فرکانس می باشد . اما از ترانسفورماتورها به منظورهای گونا گونی ، استفاده می شود ( مثلا نمونه برداری از ولتاژ ، نمونه برداری از جریان و انتقال امپدانس ) اما این فصل فقط به ترانسفورماتور قدرت اختصاص یافته است .
ترانسفورماتورهای قدرت با یکی از دو نوع هسته زیر ساخته می شود . یک شکل از ساختمان ترانسفورماتورها شامل یک هسته ساده از ورقه های مستطیلی است و سیم پیج های ترانسفورماتور روی دو ضلع این مستطیل پیچیده شده اند .ساختمان ترانسفورماتور بنام « شکل هسته ای » معروف است در شکل دیگر هسته از ورقه های سه ساقه ای تشکیل گردیده که سیم پیچها روی ساق وسط آن پیچیده شده است . این شکل هسته را بنام « شکل غلافی یا زرهی » می شناسند در هر دو حالت ، هسته از ورقه های نازکی تشکیل شده است که از نظر الکتریکی نسبت بهم عایق شده اند. این کار باعث کاهش جریانهای فوکو به حداقل می شود.
در حالتها و شکلهای عملی ترانسفورماتور، سیم پیچهای اولیه و ثانویه روی یکدیگر پچیده می شوند ، در حالیکه سیم پیچی فشار ضعیف در قسمت زیر و نزدیک به هسته قرار می گیرد ، این ترتیب ساختمانی و پیچیدن سیم پیچها به دو منظور صورت می گیرد :
مسئله عایق بندی ، مخصوصا در ولتاژ های بالا ، سادتر صورت می گیرد .
میزان فلوی نشستی ، نسبت به حالتی که سیم پیچهای اولیه و ثانویه را روی دو فک مختلف از هسته به پیچند ، کمتر شود .
ترانسفورماتورهای قدرت بسته به اینکه چه استفادهای از آنها در سیستمهای قدرت می شود ، به نامهای گوناگون خوانده می شدند . ترانسفورماتوری که به خروجی ژنراتور متصل می شود و به منظور افزایش و لتاژ آن ژنراتور برای انتقال در خطوط بکار گرفته می شود بعضی اوقات بنام « ترانسفورماتور واحد » خواندن می شود ( ترانسفورماتور اصلی ) و آن ترانسفورماتوری که در طرف دیگر خط انتقال برای کاهش ولتاژ رسیده از خطوط تا سطحkv 5 /34 –kv 3/2 بکار میرود «ترانسفورماتورپست » نامیده میشود و بالاخره
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
چرا یادداشت برداری می کنیم ؟
فرا گیری تکنیکهای مختلف یادداشت برداری خود یک هنر است . چنان چه نظام منظمی از یادداشت برداری را متناسب با نوع مطالعه خود پیدا کنیم و در موقعیت های مختلف ، یادداشت برداری نماییم به طوری که آنها صحیح و قابل درک باشند ، گام بزرگی در موفقیت و پیشرفت خود برداشته ایم . ما هنگام مطالعه ، اطلاعات زیادی را بدست می آوریم ، ولی به یاد سپردن تمامی آنها غیر ممکن است . بنا براین مهارت در یادداشت برداری به سود ما خواهد بود . البته یادداشت برداری به این معنی نیست که تمام کلماتی را که استاد می گوید و یا از کسی می شنویم و یا تمام مطلب طولانی یک قسمت از کتاب یا مجله را بازنویسی کنیم ، بلکه باید اصول یادداشت برداری را بیاموزیم و آن این است که تصمیم بگیریم چه زمان ، چگونه و با چه طول و تفضیلی یادداشت برداریم . برای یک یادداشت برداری خوب به تمرین زیادی نیاز داریم .
چرا یادداشت برداری می کنیم ؟
هدف از یادداشت برداری این است که در هنگام مطالعه بتوانیم از آن استفاده کنیم . زمان مطالعه برای تهیه مقاله یا گزارش ، امتحان و ... دز می یابیم که نیازمند استفاده مجدد از مطالب بیشتری هستیم که در کلاس درس یا همایش شنیده ایم . بنا بر این لازم استبرخی از یادداشت ها را به عنوان ”ثبت دایم “ داشته باشیم تا به جای مراجعه به متن اصلی یا بخاطر آوردن آن چه در کلاس شنیده ایم به سرعت به آن رجوع کنیم . یادداشت برداری می تواند به درک و یادگیری مطالب کمک کند . ما مقدار زیادی از آنچه را که خوانده ایم نمی توانیم به یاد آوریم مگر آنکه آنها را به طور مرتب یادآوری و مرور کنیم . این نکته برای حافظه دراز مدت لازم است . اگر یادداشت برداری با کلمات ساده (یا به زبان خودمان ) باشد . به ضبط (نگهداری ) مطالب در حافظه مان کمک می کند . با خلاصه کردن نظریه ها ، استدلال ها و مفاهیم به شکل یادداشت ، درک بهتری از مطالب به دست می آوریم و هدف خود را نیز بیشتر بر درک مطالب قرار می دهیم ، نه نوشتن کلمه به کلمه آنچه گفته اند یا شنیده شده است .
روش های یادداشت برداری
روشی به عنوان بهترین روش یادداشت برداری وجود ندارد . بهترین روش یادداشت برداری به عملکرد شخص مربوط است و آن انعکاسی است از سبک یادگیری ، چگونگی کار ذهن و زمان موجود برای یادداشت برداری . هنگام یادداشت برداری باید در نظر داشته باشیم از چه منبعی یادداشت بر می داریم (از تدریس استاد ، از یک کتاب درسی ، از یک سخنرانی و ...) و چه کاری را می خواهیم انجام دهیم . یادداشت برداری از منابع متفاوت ذکر شده ، رویکردهای متفاوتی را طلب می کد . روش یادداشت برداری شما از یک کلاس درس با روش یادداشت برداری از یک کتاب درسی ممکن است متفاوت باشد . هر چه مطالب منبع اطلاعاتی شما پیچیده تر باشد ، برای کمک به درک مطلب ، یادداشت برداری شما باید مفصل تر باشد .
حاشیه نویسی
یک راه یادداشت برداری ، حاشیه نویسی بر کتابی است که می خوانید . بسیاری از افراد از نوشتن مطلب روی کتاب اکراه دارند . اگر کتاب امانت باشد حق با شماست در این مورد بهتر است قسمت ها و صفحات مهم را با برچسب مشخص نمایید .اما چنانچه کتاب متعلق به شماست می توانید در موقع خواندن بر آن حاشیه نویسی کنید . کتابهای درسی متعلق به خودتان لازم نیسست به صورت یک کتاب دست نخورده نگهداری شوند .راه های معمول حاشیه نویسی بر کتاب درسی - خط کشیدن زیر نکات مهم - برجسته کردن نکات مهم با استفاده از ماژیک های فسفری - استفاده از حاشیه کتاب برای گذاشتن علامت ” ؟ “ یا نوشتن ”موافقم “ یا ”مخالفم “ یا گذاشتن تیک یا ”ד و ... - برجسته کردن ، خواندن کتاب را سریعتر و آسانتر می سازد . زیرا ، هنگام دوباره خواندن کتاب یا مقاله ، تنها بخش های برجسته شده آن نیاز به بازخوانی دارند. اشکال این روش این است که که چون شما مطالب را به بیان خود باز نویسی نمی کنید ممکن است درک کاملی از معنی آن نداشته باشید . و در این روش گاهی مجبور می شوید کل کتاب را دوباره بخوانید . برای رفع این اشکال ، ابتدا مطمئن شوید که آنچه خوانده اید درک کرده اید و سپس مقدار کافی از آن را برجسته نمایید ، به طوری که بدون خواندن دوباره کل کتاب ، برای شما قابل درک باشد .
یادداشت برداری نوشتاری
دو نوع یادداشت برداری نوشتاری وجود دارد : خطی و طرح واره (نقشه ذهنی )یادداشت برداری خطی یا زنجیره ای معمولی ترین راه تهیه یادداشت است . رای این نوع یادداشت برداری شما ابتدا مطالب را می شنوید یا می خوانید ، سپس اطلاعات بدست آمده را را به همان ترتیبی که در متن اصلی آمده است با بیان خودتان ثبت می کنید که ممکن است به دو صورت انجام گیرد : 1- تهیه خلاصه مطالب 2- یادداشت نکات عمده .تهیه خلاصه مطالب ) خلاصه نویسی)این نوع یادداشت ها خلاصهای است از آنچه می خوانید یا می شنوید ، تنها کافی است اطلاعات و نظریات کلی را از آن چه می خوانید یا می شنوید ، به صورت خلاصه و بیان خود بنویسید . چون این یادداشت ها به بیان خودتان است درک شما از مطلب بیشتر خواهد بود و یادداشت ها دقیقا به همان صورت می تواند برای تهیه مقاله و یا گزارش مورد استفاده قرار گیرد . البته تدوین و تنظیم نظریات و استدلال های نویسنده (یا گوینده ) با بیان خودتان وقت گیر است ولی بسیار مفید خواهد بود .
یادداشت نکات عمده
این روش یادداشت برداری را همه می پسندند در این روش تنها واژه ها و عبارات کلیدی متن یادداشت می شوند . یادداشت ها می توانند پشت سر هم شماره گزاری شوند و یا برای طبقه بندی مطالب از عنوانها ، زیر عنوانها و فاصله گذاری ها استفاده شود . این کار دنبال کردن و به خاطر سپردن نوشته ها را آسان می سازد . با این حال ممکن است این روش از روش قبلی ”خلاصه نویسی “ طولانی تر باشد .
نقشه های ذهنی (طرح واره (
برای ساختن یک نقشه ذهنی ، موضوع یا عنوان اصلی را در وسط صفحه قرار می دهید و نظریات و مفاهیم اصلی را به آن وصل می کنید . نقشه های ذهنی به به وضوح روابط بین نظریات و مفاهیم را بیان می کنند . به طوری که با
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 3
چرا عده ای دست به خودکشی می زنند؟
کاربر محترم این مطلب در چهار قسمت ارائه می شود.
خودکشی رفتار یا پدیده ای است که از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا که مشخص است خودکشی در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر کجا که انسان ها زندگی می کنند خودکشی هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودکشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای که اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و... برجای می گذارد؛ به نوعی که این خودکشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یک نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود . افراد یک جامعه نیز زمانی که از خودکشی فرد و یا افرادی مطلع شوند ، غم زده می شوند و ممکن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودکشی در خانواده خود گردند، به همین دلایل است که خودکشی بایستی از دیدگاه های روانی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اقتصادی ، تحصیلی ، کاری ، قانونی و... مورد بررسی و توجه قرار گیرد. ریشه یابی هرگونه عامل ، و یا عواملی که زمینه را برای خودکشی فراهم می سازد بسیار مهم است ؛ از این رو است که اگر در کشورهای پیشرفته آمار خودکشی بالا برود موضوع ، آنقدر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و کارشناسان و صاحب نظران موضوع خودکشی را بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودکشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره جویی نمایند.
خود کشی را می توان به سه نوع تقسیم بندی نمود:
1- خودکشی موفق: افرادی که به طور جدی خودکشی می کنند و با روشی که انتخاب می نمایند به زندگی خود پایان می دهند.
2- خودکشی ناموفق : آنهایی که با هر روش انتخابی اقدام به خودکشی می کنند و نجات می یابند.
3- خودکشی پنهان یا مزمن: آمار خودکشی در این نوع ، بسیار بالاتر از دیگرانواع خودکشی است. در این مورد با وجودی که فرد از انجام بعضی رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند که ادامه آن رفتار و یا عادات موجب عارضه جسمی، معلولیت و یا مرگ وی می شود و با وجودی که در مورد آن رفتار و یا عادات مخرب با وی مکرراً صحبت شده وعواقب آن به وی گوشزد می گردد ، اما وی به رفتار وعادت خود ادامه داده و به سلامتی خود بی توجهی می نماید. شاید بتوان این نوع خودکشی را "خودکشی محترمانه" نامید، به عنوان مثال: اعتیاد به مواد مخدر، الکل، سیگار، استفاده غیرمجاز از داروهای زیان آور، و یا بیماران قلبی ، فشار خونی ، و دیابتی ها ؛ که این بیماران در مورد استفاده از داروهای تجویزی بی توجهی می نمایند و رژیم غذایی خود را رعایت نمی کنند. درهمین زمینه بعضی از تصادفاتی که منجر به مرگ راننده شده و نمی توان دلیل و یا علت مشخصی را برای آنها پیدا کرد، نمونه ی این گونه خودکشی است.
بررسی خودکشی از دیدگاه آماری و جوانب گوناگون
جالب است بدانیم که سفید پوستان بیشتر از رنگین پوستان خودکشی می کنند و آمار خودکشی در افرادی که از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می نمایند بیشتر است.
مردان سه برابر بیشتر از زنان ، خودکشی موفق دارند و زنان چهار برابر بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می نمایند که نجات می یابند و یا این که زنان بیشتر تظاهر به خودکشی می نمایند.
در زمینه سن و سال : هرچه سن بالاتر می رود میزان خودکشی افزایش می یابد . به طور کلی مردان از سن 45 سالگی به بعد و زنان از سن 55 سالگی به بعد اقدام به خودکشی بیشتری دارند و آمار خودکشی در سنین حدود 75 سالگی سه برابر جوانان است، اما بیشترین آمار خودکشی از سن 15 تا 24 سالگی است که در پسران کمی بیشتر از دختران است.
اعتقادات مذهبی : دین و مذهب در خودکشی نقش مهمی دارد . در بسیاری ادیان، خودکشی رفتاری گناه آمیز و ممنوع و در نتیجه حرام اعلام شده و این عاملی است که افراد را از اقدام به خودکشی باز می دارد. به طور کلی آنان که اعتقادات مذهبی پایدار و محکمی دارند کمتر خودکشی می کنند. مسیحیان کاتولیک و مسلمانان آمار کمتری از خودکشی دارند، و یهودیان بیشتراز مسیحیان پروتستان خودکشی می کنند . از سوی دیگر در بعضی از گروه ها برای اعتقادات خاصی که دارند و برای هدف و یا اهدافی که دارند به عنوان نوعی قربانی ، برای آن هدف ، خودکشی می کنند.
مکان زندگی : آمار خودکشی در روستاها و شهرهای کوچک در مقایسه با شهرهای بزرگ کمتراست و این می تواند به دلیل وجود قید و بندهای خانوادگی و اجتماعی و ارتباطات خاص محلی باشد؛ همچنین در روستاها و شهرهای کوچک فشارهای روانی کمتری به انسان ها وارد می شود تا در شهرهای بزرگ.
ازدواج : افرادی که ازدواج کرده اند کمتر به فکر خودکشی می افتند و خانواده هایی که فرزند دارند کمتر از خانواده های بدون فرزند خودکشی می کنند. همچنین افرادی که بعد از ازدواج ، زندگی شان منجر به جدایی شده است بیشتر از افرادی که همسر خود را از دست داده اند خودکشی می کنند.
از دیدگاه اجتماعی : افرادی که از نظر اجتماعی منزوی و گوشه گیر هستند و ارتباطات اجتماعی کمتری دارند اقدام به خودکشی بیشتری دارند و آنها که ارتباطات اجتماعی بیشتر و پایدارتری دارند کمتر به فکر خودکشی می افتند. درحقیقت عدم توانایی دربرقراری ارتباطات اجتماعی و عدم توانایی همسویی با گروه های مختلف اجتماعی و تنهایی ، احتمال اقدام به خودکشی را افزایش می دهد.
داشتن کار و شغل : کارکردن و داشتن شغل ، خطر خودکشی را کم می کند. بعضی از کارهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روانی محیط کار که خستگی جسمی و روانی را ایجاد می نماید احتمال اقدام به خودکشی را بالا می برد . به همین دلیل است که آمارها نشان می دهد خودکشی در پزشکان دو برابر دیگران است . عوامل دیگری مانند ورشکستگی ، تنزل مقام و... نیز احتمال خودکشی را بالا می برد.
سلامتی و بیماری : سلامتی و بیماری در خودکشی نقش دارند، افرادی که از سلامت جسمی برخوردارند کمتر اقدام به خودکشی می نمایند. 50 % از مردانی که دچار بیماری سرطان هستند و 70% از زنانی که دچار انواع سرطان و یا انواع دیگر سرطان هستند خودکشی می کنند. به طور کلی بیماری های سخت جسمی و درازمدت ، بیماری هایی که ایجاد معلولیت های حرکتی می کنند و یا باعث دردهای مزمن می گردند، بیماری هایی که روابط اجتماعی را محدود می نمایند ، احتمال و یا آمار خودکشی را بالا می برند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
چرا به خدا ایمان دارم !
تحصیل در رشته زیست شناسی باعث شد خدا را در همه جا احساس کنم . قوانین تکامل , تعادل , رشد , تجزیه , تولید مثل , فتوسنتز و هر چیزی که با آن فکر می کنم نشانی از خالق یکتا می دهند ! و چه درد آور است برای من ! وقتی می بینم که دخترک اینگونه نا امیدانه فریاد بزند : " اصلا خدا نداریم ! چون اگر خدا بود چرا ما باید به خاطر یک لقمه نان این کارها را بکنیم ولی عده ای در ناز و نعمت زندگی کنند " .
نه قصد نصیحت کردن دارم و نه سرزنش ویا حتی همدردی ! چون موقعیت زجر آور او را حتی برای لحظه ای لمس نکرده ام ! ولی مقاله زیر که نوشته دکتر کرسی موریسن رئیس پیشین فرهنگستان علوم نیویورک است را تنها و تنها برای تفکر در موجودیت خداوند به او تقدیم می کنم که آگاه شدن از این حقیقت اولین گام در تفکر به دیگر پدیده ها و عللی است که با مشیت و حکمت پروردگار بوجود می آیند و شاید بتوان برخی از آنها را آزمایش الهی نامید ! امیدوارم راه گشا باشد و گامهای بعدی در مسیر درست هر چه استوارتر برداشته شوند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
هفت دلیل علمی برای اثبات خداوند بزرگ(1)
ما اکنون در سپیده دم عصر علم هستیم وبا اینهمه , در این سپیده دم عصر علم ,هر شناخت تازه , هر گونه افزایش نور, دلیل و برهان تازه ای برای ما به ارمغان می آورد . ایمان متکی بر شناخت و آگاهی است و دانشمند در هر مرحله خودش را به خدا نزدیکتر حس می کند .
درباره خودم باید بگوییم که من در علم هفت دلیل عمده برای پشتیبانی از ایمان خود نسبت به خداوند پیدا کرده ام .
برهان اول و غیر قابل رد را ریاضیات برای من فراهم آورده است . شما خودتان این برهان را عملا آزمایش کنید . ده سکه یا ده ژتون را که از شماره یک تا ده نمره گداری کرده اید , توی جیبتان بریزید و خوب تکان دهید , اکنون سعی کنید این سکه ها را به تربیب شماره از جیبتان خارج کنید به این معنی که از سکه یا ژتون شماره یک شروع کنید تا به ترتیب به سکه شماره ده برسید . از لحاط ریاضی , یک بر 10 احتمال دارد که شما در همان قدم اول سکه شماره یک را بیرون بکشید ویک بر صد احتمال است که بتوانید پشت سر هم سکه های شماره 1 وشماره 2 را از جیبتان خارج کنید , احتمال اینکه پشت سر هم سکه شماره 1 , 2 و3 را خارج کنید یک بر هزار است و احتمال اینکه هر ده سکه را به ترتیب پشت سر هم بیرون بکشید یک بر ده میلیارد است !. واین رقم , رقم وهم آوری است ! آن هم تنها برای 10 اتفاق که حتما باید پشت سر هم رخ دهند! .
حال سعی می کنیم همین استدلال را بر شرایطی که امکان پیدا شدن زندگی بروی زمین فراهم آورده است اطلاق کنیم . در چنین صورتی ناگزیر خواهیم بود که اعتراف داشته باشیم که از لحاظ ریاضی هیچگونه توالی تصادفی نمی توانسته است همه این شرایط را یک جا جمع کند! شرط اول : زمین با سرعت 1600 کیلومتر در ساعت به دور محور خود می چرخد . فرض کنیم که این حرکت مثلا ده مرتبه کندتر شود , نتیجه این خواهد شد که در جریان روزهایی که ده مرتبه بلندتر از روزهای ما هستند گرمای خورشید تمام نباتات ما را می سوزاند و اگر چیزی هم زنده بماند در جریان شب هایی که ده مرتبه بلندتر از شبهای ما خواهد بود منجمد می شود !.
شروط دیگر زندگی ما : خورشید منبع حیات ما است , در سطح , دمایی دارد که به 5500 درجه سانتیگراد می رسد و این دمای 5500 درجه را درجه حرارت سطحی خورشید می نامند , اما کره زمین دقیقا در فاصله ای قرار گرفته است که به این آتش جاودان امکان بدهد که ما را به آن اندازه که احتیاج داریم گرم کند , اگر میزان فاصله ما از خورشید دورتر بود یخ می زدیم و اگر این فاصله کمتر می شد به طوری که فقط یک ونیم برابر بیشتر از این تشعشعات به ما می رسید کباب می شدیم .
درباره فصول باید بگوییم که این فصول را " میل " یا انحنای محور زمین روی زاویه23 درجه پدید می آورند . اگر این "میل" وجود نداشت تبخیر دریاها فقط در دو جهت شمال وجنوب بود وقارهای یخ به تدریج در دو قطب انباشته می شد .
ماه که قمر زمین است حرکت دریاها را کنترل می کند اگر فاصله ماه کمی نزدیکتر به زمین بود آنگاه جزر ومدهای غول آسا دو بار در روز تمام خشکی های زمین را فرا می گرفت .
اکنون پوسته زمین را در نظر بگیرید . فرض کنید تنها 3 متر بر قطر آن افزوده شود . آنگاه اکسیژن که برای هر زندگی ضرورت دارد از بین می رود . بر عکس فرض کنید که عمق اقیانوسها چند متر بیشتر شود در آن صورت به علت کمبود کربن و اکسیژن زندگی نباتی از بین می رود .
این واقعیت ها در کنار وافعیت های بسیار دیگر نشان می دهد که اگرظهور زندگی منوط ومربوط به تصادف بوده باشد . احتمال یک چنین چیزی یک در میلیاردها میلیاردخواهد بود!
من دلیل و برهان دوم خود را در همان منابع و ذخایری می دانم که یک موجود زنده برای زنده ماندن در اختیار دارد . در اینجا هم وجود معرفتی که همه چیز را پیش بینی کرده به چشم می خورد . انسان هنوز راز حیات را کشف نکرده است واز این رو نمی داند حیات چیست و پیدایش سلول چگونه بوده است. حیات نه وزن دارد ونه حجم ولی با اینهمه , زندگی نیروی عظیمی را در اختیار دارد .! زندگی هوا و خشکی و آب را تسخیر کرده است . بر همه عناصر تسلط یافته است , ماده را وا داشته است که حل شود و از نو ترکیبات خود را به هم در آمیزد .
حیات , مجسمه سازی است که همه شکلها را ساخته و پرداخته است . زندگی , هنرمندی است که برگها را نقاشی کرده و گلها را رنگ آمیزی کرده است . زندگی , آهنگسازی است که به پرندگان نغمه های عشق و به حشرات اواها و نداها را آموخته است . حیات با کربن و آب , قند ساخته و اکسیژن را که برای حیوانات نغمه زندگی فراهم می اورد را آزاد کرده است.
به سلول نگاه کنید ! شفاف و تقریبا غیر مرئی . این یاخته یگانه , این قطره کوچک ژله ای , جرثومه حیاتی را در بر دارد که به همه موجودات کوچک وبزرگ جان می دهد . این یاخته نیرومندتر از درختان ما , حیوانات ما و همه ملت ماست زیرا که حیات از آن سرچشمه گرفته است .
طبیعت خالق حیات وزندگی نیست. صخره های سوخته و دریاهای بیمزه هیچیک آن شرایطی را که لازمه ظهور حیات وزندگی است را نداشته اند . پس حیات را جز خداوند بزرگ چه چیزی می توانسته بر روی زمین پدید آورد ؟!.
دلیل سوم من به این قرار است : رفتار حیوانات به زبانی گویا وجود خدای خالق و مهربان را اعلام می دارد که غریزه ای در نهادشان پدید آورده است واگر این غریزه وجود نمی داشت مطلقا ناتوان می بودند . بچه ماهی های آزاد سالها را در دریا می گذرانند . روزی از روزها به سوی آب شیرین رودخانه هایی بر می گردند که در آنجا تولد یافته اند . ماهی آزاد را که از شطی بالا می رود را در نظر بگیریم . سرسختانه در سمت آن شطی قرار خواهد گرفت که شعبه ای که شاهد تولد او بوده است در آن می ریزد . چه چیزی او را با چنین دقتی به سوی این نقطه باز می اورد؟ اگر ماهی ازاد را به شعبه دیگر رود منتقل کنید بی درنگ خواهد دانست که دیگر در مسیر خودش نیست . برای آنکه به شط باز گردد و بعداُ جریان آب را سربالا تا رسیدن به شعبه ای که زادگاهش بوده است در پیش بگیرد مبارزه خواهد کرد ...زیرا که باید سرنوشت خودش را به همان گونه ای که نوشته شده است , در آن شعبه به پایان برساند .
روشن کردن راز مار ماهی ها بسی دشوارتر است . این موجودات حیرت آور در دوره بلوغ , مردابها و رودخانه هایی که تا آن زمان محل زندگیشان بوده ترک کرده , سپس همه شان , از هر کجا که آمده باشند به سفری دراز دست زده و به سوی مغاک دریایی که در سواحل جزایر برمودا واقع شده است روی می آورند . مار ماهی های اروپا برای اینکه به این محل برسند باید هزار کیلومتر راه را طی کنند . مار ماهی ها وقتی به دریای ساراگاس رسیدند تولید مثل کرده و میمیرند ! آن وقت بچه هایی که تولد یافته اند و هنوز درباره دنیایی که پیرامونشان را فرا گرفته است چیزی نمی دانند و جز پهنه بی کران آب شور چیزی نمی بینند , راهی که پدرها و مادرهایشان پیموده اند را در پیش می گیرند و نه فقط خود را به سواحلی که پدر و مادرشان از انجا به راه افتاده بودند می رسانند بلکه خود را دقیقا به آن جویبارکوچک , به آن مرداب روستایی و به هر کجا که قبلا والدینشان آنجا زندگی کرده اند می رسانند !!! هرگز یک مار ماهی آمریکا در قاره اروپا به دام نیافتاده و هیچگاه یک مار ماهی اروپایی در آبهای آمریکا یافت نخواهد شد ! همه چیز حتی تعویق بلوغ یک ساله مارماهی اروپایی نیز پیش بینی و تدبیر شده است تا این مار ماهی اروپایی به هنگام عزیمت نیروی لازم برای سفر طولانی را داشته باشد .
دلیل چهارم : هیچ حیوانی هرگز این امتحان را نداده است که تا 10 بشمرد ! ویا اینکه معنی عدد 10 را درک کند . غریزه حیوان مانند یگانه نتی است که ساز " نی " دارد .نتی که شایسته تحسین بوده اما محدود است . مغز انسان محتوی همه سازهای ارکستر است . در واقع , ما انسانها در سایه عقل خودمان می توانیم آنچه هستیم در نظر بگیریم , برای اینکه بارقه ای از معرفت جهانی را به دست آوریم .
شگفتیهای " ژن" پنجمین برهان را برایم فراهم آورد. و من در این میان به کشف این نکته فائق می آیم که همه زندگی پیش بینی شده است !.
ژن چیز بسیار کوچکی است . تصور کنید که بتوانید ژنهایی را که منشاء همه انسانهای روی زمین است گرد آورید ! بسیار خوب ! تمام این ژنها توی یک انگشتانه جای می گیرند ! هر سلول زنده حاوی ژنوم است . ژنها خصوصیات هر موجود را تعیین می کنند . یک انگشتانه ژنوم که بتواند خصوصیات چهارمیلیارد انسان را تعیین کند موضوع وهم آوری است... اما حقیقت حقیقت است ! . و وافعیت را نمی شود انکار کرد!.
و در اینجاست که تکامل , در یاخته , در کیانی که ژنها را در بر می گیرد و منتقل می کند , آغاز می شود . و وقتی این ژن بسیار بسیار ذره بینی بتواند بر همه زندگی فرمان دهد , باید گفت که این نکته نشانه پیش بینی و هنری است که تنها از دست معرفت خلاقه ای ساخته است . هیچ فرض دیگر نمی تواند پاسخگوی واقعیت قضایا باشد .
دلیل ششم : مشیت , این حکمت فائقه ای که بر طبیعت حکمرانی می کند , منشائی جز منشاء خدایی نمی تواند داشته باشد .
سالها پیش , نوعی کاکتوس را که قرار بود برای ساخت پرچین هایی به کار برده شود , به استرالیا بردند و در آن سرزمین کاشتند . این کاکتوس در میان حشرات استرالیا هیچ دشمنی نداشت و این تازه وارد به نسبت نگران آوری در استرالیا تکثیر یافت . بزودی پهنه زمینی را فرا گرفت که انگلستان را می توانست در بر بگیرد! . کشاورزان را ور شکسته و خانه خراب کرد و جمعیتها را از دهکده و حتی از شهرهایشان بیرون راند !. حشره شناسان دنیا را زیز پا گذاشتند تا وسیله ای برای دفاع از خودشان در مقابل این حریف مخوف پیدا کنند . سرانجام حشره ای را یافتند که خصوصیت او سیر کردن شکم خود با این کاکتوس لعنتی و دست نزدن به هیچ گیاه دیگری بود . این حشره امتیاز دیگری هم داشت :
هیچ حشره دیگری در استرالیا این حشره کوچک را نمی خورد ! و امروزه کاکتوس مخرب تقریبا از بین رفته و پا به پای این حادثه هم اکثر حشراتی که برای خوردن آن کاکتوس آورده شده بودند نیز از میان رفتند و درست عده ای از حشره ها به جای مانده اند که برای مبارزه همیشگی با این اشغالگر لازمند !. در همه جای طبیعت این تعادل را که در میان " گونه ها " پیش بینی شده است , می توانیم به عیان ببینیم .
چرا حشرات که با این سرعت تولید مثل می کنند کره زمین را تسخیر نکرده اند؟ برای اینکه مثل انسانها ریه ندارند . حشره به وسیله لوله که نای نامیده می شود تنفس میکند . وقتی که حشره ای از قد وقواره خود کمی بزرگتر می شود , نایش به همان نسبتهای بقیه بدنش بزرگ نشده و به همین سبب است که حشرات غول پیکر وجود ندارند و اگر حشره از لحاظ آناتومی گرفتار چنین چیزی نبود بدون شک از روی زمین ناپدید می شد . تصور کنید که شما با زنبوری به درشتی یک شیر روبرو شوید !.
و دلیل هفتم به تنهایی کافی است تا وجود خدا را اثبات کند : انسان به تصور الوهیت راه برده است . برای تصور وجود خدا , باید قوه ى حقیقه خدایی داشت , قوه ای که جز به انسان داده نشده است و " تصور " و " تخیل " خوانده می شود . و در سایه نیروی تخیل است که انسان - وتنها فقط انسان - توانسته است به وجود خدایی که به چشم دیده نمی شود راه ببرد . تخیل چشم اندازهای بیکرانی بروی ما باز می کند . انسان در سایه این قوه که در خدمت ذهن به کار گماشته شده است در همه جا راه کشف "دلیل " را برای اثبات یک "واقعیت فائقه " پیدا می کند: آسمان در همه جا هست . آسمان همه چیز است . خدا در همه جا هست . خدا در همه چیز است و به آن اندازه ای که در قلب ما حضور دارد در هیچ جا حضور ندارد ...
وبه این ترتیب است که حقیقت علمی و شهادت ذهن سرانجام با هم پیوند می یابند و به اتفاق پیامبران بزرگ چنین اعلام می دارند : افلاک تسبیح خدا می گویند و آسمان خبر از صنع خدا می دهد....
ای . کرسی موریسن
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
چرا برخی فلزها را فلزهای قلیایی خاکی نامیده اند؟
واژه خاکی از نظر تاریخی برای بیان این مطلب بوده است که بسیاری از ترکیبهای این عنصرها در آب انحلال پذیرند. چند مورد از کاربردهای و ویژگی های منیزیم از این قرار است:
منیزیم به طور گسترده به صورت کربنات و دولومیت و همچنین به صورت سیلیکات در کانیهایی چون ازبست (یعنی پنبه سوز) در آب دریا وجود دارد.
منیزیم از آب دریا بدست میاید. یون منیزیم به میزان31/. درصد در آب دریا وجود دارد. این یون را ابتدا توسط آب آهک بصورت منیزیم هیدروکسید رسوب می دهندوبعد آن را در هیدروکلریک اسید حل می کنند. از تغلیظ محلول اخیرنمک منیزیم متبلور می شود. از الکترولیز مذاب این دولومیت کلسینه شده با آلیاژ آهن - سیلیسیم در دمای 1150 می باشد. منیزیم با آب سرد واکنش نمی دهدولی بااب گرم واکنش می دهد . آلیاژچرخ های اتومبیل های مسابقات اتومبیل رانی ترکیبی است از آلیاژفلزهای منیزیم و آلومینیم و علت آن هم سبک بودن و محکم بودن و
مقاوم بودن این آلیاژ است. اگر سطح فلز منیزیم درمجاورت هوا قرار گیرداین فلز با اکسیژن وارد واکنش شده و منیزیم اکسیدتشکیل می شود . فلز منیزیم ازجمله فلز های سبک ومقاوم است و به این دلیل از آلیاژهای آن با آلومینیم در ساخت بدنه هواپیماها و موشک ها استفاده می شود.منیزیم در مجاورت شعله با نور خیره کننده ای می سوزد و به همین دلیل در تهییه ی فشفشه ها و مواد آتش بازی کاربرد دارد و همچنین از گرد یا نوار آن در عکاسی به عنوان منبع نور شدیداستفاده می شود.
گروه دوم – فلزهای قلیایی خاکی
این عنصرها نسبت به گروه فلزهای قلیایی سفت تر و چگالتر هستند و نقطه ذوب بالاتری دارند.
واکنش پذیری شیمیایی آنها نسبت به فلزهای قلیایی کمتر است. آرایش الکترونی آنها بعد از گاز نجیب ماقبلشان به صورت? ns است و تمایل دارند که دو الکترون لایه آخرشان را از دست بدهند تا به آرایش گاز نجیب ماقبلشان برسند.
Be Mg Ca Sr Ba Ra
گروههای سوم تا دوازدهم – عنصرهای واسطه
این عنصرها همگی فلز هستند. بجز جیوه ، این فلزها از فلزهای قلیایی و قلیایی خاکی سخت تر ،چگال تر و دیر ذوب تر هستند. اوربیتالهای زیر لایه ی d آنها در حال پرشدن است.
دو دسته دیگر از عنصرها که عنصرهای واسطه داخلی نامیده می شوند لانتانیدها و آکتینیدها هستند.
لانتانیدها فلزهایی براق با واکنش پذیری بالا هستند. اکتینیدها هسته ی ناپایدار دارند و به این علت از جمله عنصرهای پرتوزا بشمار می روند. مشهورترین اکتنیدها اورانیم است.
گروههای سیزدهم تا هجدهم
این عنصرها برخی فلزها، نافلزها، شبه فلزها و گازهای نجیب را شامل می شود. اوربیتال P در حال پرشدن است. از میان آنها گروه هفدهم و هجدهم نامهای اختصاصی هالوژنها و گازهای نجیب را دارند.
هالوژن ها واکنش پذیرترین نافلزها هستند. آرایش الکترونی آنها به صورت ? np است و به شدت تمایل دارند که یک الکترون گرفته و به آرایش گاز نجیب بعد از خودشان برسند. هالوژن در زبان لاتین به معنای نمک ساز است.
F Cl Br I As
گازهای نجیب یا گازهای بی اثر معمولاً در واکنشهای شیمیایی شرکت نمی کنند. همه اوربیتالهای S و P آنها در لایه ظرفیت پرهستند.
He Ne Ar Kr Xe Rn
به این ترتیب مشاهده می شود که در هر تناوب از چپ به راست خواص فلزی کاهش یافته و خواص نافلزی افزایش می یابد. در انتهای هر تناوب نیز یک گاز نجیب وجود دارد.
روند تغییر شعاع اتمی در جدول تناوبی عنصرها
با حرکت از بالا به پائین در یک گروه جدول به ازای هر تناوب یک لایه الکترونی جدید به تعداد لایه های الکترونی عنصرها افزوده می شود. بنابر این شعاع اتمی در یک گروه از بالا به پائین افزایش می یابد.
در هر تناوب از چپ به راست شعاع اتمی کاهش پیدا می کند چون نیروی جاذبه ی هسته ( بار موثر هسته) بر الکترونهای لایه آخر افزایش می یابد. در حالیکه به دلیل ثابت بودن تعداد لایه های الکترونی اثر پوششی الکترون های درونی تقریباً ثابت است.
روند تناوبی تغییر انرژی یونش عنصرها
در یک گروه از بالا به پائین با افزایش اندازه اتم انرژی یونش کم می شود. در هر تناوب از چپ به راست انرژی یونش افزایش می یابد زیرا در این جهت بار موثر هسته رو به افزایش است.
روند تناوبی تغییر الکترو نگاتیوی عنصرها
الکترونگاتیوی یک اتم میزان تمایل نسبی آن اتم برای کشیدن الکترونهای یک پیوند کووالانسی به سمت هسته ی خود است. مقادیر الکترو نگاتیوی در یک گروه از بالا به پائین کاهش و در یک دوره از چپ به راست افزایش می یابد. بنابر این فلوئور بیشترین الکترونگاتیوی و سزیم کمترین الکترونگاتیوی را داراست. (در این بررسی گازهای نجیب را در نظر نمی گیریم زیرا این عنصرها به تعداد کافی ترکیبهای شیمیایی تشکیل نمی دهند)