لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
افسردگی چیست؟
افسردگی شایعترین اختلال خلقی و عاطفی و بزرگترین بیماری روانی قرن حاضر است. به بیان سادهتر، افسردگی یک واکنش روانی ـ زیستی در برابر فشارها و استرسهای زندگی است. چنین حالت واکنشی و اختلال خلقی محدود به زمان و مکان خاصی نیست و میتواند در هر زمان و هر مکان و برای هر شخصی در هر موقعیتی که باشد، پدید آید.
در واقع خلق آدمی حاصل مجموعهای از واکنشهای عاطفی در یک موقعیت خاص و زمان معین است. به سخن دیگر، خلق یک زمینه عاطفی زیربنایی است که آکنده از گرایشهای هیجانی و غریزی بوده، به حالتهای روانی، احساسی انسان طعم خوشایند یا ناخوشایند میدهد و در بین دو قطب لذت و درد در نوسان است. یک تغییر محسوس یا انحراف از حالت طبیعی و متعادل خلق میتواند به صورت اندوه و غمزدگی مشخص گردد. اگر شدت یا مدت زمان اندوه از حد متعارف تجاوز کند، یا در یک شرایط خاص به صورت یک اختلال قابل توجه و بیمارگونه ظاهر شود، میتواند به یک خلق افسرده تبدیل گردد.
حالت غمگینی با افسردگی چه تفاوتی دارد؟
باید توجه داشت که افسردگی با حالت غمگینی یا غمزدگی معمولی متفاوت است. در زندگی هر کس ممکن است موقعیتهایی بوجود آید که موجب تاثرات روانی و غم و غصه درونی گردد، مثل از دست دادن پدر، مادر، همسر، فرزند، دوست یا یکی از نزدیکان و محبوبان، اما این حالت کاملاً موقت خواهد بود. غمگینی یک حالت ناخشنودی یا نارضایتی موقت از شرایطی است که وفق مراد فرد نیست. حالت غمزدگی با آشفتگی واقعی روانی و کاهش یا از دست دادن هدفها و کمرنگ شدن نگرشهای حیاتی و معیارهای ارزشی در زندگی فردی و اجتماعی همراه نمیباشد.
در حقیقت بین زمانی که انسان با یک مشکل خانوادگی، شغلب و حرفهای مواجه شده، احساس ناخوشایندی از یک ضربه عاطفی و روانی را تجربه میکند، یا هنگامی که از یک شرایط غمناک و تاثرانگیز متاثر میگردد و با احساس پاک با آن همدلی کرده، غمگین میشود و احساس پاک با آن همدلی کرده، غمگین میشود و احساس تالم و غمزدگی برای مدتی وجودش را فرا میگیرد، با دورانی که انسان دچار افسردگی میشود، متفاوت است.
حالت غمگینی و غمزدگی که اساساً موقت است، بخشی از زندگی و حیات اجتماعی انسان است و لطمهای به فعالیتهای زیستی، پویایی زندگی و برنامههای هدفمند انسان نمیزند. غمزدگی ناشی از مواجه شدن با مشکلات و ناملایمات زندگی و درگیریهای بین فردی ممکن است احساس ناخوشایندی نیز به همراه داشته باشد، لیکن احساس ناشی از همدلی با مصایب دیگران و شرایط تاثرانگیز انسانی که ممکن است در شرایطی خاص با تبلور احساسات و حالتهای غمزدگی همراه باشد، بر بهداشت روانی، تعادل عاطفی و انگیزههای تلاش وی میافزاید.
اما حالت انسان افسرده، انسانی که دچار اختلال قابل توجه خلقی است با حالت انسان غمزده کاملاً متفاوت است. حالت افسردگی همواره ناخوشایند و آزاردهنده است و حیات زیستی انسان را متاثر میسازد؛ نگرشها، باورها و بینشها را دگرگون میکند. هدفهای متعالی زندگی را دستخوش ضعف و سستی و انسان را دچار احساس بیهودگی میکند.
بنابراین حالتهایی همچون دلشکستگیها، دلتنگیها، تاثرات روانی و غمگینیهای گذرا که اساساً یک احساس و هیجان عادی بشری است، هرگز به عنوان یک اختلال روانی تلقی نمیگردد، بلکه چنین حالتهایی نشانه تبلور احساس همگانی و عمومی است.
غم و اندوه یک حالت غمگینی خلقی عادی و واکنشی طبیعی، واقعبینانه و مناسب نسبت به آنچه از دست رفته میباشد و کاملاً موقت بوده، به تدریج و به طور طبیعی محدود شده، فروکش میکند و در موارد بسیار نادر و شرایط خاص، نسبتاً طولانی شده، موجب پدیدآیی اختلال جدی در زندگی فردی و اجتماعی میشود.
به طور کلی، افسردگی یک واکنش روانی و زیستی در برابر فشارها و استرهای حیاتی است و شدت واکنش هر کس در مقابل استرس بستگی به کیفیت و شاکله شخصیت وی دارد. برخی از افراد، بویژه جوانان به علت تجارب تلخ و ناخوشایند دوران کودکی، تحمل هرگونه استرس ناشی از دست دادن چیزی و کسی برایشان دشوار است و به شدت متاثر میشوند. مثلاً جوانی که در کودکی شاهد فوت پدر و مادر خود بوده، یا به علت طلاق، یکی از والدین خود را از دست داده، در برابر استرسهای ناشی از ناکامیها و از دست دادن موقعیتهایی که برایش مطلوب بوده است، فوقالعاده متاثر میشود و رگههای افسردگی میتواند وجودش را به تدریج فرا گیرد.
در بسیاری از مواقع تجمع استرسها و هیجانزدگیها در زمانی که محدود نیز ممکن است زمینههای افسردگی را در هر فردی فراهم آورد، ولو اینکه بعضی از استرسها و شرایط هیجانی لزوماٌ ناخوشایند نیز نباشند. مثلاً شخصی که در سازمان و وزارتخانهای صاحب شغل قابل توجهی شده است، به ناگزیر به خاطر همسرش به شهر دیگری میرود و در یک پست عادی مشغول میگردد و موقعیت قبلی شغلی را از دست میدهد. همزمان با این مساله، همسرش دچار بیماری سختی میگردد و خبر فوت مادرش نیز او را سخت متاثر میسازد. از سوی دیگر از تعاونی مسکن که در آن عضویت داشته، به وی خبر میدهند که آخرین قسط را برای تحویل مسکن فراهم کند و همه اینها در ظرف چند هفته و یا در یکی دو ماه اتفاق میافتد.
چنین شخصی ممکن است به خاطر ناتوانی در ارائه پاسخهیا مناسب به فشارها و تقاضاهای اجتماعی تا حد قابل توجهی دچار افسردگی شود. این نوع افسردگی، در واقع واکنشی عادی در برابر مجموعهای از استرسهاست. بنابراین همزمانی یک سلسله تغییرات مهم و قابل توجه در زندگی فردی و خانوادگی، اعم از خوشاینده و ناخوشایند، آن هم در محدوده زمانی کوتاه میتواند در بسیاری از انسانها بویژه زمینههای افسردگی را فراهم آورد.
انتظار این است که یک انسان متعادل در مقابل استرسها و فشارهای روانی یک واکنش روانی ـ زیستی معقول از خود بروز دهد. احساس بیتفاوتی یا کمتفاوتی نسبت به استرس موردنظر یا واکنش فوقالعاده زیاد نسبت به آن امری غیرعادی تلقی میشود. به عبارت دیگر، اگر فردی به هنگام مواجهه با یک استرس قوی هیچ نوع واکنش رونی ـ زیستی از خود نشان نمیدهد، به احتمال قوی دچار نوعی افسردگی نهفته شده است. در این شرایط احتمالی خطر بروز یک واکنش تاخیری، مثلاً طی ماههای بعد یا ابتلا به افسردگی مزمن بسیار زیاد است.
در یک نگاه کلی و از یک منظر دیگر، واکنش افسردگی را میتوان بر دو نوع تقسیم کرد:
واکنش افسردگی حاد یال گذرا؛
واکنش افسردگی پایدار و مداوم
منظور از افسردگی حاد یا گذرا چیست؟
افسردگی حاد که عموماً با غمگینی و اندوه و غمزدگی همراه است، همواره کوتاه، شدید و در عین حال ناخوشایند و ناراحت کننده است و موجب تغییرات خلقی میشود. این نوع افسردگی عموماً گذراست و در مدت زمان مناسب قابل پیشبینی بهبود مییابد. البته بعضاً ممکن است این نوع افسردگی هفتهها یا چندین ماه طول بکشد، اما در اغلب موارد، شدت و مدت واکنش افسردگی متناسب با نوع و شدت عامل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
بررسی اثر بخشی درمان یکپارچه توحیدی در کاهش بزهکاری زندانیان
چکیده
یکی از مشکلات زندانهای کشور نرخ بالای وقوع بزهکاری و رفتارهای غیرقانونی زندانیان در داخل زندان است. این رفتارها عمدتاً عبارتند از: پرخاشگری و درگیری، سرپیچی از مقررات و قوانین، مصرف مواد و نگهداری داروهای غیرمجاز، خودآزاری و خودزنی، آشوبگری و تخریب اموال.
برای بررسی میزان کارآمدی درمان یکپارچه توحیدی در کاهش بزهکاری زندانیان، 100 نفر از زندانیان زندان مرکزی قم به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه ساماندهی شدند. گروه اول به مدت 9 ماه در معرض درمان یکپارچه توحیدی قرار گرفت، ولی گروه گواه بهجز موارد بحرانی، مداخله سازمان یافتهای دریافت نمیکرد.
تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از پیشآزمون و پسآزمون نشان داد که نرخ وقوع رفتارهای مجرمانه در گروه درمان یکپارچه توحیدی 90درصد کاهش یافت، اما در گروه گواه کاهش معناداری مشاهده نگردید.
واژههای کلیدی
درمان یکپارچه توحیدی، بزهکاری، اصلاح رفتار زندانیان، رواندرمانی یکپارچه، رواندرمانی دینی.
رابطه بین نگرش مذهبی و سلامت روانی در بین دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه اصفهان
دکترمحمد باقر کجباف
حفیظ اله رئیس پور
چکیده
نقش متغیرهای شناختی، شخصیتی و اجتماعی در تبیین رابطة بین نگرش مذهبی و سلامت روانی از اهمیت ویژهای برخوردار است، اما کمتر به صورت تجربی مورد بررسی قرار گرفته است؛ بدینمنظور در این پژوهش به بررسی رابطة نگرش مذهبی و سلامت روانی پرداخته شده است.
هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین نگرش مذهبی و سلامت روانی دانشآموزان دختر دبیرستانی بوده و فرضیة اصلی تحقیق این است که بین نگرش مذهبی و سلامت روانی دانشآموزان دختر دبیرستانی رابطه وجود دارد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. نمونة مورد بررسی 100 نفر از دانشآموزان دختر دبیرستانی که در رشتههای مختلف علوم تجربی، علوم انسانی و ریاضی فیزیک در سال تحصیلی 85-84 مشغول به تحصیل بودند و به صورت نمونهگیری تصادفی ساده از میان پنج مدرسه انتخاب گردیدند. آزمون نگرش مذهبی (دارای 18 سؤال، سه گزینهای) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) برای سنجش ملاکهای سلامت، شامل جسمیسازی، اضطراب و بیخوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی به عنوان ابزار تحقیق استفاده شد و دادههای بهدست آمده با روش آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرمافزار (SPSS-13) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین نگرش مذهبی و سلامت روان (r = -0/23)، همچنین بین نگرش مذهبی و اضطراب(r = -0/20) و اختلال در کارکرد اجتماعی (r = -0/21) در سطح معناداری (p<0/05)رابطه وجود دارد؛ اما بین جسمیسازی و افسردگی با نگرش مذهبی رابطه معنیداری دیده نشد. ضرایب همبستگی منفی بدینمعنی است که هرچه نگرش مذهبی بالاتر باشد، علائم بیماری کمتر و درنتیجه سلامت روان بیشتر است. بهطور خلاصه میتوان گفت یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که نگرش مذهبی با افزایش سلامت روان در رابطه است. پژوهشهای آینده لازم است میزان تعمیمپذیری این یافتهها را بررسی کنند.
واژههای کلیدی: نگرش مذهبی، سلامت روانی، دانشآموزان دختر دبیرستانی.
رابطة بین ابعاد دینداری با شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان
دکتر احمد عابدی، علیرضا شواخی، مریم تاجی
چکیده
پژوهش حاضر تحت عنوان «بررسی رابطة بین ابعاد مختلف دینداری (بعد اعتقادی، بعد عاطفی، بعد پیامدی، بعد مناسکی) با میزان شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان»، به دنبال تعیین رابطه و سهم نسبی ابعاد مختلف دینداری در تبیین میزان شادی دانشآموزان بوده است. مطالعه حاضر از نوع تحقیقات همبستگی بوده است. 240 نفر از دانشآموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان با روش نمونهگیری به شیوة تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب و بررسی شدند. دادههای بدست آمده با روش رگرسیون چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و مشخص شد بین ابعاد مختلف دینداری (بعد اعتقادی، بعد عاطفی، بعد پیامدی، بعد مناسکی) با میزان شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه رابطة معنیدار وجود دارد. همچنین نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بعد اعتقادی 22/0، بعد مناسکی 19/0 ، بعد پیامدی 17/0 و بعد عاطفی 15/0 به ترتیب پیشبینیکننده و تبیینکننده میزان شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان بودهاند؛ بنابراین میتوان بیان کرد که دینداری و ابعاد مختلف آن در تبیین سلامت روان و ازجمله شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه نقش مهم و بسزایی دارد.
واژههای کلیدی: دینداری، شادی، دانشآموزان دورة متوسطه.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
افسردگی چیست؟
افسردگی شایعترین اختلال خلقی و عاطفی و بزرگترین بیماری روانی قرن حاضر است. به بیان سادهتر، افسردگی یک واکنش روانی ـ زیستی در برابر فشارها و استرسهای زندگی است. چنین حالت واکنشی و اختلال خلقی محدود به زمان و مکان خاصی نیست و میتواند در هر زمان و هر مکان و برای هر شخصی در هر موقعیتی که باشد، پدید آید.
در واقع خلق آدمی حاصل مجموعهای از واکنشهای عاطفی در یک موقعیت خاص و زمان معین است. به سخن دیگر، خلق یک زمینه عاطفی زیربنایی است که آکنده از گرایشهای هیجانی و غریزی بوده، به حالتهای روانی، احساسی انسان طعم خوشایند یا ناخوشایند میدهد و در بین دو قطب لذت و درد در نوسان است. یک تغییر محسوس یا انحراف از حالت طبیعی و متعادل خلق میتواند به صورت اندوه و غمزدگی مشخص گردد. اگر شدت یا مدت زمان اندوه از حد متعارف تجاوز کند، یا در یک شرایط خاص به صورت یک اختلال قابل توجه و بیمارگونه ظاهر شود، میتواند به یک خلق افسرده تبدیل گردد.
حالت غمگینی با افسردگی چه تفاوتی دارد؟
باید توجه داشت که افسردگی با حالت غمگینی یا غمزدگی معمولی متفاوت است. در زندگی هر کس ممکن است موقعیتهایی بوجود آید که موجب تاثرات روانی و غم و غصه درونی گردد، مثل از دست دادن پدر، مادر، همسر، فرزند، دوست یا یکی از نزدیکان و محبوبان، اما این حالت کاملاً موقت خواهد بود. غمگینی یک حالت ناخشنودی یا نارضایتی موقت از شرایطی است که وفق مراد فرد نیست. حالت غمزدگی با آشفتگی واقعی روانی و کاهش یا از دست دادن هدفها و کمرنگ شدن نگرشهای حیاتی و معیارهای ارزشی در زندگی فردی و اجتماعی همراه نمیباشد.
در حقیقت بین زمانی که انسان با یک مشکل خانوادگی، شغلب و حرفهای مواجه شده، احساس ناخوشایندی از یک ضربه عاطفی و روانی را تجربه میکند، یا هنگامی که از یک شرایط غمناک و تاثرانگیز متاثر میگردد و با احساس پاک با آن همدلی کرده، غمگین میشود و احساس پاک با آن همدلی کرده، غمگین میشود و احساس تالم و غمزدگی برای مدتی وجودش را فرا میگیرد، با دورانی که انسان دچار افسردگی میشود، متفاوت است.
حالت غمگینی و غمزدگی که اساساً موقت است، بخشی از زندگی و حیات اجتماعی انسان است و لطمهای به فعالیتهای زیستی، پویایی زندگی و برنامههای هدفمند انسان نمیزند. غمزدگی ناشی از مواجه شدن با مشکلات و ناملایمات زندگی و درگیریهای بین فردی ممکن است احساس ناخوشایندی نیز به همراه داشته باشد، لیکن احساس ناشی از همدلی با مصایب دیگران و شرایط تاثرانگیز انسانی که ممکن است در شرایطی خاص با تبلور احساسات و حالتهای غمزدگی همراه باشد، بر بهداشت روانی، تعادل عاطفی و انگیزههای تلاش وی میافزاید.
اما حالت انسان افسرده، انسانی که دچار اختلال قابل توجه خلقی است با حالت انسان غمزده کاملاً متفاوت است. حالت افسردگی همواره ناخوشایند و آزاردهنده است و حیات زیستی انسان را متاثر میسازد؛ نگرشها، باورها و بینشها را دگرگون میکند. هدفهای متعالی زندگی را دستخوش ضعف و سستی و انسان را دچار احساس بیهودگی میکند.
بنابراین حالتهایی همچون دلشکستگیها، دلتنگیها، تاثرات روانی و غمگینیهای گذرا که اساساً یک احساس و هیجان عادی بشری است، هرگز به عنوان یک اختلال روانی تلقی نمیگردد، بلکه چنین حالتهایی نشانه تبلور احساس همگانی و عمومی است.
غم و اندوه یک حالت غمگینی خلقی عادی و واکنشی طبیعی، واقعبینانه و مناسب نسبت به آنچه از دست رفته میباشد و کاملاً موقت بوده، به تدریج و به طور طبیعی محدود شده، فروکش میکند و در موارد بسیار نادر و شرایط خاص، نسبتاً طولانی شده، موجب پدیدآیی اختلال جدی در زندگی فردی و اجتماعی میشود.
به طور کلی، افسردگی یک واکنش روانی و زیستی در برابر فشارها و استرهای حیاتی است و شدت واکنش هر کس در مقابل استرس بستگی به کیفیت و شاکله شخصیت وی دارد. برخی از افراد، بویژه جوانان به علت تجارب تلخ و ناخوشایند دوران کودکی، تحمل هرگونه استرس ناشی از دست دادن چیزی و کسی برایشان دشوار است و به شدت متاثر میشوند. مثلاً جوانی که در کودکی شاهد فوت پدر و مادر خود بوده، یا به علت طلاق، یکی از والدین خود را از دست داده، در برابر استرسهای ناشی از ناکامیها و از دست دادن موقعیتهایی که برایش مطلوب بوده است، فوقالعاده متاثر میشود و رگههای افسردگی میتواند وجودش را به تدریج فرا گیرد.
در بسیاری از مواقع تجمع استرسها و هیجانزدگیها در زمانی که محدود نیز ممکن است زمینههای افسردگی را در هر فردی فراهم آورد، ولو اینکه بعضی از استرسها و شرایط هیجانی لزوماٌ ناخوشایند نیز نباشند. مثلاً شخصی که در سازمان و وزارتخانهای صاحب شغل قابل توجهی شده است، به ناگزیر به خاطر همسرش به شهر دیگری میرود و در یک پست عادی مشغول میگردد و موقعیت قبلی شغلی را از دست میدهد. همزمان با این مساله، همسرش دچار بیماری سختی میگردد و خبر فوت مادرش نیز او را سخت متاثر میسازد. از سوی دیگر از تعاونی مسکن که در آن عضویت داشته، به وی خبر میدهند که آخرین قسط را برای تحویل مسکن فراهم کند و همه اینها در ظرف چند هفته و یا در یکی دو ماه اتفاق میافتد.
چنین شخصی ممکن است به خاطر ناتوانی در ارائه پاسخهیا مناسب به فشارها و تقاضاهای اجتماعی تا حد قابل توجهی دچار افسردگی شود. این نوع افسردگی، در واقع واکنشی عادی در برابر مجموعهای از استرسهاست. بنابراین همزمانی یک سلسله تغییرات مهم و قابل توجه در زندگی فردی و خانوادگی، اعم از خوشاینده و ناخوشایند، آن هم در محدوده زمانی کوتاه میتواند در بسیاری از انسانها بویژه زمینههای افسردگی را فراهم آورد.
انتظار این است که یک انسان متعادل در مقابل استرسها و فشارهای روانی یک واکنش روانی ـ زیستی معقول از خود بروز دهد. احساس بیتفاوتی یا کمتفاوتی نسبت به استرس موردنظر یا واکنش فوقالعاده زیاد نسبت به آن امری غیرعادی تلقی میشود. به عبارت دیگر، اگر فردی به هنگام مواجهه با یک استرس قوی هیچ نوع واکنش رونی ـ زیستی از خود نشان نمیدهد، به احتمال قوی دچار نوعی افسردگی نهفته شده است. در این شرایط احتمالی خطر بروز یک واکنش تاخیری، مثلاً طی ماههای بعد یا ابتلا به افسردگی مزمن بسیار زیاد است.
در یک نگاه کلی و از یک منظر دیگر، واکنش افسردگی را میتوان بر دو نوع تقسیم کرد:
واکنش افسردگی حاد یال گذرا؛
واکنش افسردگی پایدار و مداوم
منظور از افسردگی حاد یا گذرا چیست؟
افسردگی حاد که عموماً با غمگینی و اندوه و غمزدگی همراه است، همواره کوتاه، شدید و در عین حال ناخوشایند و ناراحت کننده است و موجب تغییرات خلقی میشود. این نوع افسردگی عموماً گذراست و در مدت زمان مناسب قابل پیشبینی بهبود مییابد. البته بعضاً ممکن است این نوع افسردگی هفتهها یا چندین ماه طول بکشد، اما در اغلب موارد، شدت و مدت واکنش افسردگی متناسب با نوع و شدت عامل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن .doc :
درمان بیماران سالمند
دکتر عباس پوستی
گروه فارماکولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران
مقدمه
اثرات داروها در بیماران سالمند نسبت به بیماران جوان تر کاملا متفاوت است. مصرف داروها در این افراد مانند کودکان احتیاج به توجه و مراقبت بیشتری دارد، زیرا طبق یک آمار چنانچه برای هر بیمار مسن دقت لازم انجام نشده و به توسط دکتر داروساز در امور دارویی آن ها دخالت انجام نگیرد، نتیجه آن زیان های قابل توجهی برای سیستم بهداشتی آن کشور به وجود خواهد آمد. در حقیقت دخالت در درمان دارویی پیران شامل تشویق آن ها به درمان مناسب و جلوگیری از مسایل ومشکلات با داروها می باشد. این مسایل شامل عدم پذیرش بیمار، واکنش های نامطلوب دارویی و تداخل های دارویی است که ممکن است تأثیری در پذیرش 3/1 بیماران برای بستری شدن در بیمارستان و 2/1 بیماران مسن برای مراقبت در منزل را داشته باشد. در دستورالعمل های جدید FDA برای مصرف داروها در افراد مسن برای اطمینان از این که آن ها بتوانند داروها را به میزان سالمی به کار برند و واکنش های خطرناک دارویی، زخم های مربوط به فشار اندام ها در تختخواب، گاستریت همراه با داروهای NSAIDS، خونریزی گوارشی، هذیان دارویی، شکستگی خودبخودی، بی اختیاری ادرار و مدفوع، و یبوست کمتر اتفاق افتد نکات جالبی به چشم می خورد به خصوص در افراد مبتلا به افسردگی، تغذیه نامناسب، پوکی استخوان ها و زوال عقلی.
در برخی کشورها آمار افراد سالمند به سرعت تغییر می یابد مانند امریکا که در حال حاضر عده افراد سالمند بالای 65 سال حدود 5/12 درصد است ولی این رقم در سال 2050 به 22 درصد می رسد. افراد مسن نسبت به افراد جوان تر، درصد خیلی بیشتری از داروهای بانسخه و بدون نسخه را مصرف می کنند. 30 درصد از داروهای بانسخه و 40 درصد داروهای بدون نسخه به توسط افراد بالای 65 سال خریداری می شود. 80 درصد افراد سالمند حداقل یک دارو در روز دریافت می کنند و آن هایی که تنها زندگی می کنند حدود 3 دارو و بیماران مسنی که در منزل تحت مراقبت و نگهداری هستند به طور متوسط از 8 دارو در روز استفاده می کنند. انتخاب یک داروی مناسب برای یک فرد مسن به طور روز افزونی پیچیده تر می شود زیرا نه تنها وضعیت مرضی بیمار تغییر می کند بلکه از نظر فیزیولوژیکی نیز در بدن بیمار تغییراتی به وجود می آید که در سرنوشت دارو در بدن اثر می گذارد و نسبت به رآکسیون های نامطلوب داروها حساس تر می شود. در این مقاله تغییرات مربوط به فارماکوکینتیک دارو، نحوه اثر درمانی این بیماران مورد بحث قرار می گیرد. به طور کلی در رابطه با سن بیمار تغییراتی در روی این پارامترها و ظرفیت های حیاتی بیشتر اعضاء بدن فرد به وجود می آید که قابل اهمیت است.
جذب دارو
مطالعات جدید نشان داده است که پیری بیشتر روی میزان جذب تأثیر می گذارد تا وسعت جذب، عواملی که در جذب مواد در این مورد دخالت دارند شامل کاهش تخلیه معده، زمان عبور روده ای، افزایش pH معدی روده ای و تغییر میزان جریان خون معده می باشد. برخی عوامل در رابطه با سن در جذب داروها اثر می گذارند مانند عادت های غذایی، مصرف داروهای بدون نسخه (داروهای ضد اسید و ملین) و تغییرات در معده خالی.
انتشار دارو
در یک فرد 75 ساله مقدار چربی بدن به طور متوسط 2 برابر یک جوان 25 ساله است در حالی که نسوج عضلانی و حجم آب داخل سلولی در افراد سالمند کاهش می یابد. از آنجایی که انتشار یک دارو با ساختمان شیمیایی آن در رابطه می باشد، این قابل فهم است که مواد لیپوفیلیک (مانند بنزودیازپین ها، باربیتوراتها و پرازوسین) به آسانی در بدن فرد مسن منتشر شده و به طور کامل وارد نسوج چربی می شوند و داروهایی که قطبیت بیشتری دارند (مثل دیگوکسین، وراپامیل، لیتیوم) حجم کمتری از انتشار را دارا می باشند. وسعت انتشار به توسط اتصال پروتئین های پلاسما نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. کاهش سنتز آلبومین توسط کبد در فرد سالمند تایید شده است، و در یک فرد مسن بیمار این کاهش شدیدتر است. با این وجود موادی که خیلی به آلبومین می چسبند (به داروهای اسیدی باند می شوند) دارای درصد بیشتری از قسمت های آزاد غیر اتصالی بوده و در نتیجه داروهای فعالی می باشند و بدین ترتیب تمایل بیشتری به بروز عوارض دارویی و سمیت دارند و این بخصوص برای داروهایی که اندکس درمانی پایین و باریکی دارند (مانند وارفارین و فنی توئین) اهمیت بیشتری پیدا می کند. با افزایش سن فرد تولید ماده آلفا ـ یک ـ اسید گلیکوپروتئین (که به داروهای قلیایی باند می شود) زیاد می شود برعکس آلبومین که کم می شود. در موارد استرس، جراحات و پدیده التهاب که در سنین بالا اتفاق می افتد سنتز این پروتئین نقصان می یابد و بدین ترتیب داروهایی که به آلفا ـ یک ـ اسید گلیکوپروتئین متصل می شوند (مانند پروپرانولول و لیدوکائین) ممکن است برای تولید یک جواب مورد قبول، احتیاج به تیتراسیون داشته باشند (1).
متابولیسم
ارزش های عملکرد کبد (AST, ALT) در بیماران مسن تغییر پیدا نمی کند، معذلک مکانیسمی که در آن متابولیسم داروها تغییر می کند وجود دارد. اندازه کبد مقدار خونی را که در داخل آن جریان دارد مشخص می کند و یک رابطه خطی بین جریان خون کبد و سن وجود دارد که می تواند تا حدود 50 درصد کاهش یابد. با افزایش سن توده کبد نیز تقلیل می یابد (در زنان بیشتر از مردان). آنتاگونیست های گیرنده بتا آدرنرژیک، نیتراتها و استروژن دارای فراهمی زیستی بیبشتری در افراد سالمند هستند. زیرا کاهش جریان خون کبد آنها در روی مقدار داروی استخراج شده از کبد تاثیر می گذارد (از راه اولین عبور کبدی). در مورد پرازوسین برعکس موجب کاهش فراهمی زیستی آن می شود. نشان داده اند که در افراد پیر، داروهایی مانند دیازپام و کلردیازپوکساید که در فاز ا سیستم های آنزیمی کبد استیله و هیدرولیز می شوند متابولیسم آنها کم می شود و این مواد ممکن است در بدن احتباس پیدا کند. در متابولیسم فاز اا (کونژوگاسیون و گلوکورونیداسیون) هیچ تغییری در عملکرد آنزیم به وجود نمی آید. بنابراین مصرف موادی که از این راه متابولیزه می شوند (مانند لورازپام و اکسازپام) بیشترین مزیت را در افراد سالمند دارند. در نارسایی احتقانی قلب و کمبود تغذیه ای که اغلب در افراد مسن رخ می دهد ممکن است، باعث صدمه واختلال عمل کبد گشته و در نتیجه جریان خون کبد کاهش یابد و بدین ترتیب قدرت و ظرفیت کبد در متابولیزه کردن داروها تغییر پیدا کند (2).
حذف دارو
حذف کلیوی مهمترین راه دفع داروها است که به دنبال کلیرنس انجام می گیرد. تصفیه گلومرولی و جذب مجدد لوله ای مکانیسم هایی هستند که در افراد پیر می توانند در کاهش عملکرد کلیه موثر باشند. بر خلاف حذف کبدی، عملکرد کلیه را می توان از راه ادرار یا کراتینین اینولین به طور کمی اندازه گیری کرد. در 3/2 مردم کلیرنس کراتینین به طور وابسته به سن کاهش می یابد و این مهم است که این کاهش در کلیرنس سرم منعکس نمی شود زیرا به همان نسبتی که توده عضلانی در پیران کم می شود تولید کراتینین نیز کاهش می یابد که در نتیجه این تغییر، نیمه عمر بسیاری از داروها ممکن است طولانی تر شود(2). کلیرنس کراتینین را به طور روتین جهت اندازه گیری عملکرد گلومرولی به کار می برند که این محاسبه در افراد مسن کاملا دقیق نیست. با وجودی که کلیرنس کلیوی یک دارو همیشه با افزایش سن کاهش نمی یابد (مانند آتنولول) ولی کلینیسین ها معمولا دوز داروها را (مانند دیگوکسین، سرترالین) بر مبنای کاهش عملکرد کلیه ها تطبیق می دهند.
تغییرات فارماکودینامیک
فارماکودینامی داروها مربوط به مطالعه چگونگی اثر داروها در بدن است که معمولا بیشتر درباره فهم و تئوری های مربوط به مکانیسم اثر دارو بحث می کند تا فارماکوکینتیک آن. تغییرات فارماکودینامیک به صورت تاثیر روی گیرنده ها یا محل های بعد از گیرنده تقسیم بندی شده است. تغییرات در مقدار و کیفیت گیرنده ها، ذخیره ظرفیت، خواص هموستاتیک (تغییرات سیستم عضوی) و با درجه اهمیت بیشتر حساسیت آنها است.
تغییرات گیرنده
برای دستیابی به یک جواب درمانی، دارو بایستی به گیرنده متصل شود. با پیشرفت سن عموما پدیده کاهش تعداد گیرنده ها در بدن به وقع می پیوندد (مثل گیرنده های آلفا و بتا). با توجه به این پیش آمد لازم است که مقدار داروهای تجویز شده تغییر یابد. کیفیت کمپلکس دارو ـ گیرنده نیز وابسته به دارو و حساسیت آن گیرنده به دارو می باشد. برای نمونه یک فرد سالمند نسبت به گیرنده های 2 β حساسیت کمتری از فرد بالغ جوان تر دارد و به همین جهت به مقدار زیادتری از آنتاگونیست های 2 β (پروپرانولول) جهت بروز یک جواب مناسب نیاز دارد. برعکس دیگوگسین در یک فرد مسن با مقادیر کمتری یک جواب مشخص را تولید می کند.
ظرفیت ذخیره ای تغییر یافته
ظرفیت ذخیره حیاتی به بدن اجازه می دهد که برای تغییرات، استرس، یا ضایعاتی که به بدن یا سیستم عضوی وارد می شود به جبران بپردازد. در یک فرد جوان بالغ سالم، ظرفیت ذخیره ای ممکن است به اندازه 10 درصد آن چیزی باشد که بدن برای ادامه زندگی به آن نیاز دارد. معذلک در یک فرد سالمند بعد از سن 30 سالگی هر سال این ظرفیت حیاتی 1 درصد کاهش می یابد. بیماری های فرد نیز باعث نقصان ظرفیت ذخیره ای سیستم های عضوی می شوند، در صورتی که بالغین جوان تر معمولا یک جزء از ظرفیت ذخیره ای را به کار می برند ولی افراد مسن حدود 95 درصد آن را مصرف می کنند. دارو درمانی در افراد مسن یک پتانسیل استرس زا می باشد. سیستم اعصاب مرکزی و قلبی عروقی به خصوص توسط ظرفیت ذخیره ای ضعیف تحت تاثیر قرار می گیرند که در نتیجه می توانند موجب اشکالاتی در نگهداری هوموستازی بدن شوند (1).
تغییرات هومئوستاتیک
از مکانیسم های تنظیمی در جواب بدن، از تغییرات حرارت، حجم خون، ضربانات قلب، مصرف اکسیژن و گلوکز نام برده شده اند. تغییرات در سیستم یک عضو می تواند باعث آبشار وقایعی شود که مساله ساز و حتی ضربه ای در این مورد باشد. یک تغییر در فشار خون به خصوص با اهمیت به حساب می آید. بسیاری از افراد مسن یک داروی ضد افزایش خون دریافت می کنند که در آنها می تواند کاهش فشار خون بدهد ودر این صورت سیستم بارورسپتور آن را حس کرده و با رفلکس های جبرانی آنرا به میزان فشار خون طبیعی می رساند. اگر چه به علت کاهش گیرنده های بارورسپتور در افراد سالخورده، جواب به کاهش فشار خون به مخاطره افتاده و در نتیجه می تواند منجر به سرگیجه، عدم تعادل، مشی غیر ثابت و سقوط که احتمالا منجر به شکستگی اندام گردد و یا این که با سازشی که در بدن انجام می گیرد جریان خون عضو برقرار و تامین گردد.
افزایش حساسیت
تغییرات وابسته به سن از چند راه می تواند در اعمال داروها تاثیرگذار باشد. اثر اولیه آن، جواب یک فرد سالمند نسبت به داروها است که وابسته به خواص فارماکوکینتیک دارو نمی باشد. به عنوان مثال، بیماران سالخورده به اثرات ضد انعقادی وارفارین شدیدا حساس بوده و به مقدار کمتری از دارو احتیاج دارند و ثبت غلظت خونی آنها مورد نیاز است. تغییرات سیستم اعصاب مرکزی نیز به سن افراد بستگی دارد به طوری که زمان هدایت و قابلیت نفوذ سد خونی مغز در آنها افزایش یافته و جریان خون مغز کاهش می یابد. این تغیییرات را ممکن است به زیاد شدن حساسیت بیماران مسن به اعمال داروهای مغزی مانند آنتی هیستامین ها، بنزودیازپین ها و نارکوتیک ها نسبت داد. داروهای پسیکوآکتیو (مانند هالوپریدول، ریسپریدون، کلرپرومازین، تیوریدازین) می توانند باعث افزایش تیرگی شعور و اغتشاش فکری در افراد مسن شوند، به همین جهت این مهم است که مواد پسیکوتروپی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
عوارض شکستگی ها
عوارض شکستگی ها عبارتند از :
عفونت
این عارضه معمولا محدود به شکستگی های باز است که زخم بوسیلة ارگانیسمی آلوده می شود . در شکستگی بسته امکان عفونت در مواردی است که بوسیلة عمل جراحی به شکستگی باز تبدیل شود . اهمیت این عارضه به این دلیل است که عفونت مانع جوش خوردن قطعات شکسته می شود .
درمان
در عفونت حاد براساس درناژ کامل و درمان طبی ضد میکروبی است .
در عفونت مزمن عمل جراحی اندیکاسیون پیدا می کند و درحین جراحی تمام سکستروم ها را باید برداشت و استخوانی که با حفرات کوچک محتوی چرک به صورت لانه در آمده است باید تراشیده وبرداشته شود . در صورت بزرگ بودن حفرات آنها را تخلیه نموده و براساس مکان آنهابه وسیلة زبانه های پایه دار عضلانی یا پیوندهای پوستی یا پیوند استخوان اسفنجی از استخوان ایلئوم پر نمود .
تأخیر درجوش خوردن
درصورتی تاخیر در جوش خوردن وجود دارد که قطعات شکسته بعد از گذشت 3 تا 4 ماه بعد از شکستگی هنوز متحرک باشند .
علل تاخیر درجوش خوردن همان علل جوش خوردن هستند که در مبحث عدم جوش خوردن به آنها اشاره شده است .
درمان
در مراحل اول درمان منتظر ماندن است ودر صورت عدم جوش خوردن بعد از 6 ماه جراحی اندیکاسیون می یابد .
عمل جراحی ارجح پیوند استخوان است اما در بعضی موارد که کال در هر دو سمت شکستگی تشکیل شده است فیکساسیون داخلی به تنهایی و بدون پیوند استخوانی کافی است .
عدم جوش خوردن
اگر بعد از چندما شکستگی جوش نخورد تغییرات رادیولوژیک به صورت زیر ظاهر می شود :
انتهاهای شکستگی گرد ومتراکم می شود وخط شکستگی واضح تر دیده می شود . از نظر پاتولوژیک به نظر می رسد کهروند ترمیم پایان یافته است و کال دیده نمی شود و فاصله بین استخوان بوسیله بافت فیبروپر می شود و حتی ممکن است مفصل کاذب تشکیل شود .
اتیولوژی عدم جوش خوردگی
عفونت
خونرسانی ناکافی
حرکت بین قطعات شکسته
وجود نسج نرم بین قطعات شکسته
جداشدن بیش از حد قطعات از همدیگر
حل دشن هماتوم شکستگی بوسیلة مایع سینوویال ( در شکستگی های داخل مفصلی )
وجود فلز خورنده در نزدیک شکستگی
تخریب استخوان ( مانند تومور )
درمان
درمان براساس مکان شکستگی و میزان ناتوانی ایجاد شده متغیر است .
اگر عدم جوش خوردن موجب ناتوانی جزئی شود ( مانند شکستگی اسکافوئید ) بهتر است نادیده گرفته شود اما اگر این عارضه موجب ناتوانی شود درمان جراحی لازم است که شمل پیوند استخوان ، جایگزینی بوسیلة پروتز وانتقال عروق به همراه استخوان زنده است و در صورت عدم موفقیت راههای قبلی در نهایت از تحریک الکتریکی – مغناطیسی می توان استفاده نمود .
نکروز آواسکولر
این عارضه نزدیک انتهای مفصلی استخوان رخ می دهد مخصوصاً هنگامی که قطعة انتهائی فاقد اتصالات نسج نرم عروق است و خونرسانی آن از طریق عروق داخل استخوان صورت می گیرد و این عروق تغذیه ای به علت تروما پاره می شوند .
بتدریج استخوان بدون رگ ساختمان ترابکولار خود را از دست داده و گجرانولار یا ریگی می شود ودر نهایت به صورت توده ای بی شکل بر روی هم دچار کلاپس می شود .
مکانهای شایع نکروز آواسکولر عبارتند از سرفمور بعد از شکستگی گردن فمور یا دررفتگی هیپ ، نیمة پروگزیمال استخوان اسکافوئید بعد از شکستگی کمر اسکافوئید ، تنة تالوس بعد از شکستگی گردن تالوس . گاهی کل استخوان بعد از در رفتگی مبتلا به نکروز آواسکولر می شود که بعنوان مثال می توان استخوان لوئیت رانام برد .
یافته های رادیوگرافیک
عدم وجود استئورپورز ناشی از عدم مصرف عضو شکسته در استخوان مبتلا به نکروز آواسکولر
در اسکن رادیوایزوتوپ بوسیله تکنتیوم عدم جذب ماده رادیوایزوپ توسط استخوان درگیر و دیده شدن آن به صورت ناحیة سرد وجود دارد .
درمان
به علت از بین رفتن ساختمان مفصل مجاور جراحی در مراحل اولیه اندیکاسیون دارد .
سوراخ کردن قطعةآواسکولر با یا بدون پیوند استخوان و خارج کردن قطعة آواسکولر و در صورت لزوم بازسازی مفصل با نوعی آرتروپلاستی یا ثابت کردن مفصل بوسیلة آرترودز روشهای جراحی معمول می باشند .
بد جوش خوردن
این اصطلاح در مواردی به کار می رودکه دفورمیتی حاصل از نظر بالینی واضح باشد .
درمان
در مواردی که ناتوانی ایجاد شده خفیف است نیاز به اصلاح وجود ندارد . اما اگر ناتوانی