لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
اگر دین بخواهد در این دنیا بماند یا باید در نهاد بشر جای داشته باشد در ژرفای فطرت جا داشته باشد یعنی خود در درون بشر به صورت یک خواستهای باشد که البته در آن صورت تا بشر در دنیاست باقی خواهد بود و یا لااقل اگر خودش خواسته طبیعی بشر نیست، باید وسیله باشد باید تامین کننده خواسته یا خواستههای دیگر بشر باشد. اما این هم به تنهایی کافی نیست باید آن چنان وسیله تامین کنندهای باشد که چیز دیگری غیر از دین و مذهب قادر نیست آن احتیاجات را تامین کند والا اگر چیزی در این دنیا پیدا شد که توانست مثل دین یا بهتر از دین آن حاجت و آن خواسته را که دین تامین می کرده است تامین کند، آن وقت دین از میان میرود خصوصا اگر بهتر از دین هم تامین کند ... . یک مثال محسوس عرض می کنم، خیلی ساده ... چگونه است که وقتی چراغ برق آمد چراغ موشی را باید از سرویس خارج کنیم؟ بشر چراغ موشی را برای چه کار میخواست؟ آن را برای حاجتی میخواست؟ چراغ برق آمد نورش از آن بهتر بود و هم دود نمیکرد پس دیگر چراغ اولی (موشی) را میاندازند دور ، باید برود، چون خواستهای را که تامین میکرد، برق خیلی بهتر از آن تامین میکند. اما اگر چیزی باشد که در اجتماع بشر آن چنان مقام و موقعیتی داشته باشد که هیچ چیز دیگر قادر نباشد جای آن را بگیرد آن خواستهای را که او تامین میکند، هنری که او دارد، هیچ چیز دیگر نتواند کار او را انجام دهد، نتواند هنر او را داشته باشد، ناچار باقی میماند. پس اگر دین بخواهد باقی بماند یا باید خودش جزو خواستههای بشر باشد یا باید تامین کننده خواستههای بشری باشد آن هم بدین شکل که تامین کننده منحصر به فرد باشد. اتفاقا دین هر دو خاصیت را دارد یعنی هم جز نهاد بشر است و هم جز خواستههای فطری و عاطفی بشر است و هم از لحاظ تامین حوائج و خواستههای بشری مقامی را دارد، که جانشین ندارد و اگر تحلیل کنیم معلوم میشود اصلا امکان ندارد چیز دیگری جایش را بگیرد
رعایت احکام دینی منافاتی با آزادی انسان ندارد
دین اسلام انسان را به آزادی دعوت می کند به همین دلیل رعایت اصول و احکام دین با آزادی انسانها منافاتی ندارد، این دین است که اصول و ارزشهای اخلاقی را تبیین کرده، پیروان خود را به رعایت و تقویت ارزشهای اخلاقی دعوت می کند، این اعتقاد به باورها و ارزشهای بنیادین گوهر هر دین را تشکیل داده و به انسان برای دستیابی به حقیقت کمک می کند. دکتر سید حسن اسلامی پژوهشگر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب در گفتگو با "مهر" دین را دعوت به آزادی معرفی کرد و گفت: وقتی پیامبر اسلام(ص)، انسانها را به اسلام فرا می خواند به آنها می گوید از پیوندهای
گذشته خود ببرید و خود انتخاب کرده و مسئولیت این گزینش را برعهده بگیرید، مخالفان در پاسخ می گویند ما راهی را ادامه می دهیم که پدرانمان دنبال کردند که بی تردید این تقلید است نه آزادی. وی با اشاره به اینکه رعایت اصول و احکام دین با آزادی انسانها منافاتی ندارد، افزود: ما در انتخاب دین مختار هستیم اما زمانی که آن را پذیرفتیم باید چارچوب آن را نیز در نظر بگیریم و این مانع از اختیار انسان نیست بلکه عین آزادی است. پژوهشگر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب با اشاره به تعاریف مختلف و متفاوت از دین گفت: در همه ادیان اعتقاد به ماوراء و وجود موجودی فراتر از انسان که رابطه ای میان او و انسان از طریق ارسال کتاب و فرستادن پیامبران وجود دارد دیده می شود . اسلامی افزود: این دین است که اصول و ارزشهای اخلاقی را تبیین کرده، پیروان خود را به رعایت و تقویت ارزشهای اخلاقی دعوت می کند، این اعتقاد به باورها و ارزشهای بنیادین گوهر هر دین را تشکیل می دهد که به انسان برای دستیابی به حقیقت کمک می کند. وی در مورد ضرورت وجود دین در جامعه معاصر گفت: دو دیدگاه در مورد دین وجود دارد، اگر دین را مجموعه ای از اعمال ظاهری بدانیم ممکن است با رشد علم و تکنولوژی نیاز به آن کمرنگ شود اما اگر دین را متعلق به یک موجود فراطبیعی بدانیم که موجب رشد ارزشهای اخلاقی می شود همواره به آن نیاز داریم . وی افزود: نیاز به دین حتی با از بین رفتن دین به طور رسمی نابود نمی شود، همانگونه که در شوروی سابق نوعی شبه دین پدید آمد و گرچه انجیل کنار رفت اما کتابهای مارکس و لنین جایگزین آن شد چرا که نیازهای فطری انسان باید به طریق درست و با مراجعه به متون اصلی و مقدس دین برآورده شود. اسلامی نیاز به دین را به حداقلی و حداکثری تقسیم و اظهار داشت: نیاز حداقلی معتقد است که دین تنها نیازهای کلی انسان را پاسخ داده و برخلاف نیاز حداکثری وارد جزئیات نمی شود و اسلام مدعی است که به همه زمینه ها پرداخته اگر چه نگاه پیروان اسلام به آن نیز بسیار مهم است. معرفت و تفکر دینی است. کودکی که در سالهای پیشدبستانی و دبستانی با آداب دینی اُنس پیدا میکند و عادت دینی در او پدید میآید. باید در سالهای راهنمایی معرفت دینی پیدا کند. در این مرحله شما باید از طریق دلیل و استدلال و نیز تعقل و تحلیل مسائل دینی با ذهن آماده و مستعد او ارتباط برقرار سازید وبا او صحبت کنید. از نظر ساختارِ ذهنی، سن 13 سالگی دورهی رشد مفاهیم ذهنی و غیر ملموس است. یعنی تفکر میتواند به درجهای برسد که انسان در غیاب اشیا هم دربارهی آنها فکر کند، در حالیکه در سالهای قبل از دورهی راهنمایی، رشد و تفکر انتزاعی حاصل نشده است. پس ما میتوانیم در دورهی راهنمایی با آمادگی بیشتری از معرفت دینی و اندیشهی دینی صحبت کنیم و به پرسشهایی که نوجوانان راجع به دین دارند، پاسخ بگوییم و استنباط، فهم، آگاهی و ادراک آنان را در این مرحله بالا ببریم.از مسؤولیتهایی که باید در سالهای قبل از دورهی راهنمایی به آن بیندیشیم، این است که وظایف سنّ بلوغ و تکلیف دختران نوجوان را به آنان بیاموزیم. در سالهای راهنمایی به بعد، بچهها کم کم از چرایی مسائل سؤال میکنند و میخواهند علّت و حکمت مسائل را بدانند. کودک تا بهحال نماز خوانده است و اکنون هم میخواند، اما حالا میخواهد بداند که این نماز چه اثری بر شخصیت او دارد و در نزد خداوند چه پاداشی دارد و اصولاً چرا باید نماز بخواند؟ او میخواهد راجع به صفات خداوند درک درستی داشته باشد. شما شاید اندیشهی او را در این جهت هدایت کنید و از نمونهها و شواهدی مستدل و روشن در بحثتان بهره بگیرید. اگر مربیان به ادبیات غنی دینی و ملّیمان مانند: سخنان پیامبر «صلی الله علیه وسلم»، اصحاب بزرگوار و بزرگان دین ، اشعار ارزشمند شاعران نیز به داستانهایی که در فرهنگ ملّی و اسلامی وجود دارد مسلط باشند، میتوانند در معرفت دینی جذابیت ایجاد کنند. وقتی شما مناسب و بجا از اشعار خوب و زنده و با روح، از حکایتها، ضربالمثلها، داستانها ، خاطرات و موضوعهای تاریخی یاد میکنید، بحثتان شیرینتر میشود و جذابیت و گیرایی آن بالا میرود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
ارائه الگوی قابل عرضه ای از نماز به دنیا
امروز روان شناسان دلسوز دنیا و همچنین جامعه شناسان قبول دارند که خلائی در زندگی بشر و به خصوص جوان ها وجود دارد و دائم هشدار می دهند و اخطار می کنند و به دنبال راهی هستند که این خلاء را به گونه ای پر نمایند مسئولان کشورها هم آنهایی که به سرنوشت مردم علاقمندند. این نگرانی را دارند . ما کمتر از کشورهای دیگر نگرانیم ، ولی ما هم نگرانی هایی داریم ما که در محیط دین و جهاد و شهادت و شادابی انقلاب و صفای مذهبی زندگی می کنیم ، نگران افکار و سرنوشت فرزندانمان و نسل نو هستیم . خوب تعبیه رهبران و دلسوزان که در کشورشان امتیازات ما را هم ندارند و ما می توانیم و ضعفشان را درک کنیم ، سریعاً م یگویند که اینطور نیست تا مشکل را مخفی کنند . به نظر می رسد که دنیا برای گرفتن پیامی آماده می شود . و باید این پیام سنجیده و همه جانبه و قابل نفوذ باشد . در شرایطی که ما می بینیم درمجموعه ی دنیا خلائی که اعلام می کنند . سرگردانی فکری برای جوان ها و نسل نواست و هر چه که برایش درست می کنند . برنامه ریزی می کنند درست این را خیلی روشن نمی دانند .
« نقش نماز در هدایت انسان »
از مهم ترین سرمایه های انسان برای این کار بجز دانش و عرفانی که داریم ، عبادات ، او کار و نسکلی است که در دین ما تعبیه شده است . این مسائل بسیار مهم است و ما در این قسمت از بحث به نقطه ای می رسیم که امروز شما به این مسئله توجه دارید و آن همین نماز است این مسائل نا محسوس است .
وارد شدن در فضای مسجد و وارد شدن در فضای نماز و قرار گرفتن در فضای حج و شرکت در مراسم دعا ، سبب هدایت انسان می شود یکی از کارهای مهم این است که مردم معمولی مان را در همین امور ظاهری داشته باشیم ، یعنی نباید خیلی دنبال این باشیم که همه چیز را همه کس بتوانند بفهمند . در این جا مقدار زیادی تعبد مطرح است . البته این تعبد درنهایت به فهم و درک و استدلال و شهود می رسد .
تا آن جا که انسان با قرآن و احادیث سروکار دارند در میان این همه عباداتی که وجود دارد .
قوی ترین و مطمئن ترین و بی اشکال ترین و بی پیرایه ترین عبادات نماز است . به چیزهای دیگر پیرایه ای بسته اند و کم و بیش به سلامت و صافی و شفافی نماز نیست .
نماز بسیار شفاف است و این امر عجیب نیز هست . از نکات جالب نماز این است که در تاریخ و در همه ی ادیان ، از زمان حضرت آدم تا امروز نماز بوده است . قرآن همه ی این ها را به نماز تعبیر می کند . چون ما به این امر و تعبیر حرف می زنیم ، احتمالاً شکلش هم خیلی تفاوت نداشته است . در ظواهر پیداست که این نماز به عنوان وسیله تقلید موثر در این راه ، از طریق ادیان انبیاء و همیشه در طول تاریخ بشری بوده است . حتی در دین خودمان اسلام ، قبل از اینکه نماز به صورتی که امروز می خوانیم در دین پیامبر تشریع شده است . و این بخش از موضوع برای ما بسیار روشن است . چرا که در همان روز های اول پیامبر با مومنین حالص نماز می خواندند . البته صورتهای مختلف آن برای ما معلوم نیست ولی اصل حرکت و عملیاتی به نام نماز از همان روزهای اول بوده است و انصافاً تا آن جا که می توانیم بفهمیم این نمازی که الان می خوانیم بسیار جامع طراحی شده و شواهد زیادی در آن وجود دارد که از قدرت بشر بیرون است نماز اختراع بشری نیست و همان کسی که ما را خلق کرده و همان کسی که می خواسته ما را به سوی خودش جذب کند . همان کسی که این اختیار را به ما داده این جاذبه را هم دراختیار ما گذاشته و این وسیله را هم طراحی کرده است ، تا با آن به طرفش برویم ، آری نماز یک چنین کاری می کند . به هر نحوی که بتوانید نماز بخوانید خوب است ، منتها مراقبت های زیاد لازم است ، زیرا افراط و تفریط در این امر بد است . اگر انسان جوانها را وادار بکند که به افراط در این وادی بیفتند و خسته بشوند ، عکس العمل نا مناسب ایجاد می شود . و اگر به این امر تمرکزانه فکر کنند دچار مشکل نمی شوند . لذا اعتدال نماز ، مقدمات نماز ، مقارنات نماز ، نتایج نماز ، حفاظت نماز و دستاوردهای نماز بسیار مهم است . آن کسی که نماز می خواند و ان کس که اقامه ی نماز می کند آن کس که تشویق به نماز می کند و آن کس که ابزار نماز را درست می کند و در دست جوان ها قرار می دهد همه در مسیر خدا حرکت می کنند و از این جهت هیچ تفاوتی با هم ندارند . و همه اعمال نیکی انجام می دهند .
آثار فردی و اجتماعی نماز
آن نکته ای که واقعاً باید برای دیگران باز شود . همین جامعیت نماز است به عنوان یک عبادت محسوب می شود . اگر به مجموعة نماز نگاه کنیم در می یابیم که نماز از طراحی ساده و بسیار جالب برخوردار است و نماز چند حرکت ساده بیشتر نیست . معنای واقعاً جالبی دارد . تمام حکمات نماز مهم است . اذان ، تکبیر ، قرائت ، رکوع ، سجده ، تشهد ، سلام ، قنوت و تعقیبات نماز دارای معنای بسیار سازنده و روشنی است ، و اگر نخواهیم پیرایه ببندیم و حالش را نداشته باشیم ظرف چند دقیقه تمام می شود . طهارت نماز لباس نماز مراقبت های تغذیه ای و .... نیز همه ی شرایطی دارند که اینها همه در بعد فردی آن است . در بعد اجتماعی نیز نماز جماعت و نماز جمعه جریان عظیمی دارند که به طور خودکار دنیای بزرگی از مکانات فرهنگی ، اقتصادی ، علمی و .... را در میان یک امت ، خلق می کند . همین مصلایی که ما الان در آنه هستیم این بناها که ما در آن زندگی می کنیم مگر چیزی غیر از همین آثار نماز است .
تأثیر این نماز جمعه ها را اکنون در انقلابمان می بینیم ؟ کیست که امروز بتواند تاثیر نماز جمعه را در تحکیم انقلاب انکار کند ؟ نماز جمعه ها در توسعه ی امور انقلاب و اصلاح امور انقلاب و ارشاد و اتحاد مردم و بر هم زدن توطئه ها تاثیر غیر قابل انکاری داشته است و آدم باید کور باشد که اینها را نبیند .
وظایفی که نماز گذار بر عهده دارد : لباس نماز ، غذای نماز گذار و رخیه او شرایطی که یک مسلمان پیدا می کند . اگر درست به مسجد برود و برگردد . دارای ابعاد تربیتی بسیار است آثار تربیتی نماز آن قدر زیاد است که ما غرق در آن هستیم . مانند دریایی است که نمی توان آن را توصیف کرد . به عبارت دیگر از فرط وضوح غایب و مخفی شده است . نظمی که در زندگی و برنامه های ما به وجود می آید و آثار قلبی که در ما خلق می شود . به دلیل مراعات شرایط نماز است . نماز باید کامل باشد و نماز کامل است که انسان را به خداوند نزدیک می کند . واقعاً بیهوده نیست که تعبیر عمود دین برای نماز به کار برده اند وقتی که ما این روایت را می خوانیم فکر می کنیم که نماز ستون فیمه اعمال عبادی ماست که اگر درست شد . اعمال دیگر هم درست می شوند و مورد قبول قرار می گیرند . البته همین طور است اعمال دیگر هم باید از نماز شروع بشود ، و قبول گردد . اما عمود دین عمود جامعه است . و این به دلیل تاثیری است که نماز ها و مساجد و نماز جمعه ها دارند ، تأثیری که اخلاق نماز گزار راستین دارد . تأثیری که نماز در رفع گناهها صلاح و تربیت افراد جامعه و جلوگیری از حرام خواری دارد . دین همین هاست و در حقیقت عمود دین یعنی یک نماز درست برای انسان و جامعه ، فرد و جامعه ای که نمازش را درست بخواند دینش هم درست است برای انسان خوب است که نمازش درست بخواند . اگر نماز خوب و نماز گزار درست در جامعه پیدا کنیم ما نزدیک فرمول ریاضی می توانیم بفهمیم که جامعه ی ما متدین است و عکس این امر هم صدق می کند . به هر حال نماز یک هدیه ی الهی است یک نعمت بزرگ است و در واقع تبلور ربویت خداست خداوند ربویتش را در بعد پرورش ما از طریق نماز و سایر عبادات انجام داده اند امیدواریم که ملت ما به خصوص جوانان ما به تدریج قدر این نماز را بشناسند ، اگر ما در جامعه مان نمازگزاران واقعی بسیاری داشته باشیم . گرفتاریهای فرهنگ اشکلات روانی و این همه مصیبت هایی را که امروز روان شناسان در جوامع بشری پیدا کرده اند . نخواهیم داشت و همین می تواند نقطه ی آغازی برای اصلاحی وسیع ، عمیق ، ماندنی و مبارک باشد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
برای چه هجرت در تاریخ اسلام و دنیا اهمیت دارد
مهاجرت محمد (ص) درتاریخ اسلام واقعه ا یست بسیارمهم زیرا جامعه اسلامی بعداز مهاجرت بصورت واقعی مبدل به امت شد و اختلاف نژادی و طبقاتی و بخصوص مزایای اشراف و روسای قبایل و همچنین مزیت وابستگی به قبایل مختلف از بین رفت و تمام مسلمین از حیث تفوق و مزایا متساوی گردیدند .
هجرت بین دنیای قدیم و جهان جدید فاصل شد و عهد جاهلیت را از دوره اسلام جدا کرد و طوری مزایای طبقاتی و قبیله ای را از بین برد که بطوریکه خواهیم گفت وقتی محمد(ص) وارد (قبا) شد شخصی مثل ( عمربن الخطاب ) که یکی از بزرگان درجه اول مکه بود و ارتفاع قامتش به دو متر می رسید و صدایش چون رعد در فضا انعکاس پیدا می کرد و مردم می گفتند که حتی ابلیس ازاو وحشت دارد سنگ و خاک می کشید وتا اینکه محمد بنا نماید و محمد(ص) و (ابوبکر) با خاکهایی که (عمربن الخطاب ) می آورد برای ساختمان مسجد گل فراهم می کردند .
در صورتی که قبل از اسلام آوردن عمر بن الخطاب ، هر گاه ثروت عربستان را به او می دادند حاضر نبود که یک سنگ را از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل کند یا اینکه مشتی خاک را بردارد .
چون تمام کارهای بنائی در مکه ، رد خانه اشراف آن شهر برعهده غلامان بود و اشراف آنجا خود را بسی بالاتر از آن می دانستند که دست را آلوده به گلکاری و بنائی نمایند .
(قبا) در جنوب مدینه قرار داشت و جزو حومه محسوب می شد .
مورخین مغرب زمین میگویند که محمد (ص) در روز دوم ماه سپتامبر سال 622 میلادی وارد(قبا) شد ولی مورخین اسلامی اظهار میکنند که محمد در روز شانزدهم ماه ژوئیه سال 622 میلادی قدم به (قبا) نهاد و چون آن روز یکی از روزهای محرم بود ، لذا مسلمانان بهتر آن دانستند که روز اول ماه محرم سال 622 میلادی را مبداء تاریخ جدید نمایند و هنوز این تاریخ بین الملل مسلمانان بنام تاریخ هجری متداول و موردد استفاده است .
اگر محمد (ص) روز شانزدهم ماه ژوئیه وارد (قبا) شده باشد همانطور که مورخین اسلامی نوشته اند در آن روز به مناسبت فصل تابستان خیلی گرم بوده است .
مردم (قبا) شنیده بودند که محمد (ص) آن روز وارد آن منطقه می شود و از بامداد از منازل خارج شدند و در کوچه ها انتظار آمدن پیغمبر اسلام را کشیدند .
آنگاه جون آفتاب بالا آمد و هوا گرم شد مردم نتوانستند که حرارت آفتاب را تحمل کنند و به خانه های خود رفتند .
وقتی آفتاب به وسط السماء رسید و زمین از تابش خورشید تابستان عربستان طوری گرم شد که انسان اگر با پای برهنه قدم بر میداشت پایش می سوخت محمد (ص) و (ابوبکر) وارد قبا شدند .
هیچکس در کوچه ها نبود که ورود محمد (ص) را ببیند و فقط یک یهودی که تاریخ نامش را ضبط نکرده و آن هنگام در کوچه ها دیده می شد .
یهودی مزبور مثل دیگران می دانست که آن روز محمد (ص) باید وارد مکه شود و همین که دو ماه شتر سفید رنگ را دید و دو سوار را مشاهده نمود دریافت که محمد(ص) وارد شده است .
آنگاه در کوچه های (قبا) دوید و فریاد زد ای یهودیان آگاه باشید که اقبال شما وارد شد.
چون گفتیم که یهودیان مدینه هم مثل مسلمین انتظار آمدن محمد(ص) را می کشیدند تا اینکه به اختلافاتی که زندگی را بر آنها ناگوار کرده است خاتمه بدهد .
مردم وقتی صدای آن مرد را شنیدند از خانه ها بیرون دویدند .
نه فقط مردها و زن ها بلکه کودکان نیز در آن گرمای ظهزر از خانه ها خارج شدند که محمد (ص) را ببینند و مشاهده کنند پیغمبری که از طرف خداوند برای اعراب فرستاده شده است چه شکل دارد .
محمد (ص) و ابوبکر مقابل دو درخت خرما شترها را خوابانیدند و فرود آمدند و در سایه نخل قرار گرفتند .
تمام سکنه قبا ، اعم از مسلمان و یهودی مقابل محمد (ص) و (ابوبکر) چرگه زدند اما نمی دانستند که کدام یکی از آن دو محمد (ص) می باشد .
(ابوبکر ) چون سه سال از محمد (ص) مسن تر بود متوجه شد که ممکن است اشتباه کنندو تصور نمایند که وی پیغمبر اسلام می باشد و لذا عقب محمد (ص) قرار گرفت و ردای خود را که در راه از (زبیرالعوام) گرفته بود ازتن بیرون آورد و مثل سایه بان بالای سر محمد(ص) نگاه داشت تا اینکه آفتاب بر او نتابد.
زیرا سایه دو درخت نخل آنقدر نبود که آن دو را از حرارت آفتاب محفوظ نماید و آن سایه بان بهتر محمد (ص) را از حرارت خورشید حفظ می کرد .
آن وقت مردم محمد (ص) را به خوبی شناختند و به رسم اعراب برای خوش آمد گفتن هلهله کردند .
محلی که محمد و ابوبکر در آنجا از شتر فرود آمدند موسوم بود به محله (بنی عمرو بن عوف) و پیغمبر اسلام پرسید اینجا مال کیست ؟
جوانی از بین جمعیت برخاست و گفت این زمین مال من است و این دو نخل را من کاشته ام .
محمد (ص) گفت منظورم این بود که آیا صاحب این زمین ( که اینک نمی دانم تو هستی ) اجازه می دهد که در اینجا زیر این دو نخل سکونت کنیم و در این نقطه بیتوته نمائیم .
جوان گفت بلی یا محمد و تو تا هر زمان که میل داشته باشی می توانی در اینجا بسرببری .
ولی یکی از مسلمین (قبا) موسوم به (کلثوم ) از محمد (ص) و ابوبکر خواهش کرد که به منزل او بروند ودر آنجا استراحت نمایند .
محمد (ص) نخواست که دعوت آن را بپذیرد و گفت ما برای تو باعث زحمت خواهیم شد ولی (کلثوم) گفت یا محمد (ص) من در خانه خود یک حجره خالی دارم که محل سکونت من نیست و مورد استفاده هم قرار نمی گیرد و تو و (ابوبکر) می توانید در آن حجره منزل کنید و خود من از شتران شما محافظت خواهم نمود و آنها را سیر خواهم کرد .
محمد دعوت (کلثوم ) را پذیرفت و به خانه او رفت و در آن حجره منزل کرد و همان روز سکنه مدینه از ورود محمد مستحضر شدند و اولین کسی که از مدینه خود را به (قبا) رسانید تا محمد (ص) را ببیند ( عمربن الخطاب ) بود .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
شانزده مهرماه (8 اکتبر) در برخی نقاط دنیا از جمله ایران روز جهانی کودک است.1 انجمن حمایت از حقوق کودکان «یونیسف»، شعار روز جهانی کودک امسال 2007 ؛ "جهانی شایسته کودکان، جهانی بدون خشونت" انتخاب نموده است. تاکید بر آگاهی دادن و آموزش به خانوادهها در جهت برخورد صحیح با کودکان و در نظر گرفتن حقوق کودکان از جمله مواردی است که این صندوق امسال به آن پرداخته است.
در دین مبین اسلام لزوم توجه به کودک و دوران کودکی سفارش فراوان شده است. آیاتی که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روایات موجود همه حکایات بر اهمیت اسلام به کودکان و حقوق ایشان دارد . اسلام، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزینه منع کرد. چنانکه خداوند در قرآن کریم می فرماید:
"فرزندان خود را از ترس کمی روزی نکشید، ما به شما و آنها روزی می دهیم زیرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگی است."
رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: "به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند تصور دیگری ندارند."
والدین مسئول تأمین تمام نیازهای کودک اعم از مادی و معنوی می باشند:
نیازمندیهای جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسایل مادی امکان پذیر است تا از این طریق نیازهای بدنی او اشباع شود. این رشد و نمو با تغذیه، بهداشت کافی، آب و هوا، مسکن، خواب، بازی و امثال آن، به دست می آید.
تعلیم ورزش به کودک: حرکت و جنبش، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف حیاتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است.
نیازمندیهای روحی: انتخاب نام زیبا، نخستین احسان و نیکی پدر به کودک انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این از حقوق لازم کودکان می باشد.
احترام: پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: "به شخصیت فرزندان خود ارج نهید و آداب و آیینهای رفتار خویش را نیکو و درست گردانید تا مشمول آمرزش خدا شوید."
گاهی شعارها به نظر فوق العاده ایده آلی می آید ! ولی اگر همه آرزویش را کنند حتما محقق خواهد شد . وقتی منظره ای مثل عکس بالا را میبینم همه تنم به لرزه می افتد . فکر می کنم اگر کاری کنیم که کودکان از رفاه نسبی عاطفی و مادی برخوردار شوند و بتوانند از حداقل های رفاهی و آسایشی بهره مند گردند ، آن وقت است که می توان به جهانی بهتر و عاری از جنگ و خشونت دست یافت. مخصوصا اینکه جنگ و آسیب هایش اول از همه به کودکان آسیب میزند و همه روان آنها را طوری به هم میریزد که عوارض آن گاهی غیر قابل جبران است !
من خودم از کودکی ام چندان خاطره ای ندارم ولی هر وقت که صدای آژیری را می شنوم و یا ریزش ساختمانی ، حتی از تلویزیون ، آنقدر به هم میریزم که حتی گاهی گریه ام می گیرد .
تازه اینها عوارض نامرئی جنگ است ! بقیه اش بماند برای بعد!
بر اساس ماده یک پیمان نامه حقوق کودک، همه کودکان و نوجوانان کمتر از 18 سال زیر پوشش این پیمان نامه هستند. بر مبنای برآوردهای جمعیتی در سرشماری 1375، در ایران حدود 30 میلیون کودک و نوجوان در این گروه سنی قرار دارند.
مفاد متعدد این پیمان نامه بر حقوق کودکان در استفاده از شرایط مناسب زندگی، تغذیه کافی، حق آموزش، دسترسی به مراقبت های بهداشتی و پزشکی، تحقیر نشدن، حق بازی کردن، ممنوعیت کار روزمره، ممنوعیت شرکت در جنگ، حق اظهار عقیده و... تأکید داشته است.
هر بچه ای که در هر کجای جهان بدنیا می آید نخست برای مسئولین کشورش و سپس برای خانواده اش وظیفه ای را بوجود می آورد که برای دوران کودکی، نوجوانی و وارد جامعه شدنش برنامه ریزی های درازمدتی را پایه ریزی کنند. به عبارت ساده تر در درازمدت، می بایست سرمایه گذاریهای بسیار دقیقی از سوی دولت برای امروز و آینده این کودکان و نوجوانان در سطح کشور انجام گیرد.
حال این سئوال اساسی وجود دارد که در جمهوری اسلامی برای امروز و فردای این 30 میلیون نفر چه پیش بینی هائی انجام شده است؟
1 ـ «از رشد جمعیت جلوگیری نکنید، اسلام به سرباز نیاز دارد» ـ آیت الله خمینی (اردیبهشت 1358).
2 ـ در برنامه سوم توسعه کشور هیچ بودجه ای به این 30 میلیون نفر اختصاص داده نشده است.
3 ـ بر اساس آمارهای دوران طلائی حکومت آقای خاتمی تنها بین سالهای 80-76، تعداد نمازخانه ها 29.3 درصد افزایش پیدا کرده است.
4 ـ بر اساس آمارهای دوران طلائی حکومت آقای خاتمی تنها بین سالهای 80-76، تعداد امام های جمعه مدارس 31.4 درصد افزایش پیدا کرده است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
مقدمه
درباره دنیا و آخرت و نحوه ارتباط آن دو عده ای راه افراط پیموده و گروهی به تفریط گراییده اند. عده ای اساساً جهان آخرت را انکار کرده و تنها به دنیا دل بسته اند و کامروایی خود را در رسیدن به زرق و برق دنیا می پندارند و برای به چنگ آوردنش از هیچ کاری فروگذار نمی کنند.
گروهی دیدگاهی کاملاً متفاوت با دسته اول دارند و بر این باورند که منزلگاه اصلی و ابدی انسان ها آخرت است و برای رسیدن به سعادت جاودانه آخرت، باید به دنیا پشت پا زد و از مواهب و لذت های دنیا به کلّی چشم پوشید و رهبانیت پیشه کرد.
اوصاف دنیا
از نگاه قرآن انسان موجودی بسیار والا و ارجمند، امانت دار و خلیفه الهی است. خدای بزرگ انسان را برای خود برگزیده، راه کمال و قرب را به روی او گشوده، امکانات سیر تا بی نهایت را در اختیارش گذاشته و فرصت زندگی دنیا را برای طی نمودن مسیر تکامل برایش مهیا ساخته است.
از نگاه قرآن منزلگاه اصلی و ابدی انسان ها سرای آخرت و دنیا گذرگاه رسیدن به آن است. نیز برای این که انسان ها گذرگاه دنیا را منزلگاه نپندارند با هشدارهای تکان دهنده و با استفاده از تمثیل های گوناگون حقیقت دنیا را ترسیم کرده، از فنا پذیری و ناچیزی آن سخن به میان آورده، درباره دلربایی و فریبندگی دنیا هشدار داده و از سرگرم شدن به آن و فراموش کردن هدف، سخت بر حذر داشته است.
قرآن از انسان ها مؤکداً خواسته که از فرصت کوتاه دنیا برای منزلگاه ابدی و تکامل و قرب بهره ببرند و دنیا را به تجارت خانه ای تشبیه کرده و سود آن را به دست آوردن نعمت های جاودانه بهشتی معرفی کرده است.
در این جا با استفاده از آیات نورانی الهی تلاش می کنیم به درک صحیحی از حقیقت دنیا برسیم و اوصافی را که قرآن در معرفی دنیا بیان کرده مرور نماییم.
خدای متعال درباره حقیقت دنیا و مراحل مختلف آن می فرماید:
﴿ واعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفراً ثم یکون حطاماً و فی الآخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ماالحیوه الدنیا الامتاع الغرور﴾
«بدانید که همانا زندگانی دنیا بازیچه و سرگرمی و زیور و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و اولاد است. همانند بارانی که کشاورزان را گیاه آن خوش آید، سپس پژمرده شود و آن را زرد شده بینی، سپس خرد و ریز شود، و در آخرت هم عذابی شدید هست و هم آمرزش و خشنودی از جانب خداوند، و زندگانی دنیا جز مایه فریب نیست.»
اوصاف دنیا از نگاه قرآن
1- فناپذیری
خدای متعال در آیات متعددی از فناپذیری دنیا سخن به میان آورده و این حقیقت را با ذکر مثال های زنده و روشن بیان کرده است.
خدای متعال فرموده:
﴿ واضرب لهم مثل الحیوه الدنیا کمآءٍ انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض فاصبح هشیماً تذروه الریاح و کان الله علی کل شیء مقتدراً المال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثواباً و خیر املاً﴾
«و برای آنان داستان زندگی دنیوی را به آبی مثل بزن که آن را از آسمان نازل کنیم و به آن گل و گیاه زمین آمیزد، و سرانجام خرد و خوار شود که بادها پراکنده اش کند، و خداوند بر هر کاری تواناست. اموال و پسران، تجمل زندگی دنیوی است، و کارهای ماندگار شایسته، نزد پروردگارت خوش پاداش تر و امیدبخش تر است.»
2- سرای ناچیز
قرآن مجید در آیات متعددی از بی مقداری و ناچیزی زندگی دنیا سخن گفته است. در آیه ذیل خدای متعال برای ترسیم ناچیزی زندگی دنیا، صحنه ای جالب و گویا از اعترافات بندگان در روز قیامت را بیان کرده است:
﴿ قال کم لبثتم فی الأرض عدد سنین
قالو لبثنا یوماً أو بعض یوم فسئل العادین
قال إن لبثتم إلا قلیلاً لو أنکم کنتم تعلمون
أفحسبتم أنما خلقناکم عبثاً و أنکم إلینا لا ترجعون
فتعالی الله الملک الحق لا إله إلا هو رب العرش الکریم﴾
«گوید: چه مدت در روی زمین، به شمار سالیان، به سر بردید؟
گویند: روزی یا بخشی از روز به سر بردیم [باید] از شمارگران بپرسی.
گوید: اگر می دانستید جز اندکی به سر نبرده اید.
آیا پنداشته اید که شما را بیهوده آفریده ایم، و شما به نزد ما باز گردانده نمی شوید؟
بزرگا خداوند که فرمانروای بر حق است، خدایی جز او نیست که پروردگار عرش گرانقدر است.»
3- سرای سرگرمی و بازیچه
خدای متعال در آیات متعددی سرای دنیا را با دو عنوان «لعب= بازی» و «لهو= سرگرمی» توصیف کرده و از جمله فرموده است:
﴿و ما هذه الحیوه الدنیا إلا لهو و لعب و إن الدار الآخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون﴾
«و این زندگانی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست. و زندگی حقیقی بی گمان در سرای آخرت است؛ ای کاش می دانستند.»
آری زندگی دنیا یک نوع سرگرمی و بازی است؛ مردمی جمع می شوند و به پندارهایی دل می بندند، بعد از چند روز پراکنده می شوند و در زیر خاک پنهان می گردند و همه چیز به دست فراموشی سپرده می شود؛ اما حیات حقیقی که فنایی در آن نیست، حیات اخروی است. خدای متعال در آیه دیگر این حقیقت را این گونه بیان کرده است: